▪️ذبح عظیم▪️یا علی! پیرانهسر فرزند پاکت جان به کفبا تنی صدپاره آمد سوی ایوان نجفباز کن آغوش خود را در برش گیر آنچنانکز تنش بیرون بیاید خستگی، یابد شعفراهیاش کن از نجف سوی خیام کربلاتا به استقبالش آیند اهل بیت از هر طرفیا حسین! این نایب مهدی که عطشان شد شهیدگفت لاتحزن به ما عمری، تو گویش لاتخفدختری یکساله در تابوت دارد غرق خونگوهری دردانه آوردهست با خود در صدفزینب کبری! به استقبال بشرایش بیادختری از نسل حیدر، یاس پرپر را خلفام کلثوما! عروسش را در آغوشت بگیرمجتبی گوهر فرستادهست مجروح از خزفای جوانان بنیهاشم! شتابید از حرمسوی مصباحالهدی آن کشتهی راه شرفچون حبیب بن مظاهر آمد از راه این زمانپیر ما در خاک و خون، همراه او خوبان به صفیا رب! این ذبح عظیم ملت ما کن قبولجان ایران را فرستادیم در صحرای طف✍️ افشین علا🗓️ تیر ۱۴۰۵✨🆔 @afshinala ✨🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️ای خفته در توس▪️یا ضامن آه و آهو مضمون ناب غزلهاشور تو آهنگ اشعار، مضراب ضربالمثلهاصیاد وقتی تو باشی از دام رستن نشایدمدهوش فهمت مفاهیم، صیدت غزال غزلهاپابوست ای خفته در توس، مهریهی نوعروساندیدارت ای جان شیرین، آغاز ماه عسلهابا آرزوهای بسیار سوی تو آرند زواربسیار پیران که بر دوش، بس کودکان در بغلهاگیرند تا مشهدت را یک بار دیگر در آغوشخواهند در بستر مرگ، افتد به تأخیر، اجلهاتنها تو شاهی در این ملک، دلهای ما پایتختتسلطان، تویی گرچه تاریخ بسیار بیند بدلهاعهدی که بستیم با تو زان صبحدم در نشابورباقی است تا صبح محشر، عهدی مصون از خللهابا ما مدارا کن ای شاه وقتی میآییم، از راهتنها به آمال بنگر! شرمندهایم از عملها...✍️ افشین علا✨🆔 @afshinala ✨🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️ریسمان وحی▪️تنها نه بی تو مکه و یثرب گریستنداهل زمین به مشرق و مغرب گریستنددر حجرهی تو جامه دریدند، اهل بیتپشت درت، ملائک حاجب گریستندچون چیده شد ز روی زمین، ریسمان وحیدر مکتبت مرکب و کاتب گریستندای آفتاب هر دو جهان، در غروب توچون بارش شهاب، کواکب گریستند تا غایب از نظر شدی ای ترجمان غیبدر ماتم تو حاضر و غایب گریستند تنها نه مسلمین، بشریت یتیم شدادیان به سر زدند و مذاهب گریستندعمری گریستی و چو رفتی، سلالهات بسیار در هجوم مصائب گریستند✍️ افشین علا🗓️ مرداد ۱۴۰۵✨🆔 @afshinala ✨🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️توشهی بهشت▪️آنان که شکوه، وقت سحر با صبا کنندبسیار گریه در غم آل عبا کنند ای کاش در بقیع، مرا نیز چون غبارپابوس زائر حسن مجتبی کننداز تکههای سنگ مزارش مهندسانتعمیر عرش، با شجر و کهربا کنندبلقیس، اعتنا به سلیمان نمیکنداز مجتبی حکایت اگر در سبا کنندگر جلوهای کند نه زلیخا که جن و انس در عرش و فرش، ولوله از مرحبا کننددر خانهاش دهند گدا را طعام شاههم بر تن فقیر ز اطلس قبا کنندگر بنگرد به گوشهی چشمی، بهشت راتأمین توشه، زان نظر دلربا کنندما را بس است قرب به درگاه مجتبیحکام اگر مراوده با اقربا کنندزان دم که خواهر، آن جگر شرحه شرحه دیددر عرش، شور حشر ز "وا زینبا" کنند... ✍️ افشین علا🗓️ مرداد ۱۴۰۵✨🆔 @afshinala ✨🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️اربعین▪️بعد