
🔸دانش آموخته دانشگاه تربیت مدرس🔸عضو هیات علمی دانشگاه آزاد 🔸مربی و مشاور کار آفرینی🔸عضو شورای مرکز رشد و فناوری گنابادادمین کانا ل:✅ @Abolghasem_Shafiee
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 113 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 114 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
انا لله و انا الیه الراجعون بدینوسیله درگذشت نابهنگام مادری مهربان، مرحومه مغفوره شادروان حاجیه خانم خدیجه عصاری ، همسر مکرمه حاج محمد محمدی ثانی را به اطلاع عموم شهروندان،اقوام و خویشان میرسانیم.مراسم ، تشییع ،تدفین و ترحیم به شرح ذیل می باشد : مراسم تشییع ،تدفین و ترحیم :عصر جمعه مورخه ۱۴۰۵/۰۵/۲۳ ساعت ۱۶:۳۰ مراسم تشییع از ابتدای خیابان جنت به سمت آرامستان بهشت خضرا و تدفین در محل آرامستان. مراسم ترحیم : پس از اتمام مراسم تدفین در محل مسجدجامع تا ساعت ۱۸ عصر شنبه مورخه ۱۴۰۵/۰۵/۲۴ از ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۸ متمنی است حضور شماسروران گرامی وقرائت قرآن موجب شادی روح آنمرحومه و تسلی خاطر بازماندگان خواهد شد. خانواده های محمدی ثانی، عصاری و سایر فامیل وابسته ضمنا مجلس زنانه همزمان در حسینیه جنب مسجد جامع برگزار خواهد شد.
دیدگاه شهروندیبا سلام و احترامدر رابطه با دوربرگرداندور برگردان بیماستان علامه بهلول کلا تابلو و یا چراغی نداره که مشخص باشه و کلا گم هستش و بسیار خطرناکبلوار شهدا هم بمانند پاسداران با وجود زیادی طول بولوار کلا یک دور برگردان داره و بسیاری جهت ورود به کوچه های بلوار شهدا و حتی امامت،رسالت و کشاورز ،بدلیل دور بودن دوربرگردان خلاف بلوار حرکت میکنند.که در صورت وجود دور برگردان میتونه باعث پیشگیری باشه✍✍نجاری
هرکس شکر گذار خوبیهای دیگران نباشد ؛ شکر خدای بلند مرتبه را بجا نیاورده است. امام رضا عتلاش خالصانه وصادقانه کارمندان در جهت تحقق اهداف متعالی مدیریت شهری، آئین وظیفه شناسی و پژواک دانایی وتعهد است!از آنجا که یکی از اعضای محترم شورای ترافیک (فرماندهی محترم نیروی انتظامی ) نسبت به دغدغه و خواسته منطقی مردم احساس مسوولیت نموده ودر جمع اعضای کانال وزین دکتر شفیعی نظر خود را بیان می نمایند جای ستایش وتقدیر است.بعنوان یک فرهنگی از این مدیر فرهیخته وبزرگوار قدر دانی نموده امید است سایر اعضای شورای ترافیک به نظر عالمانه این بزرگوار عنایت داشته و در جهت آسایش و آرامش خاطر شهروندان احساس مسوولیت نمایندفرهنگی و دانش آموخته برنامه ریزی درسی
دیدگاه شهروندیشورا وشهرداری فعال یا منفعل!!شورای اسلامی شهر میبایست در راستای وظایف و سوگند خود نسبت به اجرای وظایف قانونی از منفعل بودن نسبت به خواسته های بحق شهروندان خارج شوند و با مطالبه گری و طرح وایده های نو وخلاق در راستای آبادانی و توسعه شهری گام بردارند!درخصوص عملکرد شهردارمحترم که در ابتدای مسولیت خویش دو وظیفه( ۱-توسعه همه جانبه و ۲_ تکریم شهروندان هنگام مراجعه به شهرداری )را شعار ونصب العین خویش قرار داده پیشنهاد میشود با عنایت به اهمیت بلوار پاسداران در تسهیل ترافیک شهری و همچنین مطالبه جدی شهروندان با همکاری شورای ترافیک به این مهم اندیشیده و رضایت دلسوزان و شهروندان را حاصل نماید!شورای شهر در راستای انجام وظایف ذاتی خویش به تعیین تکلیف نهایی بلوار پاسداران برای رونق ساخت وساز و ایجاد درآمد پایدار شهری گام برداشته و اقدام جدی بعمل آورند.شایان ذکر است که حل این معضل دیرینه علاوه بر پیگیری جدی با مسولین ذیربط استان و شهرستان، گفتگو با اندیشمندان و مالکین بلوار را میطلبد!مزید توفیقات همگان را برای ساختن شهری آباد وتوسعه یافته ؛از خداوند سبحان آرزومندم
با توجه به درخواست های مکرر خواهشمند است کارشناسان محترم شورای هماهنگی ترافیک، شهرداری و پلیس راهور ضمن بازدید میدانی و بررسی حجم تردد، سرعت وسایل نقلیه و نقاط حادثهخیز، موضوع احداث یک یا چند دوربرگردان استاندارد و ایمن در محل مناسب بلوار پاسداران را در دستور کار قرار دهند.بدیهی است تعیین محل دوربرگردان باید پس از بررسی کارشناسی و با رعایت کامل ضوابط فنی، تأمین دید کافی، نصب علائم و تجهیزات هشداردهنده و حفظ ایمنی عابران و رانندگان انجام شود.✍✍رمضانی
✍دیدگاه شهروندیسلام و احترام جناب سرهنگ رجبیتسلیت ایام گذشته و تبریک حلول ماه ربیعفکر کنم اینبار سومین باری است که این موضوع را به جنابعالی متذکر میشوم ولی تا کنون اقدام موثری صورت نپذیرفته است!!!اگر از فلکه هنرستان، بلوار پاسداران را به پاسداران شرقی ( سمت سعدی) و پاسداران غربی( سمت میدان بسیج) تقسیم کنیم پاسداران شرقی بطول حدود ۴۰۰ متر بلحاظ نزدیکی به خیابان سعدی شلوغتر و پر رفت و امدتر ، دارای دو دوربرگردان که وجود اندو باعث نظم وترافیکی روان استولی پاسداران غربی بطول حداقل یک کیلومتر با بار ترافیک کمتر بدون هیچ دور برگردان که خود عامل بی نظمی و حرکت در جهت خلاف و یا دنده عقب و یا عبور موتورسیکلتها از روی جدول و نیز باعث تحمیل سوخت و استهلاک اضافه و اتلاف وقت بر راکب میشود و فردی که ساکن پاسداران ۲ است از طرف فلکه بسیج حداقل باید ۲ کیلومتر راه بپیماید تا به مقصدش برسد که بسیار دیده شده بعضا این مسیر را خلاف جهت یا دنده عقب حرکت میکنند که خود عامل بی نطمی و تصادفات فراوان گردیده است لذا استدعا دارم این معضل را با عنایت به ضرب المثل :" یک بام و دو هوا " را بنحو شایسته بررسی و مشکلات ناشی از عدم وجود دوربرگردان در پاسداران غربی مرتفع نمایید و به تعبیر جناب لطفی حداقل " یک بار هم از این دایره بسته خارج شوند" تا مشکلاتی از این دست برطرف گردد . سپاسگزارم،عبدالله زاده
سلام و عرض ادب جناب سرهنگ رجبی بزرگوار 🌹 متن و دغدغهای که درباره بیانضباطی ترافیکی مطرح فرمودید رو با دقت خوندم. به نظرم نگاه شما بسیار درست و قابل توجه است؛ بهخصوص اینکه مسئله را بیشتر از جنس فرهنگ و رفتار اجتماعی میدانید تا صرفاً ترافیک. با اجازهتون،…پیشنهاد خوبی است اما عمده مشکلات ترافیکی احتمالا مربوط به کمبود پارکینگ و نیز تنبلی برخی برای دسترسی نزدیک به محل مورد نظر است . پیشنهادات دیگری هم میسود مطرح کرد ۱- تمام پارکینگ های نزدیک مغازه ها خط کشی و شماره گذاری شود و از طریق یک اپلیکیشن برای شهرداری درآمد ایجاد کند . برای یکساعت اول نرخ پایین و بعد از نرخ به صورت تصاعدی دریافت شود تا حتی الامکان دسترسی برای ارباب رجوع و مشتریان راحت باشد ۲- یک پارکینگ عمومی در ورودی شهرها با امکانات مناسب گذاشته شود تقریبا مشابه تجربه اربعین و از آنجا دسترسی تاکسی و حتی روشهای جذاب تر مانند کالسکه برای رونق تاکسی و ایجاد اشتغال ایجاد شود ۳- برای تاکسی ها باید به صورت ویژه توجه شود تا رفاه آنها افزایش یابد و فرهنگ استفاده از تاکسی گسترش یابد ۴- همه این برنامه ها تحت یک برنامه کلی سه ساله برنامه ریزی شود و در ابعاد مختلف تلاش شود با شاخصهای مناسب مشکل ترافیک کاهش یابد.✍✍حمید علی حسینی
سلام و عرض ادب جناب سرهنگ رجبی بزرگوار 🌹متن و دغدغهای که درباره بیانضباطی ترافیکی مطرح فرمودید رو با دقت خوندم. به نظرم نگاه شما بسیار درست و قابل توجه است؛ بهخصوص اینکه مسئله را بیشتر از جنس فرهنگ و رفتار اجتماعی میدانید تا صرفاً ترافیک.با اجازهتون، یک ایده کوتاه و اجرایی به ذهنم رسید که فکر میکنم میتواند در کنار اقدامات انتظامی، به این هدف کمک کند:طرح «گناباد؛ شهرِ احترام» 🚦با توجه به فرمایش جنابعالی که مشکل اصلی گناباد «معضل ترافیکی» نیست، بلکه بیانضباطی ترافیکی است، پیشنهاد میکنم بهجای تمرکز صرف بر برخورد، یک پویش مردمی فرهنگ ترافیک در گناباد راهاندازی شود.هر ماه فقط یک رفتار هدف قرار بگیرد؛ مثلاً:ماه اول: احترام به عابر پیادهماه دوم: نه به پارک دوبلهماه سوم: رعایت حق تقدممدارس، دانشگاه، کسبه، رسانهها، شهرداری و مردم در کنار پلیس، همان یک موضوع را فرهنگسازی و پیگیری کنند.در پایان هر ماه نیز «شهروند، محله و مدرسه برتر ترافیکی» معرفی شود و نتیجه کار با آمار واقعی اعلام گردد.هدف این است که قانونمداری از اجبار پلیس به فرهنگ عمومی مردم تبدیل شود و گناباد بهعنوان یک شهرستان پایلوت، الگوی «انضباط ترافیکی» شود.شعار:<<خیابان سهم همه ی ماست>>یا<<احترام از خیابان شروع میشود>>با احترام :جمالی
🔸من یک شهروندم! اما مدتی است احساس میکنم ،گم شده ام. احساس میکنم،شهروند درجه ۲یا ۳ و حتی ۴و پنجم شده ام.همه جا هستم اما هیچ جا دیده نمی شوم. ◾️در جلسه تعزیه شرکت میکنم مداح چاپلوس، متملق، چرب زبان با صدایی شوم و نامیمون حضور مسؤلین را مکرر اعلام میکند.آنهم…طرح نمایشی که توسط استاد محترم ، هنرمند گرامی جناب آقای دکتر صادقی براساس داستان من یک شهروندم نوشته شده است.پرفورمنس(طرح نمایشی):قابهای خالی: چیدمانِ فراموشینویسنده : ابوالقاسم شفیعیاقتباس و طرح:حسن صادقی یونسی✔️مکان: سالنی نیمهتاریک.عناصر صحنه: پیشنهاد می گردد؛ یک صندلیِ مجلل (مخملنشان) در مرکز صحنه با یک نورافکنِ مستقیم و خیرهکننده. تعداد زیادی صندلیِ پلاستیکیِ ساده و فرسوده در حاشیه که در تاریکی مطلق هستند. یک دوربین عکاسی بزرگ روی سهپایه که لنز آن به سمت صندلی مجلل است و مدام صدای "شاتر" آن در سالن طنینانداز میشود.🔸 بخش اول: صدایِ ثبتِ قدرت(صدا در سالن اجتماعات میپیچد: صدایِ پیدرپیِ شاتر دوربین. در هر شاتر، یک فلاشِ کورکننده به سمت صندلیِ مجلل زده میشود. صندلی خالی است، اما نورپرداز طوری تنظیم شده که گویی کسی روی آن نشسته است.)پرفورمر (با صدایی آرام، زمزمهگونه و پرسشگر در میان جمعیت):«میشنوید؟ این صدایِ تاریخ در بستر جغرافیا است. صدایی که فقط صدایِ "بلهقربان"های بصری است. میبینید چطور لنزها، حقیقت را در مخملِ صندلیهایِ قدرت زندانی کردهاند؟»🔸 بخش دوم: حضورِ نامرئی(پرفورمر به سمت صندلیهای پلاستیکیِ تاریک در حاشیه میرود. یک چراغقوه در دست دارد. نور را به صورتِ تماشاگرانِ واقعیِ مراسم میاندازد. تماشاگران لحظاتی گیج میشوند.)پرفورمر (با فریادی خفه):«شما! شمایی که صندلی را پُر کردید تا سالن خالی نماند! شما که انرژیِ این فضا هستید... کجایید؟ چرا در هیچکدام از این فلاشها دیده نشدید؟ شما، "سیاهیلشکر" نیستید! شما، صاحبخانهی این خاکاید، اما در بایگانیِ عکسها، شما فقط... حذفاید.»🔸 بخش سوم: نقدِ دوربینِ چاپلوس(پرفورمر به سمت دوربین میرود. دستش را جلوی لنز میگیرد. صدای شاتر قطع میشود. سکوتِ سنگینی فضا را پر میکند.)پرفورمر (رو به دوربین، با لحنی قاطع و گزنده):آهای عکاسباشی! تو تاریخ را نمیسازی، تو آن را جعل میکنی. تو زاویهات را با "بویِ قدرت" تنظیم کردهای، نه با "نبضِ مردم". وقتی مردم را از قاب میاندازی بیرون، یعنی داری پیوندِ این جامعه را با قیچیِ لنزت میبُری. میفهمی؟ داری تیشه به ریشهی اعتماد میزنی. خروجیِ دوربینِ تو، نه گزارش، که یک نمایشِ مضحکِ تبلیغاتی است که فردا، بذرِ بیاعتمادی درو میکند.🔸 بخش پایانی: چرخشِ زاویه (دعوت به اصلاح)(پرفورمر صندلیِ مجلل را با لگد به گوشهای میراند. دوربین را برمیدارد و آن را از سمت صندلیِ مخمل، به سمت تماشاگرانِ واقعی (مردم) میچرخاند.)پرفورمر (با صدایی سرشار از امید و مطالبه):وقتِ آن رسیده که این دوربینهایِ چاپلوس، زاویهی دیدشان را عوض کنند. اگر حقیقت را نمیبینید، یعنی کورید. دوربینِ شما باید روایتگرِ دردهایِ مشترک باشد، نه تریبونِ نشستنهایِ پشتِ میز! مردم را ببینید... قبل از آنکه لنزهایتان برای همیشه در برابرِ نگاهِ حقیقت، تاریک شود.(پرفورمر نورِ دوربین را مستقیماً به سمت چشمانِ مخاطبان میگیرد و در اوجِ سکوت، سالن به تاریکی مطلق میرود.)✨ نکات اجرایی خطاب به کارگردان برای تاثیرگذاری بیشتر:1. صدا:استفاده از صدایِ ضبطشدهی "شاتر دوربین" با افکتِ اکو در سالن، حسِ خفقانِ تبلیغاتی را القا میکند.2. تعامل: توجه داشته باشید ؛ پرفورمر نباید از روی سکو اجرا کند؛ باید در میان مردم حرکت کند تا مرز بین "سوژه" و "عکاس" از بین برود.3. نور: (توصیه می شود )استفاده از فلاشهای دوربین عکاسی در فواصل نامنظم، باعث ایجاد حس ناامنی و اضطراب در مخاطب میشود که نمادِ همان نمایشِ تبلیغاتیِ تحقیرآمیز است.
