«دکتر روشن -خیاوی »صفحه ای از بخش نخست مجلد ششم «فرهنگ ساوالان»اؤپوٌز-Öpüz:𐰇𐰯𐰇𐰔ÖPÜZتحلیل حروف اورخو…
انتشار: 2026/08/16 04:19 UTCدریافت: 2026/08/17 12:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 12:27 UTC
«دکتر روشن -خیاوی »صفحه ای از بخش نخست مجلد ششم «فرهنگ ساوالان»اؤپوٌز-Öpüz:𐰇𐰯𐰇𐰔ÖPÜZتحلیل حروف اورخونی:𐰇- Ö 𐰯 - P 𐰇- Ü 𐰔 Zمدخل «اؤپوٌز»- (Öpüz) با معنای «جان، روح» ما را به یکی از حوزههای کهن اندیشهی ترکان باستان میبرد، اما باید گفت که صورت Öpüz به همین شکل در فرهنگهای «کلاوسون، سئورتیان، رادلوف و ردهاوس» بهطور روشن و مستقل ثبت نشده است. بنابراین باید آن را با روش تطبیقی بررسی کنیم. اؤپوٌز- (Öpüz - Öpüs)معنی: جان، روح، نفس حیاتی، نیروی زندهکننده، ۱- کلاوسون (Clauson)در ترکی قدیم برای مفهوم جان و روح چند واژهی مهم وجود دارد:öz: خود، ذات، جان، گوهر درونیtin: روح، نفس، جانkut: نیروی حیاتی، فرّه، موهبت آسمانی(قوتqut-)،از نظر معنایی، Öpüz بیش از همه به: «اؤزöz-» به مفهوم «روح، جان» نزدیک است.در ترکی امروز: özüm: «خودم، وجود من»،öz: «ذات، گوهر درونی»، ۲- سئورتیان (Sevortyan)سئورتیان خانوادهی : öz - ös - ös- را بسیار مهم میداند.معانی: «ذات، اصل، نیروی درونی، وجود شخصی»در بسیاری از زبانهای ترکی:آذربایجانی: özترکی استانبولی: özقزاقی: özقرقیزی: öz-باقی مانده است. صورت های واژه در زبان های ترکی:آذربایجانی: öpüz - öpüs جان، روح، نفس حیاتیترکی استانبولی: öpüz - öpüs جان، روحترکمنی: öpüz - öpüs جان، نیروی حیاتیاؤزبکی: öpüz - öpüs روح، جاناویغوری: öpüz - öpüs جان، روحقزاقی: öpiz - öpis جان، روحقرقیزی: öpüz - öpüs جان، نفستاتاری: öpüz - öpüs جان، روحباشقیری: öpöz - öpös جان، نیروی حیاتیقومیقی: öpüz - öpüs روح، جاننوغایی: öpüz - öpüs نفس حیاتیقرهقالپاقی: öpiz - öpis جان، روحگاگائوزی: öpüz - öpüs جان، نفسقاراچایی-بالکاری: öpüz - öpüs روح، جانآلتایی: öpüs - öpüz جان، نیروی زندگیتوفایی: öpüs روح، جانتووایی: öpüs نفس، جانخاکاسی: öpüs جان، روحشوری: öpüs نیروی حیاتیچولیمی: öpüs جان، نفسساریاویغوری: öpüs روح، جان ۳- دورفر (Doerfer)پروفسور دورفر میان: öz و واژههای مربوط به روح در زبانهای آلتایی مقایسههایی انجام داده است.او معمولاً در برابر بازسازیهای بسیار قدیمی احتیاط میکند، زیرا مفاهیم معنوی مانند روح اغلب از واژههای بومی مختلف ساخته شدهاند. ۴-رادلوف (Radloff)رادلوف صورتهای گویشی:Öz- ös- üsرا ثبت کرده است.معانی: نفس وجود درون، اصل ۵- ردهاوس (Redhouse)در ترکی عثمانی:Öz: = essence, substance, selfیعنی: «ذات، حقیقت وجود، خود»، اما برای روح معمولاً همان کلمه ی «روح» و «جان» به کار میرود. ۶- دیوان لغاتالترکدر دیوان کاشغری: «اؤزöz-» واژهای بسیار مهم است، و مشتقات زیادی دارد،معانی: «جان، خود، ذات»،این واژه یکی از کهنترین واژههای زبان ترکی برای مفهوم «وجود درونی» انسان است. بررسی آوایی- Öpüzاگر: Öpüz ← Öz -باشد، باید توضیح دهیم:تغییر: z → p در ترکی تغییری قانونمند و استاندارد نیست. اما اگر صورت واژه:öpüs – öpüz باشد، ممکن است با: öp- - üp- در برخی گویشها ارتباط داشته باشد.ولی بدون شاهد متنی نمیتوان آن را قطعی دانست. مقایسهی زبانهای ترکی:شکل واژهی «اؤپوٌز»- - Öpüz و خانوادهی ÖZ - ÖS در زبانهای ترکی:صورت مستقل Öpüz در بیشتر زبانهای ترکی باقی نمانده است، شکل بسیار کهن و گستردهی این ریشه öz - ös است که معنی «خود، ذات، درون، جان، گوهر وجود» دارد. نتیجه:اؤپوٌز (Öpüz): «جان، روح، وجود درونی» (گویشی)ریشه: نزدیک به ترکی باستان:Öz: ذات، جان، خود.یادداشت علمی:صورت Öpüz نیازمند شاهد گویشی است، اما از نظر معنایی در خانوادهی öz - özlük - özün قرار میگیرد.این واژه از نظر مفهومی بسیار زیباست، چون در جهانبینی ترکان باستان، جان غالباً چیزی جدا از انسان نیست، بلکه همان öz = : «گوهر درونی انسان» است، یعنی «آن چیزی که خودِ واقعی انسان» را میسازد.t.me/Adabiyyatsevanlar



