💠سیسال عقبنشینی؛از سرمایه انسانی نفت چه باقی مانده است؟!آنجا که بیخردی، بیتدبیری، بیلیاقتی وصر…
انتشار: 2026/08/21 15:54 UTCدریافت: 2026/08/22 04:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 04:51 UTC
💠سیسال عقبنشینی؛از سرمایه انسانی نفت چه باقی مانده است؟!آنجا که بیخردی، بیتدبیری، بیلیاقتی وصرفا تملقگویی بر مسند قدرت مینشیند، ماجرا دیگر فقط دشواری و سختیهای کار کردن نیست؛ آنجا، آرامآرام یک سازمان از درون فرسوده و پوسیده میشود.شایستگی به حاشیه میرود، تخصص بیاعتبار میشود کرامت، عدالت و حقیقت مستمرا، قربانی مصلحتاندیشی و عافیتطلبی ها میگردد. فرصتها بر اثر تصمیمهای نادرست از بین میروند و سرمایههای انسانی و اجتماعی، دلزده، بیانگیزه و بیاعتماد میشوند.وقتی افراد ناشایست به جایگاه مدیریتی میرسند، حفظ صندلی و موقعیت شخصی مهمتر از منافع بلندمدت سازمان میشود. در چنین شرایطی، برای ماندن، در برابر حرف زور ، ظلم و بدعت ها و زیرپا گذاشتن ساختارهای قانونی هشتادساله و تصمیمهای غیرمنطقی ، سکوت می شود و هزینه این سکوت را باید یک مجموعه باسابقه، ریشهدار و تاریخی و انسانهای زجرکشیده و باشرف و خانواده ها بپردازند.وزارت نفت (که سالهاست این چنین شده) ،با نزدیک به یک قرن سابقه، تنها ساختمانها، تأسیسات و تجهیزات نیست؛ مهمتر از اینها، یک سرمایه انسانی و یک فرهنگ و ساختار سازمانی منحصربفرد در ایران بوده که درطی دههها با زحمت شکل گرفته است.اما امروز این پرسش جدی مطرح است که از آن میراث چه باقی مانده است؟از وضعیت استخدام ها، جذب، نگهداشت و ارتقای نیروی انسانی گرفته تا نظام پرداخت حقوق و مزایا، پاداش و پایان خدمت؛ از امکانات رفاهی و اقامتی گرفته تا سبک انتخاب و انتصاب مدیران؛ و از بیعدالتی و تبعیض تا پارتیبازی و بیاعتنایی به شایستگیها، همه و همه نشانههایی هستند که باید درباره روند فرسایش سرمایه انسانی در صنعت نفت طی سه دهه گذشته با صراحت و بدون تعارف سخن گفت.رفاه کارکنان؛ حقی که هر روز کوچکتر شده استمقایسه وضعیت امکانات رفاهی کارکنان رسمی نفت با برخی سازمانهای بزرگ کشور، پرسشهای جدی در ذهن ایجاد میکند.برای نمونه، در مجموعههای بزرگی مانند سپاه پاسداران، طی سالهای گذشته سرمایهگذاری قابل توجهی برای ایجاد و توسعه امکانات اقامتی، رفاهی و تفریحی انجام شده و دهها شهرک توریستی (در اندازه محمودآباد) در اقصی نقاط کشور با سازوکار استفاده و سهمیه ای مشخص،شفاف و در دسترس برای هر نیروی کادر رسمی ایجاد و برای کارکنان آن مجموعه تعریف و سازماندهی منظم شده و در اختیارشان قرار گرفته است. بدون هیاهو و سرو صدااما در صنعت نفت، طی چهار دهه، نهتنها توسعه متناسبی در زیرساختهای رفاهی تفریحی برای کارکنان اتفاق نیفتاده، بلکه در بسیاری موارد امکانات موجود نیز محدودتر شده ؛ در حالی که تعداد کارکنان واجد شرایط استفاده از این امکانات دهها برابر افزایش یافته است.نتیجه روشن است:تعداد متقاضیان بیشتر شده، اما ظرفیت و فرصت و امکان استفاده کمتر.در چنین شرایطی، انتظار طبیعی کارکنان این است که دستکم فرآیند تخصیص امکانات موجود، شفاف، عادلانه، قانونمند و قابل نظارت باشد؛ اما متأسفانه، چنین عدالت و شفافیتی هم برای کارکنان محسوس نیست.چرا باید کارکنان رسمی نفت، که بخش مهمی از این امکانات با سرمایه و منابع سازمانی متعلق به آنان در گذشته ها ایجاد شده، سالها در انتظار استفاده از آنها باشند؟اگر قرار است کارکنان رسمی حداکثر هر پنج سال یکبار بتوانند از مجموعههایی مانند محمودآباد استفاده کنند، چرا عدهای زیادی بیست سال و بیشتر از این حق محروم بمانند؟چرا باید امکاناتی که با سرمایه و منابع صنعت نفت ایجاد شده، بدون سازوکار روشن و شفاف در اختیار افرادی خارج از مجموعه قرار گیرد، در حالی که کارکنان رسمی همان مجموعه سالها در انتظار یک نوبت استفاده هستند؟و اگر قرار است نیروهای پیمانکاری و قراردادی نیز از این امکانات استفاده کنند، که اصل حمایت از رفاه آنان نیز بجای خود قابل دفاع است، چرا به جای تقسیم یک ظرفیت محدود و کوچکتر کردن سهم اندک کارکنان رسمی، برای توسعه زیرساختهای رفاهی و تاسیسات جدید و بیشتر متناسب با تعداد و نیاز همه کارکنان برنامهریزی درستی نمیشود؟مسئله فقط محمودآباد نیستموضوع فقط یک مجموعه اقامتی یا یک سهمیه رفاهی نیست.موضوع، حق برخورداری عادلانه کارکنان از ثمره سالها خدمت و مشارکت در ساختن یک سازمان بزرگ اقتصادی، صنعتی است. جایگاه ما در اقتصاد کشور با این مشقتها و زحمات طاقت فرسا کجاست؟چرا ساختار عادلانه و مناسبی حداقل برابر با دیگر سازمانها برای کمک به معیشت و رفاهیات ، امور فرهنگی،ورزش و.. خانواده های ما وجود ندارد و هر روز هم همان اندک باقیمانده ها کمتر میشود؟