🔵 یکبار هم از این دایره بسته خارج شوید! آقای فرماندار؛ سالهاست همین حضرات، پایه ثابت جلسات شورای ترافیک هستند؛ جلسه پشت جلسه، مصوبه پشت مصوبه و صورتجلسه پشت صورتجلسه! اگر قرار بود صرفاً با نشستن دور یک میز و تکرار حرفهای همیشگی، معضل ترافیک حل شود، گناباد…✍✍علی قلی پورشورای ترافیک وخدمت به شهر و مردم۱)ساخت دست انداز ها که نا متوازن در سطح شهر توسط کار گران شهرداری ایجاد می شود بازدید اصلاح کنند.۲)شهرداری در جهت باز گشایی بعضی از معابر نیم کاره فعال شوند تا از ترافیک هسته مر کری شهر کاسته شود.۳)تایم چراغ راهنماها با توجه به رفت امد خیابان تنظیم شود.۴)موتور سیکلت های مزاحم وواتوموبیلهای با صدای مزاح سازمان دهی شود.۵)برای جلوگیری از رفت آمد های اضافی ومزاحمت وبیهود گاز cng خرابی پمپها به اطلاع مردم برسد.تعطلیل وخرابی پمپها معمولا در رفت آمدها درد سر ساز است.۶)پلیس اگر محبت کند قبل از جریمه اخطار حضور بدهد بهتر خواهد بود.۷)میوه فروشیها وتعمیر گاههامزاحم خیابانی وپیاده رو سامان دهی شود.۸)اسفات بسیاری از خیابانها با وجود دست انداز ها تاسف آور است.۹)اوضاع پارکینگها در سطح شهر نامتوازن ونامتعادل می باشد ومعلم نیست متولی آن کیست.
هیئت عزاداران حسینی روستای شیرازآباد،گناباد، استان خراسان رضوی درروز شهادت آقا امام رضا علیهالسلام، مشهد مقدس پنج شنبه ۱۴۰۵٫۵٫۲۲
✅ پیشنهاد نماینده مردم مورد موافقت معاون وزیر راه در خصوص ایجاد پارک لجستیکی در مجاورت فرودگاه گناباد 🔸در نشست دکتر محمدپور با دکتر قربانی معاونت حمل و نقل وزارت راه، با توجه به ظرفیت بالای فرودگاه گناباد برای استفاده از مرز هوایی و حملونقل کارگو، موضوع…سوالات شهروندیامیدواریم آقای نماینده یا دفتر ایشان پاسخی به سوالات این شهروند دغدغه مند داده تا باب گفت و گوی شهروندان با مسئولین باز شود.اول)اگر بناست پارک لجستیکی در فرودگاه گناباد ایجاد شود،دقیقاً چه کارکردی برای خود گناباد و مردم شهرستان خواهد داشت و چه میزان سرمایه گذاری مستقیم و اشتغال برای منطقه پیشبینی شده؟دوم)برای اجرای این پروژه چه زیرساخت هایی قرار است در فرودگاه ایجاد یا تقویت شود و آیا قبل از تصویب نهایی، مطالعه امکانسنجی و برآورد اقتصادی آن انجام شده است؟سوم)چه تضمینی وجود دارد که این پروژه واقعاً باعث اشتغال، سرمایهگذاری و رونق اقتصادی شهرستان شود؟✍✍جمالی
بررسی مسائل ترافیکی و حملونقل شهرستان گناباد در نشست شورای هماهنگی ترافیک🔵 یکبار هم از این دایره بسته خارج شوید!آقای فرماندار؛سالهاست همین حضرات، پایه ثابت جلسات شورای ترافیک هستند؛ جلسه پشت جلسه، مصوبه پشت مصوبه و صورتجلسه پشت صورتجلسه! اگر قرار بود صرفاً با نشستن دور یک میز و تکرار حرفهای همیشگی، معضل ترافیک حل شود، گناباد امروز باید الگوی مدیریت ترافیک کشور میبود!این عزیزان اگر در این سالها هنری داشتند و نسخهای برای درد ترافیک شهر میشناختند، لابد تاکنون یک گلی به سر این شهر و مردم نجیبش زده بودند. نتیجه را اما مردم هر روز در خیابانها میبینند؛ از وضعیت معابر و نقاط حادثهخیز گرفته تا بینظمی در عبور و مرور و مهمتر از همه، ضعف جدی در فرهنگ ترافیکی.واقعیت این است که گناباد شاید بیش از آنکه با «معضل ترافیک» مواجه باشد، با معضل فرهنگ ترافیکی مواجه است؛ فرهنگی که بخش قابلتوجهی از آن محصول سالها تصمیمگیری، اجرا و نظارت همین مجموعههای مسئول است.جناب فرماندار؛اگر قرار است شورای هماهنگی ترافیک فقط محفلی برای تکرار گزارشهای دستگاههای متولی باشد، چه نیازی به این همه جلسه و عنوان و مصوبه است؟یکبار برای همیشه از این دایره محدود خارج شوید.از متخصصان واقعی حوزه حملونقل و ترافیک، مهندسان ترافیک، جامعه دانشگاهی، کارشناسان شهرسازی، روانشناسان حوزه رفتار ترافیکی و حتی نخبگان و جوانان صاحبنظر شهرستان دعوت کنید و اجازه دهید کسانی که تخصصشان «ترافیک» است، برای ترافیک تصمیم بگیرند؛ نه کسانی که صرفاً سالهاست عضو همین جلسات هستند.مردم از جلسه و مصوبه و گزارش خستهاند؛مردم نتیجه میخواهند.شاید وقت آن رسیده باشد که به جای اینکه همیشه همان آدمها را دور همان میز بنشانیم و همان حرفهای همیشگی را بشنویم، آدمهای جدید، فکرهای جدید و راهکارهای علمی را وارد میدان کنیم.گناباد برای حل مشکلاتش بیش از جلسه، به تخصص، جسارت در تصمیمگیری و خروج از کلیشههای مدیریتی نیاز دارد.✍احمد لطفی
مدیر فرهیخته کانال فرهنگ براکوه در مسیر زندگی،با آدمهای زیادی برخورد میکنیم،اما اندک شمارند کسانی که بتوانند تضادهای زیبا را در وجود خود پیوند بزنند،همانگونه که تو هستی،این کلمات را،نه فقط از سر دوستی بلکه تحسین آنچه در وجودت میبینم،قلمی میکنم . ادامه👇👇👇👇👇محمددهقان👈خبرنگاری که تریبون مردم است و صدای اصیل زندگی را در آرامش روستا جستجو میکند،با قلمش،آینده های زیبایی را نوید میدهد.👈روحانی که در کتابخانهاش به افقهای نو می اندیشد.👈کارمند دولت است اما کارگر فرهنگ. در دفتر کارش به وظیفه اش میاندیشد و در خلوت کتابخانهاش به رسالت.👈تلفیقی از سنت و مدرنیته،همچون یک کشاورز بذر می کارد و با تفکر خلاقانه و روح جستجوگرش،بذر آگاهی در جامعه میپاشد.👈نویسندهی کشاورز یا کشاورزی که نویسندگی،بخشی از هویت اوست.👈در دل روستا جریانهای جدیدی را رقم زده و باور دارد که برای نوگرا بودن و خلاق بودن،نیاز به ذهنی آینده ساز است.✍فرهیخته گرامی،فعال رسانه ای تو نشان دادهای که میتوان میان وظایف اداری ورسالت اجتماعی،میان کارکشاورزی و فعالیت رسانهای،پلی از صداقت و خرد بنا کرد.تو فقط خبر نمیگویی،با نگاه اندیشمندانه و جوانگرایت،به روایت زندگی روستایی، هویت و معنا میدهی.دوست من،تو برای ما نماد انسانی هستی که توانسته چندبعدی زندگی کند،بما یاد میدهی که میتوان هم روحانی بود و هم کشاورز،خبرنگار،هنرمند،کارمند و هم یک انسان آزاد اندیشدهقان دانا،ادامه بده،دنیای امروز، بیش از هر چیز،به آدمهایی مثل تو نیاز دارد که ریشه در خاک داشته و سر در افقهای اندیشه و آینده های مطلوبکانال ابوالقاسم شفیعی@Agh_Shafiee
✅ پیشنهاد نماینده مردم مورد موافقت معاون وزیر راه در خصوص ایجاد پارک لجستیکی در مجاورت فرودگاه گناباد 🔸در نشست دکتر محمدپور با دکتر قربانی معاونت حمل و نقل وزارت راه، با توجه به ظرفیت بالای فرودگاه گناباد برای استفاده از مرز هوایی و حملونقل کارگو، موضوع…✍دیدگاه شهروندی آه از دست ما… وقتی «طبس» راه افتاد و ما هنوز در انتظاریم خبر راه اندازی گمرک طبس که رسید، باز هم آهی از نهاد ما گنابادیها بلند شد. نه از سر حسادت، که از سر تأسف. تأسف برای اینکه چشم دوخته ایم به شهرهای اطراف و یکی یکی می بینیم که مسیر توسعه را از ما جلو می زنند. طبس،تربت حیدریه، قاین،فردوس و دیگر شهرهای همسایه هر روز یک قدم جلوتر می روند، و ما هنوز پای حرف و وعده ایستاده ایم. مگر نمی شد مانند دهه های گذشته که مسئولان گنابادی یک سر و گردن بالاتر از رقبایشان بودند، کارهای بزرگ انجام دهیم و نام این دیار را در حد و اندازه های واقعی اش بنشانیم؟ آن روزها، گناباد حرف برای گفتن داشت و عقب نمی ماند. حالا اما به چه دلخوش کرده ایم؟ فقط آسفالت معبری و پشت لودر نشستن و رفت وآمد به هیئت توسط مسئولین، شاید لحظه ای ما را سرگرم کند؛ ولی یادمان باشد، اینها برایمان نوسعه نمی آورد. آنچه برای فرزندانمان می ماند، نه چند متر آسفالت که «خواب دیدن های بزرگ» است؛ برنامه ای که امروز بنشیند و بیست سال بعد جواب بدهد. نماینده شهر، راهبر شهر است؛ کسی که باید فکر و ایده های بزرگ داشته باشد، نه فقط پیگیر امور روزمره. شهری که نماینده اش به کلنگی بسنده کند، محکوم به ماندن در حاشیه است. ما از نماینده و مسئولانمان انتظار داریم به جای راضی شدن به اخبار خوشِ کوتاه مدت، برای گمرک، برای زیرساخت های حمل ونقل، برای اتصال به شبکه های اقتصادی استانی و ملی برنامه داشته باشند. یادمان باشد: توسعه، یک شبه اتفاق نمی افتد؛ محصول پشتکار، آینده نگری و جسارت مسئولانی است که به جای «انجام کارهای کوچک با شتاب»، «کارهای بزرگ با برنامه» را انتخاب کنند. فرزندان ما فردا درباره تصمیمهای امروز ما قضاوت خواهند کرد؛ بگذاریم قضاوتشان سربلندی باشد، نه حسرت
✅ پیشنهاد نماینده مردم مورد موافقت معاون وزیر راه در خصوص ایجاد پارک لجستیکی در مجاورت فرودگاه گناباد 🔸در نشست دکتر محمدپور با دکتر قربانی معاونت حمل و نقل وزارت راه، با توجه به ظرفیت بالای فرودگاه گناباد برای استفاده از مرز هوایی و حملونقل کارگو، موضوع ایجاد پارک لجستیکی در مجاورت فرودگاه مطرح و مورد استقبال دکتر قربانی قرار گرفت و موافقت ضمنی وی با این طرح اعلام شد.🔹نظر به اعلام آمادگی شرکت توسعه و عمران گناباد، مقرر شد جلسهای در سطح ملی با حضور مدیران شهرستان و استان برگزار و ظرفیتهای اجرای این طرح بررسی شود.🔺تعداد بالای کامیونهای منطقه و ظرفیت حملونقل گناباد و بجستان در کنار فرودگاه گناباد از مزیتهای مهم برای ایجاد پارک لجستیکی در شهرستان است و پیگیری این موضوع در آینده نیز تا حصول نتیجه ادامه خواهد یافت.🗓 ۱۸ مرداد ۱۴۰۵💠 پایگاه اطلاعرسانی دکتر هادی محمدپور نماینده مردم شریف گناباد_بجستان@hadimohammadpour_dr
🔸من یک شهروندم! اما مدتی است احساس میکنم ،گم شده ام. احساس میکنم،شهروند درجه ۲یا ۳ و حتی ۴و پنجم شده ام.همه جا هستم اما هیچ جا دیده نمی شوم.◾️در جلسه تعزیه شرکت میکنم مداح چاپلوس، متملق، چرب زبان با صدایی شوم و نامیمون حضور مسؤلین را مکرر اعلام میکند.آنهم در خانه خدا که پیامبر از سایر مسلمانان تشخیص داده نمی شد.🔸درجشنی عمومی،خواستم روی صندلی بنشینم، متملقی آمد وگفت این صندلیها برای مسؤلین است. روی زمین نشستم و مجری چاپلوس،نام مسؤلین اعلام و آنها را به صندلی جلو تعارف می کرد و آنها با پررویی تمام در صندلی هایی حق شان نیست جا می گرفتند.🔸در یک جای دیگر، جلسه را شروع نمی کردند، چون حاج آقای ... مسؤل...نیامده بود.اما من بودم. ماها بودیم. اما فهمیدم که بودن ما مهم برایشان نبود و مردم را فقط برای پر کردن سالن می خواهند و گوش سپردن به سخنان تکراری و بی روح مسولین همراه با موجی از خودستایی و منت .🔸در جلسه اولیا و مربیان نیز مجری متملق، سالوس و مداهنه گر نام والدین دانش آموزانی که پدرشان صاحب منصب بودند را اعلام و با وقاحت تمام می گفت مفتخریم فرزند آقای فلانی در این آموزشگاه است(دویست پدر و مادر حاضر از نگاه چاپلوس مجری متملق یعنی هیچ)🔸در همایش پیاده روی هم مجری تملق گو، زبان باز،چاپلوس فرصت طلبانه، خیل انسانها را نمی دید و نام مسؤلین را مکرر اعلام میکرد.نمازجمعه، در خانه خدا، حج مستمندان باز هم مجری از حضور رییس و پذیرایی شان تشکر کرد.رفتم هندوانه بخرم ،آقای میوه فروش گفت از این هندوانه ببرید، چون راننده آقای رئیس... برای آقای رئیس هم بردند.✍همه جا هستم ولی هیچ جا مرا نمی بینند. حضور مرا ثبت نمیکنند. چون برایشان اهمیتی ندارم،هرچه در عکسها نگاه میکنم خود را پیدا نمی کنم.فقط در یکجا حضور جدی دارم و آن دو یا سه روز قبل از روز ۲۲ بهمن یا روز قدس که با من مصاحبه میکنند.✍آقای مجری،آقای مداح که خود را عزیز دردانه خدا هم می دانید!!تربیون امانتی یک ،دو ساعته دست شماست حق ندارید آنرا به ابزار تملق و چاپلوسی تبدیل کنید.شما با ذکر نام افرادی که هیچ برتری بر سایر مردم ندارند، در یک مکان مقدس یا فضای عمومی پیام می دهید آهای مردم برای ما آمدن نماینده، فرماندار.امام جمعه،رئیس دانشگاه ،روسای ادارات، پولدارها و...مهم است.بدانید رئیس اداره در محل اداره رئیس است نه در کوچه و خیابان و جلسات عمومیکانال ابوالقاسم شفیعی@Agh_Shafiee
