https://t.me/Adabiyyatsevanlar
انتشار: 2026/08/02 03:14 UTCدریافت: 2026/08/05 00:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 00:17 UTC
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — ادبیات سئونلر
اوستاد «سؤنمز»دن استقبال ائلدار موغانلیبیر گؤیرچین کیمی دنسیزلهمیشمبولبولم یازدا چمنسیزلهمیشماوستاد کریم مشروطهچی(سؤنمز) قاناد آچ ماوی سمادا یئنیدن،نه روادیر بئله دنسیزلهیهسن؟!گؤزلهییر اوچماغینی شانلی وطن،بو گئنیش دونیادا دنسیزلهمه سن! قیشا خال سالمادادیر گوللو باهار،اریییر داغلارین اوستوندهکی قار؛دویسا یاز عطرینی بولبول اوخویارکؤنول آچ یازه چمنسیزلهمه سن! ساچینا چوخلودا دن دوشسه اگر-قایدادیر داغ باشینا قار تؤکولر؛کؤنلونه قویما قونا غصه – کدر،دؤز باهار عشقینه شنسیزلهمه سن! سنی داغ ساندی بو اود یوردو آنان،داغ کیمی ذیروهسی چن اولمالیسان؛داغلارین هئیبتیدیر چنله دومان،بئله چنسیزلهمه، چنسیزلهمه سن! گل داریخما! گؤرونور «بابک» ایزیاوجا داغلاردا سوراقلار او بیزی؛اود دیاری ایسیدیر قلبیمیزی«نبی»لر چوخدو ارنسیزلهمه سن! کؤکلهنیب «جنگی»لر اوسته سازیمیز،«چنلی بئل»دن اوجالیر آوازیمیز؛سس وئریر «روشن»ه «خان ائیواز»یمیز،بئله بیر صحنهده تنسیزلهمه سن! بیر یانار داغ کیمی «سؤنمز»دی اودون،بو یانار شعلهنی هر دم قورودون؛اؤلکهنی اود نفهسینله بورودون،دردلی اولما و وطنسیزلهمه سن!دؤز باهار عشقینه شنسیزلهمه سن! اردیبهشت 1366- تبریزt.me/Adabiyyatsevanlar
اوستاد «سؤنمز»دن استقبال ائلدار موغانلیبیر گؤیرچین کیمی دنسیزلهمیشمبولبولم یازدا چمنسیزلهمیشماوستاد کریم مشروطهچی(سؤنمز)t.me/Adabiyyatsevanlar
علی_کریمقایتار_آنا_بورجونو کیتابیندانکؤچورن: شهرام_گلکارنه اوچونسه یادیمابیر بولاق دوشدو بو دم.من بیر بولاق گؤرموشم،اصلینده گؤرمهمیشم.چوخ باخدیم دیبیندهکیالوان داشا، یوسونا.دوستوم دئدی: -نه باتدینیئنه شعر یاسینا؟ایچ... یو دا ال اوزونو...گؤزل سودور بو سو، یو.دوْنوب قالمیشدیم آنجاق.ائله شفافدیر بولاق.گؤرونمهییردی سویو.هر دورلو، هر قانادلیقلبی یاریتمالیییق.بو صاف سویا بنزهین،هاوا یاراتمالیییق!t.me/Adabiyyatsevanlar.
فاطمه_ ملک_ زادهاین گلها که از دلِ سنگها روییده اند به بچه هایی میمانند که در زندانها بدنیا میآیندبه دختری که مشق هایش را سرِ قبرِ مادرش مینویسدبه ساعتِ شومِ پنجِ صبحِ روسپی خانه هابایست ساعتِ دیوانه من! در درهایِ خالی سکوت زندگی میکنددر سیاه چادری دوررویِ خطِ باریکِ یک مرزآنجا که ترک خوردگیِ پوستِ درختان خطِ چینی را میمانَد ماه که از کشتزار ِ قهوه برگشتهگفت که تاریکیبا ترانه رمز آلودی که بر صورتشخالکوبی شده شاعران را به حرف در میآورَدبایست ساعتِ دیوانه من! گذرِ زمان جستجویِ دور دستها را به اغما بردهدستم آمده که کلمه ها خسته اندخدا یادش رفته بودواکسنِ bcj را یادِ ماه افلیج بیاورِدبایست ساعتِ دیوانه من! میروم که اُکسی کدون ام را بخورمآدمی به تنگنا که بیافتدهمه چیز را میگویدt.me/Adabiyyatsevanlar