از هزار و سیصد و اندی سال اهریمن از نگین تو میترسدشمشیر کین هنوز به قربانگاه از حلق نازنین تو میترسدآن آتشی که خیمهگهت را سوخت گرم است همچنان به خردسوزیچون کاهدان، بساط فریب اما از آه آتشین تو میترسدشیپور مکر و مضحکه و تحریف، امروز نیز در کف رندان استبانگش رسیده تا به فلک اما از منطق متین تو میترسدتزویر، از صراحت رفتارت زور و زر از تبلور ایثارتتوجیه، از فصاحت گفتارت تردید، از یقین تو میترسدخودکامهگان تجسم آن سنگاند سنگی که خورده بود به پیشانیتخونت هنوز مانده به دامانش اما خود از جبین تو میترسدآن نی که در سفر، سر خونینت آیات وحی بر سر آن میخوانددر کوی و برزن است هنوز اما از صوت دلنشین تو میترسدامروز اگرچه مغرب ویرانگر تسخیر کرده است ثریا رابا گنبد دفاعی پولادین از عزم آهنین تو میترسدتا نشنود بشر کلماتت را اصحاب شر به هلهله مشغولاندچون لشکر یزید ولی دشمن از بانگ پرطنین تو میترسدبنگر که ساحران نوین از عجز سر را بر آستان تو میسایندای وارث کلیم! هنوز آن مار از جوف آستین تو میترسدسوی تو آمدند پی پابوس، مردم ز شرق و غرب چو اقیانوسزین رو سپاه سفسطه و سالوس از شور اربعین تو میترسد✍️ افشین علا✨🆔 @afshinala ✨🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺b2n.ir/pq6054
🔺آموزگار عشق🔺جرم كمی نبودبي لكنت از سپيده سخن گفتنبا كاهنان الكن خواب آلوداز قبله، با قبيلهی روشنفكر...بيهوده نيست، اين كه تو را مثل آفتابدر هر دو سوی آبانكار می كنندهم دشمنان ز بغضهم دوستان ز بخلهم فربهان دون كه افاضات چرب رابر سفرهی فريب، تلنبار می كنندهم رهزنان دين كه اضافات غرب رادر خوابگاه تيرهی اوهامنشخوار می كنند...جرم كمی نبوداز آسمان خراش خردسوز باختردر پيش چشم اين همه ناباور حسودرو بر كشيدن و دل بستنبر تربت مدينهی پيغمبربر وصلهی بهشت بريندر پاره های كفش علیبر كهكشان شيری پنهان فاطمهدر خانه ای گلينجرم کمی نبوداز جنس زينتی،زن را به شأن زينبی اش خواندنمردان خشم و غفلت و شهوت رادر مكتب حسين نشاندن...اي خفته در دمشقآموزگار عشقنام تو را رقيب، گر انكار می كندتاريخ تا ابدمدهوش واژگان تو خواهد شديك روز، ناگزيردر اين قبيله هرچه كه قابيل استمغلوب بازوان تو خواهد شد...✍ افشین علا✨🆔 @afshinala ✨🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️خزانهی غیب▪️پانصد تومن زدم به حسابت شرمنده زین سیاه پشیزماز مادرت قبول کن این را دیگر نداشتم که بریزمچیزی بخور اگرچه نه قابل، چیزی بخر به قیمت نازلاین هم به دستم آمده مشکل زیرا نه پست هست و نه میزمبگذار صاحبان مناصب میلیاردها تومن بفرستندآن سوی آب بهر عزیزان، اینقدر سهم ماست عزیزم بگذار سرخوش از صله باشند دزدان، شریک قافله باشنداز رانت، مست هلهله باشند غافل ز آه زلزلهخیزم چیزی نخوردی و نخریدی از دام خورد و خواب رهیدیایکاش مثل چون تو شهیدی من هم از این قفس بگریزمپانصد تومن زدم به حسابت غافل که همزمان شده واریز سرمایهای برای تو از عرش، مافوق هستی و همه چیزمحالا تو از خزانهی داور واریز کن به سینهی مادرصبری چنان که تا دم آخر با خصم قاتلت بستیزم✍️ افشین علا🗓️ مرداد ۱۴۰۵✨🆔 @afshinala ✨🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