بسم رب القلم مطلبی در باره خبر و خبرنگاری را در گروه و کانال منعکس کردم که ظاهراً برداشت ناقصی از آن صورت گرفته و از آنجایی که ممکن است بر خلاف برخی نظرات که خود را مسئول برداشت مخاطب نمی دانند اینجانب معتقدم نویسنده مسئول برداشت مخاطب ( با هر درجه از علم ) می باشد لذا بهتر دیدم توضیحاتی ارائه کنم در بحث مسئولیت خبرنگار در خوب کردن حال مردم یا بیان واقعیت تضادی دیده نمی شود بیان واقعیت ( بی کم و کاست و البته صادقانه ) حال مردم را خوب می کند. آنچه می تواند حال مردم را خراب کند پرداختن بیش از حد و غیر صادقانه به برخی مطالب است که می تواند در جامعه بی اعتمادی یا ترس را رواج دهد در هنگام وقوع یک اتفاق نیز دنبال فردی موجه می گردند تا خبررسانی یا بقول شما واقعیت رسانی را انجام دهد تا بنوعی تحمل جامعه مخاطب را بالا ببرد و تا به حال کسی از این نوع خبررسانی گله نکرده است و آن را لازم می دانند البته شاید در خبررسانی به شخص مسئول مربوط رعایت این نکته لازم نباشد و به فرمایش رهبر شهید در بازدید از نمایشگاه مطبوعات که به مسئولین خبررسانی فرمودند :«نکند زهر خبر را بگیرید و بالش نرمی زیر سر ما بگذارید »ولی قطعا اشکال را در بوق و کرنا کردن و وحشت آفرینی نیز کار عاقل نیست نقص مسئولین هرگز نباید زیر هیچ فرشی گذاشته شود که هیچ صاحب عقل سلیمی آن را تایید نمی کند مانند اینکه من مطالبم را در خصوص نقد فردی مطلبم را در کانال های این ور و آن ور آب بگذارم و واسلاما سر دهم در حالی که عقل حکم می کند با دسترسی به مسئولین ( مخصوصا در دیارم گناباد که کار سختی نیست ) آن را با شدت و حدت به مسئول منعکس کرد و مطالبه نمود و مردم را بد حال نکرد بی خبری را با خبر بد یا بد خبر رساندن اشتباه نگیرید . در ابتدای همان مطلب بیان شد که دنیا و موجودات و ذات باریتعالی خبر رسان هستند و این یعنی مردم باید مطلع شوند در رابطه با حد؛ جامعه مخاطب و خود خبرنگار و رسانه با تکیه بر عقل و وجدان و منطق و دوری از جناح و جناح بازی معیار سنجش بسیار خوبی هستند هیچ مستولی حق تعیین خط مشی برای هیچ خبرنگاری را ندارند و خبر بد یا خوب ( گرچه در متن اخبار را به خوب و بد تقسیم نکردم بلکه یک مطلب علمی را در ارزش های خبری گوشزد کردم که یک خبر بد از دید مردم برای یک ژورنالیست خبر خوب و قابل نشر محسوب می شود ،(مانند افتادن یک اتوبوس در ته دره که خبر بدی است ولی برای رسانه خبر خوبی است که می تواند مدت ها مطلب بزند از مسئولین از حاده ها .از قوانین رانندگی .از خودرو غیر استاندارد وووو بنویسد و فروش کند) .اخباری که باید مسئول بشنود با اخباری که یک معلم باید بشنود یا خانم خانه دار وووو بداند گرچه خبر یکی است ولی قطعا لیدها و تیترهای متفاوتی را طلب می کند .در مطلب بعد حرفه ای گری خبرنگار در همین دیدن و ندیدن هاست که اگر بیش از حد ببیند یا نبیند ( خبر و جامعه را ) قطعا حرفه ای نیست و می تواند یک قلم به مرد جناحی یا غیر حرفه ای و یا قلم در اختیار باشد با مطلب خبرنگار مستقل و دوست و دشمن مسئولین نبودن کاملا موافقم اصلا دوستی در خبر بی معناست همچنان که دشمنی و بغض و حسادت در رابطه با بایدهای پاراگراف بعدی شما موافقم و این فقط در سایه وجدان و در نظر گرفتن جامعه میسر است همان که دلیل نوشتن مطلبم بود من مثل شما جانبداری را بشدت محکوم می کنم در جانبداری جناحی خدا و مردمی وجود ندارد در آنجا یک عطسه مسئول به ترکیدن او پیوند زده خواهد شد که موارد فراوان است ممنونم که در مطلب خود در بحث شایعه .عدم اعتبار و بدون سند موافقید و با لفظ باید پرهیز داده آید خبرنگار خبر تولید نمی کند (اصلا تعریف خبر گزارشی واقعی از. یک رویداد است که دارای یک یا چند ارزش خبری باشد ) و راوی آن خبر است که از دید او ارزش خبری دارد ما نحوه انتقال و استخدام کلمات و عبارات را در خوب بودن یا بد بودن حال جامعه موثر دیده ایمخبرنگار مامور کشف واقعیت نیست تفاوت خبر با اطلاع در همین جاست خبر می تواند صحت داشته باشد می تواند تکذیب شود و وقتی واقعیت داشت اطلاع خواهد بود بین کار پلیس و خبرنگار مرزهایی وجود دارد که با ترس از برداشت ناقص دوباره به آن نمی پردازم از همه خبرنگاران باید تشکر کرد.علیرضا سلمانی زاده
✴️روز خبر نگار یاد آور مرحوم کبیری در گناباد پیش کسوت علاقمند به کار خبری، تولد نامه گناباد،سیس مژده گناباد وشریعت نامه و دوستان پر کار و علاقه مندم جناب شفیعی و همکاران دوست پر تلاش در حوزه شهری و روستایی ،جناب آقای دانا که چشم چراغ اطلاع رسانی خبری گناباد در شریعت نامه بودن متاسفانه این شمع خبری را خاموش نمودند برهمگان مبارک باد امید وارم همه خبرنگاران مردم نهاد بدون سانسور در خدمت اطلاع رسانی به مردم بدون تلخی حکومتها سلامت وشاداب باشند.علی قلی پور
🔹بمناسبت روز خبرنگار مطلبی را نوشتم و امیدوارم که هرچند ناچیز ، اما موثر واقع شود.🔹ائمه ی محترم جمعه ی گناباد و کاخک🔹فرماندار محترم و رییس شورای تامین و سایر اعضای محترم شورای تامین شهرستان گنابادباسلام و احترام 🔹قطعا استحضار دارید و عرض بنده را تایید خواهید فرمود که :رسانه ی آزاد و منصف ! قلب پویا و تپنده ی جامعه ی امروزیست.🔹چیزی که بنده بعنوان یک شهروند از برخی رسانه های گناباد میبینم ، حرکت بسیار محتاطانه همراه با چشم بستن به روی خیلی از حقایق جامعه است.🔹آنقدر محتاطانه رفتار میکنند که از نشر یک مطلب خیلی معمولی ، در ارتباط با نقد یک دستگاههای اجرایی خودداری می کنند و شرایط جنگی این روزهای کشور را دلیل عدم انتشار بیان می کنند.🔹حقیقتا" از افراد فرهیخته ای چون شما بزرگواران انتظار می رود شرایط را برای رسانه ها به نحوی کارسازی نمایید که رسانه بتواند حرف مردم را به گوش مسئولین برساند.🔹جامعه ای که نتواند با مسئولین خود از طریق رسانه های منصف ارتباط برقرار کند قطعا" با مشکلات عدیده ای روبرو خواهد شد.🔹بعنوان یک شهروندی که همیشه سعی کرده ام فارغ از دیدگاه ها و نظرات حزبی و جناحی ام در رساندن صدای جامعه به مسئولین از طریق رسانه اقدام کنم ، پیشنهاد میکنم طی جلسه ای یا به هر نحوی که صلاح دانستید ، خاطر بزرگواران را از شر این وسواس و شاید نگرانی از عواقب انتشار مطالب آسوده بفرمایید.🔹خبرنگاران که امروز اکثر شما بزرگواران روزخبرنگار را به ایشان تبریک گفته اید ، با تمام تنگناها و مشکلاتی که دارند همه برای اعتلای وطن و سرزمین ابا و اجدادیشان دارند قلم می زنند ، پس همه ی ما مردم و همه ی شما مسئولین می بایست در این مسیر شرایط را برایشان فراهم کنیم. ✍سیدعمادحسینی سنو@kanongonabadbejestan
بسمالله الرحمن الرحیم✅پیام تبریک مهدی ذبیحی، مدیر آموزش و پرورش شهرستان گناباد به مناسبت ۱۷ مرداد، روز خبرنگارهفدهم مردادماه، روز بزرگداشت مقام خبرنگار، فرصتی ارزشمند برای پاسداشت تلاشهای صادقانه و مسئولانه انسانهای فرهیختهای است که با قلم، اندیشه و تعهد، رسالت آگاهیبخشی، اطلاعرسانی و ترویج حقیقت را بر عهده دارند.خبرنگاران و فعالان عرصه تعلیم و تربیت و خبرنگاران خبرگزاری پانا، با انعکاس رویدادها، دستاوردها و ظرفیتهای آموزشی و فرهنگی، نقش مؤثری در ارتقای آگاهی جامعه و امیدآفرینی ایفا میکنند اینجانب، فرارسیدن ۱۷ مرداد، روز خبرنگار را به تمامی اصحاب رسانه، خبرنگاران گرانقدر تبریک و تهنیت عرض میکنم و از زحمات خالصانه و مسئولانه آنان در مسیر اطلاعرسانی صحیح، ترویج فرهنگ دانایی و انعکاس فعالیتهای حوزه آموزش و پرورش صمیمانه قدردانی مینمایم.از درگاه خداوند متعال، سلامتی، سربلندی و توفیق روزافزون همه تلاشگران عرصه خبر و رسانه را در انجام این رسالت خطیر مسئلت دارم.مهدی ذبیحیمدیر آموزش و پرورش شهرستان گناباد
خبرنگار قرار است حال مردم را خوب کند یا واقعیت را بگوید؟به بهانه روز خبرنگار، یک نکته کوچک با کسانی که برای خبرنگاران نسخه میپیچند:خبرنگار وظیفهاش این نیست که «حال مسئولان» را خوب کند؛ وظیفهاش این است که حال جامعه را همانطور که هست روایت کند.اگر خبری خوب است، منتشر کند؛ اگر موفقیتی رخ داده، بگوید؛ اگر خدمتی انجام شده، دیده شود. اما اگر مشکلی هست، ناکارآمدیای وجود دارد یا تصمیمی محل سؤال است، خبرنگار قرار نیست آن را زیر فرش بگذارد که مبادا حال مردم خراب شود!اتفاقاً مردم را بیش از «خبر بد»، بیخبری و خبرِ دستکاریشده نگران میکند.اینکه گفته شود خبرنگار بیش از حد انتقاد نکند، بیش از حد ضعفها را نبیند و موفقیتها را هم ببیند، در ظاهر حرف بدی نیست؛ اما یک سؤال ساده دارد:چه کسی قرار است تعیین کند «بیش از حد» یعنی چه؟اگر قرار باشد مسئول یا هوادار یک جریان سیاسی برای خبرنگار تعیین کند چه چیزی خبر خوب است و چه چیزی خبر بد، دیگر با خبرنگاری حرفهای طرف نیستیم؛ با روابط عمومی طرفیم!و عجیبتر اینکه دوستان از «ندیدن موفقیتها به لحاظ ارتباط با جناح مخالف» سخن گفته میگویند.خب اگر قرار است خبرنگار به دلیل جناح سیاسیِ یک مسئول، موفقیت او را ببیند یا نبیند، پس تکلیف حرفهایگری چه میشود؟خبرنگار مستقل نه دوست مسئول است، نه دشمن مسئول؛ مزاحم هیچکدام هم نباید باشد، اما اگر لازم شد باید مزاحم هر دو باشد!اگر عملکرد یک مسئول خوب است، خبرنگار باید آن را منتشر کند؛ اگر بد است، باید نقد کند؛ و اگر اطلاعاتش غلط است، باید اصلاح کند.اینکه یک رسانه فقط خوبیهای یک جناح را ببیند و بدیهای جناح دیگر را، اسمش «خبرنگاری برای حال خوب مردم» نیست؛ اسمش جانبداری است.البته نقد اخبار زرد، شایعات، منابع نامعتبر و مطالب بدون سند کاملاً بجاست و خبرنگار حرفهای باید از آنها پرهیز کند.اما یک نکته را نباید با دیگری قاطی کرد:مستند بودن خبر، یک اصل حرفهای است؛ مثبت بودن خبر، یک انتخاب سیاسی.خبرنگار اگر قرار باشد برای «حال خوب مردم» خبر تولید کند، بهتر است عنوان شغلیاش را هم عوض کنیم؛ چون خبرنگار مأمور تولید حال خوب نیست. خبرنگار مسئول تولید خبر مطلوب و بیدردسر برای مسئولان هم نیست، این دیگر اسمش خبرنگار نیست؛ عامل است.خبرنگار مأمور کشف واقعیت است؛ حتی وقتی واقعیت خوشایند هیچکس نیست.و شاید بد نباشد مسئولان و هوادارانشان هم روز خبرنگار را فرصتی بدانند برای تبریک گفتن به خبرنگاری که اگر روزی از آنها تعریف کرد، بدانند از سر استقلال بوده؛ و اگر روزی نقدشان کرد، بدانند باز هم از سر استقلال بوده است.این، اتفاقاً همان خبرنگاری است که باید از او تشکر کرد.✍احمد لطفی
برای زهرا شاهقاسمی عزیزروز خبرنگار مبارک به تو که برای رسیدن به آرزوهات، هیچ محدودیتی رو به رسمیت نشناختی… 🌱تو فقط خبرنگار نیستی؛ تو خودِ معنای تلاش، جسارت و ایستادگی هستی.هر بار که قلم به دست میگیری و صدای آدمها میشی، ثابت میکنی که برای اثرگذار بودن، هیچ مانعی نمیتونه جلوی یک دخترِ پرتلاش و بااراده رو بگیره.بهت افتخار میکنم و امیدوارم همیشه قلمت محکم، دلت روشن و مسیرت پر از موفقیت باشه.روز خبرنگار مبارک، دخترِ قوی و دوستداشتنی ❤️🖋️الهه جمالی
📝 روز خبرنگار؛ روز پاسداران حقیقت و مطالبهگری ۱۷ مرداد، فرصتی است برای قدردانی از همه خبرنگاران، فعالان رسانهای و رسانههای پرتلاشی که رسالت خود را فراتر از انتشار خبر میدانند؛ صدای مردماند، دیدهبان جامعهاند و مطالبهگر حق و عدالت.رسانه متعهد و انقلابی، نه تریبون بیچونوچرای مسئولان است و نه در برابر ضعفها، کمکاریها، فساد و بیعدالتی سکوت میکند. مطالبهگری را وظیفه خود میداند و مسئولان را در برابر مردم پاسخگو میخواهد.اما در کنار این مطالبهگری، یک مرزبندی روشن و غیرقابلمذاکره نیز دارد؛رسانه انقلابی میتواند و باید منتقد باشد، اما منتقدِ دلسوز و درون جبهه انقلاب؛ نه بلندگوی رسانههای معاند و دشمن.میتوان از عملکرد یک مسئول انتقاد کرد، اما نباید با دشمن در تخریب اصل نظام و آرمانهای انقلاب مخرج مشترک پیدا کرد.میتوان مطالبهگر بود، اما نباید مطالبهگری را با سیاهنمایی و روایتسازی رسانههای معاند گره زد.میتوان صریح بود، اما مرزهای اعتقادی، انقلابی و منافع ملی را فراموش نکرد.رسانه انقلابی، هم چشم بینای مردم است و هم سنگر دفاع از حقیقت و انقلاب؛ هم مطالبه میکند و هم تبیین؛ هم نقد میکند و هم امید میآفریند؛ و در بزنگاهها اجازه نمیدهد روایت دشمن، جای روایت حقیقت را بگیرد.در روز خبرنگار، به همه خبرنگاران و رسانههای مردمی، متعهد، شجاع، انقلابی، پرتلاش و مطالبهگر که با قلم و دوربین خود برای آگاهیبخشی، روشنگری و دفاع از حقوق مردم تلاش میکنند، خداقوت میگویم.📌خبرنگاری یعنی مسئولیت؛📌رسانه یعنی امانت؛📌مطالبهگری یعنی شجاعت؛📌انقلابیگری یعنی مرزبندی با دشمن؛و رسانه انقلابی یعنی صدای مردم بودن، بدون آنکه صدای دشمن شدن.🌹 روز خبرنگار بر همه اصحاب رسانه و خبرنگاران متعهد و انقلابی مبارک باد.✍علی نقیزاده بجستانی فعال رسانهای و کارشناس ارشد مدیریت رسانه#روز_خبرنگار #خبرنگار #رسانه_انقلابی #رسانه #مطالبه_گری #صدای_مردم #جهاد_تبیین 🇮🇷 مَعبرِ تبیین 🇮🇷🌐 @mabare_tabyin
روز خبرنگار مبارک!به پاسِ قلمهای بیطرف، صداهای بیواهمه و چشمانِ جویندهٔ حقیقت در هیاهوی خبر.سپاس بیکران برای ثبتِ غیرتمندانهٔ رخدادهای فوتبال و فوتسال و تصاویری که ورزش را به زندگیِ عموم پیوند زدند. زحماتِ بیدریغ شما، پنجرهای رو به شورِ جمعی و حافظهٔ تاریخِ ورزشی شهرمان است.ارادتمند و قدردانِ همراهیِ همه شما خوبان،محسن جلوداررئیس هیأت فوتبال شهرستان گنابادt.me/fgonabad
