اما شکسپیر بهرغم اینهمه، بهرغم بیبدیل بودنش در تصویر کردن مستبدانِ تا زانو در خون فرورفته، کمی…
انتشار: 2026/07/23 18:40 UTCدریافت: 2026/08/10 22:16 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 22:16 UTC
اما شکسپیر بهرغم اینهمه، بهرغم بیبدیل بودنش در تصویر کردن مستبدانِ تا زانو در خون فرورفته، کمی سادهلوح بود، چون هیولاهایش دچار شک و عذاب وجدان و احساس گناه میشدند و خوابهای آشفته میدیدند. روح مقتولانشان پیش چشمشان ظاهر میشد. اما در زندگی واقعی، زیر سیطرهی وحشت واقعی، وجدان معذب کجا بود؟ خواب آشفته کجا بود؟ اینها همه احساساتیگری و خوشبینی کاذب است، امیدی است به اینکه دنیا آنطور باشد که ما دلمان میخواهد، نه آنطور که واقعاً هست. آنهایی که چوبها را میبریدند و خاکارهها را به پرواز درمیآوردند، آنهایی که پشت میزهای کارشان در عمارت بزرگ بلوموری میکشیدند، آنهایی که پای حکمها را امضا میکردند، تلفنی فرمان را میدادند و پوشه را -و همراه آن زندگی کسی را- میبستند، باری، چند تا از آنها خوابهای بد میدیدند؟ روح مردگان برابر چند تا از آنها ظاهر میشد تا شماتتشان کند؟•هیاهوی زمانجولین بارنز / ترجمهی سپاس ریوندی