سارتری بائرتمن،در ۹ اوت ۲۰۰۲، ۱۸۷ سال پس از مرگش، پیکر سارتری بائرتمن، بردهٔ سیاهپوستی که ربوده شده و در باغوحشهای انسانی اروپا به طرز تحقیرآمیزی به نمایش گذاشته میشد، به آفریقای جنوبی بازگردانده شد.داستان دردناک او یادآور رنج زنان سیاهپوست آفریقایی به دست هیولاهای استعمارگر سفیدپوست غربی و وحشیگری بردهداری آنهاست.بائرتمن در سال ۱۷۸۹ در آفریقای جنوبی به دنیا آمد. او در آنجا بردهٔ یک مزرعه و کاملاً بیسواد بود، تا اینکه در سال ۱۸۱۰ به استعمارگر بریتانیایی، ویلیام دانلوپ فروخته شد. دانلوپ فرصت را غنیمت شمرد تا یک باغوحش انسانی راه بیندازد و او را مانند یک «بوزینه» در قفسی به نمایش بگذارد.در لندن، دانلوپ او را در یک باغوحش انسانی در قفسی زندانی کرد و مجبور شد در مقابل سفیدپوستان برهنه ظاهر شود و با پرداخت مبلغی ناچیز، به مردان اجازه داده میشد او را لمس کنند و در مقابل صدها مرد، به او تعرض جنسی کنند.آزار سارتری در لندن آنقدر شدید بود که حتی اعتراضاتی در خیابانها برای توقف این رفتار تحقیرآمیز برپا شد و حتی به یک محاکمه به اتهام شکنجه انجامید. جنایتکار نژادپرستی که او را خریده بود، ویلیام دانلوپ، در ازای آزادیاش به او قول داد که در دادگاه شهادت دهد که مورد آزار قرار نگرفته است. سارا نیز با این کار موافقت کرد.پس از رهایی از مجازات، بردهدار دانلوپ به قول خود وفا نکرد و سارتری را به جنایتکار دیگری، یک رامکنندهٔ حیوانات فرانسوی، فروخت که او را به مدت ۱۵ ماه در پاریس در باغوحش انسانی دیگری به نمایش گذاشت و به او تجاوز کرد و باردارش ساخت.در سال ۱۸۱۵، در یکی از نمایشهای تحقیرآمیز او در پاریس، توجه دانشمندان فرانسوی، به ویژه ژرژ کوویه، جلب شد که نمونهای کامل برای اثبات نظریههای برتریطلبی سفیدپوستان مبنی بر اینکه «سیاهپوستان از بوزینهها نشأت گرفتهاند و از سفیدپوستان پستترند» دید.سارتری توسط کوویه خریداری شد... اما باز هم برای نمایش مانند یک حیوان در آکادمی سلطنتی پزشکی پاریس، جایی که مجبور شد در مقابل صدها دانشمند برهنه ظاهر شود و نظراتی مانند «هرگز سر انسانی را ندیدهام که اینقدر شبیه سر یک بوزینه باشد» را بشنود.در اواخر سال ۱۸۱۵، پس از پنج سال تحمل انواع آزارها، سارتری بائرتمن سرانجام کاملاً تنها در خیابانهای پاریس سرگردان شد و در فقر و بیماری با بدنی از همپاشیده، در ۲۹ دسامبر ۱۸۱۵ در سن تنها ۲۵ سالگی درگذشت.حتی پس از مرگ نیز به تحقیر او ادامه دادند. کوویه، دانشمند فرانسوی، از بدن او قالب گچی گرفت و اسکلت، مغز و اندام تناسلی او را برای بیش از ۱۶۰ سال در موزهٔ انسان پاریس به نمایش عمومی گذاشت... تا سال ۱۹۹۴ که فرانسه تصمیم گرفت بقایای او را از معرض دید عمومی خارج کند و تا سال ۲۰۰۲ که جسدش به آفریقای جنوبی بازگردانده و به خاک سپرده شد، طول کشید.استعمارگران بریتانیایی و فرانسوی او را تنها در عرض ۵ سال پس از خروج از آفریقا، با آزار و اذیت، تجاوز و تحقیر روانی به قتل رساندند.این داستان سارتری است، اما همچنین داستان میلیونها زن آفریقایی بینام است که توسط استعمار غرب به قتل رسیده و مورد آزار قرار گرفتهاند...اینها اجداد همان کسانی هستند که امروز از تهاجم مهاجران سخن میگویند و حرفشان این است که نمیتوانند از افرادی که به فرهنگشان احترام نمیگذارند پذیرایی کنند. خوب جنایتکاران، تاریخ فرهنگ شما همین است، شماها در طول تاریخ با همین فرهنگی که به آن مینازید چه جنایتهایی که مرتکب نشده اید.این دقیقا همان فرهنگ آنهاست.t.me/Adabiyyatsevanlar
"سارتری بائرتمن"t.me/Adabiyyatsevanlar