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴▪️امسال نیز همزمان با ۲۸ صفر نشان میزبانی شهرستان گناباد(خیمه سقا) در میدان پانزده خرداد مشهد بر پا خواهد شد.✍سالهاست،نزدیک چهل و هشتم گنابادیها، کاخکی ها،بیدختی ها و روشناوندی ها از یکدیگر می پرسند👇👇👇▪️چهل و هشتم بنمیی به مشد؟چهل هشتم برم به مشد؟با چنی برم؟با هئیت برم؟یکه برم دوجا برم به هیئت؟▪️سالهاست پدران، مادران و گذشتگان مان به رسم دیرینه(دهها ساله) و بطرق مختلف در این ایام خود را به مشهد میرساندند و عزاداری برپا داشته، ارادتشان را به خاندان عصمت و طهارت تجدید می کردند. ▪️خادمان سقا خانه حضرت ابوالفضل(ع) به تاسی از کار نیک گذشتگان و در یک اقدام نوآورانه چندسالی است که میزبانی زائران و مجاوران امام هشتم را با برپایی خیمه سقا بر عهده دارند.پذیرایی:سه شنبه بعد از ظهر ساعت ۱۷/۳۰ الی ۲۲/۳۰چهارشنبه ۷صبح الی ۹ ، ۱۱ الی ۱۴ بعد از ظهر ، ۱۷/۳۰ الی ۱۰/۳۰پنجشنبه ۷صبح الی ۹ ،۱۱ الی ۱۴ بعد از ظهر ۱۷/۳۰ و بر گزاری شام غریبان پایان کار خیمه 💢کانال ابوالقاسم شفیعی@Agh_Shafiee🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴▪️امسال نیز همزمان با ۲۸ صفر نشان میزبانی شهرستان گناباد(خیمه سقا) در میدان پانزده خرداد مشهد بر پا خواهد شد.✍سالهاست،نزدیک چهل و هشتم گنابادیها، کاخکی ها،بیدختی ها و روشناوندی ها از یکدیگر می پرسند👇👇👇▪️چهل و هشتم بنمیی به مشد؟چهل هشتم برم به مشد؟با چنی برم؟با هئیت برم؟یکه برم دوجا برم به هیئت؟▪️سالهاست پدران، مادران و گذشتگان مان به رسم دیرینه(دهها ساله) و بطرق مختلف در این ایام خود را به مشهد میرساندند و عزاداری برپا داشته، ارادتشان را به خاندان عصمت و طهارت تجدید می کردند. ▪️خادمان سقا خانه حضرت ابوالفضل(ع) به تاسی از کار نیک گذشتگان و در یک اقدام نوآورانه چندسالی است که میزبانی زائران و مجاوران امام هشتم را با برپایی خیمه سقا بر عهده دارند.پذیرایی:سه شنبه بعد از ظهر ساعت ۱۷/۳۰ الی ۲۲/۳۰چهارشنبه ۷صبح الی ۹ ، ۱۱ الی ۱۴ بعد از ظهر ، ۱۷/۳۰ الی ۱۰/۳۰پنجشنبه ۷صبح الی ۹ ،۱۱ الی ۱۴ بعد از ظهر ۱۷/۳۰ و بر گزاری شام غریبان پایان کار خیمه 💢کانال ابوالقاسم شفیعی@Agh_Shafiee
پیام تبریک محمد مرتضوی مناسبت روز خبرنگار. به مناسبت ۱۷مرداد سالروز شهادت شهید محمود صارمی روز خبرنگار، این روز را به همه فعالان عرصه تبریک گفت.متن پیام مدیرسابق کمیته امداد بجستان به این شرح است:جریان زنده اطلاعات با تکیه بر صداقت، صراحت و شجاعت خبرنگاران به عنوان قاصدان امین و راویان صدیق اخبار در شریانهای حیاتی جامعه به حرکت در میآید و شناخت و آگاهی مخاطبان را افزون میسازد.نقش خبرنگاران بعنوان مددکاران اجتماعی در انعکاس خدمات کمیته امداد ، بیبدیل و اثرگذار است. شما با صداقت، دقت و تعهد، صدای محرومان را به گوش جامعه میرسانید و با روشنگری خود، زمینهساز همدلی، عدالت و پیشرفت میشوید.اینجانب، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهید محمود صارمی و همه شهدای عرصه اطلاعرسانی ، این روزمقدّس را به تمامی خبرنگاران شریف، متعهد و دغدغهمندوعاشق استان تبریک عرض میکنم.توفیق روزافزون در گسترش فعالیتهای حرفهای و ایفای وظیفه سنگین خبرنگاری و اطلاعرسانی را از خداوند منان خواستارم.ارادتمند شما مرتضویپیام تبریک محمد مرتضوی مناسبت روز خبرنگار. به مناسبت ۱۷مرداد سالروز شهادت شهید محمود صارمی روز خبرنگار، این روز را به همه فعالان عرصه تبریک گفت.متن پیام مدیرسابق کمیته امداد بجستان به این شرح است:جریان زنده اطلاعات با تکیه بر صداقت، صراحت و شجاعت خبرنگاران به عنوان قاصدان امین و راویان صدیق اخبار در شریانهای حیاتی جامعه به حرکت در میآید و شناخت و آگاهی مخاطبان را افزون میسازد.نقش خبرنگاران بعنوان مددکاران اجتماعی در انعکاس خدمات کمیته امداد ، بیبدیل و اثرگذار است. شما با صداقت، دقت و تعهد، صدای محرومان را به گوش جامعه میرسانید و با روشنگری خود، زمینهساز همدلی، عدالت و پیشرفت میشوید.اینجانب، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهید محمود صارمی و همه شهدای عرصه اطلاعرسانی ، این روزمقدّس را به تمامی خبرنگاران شریف، متعهد و دغدغهمندوعاشق استان تبریک عرض میکنم.توفیق روزافزون در گسترش فعالیتهای حرفهای و ایفای وظیفه سنگین خبرنگاری و اطلاعرسانی را از خداوند منان خواستارم.ارادتمند شما مرتضوی
به بهانه روز خبرنگار اینکه خداوند به قلم سوگند می خوردبرا ی اهمیت خبر و خبرنگاری کافیست و خود خدا خبر عظیم را مطرح و به آن پاسخ می دهد که نشان از این است که دنیا و آخرت خبر است و بس و تمام موجودات خیرنگار گذشته حال و آینده هستند و حال چنانچه خبر را مختص خبرنگار و رسانه بدانیم قطعا باید خبر و خبرنگار را در پیشانی جامعه دید .از صبح چند تبریک دروصف این عزیزان دیدم و عدم بیان و مطلب را جفا یافتم عزیزان در تبریکات خود مطالب قابل توجهی نوشته بودند مانند :خبرنگاری در شرایط سخت که بنظرم خبر در شرایط آسان حاصل نمی شود به مناسبت خبرنگاران واقعه عاشورا در شرایط سخت بودند و اخبار آن تا امروز با کمترین تحریف را داریم خبرنگاری در زمانی که حال مردم خوب نیست . در شرایط حال خوب همه خبرنگارند .مراسم عروسی را بنگریم همه در ثبت خبر بر هم سبقت می گیرند و لحظات خوش را ثبت می کنند ولی در شرایط ناگوار همه از خبر گریزانند اصلا خبرنگار است که با برجسته کردن اخبار زرد .عدم درج اخبار موفقیت ها به لحاظ ارتباط با جناح مخالف . پرداختن بیش از حد به مقوله انتقاد و ندیدن حتی کوچکترین خدمت و موفقیت دیگران . پرداختن بیش از حد به ضعف ها و مشکلات و نارسایی ها ووووو در خراب کردن حال مردم تاثیر می گذارد و قطعا حرکت در راستای بهتر کردن حال مردم می تواند بیش از هر کس و هر چیز موثر باشد ( گرچه می دانیم در بحث علمی یکی از مهمترین ارزش های خبری تضاد و اختلاف و درگیری است و خبر بد برای یک رسانه خبر خوب محسوب می شود ولی در اینجا صحبت از حال خوب و بد مردم است )قطعا و یقینا انتشار اخبار غیر متقن با منابع ناشناس و غیر مستند را هم باید به این لیست حال خراب کن افزود لذا بنده به عنوان یک همشهری غیر مقیم لازم دیدم با کمال احترام و سپاس به همه قلم بدستان عزیز مخصوصا خبرنگاران مقیم و رسانه های شهرم آین روز را تبریک و تهنیت گفته و ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهید صارمی و همچنین شهید ناصری از فرماندهان سپاه گناباد برای تک تک عزیزان آرزوی صحت و سلامت و شادی نمایم و بخاطر زحمات خالصانه و صادقانه آنان بنوبه خود تقدیر و تشکر نمایم تا تلاش خود را در شرایط سخت برای بهتر کردن حال مردم و کاهش آلام و افزایش نشاط جامعه افزون و افزونتر نمایند ان شاالله علیرضا سلمانی زاده ( مشهد مقدس )
روز خبرنگار؛ تبریک به آنان که قلم را نفروختند!روز خبرنگار را باید به آن خبرنگاری تبریک گفت که خبر را میفهمد، نه اینکه خبر را بفروشد؛آنکه قلمش را به میز قدرت، جیب صاحبان پول و خوشایند این و آن گره نزده است.تبریک به خبرنگاری که اگر حقیقت تلخ باشد، مینویسد؛اگر به ضررش باشد، مینویسد؛و اگر همه سکوت کرده باشند، باز هم قلمش را زمین نمیگذارد.و البته این روز، فرصتی است برای تفکیک خبرنگار از خبرنگارنما؛یکی نانش را از شرافت قلم درمیآورد و دیگری شرافت قلمش را خرج نان میکند!خبرنگار واقعی، چشم بیدار جامعه است؛اما خبرنگارنما، دوربین و قلمش را هر جا منفعتی باشد، همانجا میبرد؛امروز تعریف میکند، فردا تخریب؛امروز تیتر میزند، فردا تیتر را میفروشد؛و گاهی هم حقیقت را آنقدر میپیچاند تا اسکناس، صاف و بیدردسر از لابهلای خبر بیرون بیاید!روز خبرنگار مبارک؛به همه آنهایی که هنوز میشود به قلمشان اعتماد کرد،و تأسف بر حال آنان که قلم را نه برای حقیقت، که برای قیمت میچرخانند.قلم اگر آزاد نباشد، خبرنگار نیست؛فقط یک بلندگوی اجارهای است.✍احمد لطفی
✍چرا عکاسباشیها مردم را نمیبینند؟✴️در مراسم رسمی، همایشها و آیینهای محلی، با نمایشی تکراری و ملالآور روبرو هستیم.لنز دوربین عکاسباشیها بیشتر بر ردیف جلو،صندلیهای مخملنشان مسئولین و چهرههای کت و شلوار پوش با عینک دودی متمرکز است.💢گویی بقیه،بخشی از دکور پس زمینه یا سیاهی لشکرند،در حالیکه آنها صاحبان اصلی هر مناسبتی هستند.🔸وقتی عکاسباشیها از ثبت تصویر مردم امتناع میکنند،یعنی مردم برای پر کردن سالن و نمایش شکوه ظاهری مراسم لازم اند و به محض پایان یافتن مراسم از صفحه تاریخ حذف میشوند و تنها تصویر صف جلو در رسانه ها منتشر می شود.🔸عکاسی که مردم را نبیند، حقیقت را ندیده است و روایتی که مردم در آن غایب باشند، از همان لحظهی انتشار، محکوم به شکست است.✍اما چرا؟؟؟!!!آیا یک دستورالعمل نانوشته است یا زاییده ذهنیت برخی از عکاس باشی های چاپلوس که هنرشان تنها شکار لحظات لبخند زدن یک مدیر یا زاویه نشستن یک مسئول تعریف میشود؟ عکاسباشیهای چاپلوس که به جای ثبت روایت مردم، صاحب منصب را روایت می کنند،هویت مردم را فدای خوشایند رئیسش میکنند. ✍این دیگه گزارشِ خبری نیست بلکه،یک نمایشِ تبلیغاتی است که خروجی آن:👈اولین قربانی این نمایش مضحک، کاهش سرمایه اجتماعی است. 👈دوم،افزایش شکاف میان مردم و مسئولین و حذف مردم از کنشگریهای عمومی👈سوم، تحقیر هویت کسانی که حضورشان به مراسم معنا میدهد اما در قاب تصویر فراموش میشوند.👈درنهایت بی اعتمادی، بیاعتنایی، بذر دلسردی و انفعال را میکارد.✍شما گزارشگر حضور مردم هستید یا کارگزار تبلیغاتی چهره های پشت میزنشین؟ عکاسباشیهایی که مردم را در عکسها نمیبینند، در واقع تیشه به ریشهی پیوند میان جامعه و حاکمیت میزنند.مردمِ نادیده گرفته شده، یاد میگیرند که فقط تماشاگر منفعل باشند و این، بزرگترین ظلم به نظام اجتماعی است.✍عکاسباشیها، با این دوگانه سازی ظالمانه، نه تنها تاریخ را مخدوش میکنند، بلکه آیندهی مشارکت را با دستان خود دفن میکنند. وقت آن است که این دوربینهای چاپلوس، زاویهی دید خود را اصلاح کنند.💢کانال ابوالقاسم شفیعی@Agh_Shafiee
روز خبرنگار بر دکتر مجید دانا مبارک═══════❁💠❁═══════کانـال دَهـه ۶۰ گنابــاد✳️@daheye60gonabad
⏳ بازی کوتاه، مقصدی بینهایتبه نظر من، این دنیا شبیه یک بازی کامپیوتری سهبعدی است؛ بازیای که ما انسانها درون آن قرار گرفتهایم و در حال تجربهی مرحلهای به نام «زندگی» هستیم. گاهی در این بازی، زیباییها، لحظههای شیرین و اتفاقات دلنشین زیادی وجود دارد، اما بیشتر اوقات، انسان با سختیها، شکستها و چالشهای مسیر زندگی روبهرو میشود.روزی که عینک سهبعدی این دنیا را از روی چشمان خود برداریم، با جهانی تازه و متفاوت روبهرو خواهیم شد؛ جهانی که بهطور یقین، برتر و زیباتر از این دنیای محدود خواهد بود. آنجا دیگر خبری از دردها، رنجها و بلاهای دنیایی نیست.البته این سخن برای همهی انسانها یکسان معنا ندارد؛ زیرا در نگاه الهی، کسانی از سختیها و رنجها رهایی خواهند یافت که در این بازی سهبعدی زندگی، مسیر درست را انتخاب کرده و از فرمانهای پروردگار پیروی کرده باشند.هرچند دنیای آخرت، جهانی زیبا و بینظیر است، اما حتی در آن جهان نیز، جایگاه و مرتبهی انسانها یکسان نخواهد بود. چه زیباست که ما در این فرصت کوتاه و ارزشمند، تمام تلاش خود را به کار بگیریم تا در این بازی زندگی، امتیازهای ارزشمندی کسب کنیم؛ امتیازهایی که در جهان دیگر، ما را به بهرهمندی بیشتر از زیباییها و شگفتیهای آفرینش خالق هستی نزدیکتر کند.✍ امیر حسین جلیلیان ▫️ شاعر و نویسنده نوجوان
دوست عالیقدر❤️جناب آقای دکتر ابوالقاسم شفیعی خبرنگار محترم و معززبه عظمت نام قلم و به حرمت و کرامت نوشتن و آگاهی بخشیدن بر دستان پر مهر ، بر اندیشه سترگ و بر قلم توانای تان باید بالید و آن را ستود.ستودنی زیبا و آگاهانه ❤️روز خبرنگار برشما تهنیت باد.سید محمد مهدوی.مشهد مقدس1405/05/15
🎤🎤به بهانه فرا رسیدن روز خبرنگار 📹عکاس باشی های مسولین و قهرمان سازی غلو آمیز⁉️📷 مدتی است رسم شده بعضا مسئولین عکاس باشی خصوصی اجیر و برای پوشش بازدید های پر شمار خود استفاده می کنند.📸 با این رویکرد عکاس باشی ها که جای خبرنگاران را گرفته اند به پمپاژ اخبار و تصویر سازی غلو آمیز و قهرمان سازی از مسولین (مدیران و نماینده ها) می پردازند. و این حس غیر معقول را به جامعه منتقل می کنند که دیگران (مدیران،کارشناسان و کارکنان سایر دستگاهها) هیچ نقشی در عملکرد سازمان و توسعه شهرستان نداشته و ندارند. در شبکه های مجازی یا رسانه های مکتوب فقط تصویر روسا، شهرداران یا نماینده ها پر تکرار دیده می شود. گویی هیچ یک از معاونین، کارشناسان و کارکنان دستگاههای اجرایی در خلق این موفقیت ها کوچکترین نقشی ندارند.عکاس باشی ها به جای تصویر سازی از خدمات دولت و نظام جمهوری اسلامی و جایگاه سازمانی به برجسته سازی شخصیت مسئولی می پردازند که مواجب خود را از وی میگیرند!!!.اما خبرنگاران بعنوان حلقه اتصال مردم و مسولین، علاوه بر درج اخبار و رویدادها و تحلیل بی طرفانه، مطالبات و احیانا انتقادات مردمی را هم به گوش مسولین میرسانند.🔺شایسته است مسولین محترم،خبرنگاران را آئینه صادقی دانسته و بطور عملی جایگاه آنان پاس دارند.و البته خبرنگاران گرامی هم به وظایف ذاتی خویش بدور از هر گونه سو گیری عمل نمایند.♨️کانال ابوالقاسم شفیعی@Agh_Shafiee
✴️مطالبه بانوان💢پارک بانوان گناباد، روزگاری نماد نشاط بانوان شهر بود.روزگاری،نهچندان دور، این مجموعه با مدیریت مناسب، نظافت مثالزدنی و برگزاری برنامهها و دورهمیهای فرهنگی و شاد، به یکی از بهترین فضاهای بانوان تبدیل شده بود؛ جایی که بسیاری با خاطرات خوب از آن یاد میکنند.✴️اما امروز، آن طراوت و پویایی جای خود را به بیتوجهی، ضعف در نظافت و کمرنگ شدن مدیریت داده است. بانوان گناباد حق دارند دوباره از فضایی پاکیزه، پویا و در شأن خود بهرهمند باشند.امیدواریم مسئولان با نگاهی مسئولانه، این مجموعه را به روزهای خوبش بازگردانند؛ زیرا حفظ یک فضای عمومی، تنها نظافت آن نیست، بلکه حفظ امید، نشاط و احترام به شهروندان است.
