به فاصلهٔ سه چهار روز با دو عزیز حرف زدم که میگفتند «کتاب در ایران مُفته.» و گفتم «عمرا اگر جرات د…
انتشار: 2026/07/19 14:05 UTC
به فاصلهٔ سه چهار روز با دو عزیز حرف زدم که میگفتند «کتاب در ایران مُفته.» و گفتم «عمرا اگر جرات داشته باشید اینو بلند بگین!» اولی تا رسید به کتابفروشی و دید که *طلا در مس* رضا براهنی را به سهمیلیونوسیصدهزار تومان داریم، فوری خرید. این کتاب حداقل سه سال مانده بود اینجا و هر بار فقط قیمتاش را پابهپای ناشر عوض کرده بودیم. لابد تعجب منو دیده بود که گفت «همین یکماه پیش یک کتاب گرفتم کمتر از جلد اول طلا در مس، به شصتودو دلار.و ما بدبختبیچارهها که بشمارسه شروع میکنیم با دلار روز، ضربدر کردنش؛ اون روز به گمانم دلار هنوز روی صدوهشتاد هزار تومان بود و امروز نشده بود که صدونودوپنج هزار تومان شده باشد. حساب کردم و دیدم اوه! یه کتاب رو خرید به پول ما بالای یازده میلیون تومان.همین هم شد که اون روز اصلا تعجب نکرده وقتی دو پلاستیک کتاب جمع کرد که سر جمع شد چهارده میلیون تومان و من ذوق کرده بودم از چنین خریداری و او احتمالا، خوشحالترین صیادِاین روزها.بعدش فکر کردم خب دلاری حقوق میگیرند و دلاری هم خرج میکنند.بعد یک روز بعدترش با عزیز دیگری حرف زدم که گفت «در تمام هفت سال گذشته، هیچوقت نتونستم کتابهای درسیام را نو و تازه بخرم.» بعد هم توضیح داد که کتابهای نو و دستاول، زیر پنجاه دلار نیست و قاعدتا زور یک دانشجویی مثل من نمیرسد و میروم توی دستدوم فروشها و همون کتابها را بین ده تا بیست دلار میخرم.همون وقت که اینها را میگفت ذهن من مشغول این موضوع شده بود که «چقدر شبیه ایران! اینجا وقتی میروی به سایتهای دستدوم فروش مثل ترب و باسلام و… میبینی دستدومفروشها نهتنها همقیمت کتابفروشیها نیستند که خیلی وقتها بیستدرصد هم گرانتر از ماها هستند.به هر حال اینجا ایران است و صدای ما را از یک کتابفروشی خلوت میشنوید.دلار چند شده الان؟ یا الان؟@aamoutbookstore





