...چشم دو چشمه ی جوشان به گریه اش وا شد دهان دردحلقه ی خاکستری نخ سیگارپای پنجره در انزوای جان د…
انتشار: 2026/08/05 20:48 UTCدریافت: 2026/08/07 01:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 01:10 UTC
...چشم دو چشمه ی جوشان به گریه اش وا شد دهان دردحلقه ی خاکستری نخ سیگارپای پنجره در انزوای جان دادنتن آویز ندای اذان موذن زادهچون ماهی خیس تنگتکیه داده ام به دیوار نمناک باراندر هوای هیز مرگ مه آلودآرام بیا کمی شعر شویم و محو ردیف سرفه های توتونابرمِهسیگاردپاکین راه می رود در گلوی اتاق روی رویای آبی زن باران اشک ، خون و شبیخونچتر همآغوش وارونگی دردر باران ...برقص در چشم ... برقصدر شب ...برقصمیان بوی توتون و فنجانی تلخپشت پرده ی پاره پوره یاین کافهآرام بیاتا زن دود شوددر پنجره روی به روی خیابان و تمام!#لیلا_ادبی#شعر instagram.com/p/Dbq2-RbIiWGrEnNz_vUshY7-z…