میلیاردر قاجاری بزرگترین کتابدار ایرانحاج حسین آقا ملک 💢حاج حسین آقا ملک بزرگترین واقف تاریخ معاصر ایران،ثروت بیکران موروثی را در راه پاسداری از فرهنگ، تاریخ و تمدن این سرزمین به کار گرفت.✴️متولد۱۰ خرداد ۱۲۵۰ در تهران،پدرش حاج محمدکاظم ملکالتجار بود و با محمد علی فروغی و ادیب همکلاس بود.✴️حاج حسین از سال ۱۲۸۷ خورشیدی، کتابخانهاش را در مشهد بنیانگذاشت و هر کجا میشنید که کتاب خطی وجود دارد به سراغش میرفت.پس از درگذشت پدر، کتابها را به خانه پدری در بازار بینالحرمین تهران منتقل کرد.به گفته خودش:کتابها را تا نخواندهام به کتابخانه تحویل ندادهام. ✴️در سال ۱۳۱۴ نخستین موزه خصوصی ایران را بنیاد نهاد که شامل مجموعههای ارزشمندی از سکه،تمبر،فرش،آثار لاکی، خوشنویسی،نقاشی و نگارگری بود. ✴️حاج حسین آقا ملک در ۶ آبان ۱۳۱۶، خانه پدری خود در بازار بینالحرمین تهران را به همراه تمام اثاثیه، کتابها و اشیاء موجود در آن وقف آستان امام رضا (ع) کرد و در چهارم مردادماه سال ۱۳۵۱ در ۱۰۱ سالگی درگذشت و در حرم امام رضا (ع) به خاک سپرده شد.روحش شاد یادش گرامی#وقف_کتاب_نشرکانال ابوالقاسم شفیعی@Agh_Shafiee
با نهایت تأسف و تأثر، فرارسیدن چهلمین روز درگذشت ناباورانه و جانسوزِ جوان ناکام، زندهیاد سروش شفیعی، فرزند عزیز جناب آقای دکتر ابوالقاسم شفیعی را تسلیت عرض مینمایم.فقدان جوانی عزیز، اندوهی است که واژهها در برابرش ناتواناند؛ اما یاد مهربانیها، خاطرات روشن و نام نیک او همواره در دل خانواده، دوستان و همه آنان که او را میشناختند زنده خواهد ماند.از درگاه خداوند متعال برای آن عزیز سفرکرده، رحمت و آرامش ابدی و برای خانواده گرامی شفیعی، صبر، شکیبایی و تسلای خاطر مسئلت داریم.روحش شاد و یادش جاودان.🖤ارادتمنددکتر سید فرزین میرچراغی
دوست دیرین و برادر ارجمندم قاسم آقا وبانوی فرهیخته و پر صبر سرایتان : چهل روز از فراق دردانه ی زندگیتان سروش عزیز گذشت . چهل روزی که برای شما اندوهی هزارساله داشت و در دایره ی واژگان نمی شود فراق آن میوه ی دل را که آسان بشد و کار شمایان را مشکل کرد ترسیم نمود . برایتان از دادار یزدان که امانتش را بازپس گرفته است صبری به وسعت اندوهتان خواستارم . در دایره ی قسمت ما نقطه ی تسلیمیم....حکم آنچه شما گویی لطف آنچه تو فرمایی ارادتمند : علی باقرزاده
آری! بارها نگاهش را جُسته ایدو بی شک صدایش را نیز هنوز در ذهنتان می بوسید.اما چه گاه به گاه و چه لحظه به لحظه و حتی ثانیه ثانیه دیگر نداریدش.میجویید و نمی یابیددر گوشه های ذهنتان و درپنهان قلبتان... اما گاه باید گفت مهم نیستمیخواهد باشد و می خواهد نباشد حکم به ظاهر که رسم عاشقی نیست.شما با خیال خوشش، با علاقه اش و با نامش زنده اید...نمی شود اینکه فقط پر باشید از یاد وجودش... بلکه باید رنگ ها را با نبودنش در نگاهتان گرم تر کنید... به گرمی مهر،گرمی امید،گرمی زندگی،گرمی دوست داشتن...یاد و خاطره سروش عزیز را به شمعدانی ها پیوند دادیم که هرگز زرد نخواهد شد.همیشه سبز،همیشه پرگل خواهد بود.روحش شاد و قرین نور و رحمت الهی🖤✍باذلی
نمی آید از خانه بانگ «سروش»غمم گفت : ابالقاسما با خروشمنم میهمانت به جای سروشبیـــــا خلعت ماتمت را بپوشامیــــــدم به بـــــام فلک پـرکشیدبغل می کنم قاب عکسش خموشدو چشمم چو جیحون و سیحون خونگــــرفتــــار طوفـــــانــــم و ژنده پوشپر از شمع روشن شده دشت رخترک خورده دلهای اصحاب هوشچه گویم من از حالت مادرشخراشیده از غم صفیر گلوششکیبــــایی ام را ربوده قضــــــــاگل پاک احساسی ام کو ، سروش؟سروده ای ناقابل تقدیم به نگاه مهربانان جان استاد ابوالقاسم خان شفیعی و استاد بانو محتشم ؛ سایه تون مستدام ، روان سروش عزیز به مینوی مینا شاد بادکمترین : علی توکلی؛ دبیر انجمن ادبی زنده یاد دکتر محمد پروین گنابادی💔🙏🥀
🚨تصاویری از سیلاب در شهرستان راز خراسان شمالی که موجب قطع کامل دسترسی مسیر ورودی و خسارت به زیرساخت ها شده است🇮🇷 @jamarannews
به نام او که جان امانت اوستدوست دیرین و برادر ارجمندو بانوی فرهیخته، شریف و صبورچهل روز است که جهان، برای شما، معنای دیگری یافته است. چهل روز است که زمان، آهستهتر قدم برمیدارد، و هر صبح، پیش از آنکه آفتاب برآید، نامی در دل طلوع میکند؛سروش.چه نام شگفتی...نامی که از آغاز، بوی پیام میداد؛ گویی از همان نخست، سهمی از آسمان را با خود آورده بود. بعضی نامها، خودشان شعرند.یاد و نام شما با مهر و صفا و تلاش همراه است؛ با گناباد و نوستالوژیاش، با علم و فرهنگ، شما این روزها فصلی از کتابِ استقامت را با صبرتان امضاء کردهاید؛ «فَصَبْرٌ جَمِیلٌ» را چه زیبا تجسم بخشیدید. صبرِ جمیل، گریه را انکار نمیکند؛ تنها نمیگذارد اندوه، چراغِ دل را خاموش کند.در همهٔ این سالها، بزرگترین سرمایه شما را بیش از آنکه در دانش، یا در مسئولیت، یا در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی ببینیم؛ در نجابت، در صداقت، و در حرمت نهادن به انسان دیدیم.و امروز، همین گوهرهاست که بار این مصیبت را بر شانههایتان قابل تحمل کرده است.آدمی، در روزهای آرام، فضیلتهای خود را معرفی میکند؛ اما در روزهای دشوار، آن فضیلتها را زندگی میکند.بعضی رفتنها، کوچ نیست؛ گشوده شدن دری است که چشم ما هنوز توان دیدنش را ندارد. آنچه پایان میپنداریم، برای اهل معنا، آغازی دیگر است.ای کاش میشد اندوه را میان دوستان تقسیم کرد، تا سهم هر دل، اندکی کمتر شود. ای کاش میشد دست بر شانهٔ زمان گذاشت و از او خواست لحظهای درنگ کند، تا دل، خود را با نبودنِ عزیزش آشتی دهد.امروز، در چهلمین روز فراق عزیزتان، نه برای آنکه اندوهتان کمتر شود-که میدانم هیچ واژهای چنین توانی ندارد- بلکه برای آنکه بدانید در این اندوه، تنها نیستید، این چند سطر را به رسم رفاقتی دیرسال بر آستان دلهایتان میگذارم و دعا میکنم خدای مهربان، که خود از هر دلی به آن دل نزدیکتر است، سروش را در سایهٔ رحمت بیکرانش بیارامد، و بر شما، آرامشی فرو فرستد که از جنسِ سکوت سپیدهدم باشد؛ آرامشی که نه فراموشی است، نه پایانِ دلتنگی، بلکه حضوری پنهان از لطف او.عبدالله لطفی
همه از خدائیم و به سوی او باز می گردیمجناب آقای دکتر شفیعی گرانقدر و سرکار خانم محتشم ارجمندچهلمین روز هجران ابدی و نابهنگام گل سرخ بوستان زندگیتان، زندهیاد سروش شفیعی، فرا رسیده است؛ چهلمین روزی که هنوز عطر حضورش در جایجای خانه و خاطرهها جاری است و جای خالیاش، زخمی عمیق بر دلهای داغدار شما و همه آنان که او را میشناختند، بر جای نهاده است.چه تلخ است که جوانهای چنین زیبا، پیش از آنکه شکوفایی خویش را به تمامی به تماشا بگذارد، بال گشود و رهسپار آسمان شد. سروش عزیز، در عنفوان جوانی، بیآنکه فرصت وداعی دوباره بیابد، بار سفر بست و با قلبی پاک و روحی بلند، به میهمانی پروردگار شتافت و آسمانی شد.هیچ واژهای توان تسکین اندوه پدر و مادری را ندارد که عزیزترین سرمایه زندگی خویش را در آغوش خاک به امانت سپردهاند. اما ایمان داریم که یاد انسانهای پاک هرگز خاموش نمیشود و نام نیک آنان تا همیشه در دفتر محبت و خاطرهها جاودانه خواهد ماند.امروز، در چهلمین روز پرواز ملکوتی سروش نازنین، با قلبی سرشار از اندوه، خود را در غم جانکاه شما شریک میدانیم و از درگاه خداوند مهربان، برای آن عزیز سفرکرده، عالیترین درجات رحمت، مغفرت و آرامش ابدی، و برای شما، خانواده معزز، صبری آمیخته با ایمان، آرامشی الهی و شکیبایی مسئلت داریم.باشد که روح بلند سروش عزیز، در سایه رحمت بیکران الهی، در جوار اولیای الهی آرام گیرد و یاد و نام روشنش، همچون ستارهای فروزان، تا همیشه در آسمان دلهای دوستدارانش بدرخشد.روحش شاد، یادش جاودان و نام نیکش همیشه گرامی باداز طرف خانواده :زنده یاد جمال علایی کاخکی و امیر لشکر شهید حسین علایی کاخکی و زنده یاد حمید علایی کاخکی
✴️پیاده روی اربعین بزرگترین آیین تاریخی تشییع▪️پیاده روی اربعین همه ساله میلیون ها عاشق اهل بیت را به کربلا می کشاند، آقا بزرگ تهرانی نقل می کند: مراسم پیاده روی در عصر مرجعیت شیخ مرتضی انصاری (1214- 1298ق) نیز با شکوه تمام رواج داشت و پس از وی، کم کم به فراموشی سپرده شد و عملی کم ارزش تلقی گردید بطوریکه به طبقه فقرا و نیازمندان اختصاص یافت.اما بعدها محدث نامدار، میرزا حسین نوری، این مراسم را دوباره احیا کرد.وی ادامه می دهد:میرزا حسن به این شیوه خداپسندانه (پیاده روی) همت گماشت و به آن ملتزم گشت و در عید اضحی برای حمل اثاث و بار سفر، حیوان کرایه می کرد؛ ولی خود و یارانش پیاده راه می رفتند و او به دلیل ضعف مزاج، نمی توانست مسافت بین نجف ـ کربلا را با گذراندن یک شب طی کند؛ همان طور که رسم چنین بود. بنابراین، سه شب در راه بودند و بر اثر این اقدام، در سال های بعد، رغبت مردم و صالحان به این موضوع بیشتر شد و دیگر عار محسوب نمی شد؛ به طوری که در برخی سال ها، تعداد چادرها و خیمه های راه پیمایان، به سی عدد می رسید و هر چادر به بیست تا سی نفر تعلق داشت و به این ترتیب، این سنت حسنه، دوباره مرسوم شد
با نهایت تأسف و تأثر، چهل روز از فقدان جانسوز و درگذشت ناباورانهی سروش عزیز، شهروندی شریف و گرانقدر، گذشت.یاد و خاطرهی نیک آن عزیز که با اخلاق، مهربانی و حضور ارزشمندش در میان مردم ماندگار شد، همواره در دلها زنده خواهد ماند.اینجانب به نمایندگی از خود، ضمن عرض تسلیت به خانوادهی محترم ایشان و تمامی بستگان و دوستان، در چهلمین روز درگذشت آن مرحوم، یاد و خاطرهاش را گرامی داشته و از درگاه خداوند متعال برای آن عزیز سفرکرده، رحمت و مغفرت الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت دارم.روحش شاد و یادش گرامی باد.نعمتیان
سروش جان سلام امیدوارم که در کنار عاشوراییان ( که در روز عاشورا از خانه پر کشیدی ) به آرامشی ابدی رسیده باشی در این ارامش خود از خداوند بخواه که به دل پدر .مادر و برادرت صبر نازل کند و ما هم در زمین دعا می کنیم که خداوند ترا در عرش گرامی تر بدارد انشاالله علی سلمانی زاده
من ایستاده ، تو خوابیده ،نیست شرط ادب به روز مرگ ، تو باید به من نماز کنیإِنَّا لِلَّٰهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ جناب آقای دکتر ابوالقاسم شفیعیسرکار خانم محتشمگل نوشکفته بوستان زندگیتان در مسیر زندگی از همسفری در راه باز ماند...زندگی سخت است، لیکن در سفر باید بود… باور نبودن و فراغ عزیز از دست رفتهتان آقا سروش چون سیلی سهمگین بر پیکرتان نشسته و توان گذر از راهی که دیگر او نیست سخت تر شده و دردآور. به حکم حق بایستی رفت و شما را صبری باید تا آرامشی زاید. چهلمین روز فراق فرزند دلبندتان تسلیت باد.غم و ناراحتی ما در از دست دادن آن عزیز قابل گنجایش در واژهها نیست… از خدای متعال شادی روح آن مرحوم و صبر و شکیبایی همراه با صحت و سلامتی برای شما و خانواده محترمتان مسئلت دارم.بخاطر تمام خاطرات خوبی که برای ما رقم زد، جایگاهش در اعلی علیین مستقر باد.روحش شاد و روانش مسرور از عشق الهی🖤🖤🖤🖤🖤تسلیت و تعزیت عمیق ما را پذیرا باشید...با احترام، مجتبی نقویمقدم
فردای همایش مهمتر از خود همایش استهمایش سالانه محرم گنابادیهای سراسر کشور، بیش از آنکه صرفاً یک گردهمایی مناسبتی باشد، فرصتی ارزشمند برای دیدار همشهریانی است که شاید تنها سالی یکبار امکان دیدن یکدیگر را پیدا کنند؛ فرصتی که باید آن را مغتنم شمرد و از ظرفیت عظیم گنابادیهای غیرمقیم، برای توسعه و پیشرفت شهرستان نهایت بهره را برد.البته نباید انتظار داشت در یک نشست دو ساعته، مباحث تخصصی و کارشناسی به نتیجه برسد و طبیعتاً در چنین برنامهای، معرفی افراد، شناخت ظرفیتها و ایجاد ارتباط اولیه، میتواند هدف اصلی باشد.اما اهمیت واقعی این همایش، فردای روز همایش است؛ جایی که باید ارتباطها ادامه پیدا کند، دیدارها به گفتوگوهای تخصصی تبدیل شود و ظرفیتهای انسانی، علمی، اقتصادی و اجتماعی گنابادیهای سراسر کشور، در مسیر توسعه شهرستان به کار گرفته شود.این فرصت متعلق به همه است؛ از جوانان و دانشگاهیان گرفته تا کارآفرینان، صاحبان کسبوکار، متخصصان و سرمایهگذاران و البته مسئولان شهرستان.و شاید بد نباشد مسئولان عزیز نیز در چنین نشستهایی، کمی تمرین کنند که شنونده باشند تا سخنران.مردم گناباد سالهاست گزارش عملکرد، آمار، وعده و سخنرانی میشنوند؛ آنچه کمتر دیدهاند، تبدیل همین ظرفیتهای ارزشمند به ارتباط مؤثر، همکاری عملی و پروژههای ماندگار است.همایش محرم جای گزارشهای تکراری و بیحاصل نیست؛ جای شناختن آدمها، شنیدن ایدهها، پیدا کردن ظرفیتها و ساختن پل ارتباطی برای فرداست.اگر قرار است گنابادیهای غیرمقیم را یک سرمایه بدانیم، باید از مرحله شعار عبور کنیم و این سرمایه انسانی را واقعاً وارد فرآیند توسعه شهرستان کنیم.همایش یک روز است؛ اما ارتباطی که میتواند از آن شکل بگیرد، میتواند سالها برای گناباد ثمر داشته باشد.✍احمد لطفی
من ایستاده ، تو خوابیده ،نیست شرط ادب به روز مرگ ، تو باید به من نماز کنی✍✍جمالیچهل روز گذشت... اما برای دلهایی که جای خالی عزیزشان را نفس میکشند، زمان هرگز مرهم کاملی نیست.چهلم، پایان دلتنگی نیست؛ فقط یادآور این حقیقت است که بعضی آدمها با رفتنشان، تا همیشه در قلبها ماندگار میشوند.خداوند روح آن عزیز سفرکرده را غرق رحمت و آرامش گرداند و به بازماندگان، صبری از جنس ایمان عطا فرماید. یادش جاودان و نامش همیشه گرامی.
