از نظر من غزلهای «منزوی» انتهای عاشقانهسرودن و عاشقبودن یک شاعر را فریاد میزند. مثلا حتی حالا ک…
انتشار: 2026/07/15 01:52 UTCدریافت: 2026/08/12 11:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 11:20 UTC
از نظر من غزلهای «منزوی» انتهای عاشقانهسرودن و عاشقبودن یک شاعر را فریاد میزند. مثلا حتی حالا که نزدیک به هشت سال از آن روزها میگذرد هنوز نتوانستهام لحن جوانکِ منزویخوانِ انجمن شعر دانشگاه را فراموش کنم و هنوز هم قاطعانه معتقدم هیچ بیتی نتوانستهاست با توصیف یک همآغوشیِ ساده، آنگونه مرا سر ذوق بیاورد. چنان گرفته تو را بازوان پیچکیامکه گویی از تو جدا نه! که با تو من یکیامنه آشناییاَم امروزی است با تو همینکه می شناسمت از خوابهای کودکیامنسیم و نخ بده از خاک تا رها بشودبه یک اشارهی تو روح بادباکیامبه خون خویش شوم آبروی عشق آریاگر مدد برساند سرشت بابکیام_حسین منزویarast vibe♡