نشسته بودم تو کافه. یهدختر جوونی اومد نشست میز روبرو. با لبخند سلام کرد. با همون لبخند هم بهاطراف…
انتشار: 2026/06/30 11:08 UTC
نشسته بودم تو کافه. یهدختر جوونی اومد نشست میز روبرو. با لبخند سلام کرد. با همون لبخند هم بهاطراف نگاه میکرد. وقتی هم یهگنجشک اومد نزدیکش نشست، با همون لبخند بهش سلام کرد. خواستم برم بهش بگم ببین! من آدمایی که نور از صورتشون رفته رو می شناسم. تو رو خدا این نور رو حفظ کن!✍اورج جورول@Aalijnab