پیشنهاد ایشان را بهانه یک نشست تخصصی با موضوع فرودگاه کرده و زمینه گفت و گوی بیشتر و مشورتهای تخصصی و گروهی را فراهم می کردند.✍دیدگاه شهروندی البته اگر خرد جمعی و کار تیمی در قاموس مدیریتی ایشان جایگاهی داشت، شاید امروز فرودگاه شهرستان با این وضعیت مواجه نبود!مشکل آنجاست که وقتی یک نفر خود را متخصص همه امور و علامه دهر بداند، طبیعی است که نیازی به شنیدن نظر دیگران احساس نکند. حلقه مشاوران محدود، بیتوجهی به ظرفیت متخصصان و صاحبنظران، و فقدان نشستهای تخصصی برای موضوعات مهم شهرستان، نتیجهای جز همین وضع موجود نخواهد داشت.فرودگاه، توسعه، سرمایهگذاری و آینده یک شهرستان را نمیتوان با چند جلسه محدود، چند نظر شخصی و مشورت با عدهای مجیزگو و بادمجان دور قابچین اداره کرد؛ بهخصوص وقتی برخی از همین افراد بیش از آنکه دغدغه منافع عمومی داشته باشند، به دنبال منافع شخصی خود هستند.هرچقدر هم که توانمند باشی، قرار نیست متخصص همه حوزهها باشد. هنر یک مدیر توانمند، دانستن همه چیز نیست؛ بلکه شناختن آدمهای توانمند، شنیدن نظر مخالف، استفاده از خرد جمعی و کنار هم نشاندن متخصصان است.تا زمانی که تصمیمها در یک حلقه محدود گرفته شود و صدای کارشناسان مستقل و دلسوز به حاشیه رانده شود، نباید انتظار داشت وضعیت شهرستان در حوزههای مهمی همچون فرودگاه، سرمایهگذاری و توسعه تغییر چندانی کند.فرودگاه ما بیش از آنکه به شعار و وعده نیاز داشته باشد، به خرد جمعی، کار کارشناسی و یک تیم واقعی از متخصصان نیاز دارد.
✴️محمود دولتآبادی متولددهم مرداد سال ۱۳۱۹ که با کلیدر و جای خالی سلوچ شهره و آثار ماندگاری خلق کرد. ✍بلقیس سلیمانی به مناسبت زاد روزش،با اشاره به شاخصهای نویسندگی دولتآبادی و زنانی که درداستان هایش خلق کرد و اینکه چرا دولتآبادی بخوانیم،می نویسد:✍او جمعی از شاخصترین کاراکترهای زن ادبیات داستانی ما را خلق کرده.زنانی که پیش از این در ادبیات ما صدایی نداشته و به شمار نمیآمدند.مرگان،بلقیس،مارال، شیرو،زیور که میان همه آنان برای من بلقیس کلمیشی و زیور از لونی دیگرند. با آنان گریستهام،حسادت کردهام،نان پختهام، گوسفند دوشیدهام،بز میری دیدهام و گردش روزگار را که آیین ان جوانکشی و عشق میری است✍میدانم که زمانه آن زنان سپری شده،دیگر نه جامعه نه ادبیات چنان زنانی خلق و تولید نمیکنند که اصولا دیگر به کار نمیآیند این زنان و اگر باشند بیهنگام هستند و بیدوراناما خوشحالم که آنان در حافظه جمعی و خاطره مشترکمان حضور دارند و این را از دولتآبادی داریمدولتآبادی به ما آموخت که پشت به مردم و زمانه نکنیم که نوشته ما اگر از اینها خالی باشد، از زندگی و پیچ و خم آن خالی استکانال ابوالقاسم شفیعی@Agh_Shafiee✴️محمود دولتآبادی متولددهم مرداد سال ۱۳۱۹ که با کلیدر و جای خالی سلوچ شهره و آثار ماندگاری خلق کرد. ✍بلقیس سلیمانی به مناسبت زاد روزش،با اشاره به شاخصهای نویسندگی دولتآبادی و زنانی که درداستان هایش خلق کرد و اینکه چرا دولتآبادی بخوانیم،می نویسد:✍او جمعی از شاخصترین کاراکترهای زن ادبیات داستانی ما را خلق کرده.زنانی که پیش از این در ادبیات ما صدایی نداشته و به شمار نمیآمدند.مرگان،بلقیس،مارال، شیرو،زیور که میان همه آنان برای من بلقیس کلمیشی و زیور از لونی دیگرند. با آنان گریستهام،حسادت کردهام،نان پختهام، گوسفند دوشیدهام،بز میری دیدهام و گردش روزگار را که آیین ان جوانکشی و عشق میری است✍میدانم که زمانه آن زنان سپری شده،دیگر نه جامعه نه ادبیات چنان زنانی خلق و تولید نمیکنند که اصولا دیگر به کار نمیآیند این زنان و اگر باشند بیهنگام هستند و بیدوراناما خوشحالم که آنان در حافظه جمعی و خاطره مشترکمان حضور دارند و این را از دولتآبادی داریمدولتآبادی به ما آموخت که پشت به مردم و زمانه نکنیم که نوشته ما اگر از اینها خالی باشد، از زندگی و پیچ و خم آن خالی استکانال ابوالقاسم شفیعی@Agh_Shafiee
✴️در همایش روشناوند چه گذشت قسمت اول 💢دکتر حمید بنایی نماینده ادوار شهرستان های گناباد و بجستان در همایش سالانه گنابادیها در شهر روشناوند سخنانی درباره فرودگاه مطرح کرد که نشان میدهد اول)همایش گنابادیها فرصتی برای ارایه دیدگاههاو نظرات متخصصان و نخبگان…✍✍علی سلمانی زاده✴️در گناباد دو برادر شما فرض کنید احمد و محمود سر پنج من زمین ارثی بابا با هم اختلاف داشتند و احمد هر روزه فحش های ناموسی نثار محمود می کرد و هر چه مردم منعش می کردند که خوبیت ندارد شما دو برادر هستید افاقه نداشت.💢تا روزی یک همشهری گفت که ۵ من زمین مرغوبتر به تو می دهم بشرط آنکه ده روز اسم محمود را به خوبی یا بدی نبری احمد قبول کرد و دو ساعت بعد از منع کننده سوال کرد.ده روز شد ؟ نه دو ساعت شد ه هنوز نصف روز سوال کرد که ده روز شد گفتند هنوز نه!✴️فردا صبح احمد باز پرسید ده روز شد ؟ گفتند نه هنوز یک روز شده و او اصرار داشت که ده روز شده است و وقت تمام است و عصر تکرار سوال و شنیدن پاسخ 💢صبح روز بعد روز ور نومده احمد در خانه وعده دهنده را زد و گفت: دیگر ده روز شد و او جواب داد که نشدهاحمد همچنان که برمی گشت گفت کهمو نه پنج من زمی میم نه متونم اسم محمود قرم... ز.... فلان و فلان ر نبرمموبترکی و همچنان فحش کشان دور شد 💢حالا یک روز هم نشده که بشه سلامت افراد هم مهم است دیگر
✴️در همایش روشناوند چه گذشت قسمت اول💢دکتر حمید بنایی نماینده ادوار شهرستان های گناباد و بجستان در همایش سالانه گنابادیها در شهر روشناوند سخنانی درباره فرودگاه مطرح کرد که نشان میدهداول)همایش گنابادیها فرصتی برای ارایه دیدگاههاو نظرات متخصصان و نخبگان است.که نماینده، فرماندار و سایر مسئولان باید شنونده حریصانه ایده ها و دیدگاههای صاحب نظران گنابادی که هر کدام در حوزه خود ظرفیت عظیمی بوده، باشند.دوم)همایش ظرفیت عظیم کارشناسی گنابادی ها را به نمایش گذاشت اما باز هم مسئولان شهرستان ندیدند.سوم) بنایی تلاش کرد تصویری از آینده فرودگاه ارایه دهد که در صورت توجه زمینه پروازهای خارجی مثل پرواز نجف برقرار و همچنین اکوسیستم مورد نظر صفایی محقق خواهد شد.✍شایسته بود نماینده شهرستان که سخنران پایانی همایش بودند،ضمن استقبال، پیشنهاد ایشان را بهانه یک نشست تخصصی با موضوع فرودگاه کرده و زمینه گفت و گوی بیشتر و مشورتهای تخصصی و گروهی را فراهم می کردند.✍فرودگاه گناباد، حاصل سه دهه تلاش و پیگیری همه مسئولان و نمایندگان ادوار است؛ از مهدیزاده که کلنگ آن را بر زمین زد و سالها پیگیری کرد، تا آزادمنش، مدنی، رجایی، بنایی، صفایی و فرمانداران مختلف که هر کدام سهمی در پیشبرد این پروژه داشته و احدی نمی تواند میراث عمومی به نام خود ثبت کند.✍فرودگاه قرار به یکی از محرکهای مهم توسعه پایدار منطقه تبدیل شود.و از پیچیدگی های خاصی برخوردار است و قطعا توان تخصصی و فنی بالاتری می طلبد.لذا متخصصان حوزه هوا نوردی می توانند این میراث سی ساله را در مسیر توسعه صحیح آن قرار دهند.✍آقای نماینده،فرماندار و سایر صاحب منصبان💢پستهایی که به شما رسیده امانتی است که باید خوب مدیریت کنید. یکی از وجوه مدیریت خوب، استفاده از تجربه پیشینیان، کارشناسان و صاحب نظران است.کانال ابوالقاسم شفیعیt.me/joinchat/AAAAAEAXFIDCzM3gMa5jDg
✍✍دیدگاه شهروندی فضولباشیهای همیشه حاضر در صحنه!اگر هر منتقدی مریض است، پس شما چرا اینهمه از نقد میترسید؟!نقد، بیماری نیست؛ آینه است.و ظاهراً بعضیها از آینه بیشتر از هر چیز دیگری وحشت دارند!کسی که برای هر آدم و هر موضوعی نسخه میپیچد، بهتر است قبل از تشخیص دیگران، کمی هم خودش را معاینه کند؛ شاید علت این همه فضولی، قضاوت و برچسبزنی، نه بیماری دیگران، که آشفتگی عمیق درون خودش باشد.آقای فضولباشی!منتقد، مریض نیست؛ منتقد کسی است که هنوز جرأت حرف زدن دارد.مریض آن ذهنیتی است که تحمل یک جمله مخالف را ندارد و برای پاسخ به استدلال، دست به برچسب و توهین میبرد.شما که متخصص تشخیص بیماری دیگران شدهاید، بد نیست یکبار هم نسخهای برای خودتان بنویسید؛ شاید مشکل از همان جایی باشد که مدام دیگران را متهم میکنید!این همه کنجکاوی در زندگی دیگران، این همه دخالت در کار مردم و این همه تلاش برای خفه کردن صدای مخالف، اگر اسمش «سلامت» است، پس خدا به داد جامعهای برسد که قرار است با چنین نسخههایی اداره شود!و یک نکته را هم خوب به خاطر بسپارید:آدمی که برای هر منتقدی یک برچسب دارد، معمولاً برای هیچ نقدی یک پاسخ ندارد.پس به جای اینکه مدام به دیگران بگویید «مریض»، کمی هم به رفتار خودتان نگاه کنید؛شاید آنوقت بفهمید مشکل اصلی، نه در قلم منتقد است و نه در زبان مخالف؛مشکل، همان تحملناپذیری و خودحقپنداری است که اجازه نمیدهد هیچ صدای دیگری شنیده شود.فضولی را با دلسوزی اشتباه نگیرید، نقد را با توهین پاسخ ندهید و اگر پاسخی برای یک حرف ندارید، حداقل با برچسبزدن خودتان را مضحکه نکنید.دنیا آنقدر بزرگ است که آدم لازم نیست در کار همه دخالت کند؛گاهی بزرگترین خدمت به جامعه این است که هرکس سرش به کار خودش باشد!آدم سالم، با هر صدای مخالفی آشفته نمیشود؛ آدم بیمارِ قدرت و خودشیفتگی است که از شنیدن یک نقد، زمین و زمان را به هم میدوزد.
