تا به کی بی سر و سامانی و سرگردانیدردهای دل من را تو فقط میدانی .....آنقَدَر ناله کنم تا که به دادم…
انتشار: 2026/07/05 07:32 UTC
تا به کی بی سر و سامانی و سرگردانیدردهای دل من را تو فقط میدانی .....آنقَدَر ناله کنم تا که به دادم برسیکه بیایی تو شبی خانه ی من مهمانیدوش کز کوچهی قلبم تو گذشتی ز وفامن وُ مهتاب کشیدیم سَرَک پنهانی .....حکم دیوانگی و مست و خرابم دادیپاک کن مُهر خطا از سرِ این پیشانیاز درِ میکدهات رانده شدم جرمم چیست؟مثل حوا تو مرا سوی زمین میرانی؟؟آدمی وسوسهی گندم و سیب از ملکوتدر زمین گشت گرفتار شب ظلمانی ....نذر کردم که اگر آمدی ای ماه تمام ....کنم این لاشهی بیجان تنم قربانی .....تا سحر چشم به در دوخته بودم گویی خواب دیدم که مرا سوی خودت می خوانی!!ای سرآغاز غزل، مرثیه ی پایانی .....تا به کی بی سروسامانی و سرگردانی؟؟🍃🌺🍃