آبیاری فضای سبز دوره ای ( هفتگی ) روستا پارک عمومی منطقهای در حال ساخت روستای شیرازآباد که از سال ۱۳۹۹ شروع عملیات اجرایی آن آغاز گردیده و بنا به دلایلی مشکلاتی در سرراه ساخت آن قرار دادند که انشاالله امیدواریم در چند ماه آینده مشکل پیش آورده مرتفع و مراحل آماده سازی این روستا پارک منطقهای برای استفاده عموم مردم شریف شهرستان گناباد ، گردشگران و گذراندن اوقات فراغت در طبیعت زیبا وبکر منطقه براکوه و میزبانی اهالی روستای شیرازآباد بهره ببرند .شنبه ۱۴۰۵٫۵٫۱۰
بجستان؛ در مسیر بالندگی» تاریخ، گواه افتخارِ کهندیار ماست. از سال ۱۳۱۶ که نام بجستان در شمار بخشداریها درخشید، تا امروز که به گذشته مینگریم، ایستگاههای رشد این دیار با تلاشهای بیوقفه رقم خورده است. ۱۸ سال پیش در چنین روزهایی… در جمعهای به یادماندنی،…✍مردم بجستان، سالها و دههها، آرزوی استقلال اداری و شهرستان شدن را در دل داشتند. این آرزو، در سال 1387، با تدبیر، درایت و پی گیری حضرت آیت ا... سید محمود مدنی، به تحقق پیوست.✍این رویداد، نتیجهی: تلاشهای بیوقفهی مردم, همدلی مسئولان و نخبگان و معتمدان، شناخت ظرفیتهای واقعی منطقه، ضرورت پاسخگویی به نیازهای روزافزونبود. امروز، به احترام همهی کسانی که برای تحقق این آرزو زحمت کشیدند، سر تعظیم فرود میآوریم.✍امروز را باید روز بجستان نام نهاد ؛ روزی که در تقویم تاریخ این سرزمین، به نام «روز شهرستان شدن بجستان» و «سالگرد تأسیس فرمانداری» ثبت شده است. روزی برای بازخوانی هویت، بازشناسی ظرفیتها، و بازسازی امید در دل مردمانی که قرنهاست، با نجابت و تلاش، بر این خاک ایستادهاند.این روز تقدیم به مردمی است که لایق بهترینها هست✍ مردم شریف بجستان این روز، روز ماست؛ روز هویت ما، روز افتخار ما، روز امید ما.✍مردم شریف بجستان ما می توانیم بجستان را آن گونه که شایسته ی آنست، بسازیم. ما باید متحد همدل و یک صدا، در مسیر توسعه گام برداریم. ما خواهیم توانست با توکل بر خدا و با همت مردم، آینده ای روشن برای فرزندان امان بسازیم✍حسین کریمیان بجستانی ✅«#کانال_بجستان_فردا » 👇🆔 @bajestanfarda
بجستان؛ در مسیر بالندگی»تاریخ، گواه افتخارِ کهندیار ماست.از سال ۱۳۱۶ که نام بجستان در شمار بخشداریها درخشید، تا امروز که به گذشته مینگریم، ایستگاههای رشد این دیار با تلاشهای بیوقفه رقم خورده است.۱۸ سال پیش در چنین روزهایی…در جمعهای به یادماندنی، ۱۱ مردادماه ۱۳۸۷، نهالِ «فرمانداری» در خاک بجستان جان گرفت. این اتفاق خجسته که نویدبخشِ توسعه و پیشرفت برای همشهریان عزیزمان بود، جز با همت بلند و پیگیریهای دلسوزانهی نماینده وقت مردم در مجلس شورای اسلامی،«حضرت آیتالله دکتر سید محمود مدنی»به ثمر نمینشست.یاد آن روزهای سرشار از امید گرامی و راه آبادانیِ شهرمان پر رهرو باد.عضو شوید👇✅#کانال_سیمای_بجستان «صدای مردم، رسانه اعتماد» 🇮🇷 👇🆔 t.me/simayebajestan%F0%9F%86%94 eitaa.com/simaebajestan🆔 rubika.ir/simaebajestan%D8%A8%D8%AC%D8%B3… در مسیر بالندگی»تاریخ، گواه افتخارِ کهندیار ماست.از سال ۱۳۱۶ که نام بجستان در شمار بخشداریها درخشید، تا امروز که به گذشته مینگریم، ایستگاههای رشد این دیار با تلاشهای بیوقفه رقم خورده است.۱۸ سال پیش در چنین روزهایی…در جمعهای به یادماندنی، ۱۱ مردادماه ۱۳۸۷، نهالِ «فرمانداری» در خاک بجستان جان گرفت. این اتفاق خجسته که نویدبخشِ توسعه و پیشرفت برای همشهریان عزیزمان بود، جز با همت بلند و پیگیریهای دلسوزانهی نماینده وقت مردم در مجلس شورای اسلامی،«حضرت آیتالله دکتر سید محمود مدنی»به ثمر نمینشست.یاد آن روزهای سرشار از امید گرامی و راه آبادانیِ شهرمان پر رهرو باد.عضو شوید👇✅#کانال_سیمای_بجستان «صدای مردم، رسانه اعتماد» 🇮🇷 👇🆔 t.me/simayebajestan%F0%9F%86%94 eitaa.com/simaebajestan🆔 rubika.ir/simaebajestan
✴️دیدگاه کارشناس 💢بحران فهم جایگاه نمایندگی ناتوانی در تشخیص مرز میان نظارت و دخالت ✍رفتار برخی نمایندگان بیش از آنکه در جهت ایفای نقش نمایندگی(قانون گذاری، نظارت، شرکت در کمیسیونهای تخصصی )باشد، نشان از میل افراطی به مداخله در امور اجرایی دارد.از سفارش…✍✍دیدگاه شهروندینادانی قانون یا ناتوانی در مدیریت قدرت؟به نظر میرسد آنچه کارشناس محترم «بحرانِ فهمِ جایگاه نمایندگی» مینامد، ریشه در سطحی عمیقتر از ناآگاهی از قوانین دارد.بعید میدانم اغلب نمایندگانی که در امور اجرایی دخالت میکنند، از حدود اختیارات قانونی خود بیاطلاع باشند. اتفاقاً بسیاری از آنها بهخوبی میدانند که قانون برای نماینده، شأن قانونگذاری و نظارت تعریف کرده است، نه مدیریت و اجرا.مشکل اصلی، بیش از آنکه «ناآگاهی از قانون» باشد، به «ظرفیت سیاسی و شخصیتی»، تجربه حکمرانی و کیفیت نهادهای نظارتی بازمیگردد.گاهی فردی با سابقه اجرایی و سیاسی محدود، ناگهان به جایگاهی میرسد که از نظر نفوذ و اختیارات، بسیار فراتر از تجربه پیشین اوست. اگر این ارتقای جایگاه با پختگی سیاسی، خودکنترلی و درک صحیح از حکمرانی همراه نباشد، وسوسه استفاده از نفوذ برای انتصابات، پروژهها، منابع و تصمیمات اجرایی افزایش مییابد.از سوی دیگر، ضعف جامعه مدنی، رسانههای مستقل، احزاب پاسخگو و افکار عمومی مطالبهگر نیز باعث میشود هزینه چنین رفتارهایی پایین باشد. در کنار آن، فشار گروههای ذینفوذ و شبکههای محلی نیز برخی نمایندگان را به سمت دخالت در اجرا سوق میدهد.به همین دلیل است که از نمایندگان باسابقه، دارای وزانت سیاسی و شخصیتهای پخته، کمتر شاهد چنین رفتارهایی هستیم. آنها معمولاً اعتبار خود را در قانونگذاری مؤثر، نظارت، سیاستگذاری و حل مسائل کلان کشور جستوجو میکنند، نه در جابهجایی مدیران، انتصاب افراد یا دخالت در امور اجرایی شهرستان.بنابراین، مسئله اصلی ندانستن قانون نیست؛ مسئله، ظرفیت حکمرانی، بلوغ سیاسی، اخلاق قدرت و وجود سازوکارهای مؤثر پاسخگویی است. هرچه این مؤلفهها تقویت شوند، مرز میان نظارت و اجرا نیز بهتر حفظ خواهد شد.
#کار_جمعی_مالک_خصوصی_ندارد✍خرده فرهنگ های آزار دهنده اداری💢خودستایی، آفتی است که ریشهی اعتماد اجتماعی را خشکانده و کار جمعی را به نمایش فردی تقلیل میدهد.🔸در جلسات رسمی و هنگام ارائه گزارش، تعریف از خود و مسابقهی من بهترم شروع و تلاش می کنند پروژه های عمومی را که حاصل زحمات دهها کارشناس و صدها کارمند و سیستم اداری و با منابع مالی دولت تامین اعتبار میشود،به نام خودسند زده و به عنوان افتخار شخصی معرفی نمایند.✴️فرهنگ خود ستایی،گفتمانی خطرناک که بجای ایجاد همکاری، حس بیاعتمادی و دل زدگی میسازد. وقتی کارشناسان و کارکنان ادارات،دانشگاهیان،فرهنگیان، تولید کنندکان کارگران، معلمان، کشاورزان و مردم عادی میبینند که زحماتشان در ویترین غرور دیگران به نمایش گذاشته میشود، باور میکنند که مشارکتشان ارزشمند نیست. و این آغاز فروپاشی سرمایهی اجتماعی است و جامعه را به سمت بیتفاوتی و انفعال میبرد.✍خودستایی، سند ضعف است نه قدرت و فرهنگی که مسئولان را طلبکار بار آورده و وظایف قانونی خود را با دریایی منت انجام می دهند. جلسات اداری به صحنهی نمایشی تبدیل میشود که در آن بازیگران نقش قهرمان را برای خود نوشته اند.💢فرهنگ خودستایی، جامعه را از درون تهی میکند و باید جای خود را به فرهنگ پاسخگویی و خدمت بی منت بدهد. این تغییر رویکرد میتواند به نقطهی آغاز بازسازی اعتماد عمومی تبدیل شود.
⭕️میز شکلات با طعم فرمانداری ✅میزهای به اصطلاح خدمت در حاشیه مراسم نماز جمعه ،شاید برای چهل سال قبل یک نوآوری و ضرورت محسوب میگردید ، اما تداوم آن در خوشبینانه ترین حالت یک شوواف بی حاصل و در بدترین حالت یک جور آمار سازی است و در کل اثرات منفی این میزها به مراتب از اثرات مثبت آن بیشتر است ۱- این گونه کارها ،نمایش یک ارتباط مردمی موثر و پویا را به عموم مردم القا میکند و خیلی از رهگذران که کاری ندارند تصور میکنند اگر روزی گرفتاری داشته باشند خیلی راحت جناب فرماندار در دسترس هستند اما در عمل ممکن است اینطور نباشد . ۲- آن چیزی که امروزه از مسوولین مورد انتظار است پیشرفت با آمار و ارقام است و اینگونه حرکات متاسفانه یک جور شوواف های قدیمی است که مطالبه گری های اصلی را می پوشاند ۳- مطالباتی که در اینگونه میزها طرح میشود معمولا مطالب ساده و عمومی است که عموما فاقد اثرگذاری بالای است ۴- فرض کنیم انشالله فرماندار گناباد کاملا جدی و با نیت خدمت این میز را برگزار کردند . در آن صورت یک خواهش و پیشنهاد خدمت ایشان تقدیم میگردد : در نماز جمعه مناظره های برگزار گردد تا متولیان و مدیران دولتی با کارشناسان و منتقدان در یک فضای مناسب مناظره نمایند و زمینه برای شناخت صحیح چالشها و ضعف های مدیریتی فراهم گردد تا زمینه یک رشد واقعی برای منطقه و مردم فراهم گردد@gonabestan
✴️دیدگاه کارشناس 💢بحران فهم جایگاه نمایندگی ناتوانی در تشخیص مرز میان نظارت و دخالت ✍رفتار برخی نمایندگان بیش از آنکه در جهت ایفای نقش نمایندگی(قانون گذاری، نظارت، شرکت در کمیسیونهای تخصصی )باشد، نشان از میل افراطی به مداخله در امور اجرایی دارد.از سفارش…✍✍دیدگاه شهروند✴️ وقتی نماینده جای ناظر، مدیر میشود!🔻مسئله فقط این نیست که یک نماینده در امور اجرایی دخالت میکند؛ مسئله بزرگتر این است که وقتی یک نماینده خود را در جایگاه تصمیمگیر اجرایی مینشاند، عملاً هم قانون را دور میزند و هم مسئولیتپذیری را بیمعنا میکند.نماینده اگر در انتصاب مدیران، جابهجایی مسئولان، توزیع اعتبارات، پروژهها و حتی امور روزمره دستگاههای اجرایی ورود کند؛پس نقش مدیر، فرماندار، استاندار و دستگاه اجرایی چیست؟اگر تصمیم با نماینده است، چرا مدیر باید پاسخگو باشد؟و اگر مدیر مسئول است، چرا باید تصمیماتش را با نظر نماینده تنظیم کند؟🔸 نظارت یعنی سؤال کردن، مطالبه کردن، تحقیق و تفحص، پیگیری اجرای قانون و دفاع از حقوق مردم؛ نه تلفن زدن برای عزل و نصب، نه سهمخواهی در پروژهها و نه تبدیل دفتر نماینده به اتاق فرمان دستگاههای اجرایی.نمایندهای که بخش عمده توان و وقت خود را صرف امور اجرایی شهرستان کند، حتی اگر نیتش خدمت باشد، باز هم باید از خود بپرسد:آیا برای همین کارها مردم به من رأی دادهاند؟مردم نماینده را به مجلس میفرستند تا در قانونگذاری، بودجه، سیاستهای اقتصادی، رفع موانع تولید، اصلاح قوانین ناکارآمد و نظارت بر عملکرد دولت نقشآفرینی کند؛ نه اینکه در شهرستان، نقش یک مدیر اجراییِ موازی را بر عهده بگیرد.🔸 خطر اینجاست که دخالتهای غیررسمی، آرامآرام استقلال مدیران را از بین میبرد. مدیری که بداند ماندنش وابسته به رضایت یک فرد سیاسی است، ممکن است به جای قانون و منافع عمومی، به حفظ جایگاه خود فکر کند.و از همینجا، آفت بزرگ آغاز میشود؛وقتی شایستهسالاری جای خود را به رابطه بدهد و قانون جای خود را به توصیه.نماینده قدرتمند کسی نیست که بتواند یک مدیر را جابهجا کند؛نماینده قدرتمند کسی است که بتواند یک قانون ناکارآمد را اصلاح کند، یک سیاست غلط را تغییر دهد، یک مطالبه ملی را به نتیجه برساند و از حق مردم در برابر قدرت دفاع کند.مجلس، دولت دوم نیست؛و نماینده، فرماندارِ منتخب مردم هم نیست.اگر قرار باشد هر نهاد و هر مسئول در جایگاه قانونی خودش بایستد، هم اقتدار حاکمیت بیشتر میشود و هم حق مردم کمتر قربانی مصلحتهای فردی و سیاسی خواهد شد.🔻 شاید بد نباشد برخی نمایندگان یکبار دیگر تعریف «نمایندگی» را مرور کنند؛ چرا که مردم برای داشتن یک مدیر اجرایی دیگر به آنها رأی ندادهاند، برای داشتن یک صدای قدرتمند در مجلس رأی دادهاند.
✍خرده فرهنگ های آزار دهنده اداری💢خودستایی، آفتی است که ریشهی اعتماد اجتماعی را خشکانده و کار جمعی را به نمایش فردی تقلیل میدهد.🔸در جلسات رسمی و هنگام ارائه گزارش، تعریف از خود و مسابقهی من بهترم شروع و تلاش می کنند پروژه های عمومی را که حاصل زحمات دهها کارشناس و صدها کارمند و سیستم اداری و با منابع مالی دولت تامین اعتبار میشود،به نام خودسند زده و به عنوان افتخار شخصی معرفی نمایند.✴️فرهنگ خود ستایی،گفتمانی خطرناک که بجای ایجاد همکاری، حس بیاعتمادی و دل زدگی میسازد. وقتی کارشناسان و کارکنان ادارات،دانشگاهیان،فرهنگیان، تولید کنندکان کارگران، معلمان، کشاورزان و مردم عادی میبینند که زحماتشان در ویترین غرور دیگران به نمایش گذاشته میشود، باور میکنند که مشارکتشان ارزشمند نیست. و این آغاز فروپاشی سرمایهی اجتماعی است و جامعه را به سمت بیتفاوتی و انفعال میبرد.✍خودستایی، سند ضعف است نه قدرت و فرهنگی که مسئولان را طلبکار بار آورده و وظایف قانونی خود را با دریایی منت انجام می دهند. جلسات اداری به صحنهی نمایشی تبدیل میشود که در آن بازیگران نقش قهرمان را برای خود نوشته اند.#کار-جمعی-مالک-خصوصی-ندارد💢فرهنگ خودستایی، جامعه را از درون تهی میکند و باید جای خود را به فرهنگ پاسخگویی و خدمت بی منت بدهد. این تغییر رویکرد میتواند به نقطهی آغاز بازسازی اعتماد عمومی تبدیل شود.کانال ابوالقاسم شفیعیt.me/joinchat/AAAAAEAXFIDCzM3gMa5jDg
✴️دیدگاه کارشناس💢بحران فهم جایگاه نمایندگی ناتوانی در تشخیص مرز میان نظارت و دخالت✍رفتار برخی نمایندگان بیش از آنکه در جهت ایفای نقش نمایندگی(قانون گذاری، نظارت، شرکت در کمیسیونهای تخصصی )باشد، نشان از میل افراطی به مداخله در امور اجرایی دارد.از سفارش و فشار برای انتصاب مدیران گرفته تا دخالت در توزیع جو ،وام،منابع مالی و پروژهها.🔸این رویکرد، نشانهی بحران فهم جایگاه نمایندگی است،یعنی ناتوانی در تشخیص مرز میان نظارت و دخالت است. نمایندهای که تلفن میزند،فشار می آورد تا فرماندار، مدیرکل، رئیس و معاون اداره یا پیمانکار را تغییر دهد باید بداند: اول )قانون را نمی داند و نیز محدوده اعمال وظایف نمایندگی را.دوم)دخالت در اجرا نه نشانه اقتدار ، نه خدمت بلکه تباه کردن فرصتهای کشور است.سوم)بخشی زیادی از مشکلات معیشتی، فسادهای کلان و ناترازی ها ناشی از عدم نظارت مجلس می باشد.چهارم)بجای نشستن در کمیسیون های تخصصی و تدبیر امور آینده کشور ،دخالت در امور اجرایی شهرستان اگر نگوییم خیانت به رای دهنده هاست حتما مصداق کامل بی توجهی به اولویت های مردم است.چهارم)با چنین رفتارهایی نماینده،نماینده مردم نیست بلکه نماینده تمایلات حقیر شخصی خود است.🔸مجلس قرار است چشم ناظر ملت باشد، نه دولت دوم برای اجرا. وقتی نماینده در اجرا دخالت می کند،دیگر مرزی بین نظارت و اجرا وجود ندارد.قانون تضعیف میشود، پاسخگویی از بین میرود و تصمیمات بر اساس بدهبستان های سیاسی اخذ می شود و نظام اداری به میدان نفوذ و معامله تبدیل می شود.
باسلام.🔹حقیقتا هر چه که نمیخواهیم در شرایط فعلی مطالبی بنویسیم که فشار مضاعف به سیستم های اداری مملکت وارد شود اما نمیشود ؟؟🔹برخی موضوعات را نمیشود نگفت و بیان نکرد.🔹شاید آقایان فکری بردارند.🔹چندین بار هم مطالب مختلفی در سنوات قبل نوشته ایم.🔹نمیدانم خطاب به چه کسی همباید بنویسم.شاید امام جمعه محترم از باب موضوعات شرعی مسئلهشاید فرماندار محترم از باب بررسی و پرسشگری از رییس اداره ی مدنظر شاید خود رییس اداره !!شاید نماینده محترم !!شاید هم مسئولان استانی سازمان آبفا.🔹یا اصلا هیچکدام!! شاید ایشان کلا ارتباطی با موضوع ندارند و ما توقع بیجا از ایشان داریم.🔹آقایان از دیشب ساعت ۱۱ شب به اینطرف آب در روستای سنو (از بقیه ی روستاها اطلاعی ندارم) قطع شده است.🔹اما آقایان مسئول :آقای امام جمعه ی محترم لطفا به مسئولین مربوطه در مورد مباحث شرعی که شاید مردم در این مدت بی آبی مطلق درگیر آن باشند و بی آبی باعث قضای واجبات شان شود توصیه بفرمایید.!!🔹از سایر مسئولان شهرستان نیز علی الخصوص فرماندار محترم میخواهیم که از رییس اداره ی آبفا بخواهند که از تجربیات برای به حداقل رساندن زمان رفع اتفاق چه بهره برداری کرده اند.🔹چرا باید بالای ۱۶ ساعت از بی آبی بگذرد و هنوز آب روستاهایی که از مجتمع کامیاب استفاده می کنند وصل نشده باشد ، آن هم در این هوای گرم !!!!🔹من پیشنهاد میدهم که جناب فرماندار یا هر مسئولی که این مورد جزو وظایف ایشان می باشد از رییس اداره ی مربوطه بخواهند که سوابق اتفاقاتی که در این مجتمع حادث شده را بررسی کنند و راهکارهای لازم را برای برطرف کردن اتفاقات پیش آمده پیش بینی کنند.🔹باور کنید اگر فرماندار محترم شهرستان از مدیران دستگاه های اجرایی بخواهند و ایشان را موظف به پاسخگویی شفاف کنند ، خیلی از مشکلاتِ از این قبیل ، قابل رفع در حداقل زمان ممکن خواهد بود.✍سیدعمادحسینی سنو
بعضی داغها، فقط داغ چند خانواده نیست؛ داغ یک شهر است...امروز، شهرمان سیاهپوش بانوانی است که با امید از خانه بیرون رفتند و دیگر هرگز به آغوش عزیزانشان بازنگشتند. چه خانههایی که از امشب، جای خالی یک مادر، یک همسر، یک دختر یا یک خواهر را تا همیشه با خود خواهند داشت؛ جای خالیای که هیچچیز پرش نخواهد کرد.😭و درد، هنوز تمام نشده است... هنوز پشت درهای بیمارستان، چشمهایی خسته از اشک به یک خبر خوب گره خوردهاند. هنوز کودکانی منتظرند، مادرانی دعا میکنند و خانوادههایی میان امید و ترس، ثانیهها را میشمارند.این حادثه، فقط یک خبر نبود؛ زخمی بود که بر قلب تمام مردم شهر نشست.امروز، بیش از هر زمان دیگری، قدردان جان انسانها باشیم. مسئولان نیز باید با تمام توان برای پیشگیری از تکرار چنین فاجعهای و حمایت از خانوادههای آسیبدیده، هر اقدامی که در توان دارند انجام دهند؛ چرا که هیچ خانوادهای نباید دوباره چنین اندوهی را تجربه کند.خدایا...به رفتگان، رحمت بیکرانت را عطا کن،به مجروحان، شفای کامل و بازگشتی دوباره به آغوش خانوادههایشان،و به دلهای داغدار، صبری عطا فرما که تنها از تو برمیآید.کاش دیگر هیچ خانوادهای، صبح عزیزش را با لبخند بدرقه نکند و شب، چشمانتظار پیکری بیجان بماندامشب، اشکهای😭 ما شاید مرهمی بر این داغ نباشد، اما دلهای همهمان کنار آنهایی است که عزیزشان را از دست دادهاند و کنار آنهایی که هنوز چشمانتظار شنیدن یک خبر خوب هستند.🙏🏻✍✍✍الهه جمالی
✴️ظاهرا کارفرما پول این بندهخدارو نداده💢حالا این بنده خدا داره به سبک قرارگاه خاتم، کارفرما رو تهدید میکنه!بشنوید جالب و خلاقانه استکانال ابوالقاسم شفیعیt.me/joinchat/AAAAAEAXFIDCzM3gMa5jDg
💢💢تکرار فاجعه و سوالات تکراری بیپاسخ▫️در حادثه تلخ واژگونی مینیبوس بانوان نوغابی، همه پیام تسلیت دادند؛ مسئولان نیز با تماس، و پیام جویای حال مصدومان شدند و برای جانباختگان طلب رحمت الهی کردند. این همدردیها قابل احترام است، اما یک سؤال اساسی همچنان بیپاسخ مانده است؛ چه عواملی زمینه وقوع این فاجعه را فراهم کردند؟▫️آیا فقط باید پس از هر حادثه اشک ریخت و پیام تسلیت صادر کرد، یا زمان آن رسیده است که مسئولان پاسخ دهند چگونه یک مینیبوس فرسوده و سالخورده، که شاید سالها پیش باید از رده خارج میشد، همچنان اجازه تردد در جادهها را دارد؟ چه نهادی بر سلامت فنی این خودروها نظارت میکند؟ چه کسی پاسخگوی سوار شدن مسافران بیش از ظرفیت مجاز است؟ چرا جادهای که هر روز جان مردم را به خطر میاندازد، همچنان از حداقل استانداردهای ایمنی محروم است؟▫️واقعیت تلخ این است که وقتی یک سرپرست خانوار برای تأمین معاش خود، ناچار است با پرداخت قیمتهای نجومی، یک خودروی فرسوده و ازکارافتاده را خریداری کند تا لقمه نانی بر سر سفره خانواده ببرد، دیگر نباید همه تقصیرها را بر گردن راننده نوشت. راننده نیز قربانی همان اقتصاد بیمار، همان سیاستهای ناکارآمد و همان بیتوجهیهایی است که سالهاست مردم تاوان آن را با جان و مال خود میپردازند.▫️این حادثه فقط نتیجه یک لحظه غفلت نبود؛ حاصل سالها سوءمدیریت، ضعف نظارت، فرسودگی ناوگان حملونقل، بیتوجهی به ایمنی جادهها و تصمیماتی است که هزینه آن را مردم عادی با خون عزیزانشان میپردازند. اگر قرار است مقصری معرفی شود، باید زنجیره کامل مسئولیت بررسی شود؛ از متولیان نوسازی ناوگان و دستگاههای نظارتی گرفته تا مسئولانی که اجازه دادهاند چنین خودروهایی همچنان در جادهها تردد کنند و جان مردم را به بازی بگیرند.▫️مردم دیگر از پیامهای تسلیت تکراری خسته شدهاند. انتظار دارند مسئولان به جای ابراز تأسف پس از هر حادثه، پاسخگو باشند، مسئولیت بپذیرند و با تصمیمات عملی، اجازه ندهند فردا خانواده دیگری داغدار شود. جان مردم، ارزانتر از یک خودروی فرسوده و بیکیفیت نیست.▫️خداوند جانباختگان این حادثه را غریق رحمت خویش گرداند، به بازماندگان صبر عنایت فرماید و به مصدومان شفای کامل ارزانی دارد. اما بهترین ادای احترام به قربانیان، نه پیام تسلیت، بلکه جلوگیری از تکرار چنین فاجعههای دردناکی است.✍ احمد لطفی
تجیو جمعه ها تلاش خود را برای رفاه و اطمینان بیشتر شما و همراهان محترم بکار می گیرد .جمعه ۹ مرداد ماه نیز همچون همه هفته ها میزبان شما هستیم غذا و محصولات محلی و سنتی .کافی شاپ . صنایع دستی .پوشاک . کتابخوانی . محیط خانوادگی و ....آدرس :شاندیز میدان شهدا بلوار میرزا جواد آقا تهرانی ۳انتهای بلوار داخل مجتمع شقایق نبش شقایق ۷(؛نشان با تایپ کلمه تجیو ما را به هم می رساند )تلفن های هماهنگی و سفارش :0935997127009384640818
🔴 ثبت نام کلاس های آموزشگاه رنگ و رویا🎨🧶با مدیریت:رحیمه رهنی شهریدارای مدرک مربیگری از سازمان فنی وحرفه ای و اداره ارشاد و فرهنگ اسلامی 🔸آموزش نقاشی در رشته های:مدادرنگی ،آبرنگ،رنگ روغن،گواش،نقاشی روی سفال ، اکرولیک ،نقاشی روی پارچه،طراحی مقدماتی و...🔹آموزش( طراحی چهره سیاه قلم ،مدادرنگی ،پاستل گچی وخودکار به سبک رئال و هایپررئال کاملا اصولی وبدون کپی کردن )🔻 آموزش بافت :👇 قلاب تریکوبافیدومیلمکرومه بافی عروسک بافی بافت دستبند دوستی ، گوشواره ، بند عینک و…. 🔹با ارائه مدرک معتبر از اداره فنی و حرفه ای🔸جهت ثبت نام و اطلاع از شرایط کلاس ها👇09930163392@rahimeh1028آدرس: چهاررراه طالقانی به سمت میدان گل (طالقانی۱۸/۱) پلاک ۱۱ایتا👇eitaa.com/joinchat/3591308850Cbca89b1b96%…
▪️ارسالی از شهروند بسمهتعالی کلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ؛ همه آنچه بر روی زمین است، فانی است و همگان سرانجام به سوی او بازمیگردند. با کمال تأسف و تأثر، خبر حادثه دلخراش واژگونی مینیبوس حامل بانوان گنابادی که منجر به جانباختن تعدادی از همشهریان عزیز و…🔸۱۴ هزار کیلومتر راه دوطرفه استان مستعد وقوع تصادف!سرهنگ سعیدی، رئیس پلیسراه خراسان رضوی در گفتوگو با #صدای_خراسان :🔹در حادثه عصر روز گذشته که یک دستگاه مینیبوس دچار سانحه شد، راننده یک خانم بود که از مهارت رانندگی مناسبی برخوردار بوده و تمامی مجوزها و مدارک لازم را نیز در اختیار داشته است.🔹این حادثه در مسیری دوطرفه با عرض حدود ۶ متر و شیب تقریبی ۷ کیلومتری در مسیر کوهستانی پر پیچ و خم رخ داد. راننده برای کنترل و نگه داشتن مینیبوس در مسیر تلاش کرد، اما این اقدامات مانع از وقوع سانحه نشد.🔹همچنین جادههای دوطرفه به دلیل نبود جداکننده، سهم بیشتری در وقوع تصادفات شدید دارند. در خراسان رضوی از حدود ۲۱ هزار کیلومتر راه، نزدیک به ۱۴ هزار کیلومتر فاقد جداکننده مسیر است و مسیرهای دوطرفه مستعد وقوع تصادف هستند، موضوعی نگرانکننده که ایمنسازی و تبدیل این مسیرها میتواند نقش مؤثری در کاهش تصادفات داشته باشد.@sedaye_kashmariha
▪️ارسالی از شهروند بسمهتعالیکلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ؛همه آنچه بر روی زمین است، فانی است و همگان سرانجام به سوی او بازمیگردند.با کمال تأسف و تأثر، خبر حادثه دلخراش واژگونی مینیبوس حامل بانوان گنابادی که منجر به جانباختن تعدادی از همشهریان عزیز و مصدومیت جمعی دیگر شد، موجب اندوه عمیق همشهریان گردید. ضمن عرض تسلیت به خانوادههای داغدار، آرزوی علو درجات برای درگذشتگان و شفای عاجل برای مجروحان این سانحه را از درگاه خداوند متعال مسئلت داریم.اما در کنار ابراز همدردی، پرسشهای جدی و اساسی نیز مطرح است که انتظار میرود مسئولان ذیربط با شفافیت به آنها پاسخ دهند:▪️چگونه یک مینیبوس با بیش از ۴۰ سال عمر موفق به دریافت معاینه فنی شده است؟▪️بر چه اساسی برای چنین وسیله نقلیهای در پایانه مسافربری صورتوضعیت و مجوز جابهجایی مسافر صادر شده است؟▪️آیا تعداد مسافران سوارشده بیش از ظرفیت قانونی و استاندارد این مینیبوس نبوده است؟▪️مسئولیت نظارت بر ایمنی این وسیله و کنترل شرایط آن بر عهده کدام دستگاه بوده و چرا این نظارت بهدرستی انجام نشده است؟▪️از اینرو انتظار میرود دستگاههای مسئول، از جمله پلیس راهور، پایانه مسافربری و سایر نهادهای نظارتی، ضمن پاسخگویی شفاف به افکار عمومی، نتیجه بررسیهای خود را اعلام کرده و با هرگونه قصور یا ترک فعل احتمالی مطابق قانون برخورد کنند تا از تکرار چنین حوادث تلخی جلوگیری شود.بیتردید حفظ جان مردم، مهمترین وظیفه مسئولان است و هیچگونه سهلانگاری در این زمینه قابل توجیه نخواهد بود.
💢یادداشت جناب آقای سیدعماد حسینی سنو، دغدغهای قابل تأمل را درباره توسعه گناباد مطرح کرده است؛ دغدغهای که بسیاری از دلسوزان شهرستان نیز با آن همدل هستند. اما به نظر میرسد برای رسیدن به راهحل، باید نگاه مدیریتی را نقد کنیم، نه اینکه همه مسائل را به یک شخص…جناب آقای سالاریباسلام از اینکه مطلب بنده را مطالعه فرمودید و دغدغه ی آبادی وطن دارید بینهایت سپاسگزارم.جناب سالاری عزیز :فرمایشاتتان قبول !اما شما در گناباد نیستید همانطور که من نیستم ، اما من تا حدودی بیشتر از شما با سیاست و روش آقایان آشنا هستم.ایشان هیچ چیز و هیچ کس جز انصار و اعوان خود را در حلقه ی مدیریتی و مشاوره ای نمیپذیرند.اما مشکل این تنها نیست.چون این بزرگواران قائل به نیروی انسانی کاربلد و دلسوز نیستند که اگر این بود ، امروز جایگاه گناباد ااینگونه که میبینیم نبود.نه که شخص نماینده ی فعلی ، نمایندگان ادوار نیز شاید این نقد به ایشان وارد بوده.پیوند دانشگاه ،مدیران ، صنعتگران و ... مطلبی ایست که اکثر مدیران و مسئولین بدلیل بازخوردهای خوبی که از جامعه میگیرند ، همه بیان میکنند و در راس برنامه های خود قرار می دهند ، اما آیا در عمل چنین بوده ؟؟مطلب دیگر اینکه بنده هیچگاه مشکلات را به یک نفر تعمیم و تقلیل نمی دهم ، بلکه خود آقایان میخواهند که همه ی امور را به خود نسبت دهند و هر اتفاق مثبتی که انجام می شود ، آن را از تلاش و کوشش خود می پندارند و هر ضعف و کاستی که هست ، آن را به اسلاف خود یا بودن فرماندار ناهمسو و یا کارکرد نامطلوب سایر مدیران و روسای شهرستان نسبت می دهند !!شما اگر دقت فرموده باشید که حتما هم چنین بوده ، بنده چندین بار مدیران و مسئولین شهرستان را خطاب قرار داده ام که شامل فرماندار ، نماینده ، امام جمعه و سایر روسای ادارات و سازمانهای دولتی هستند.متاسفانه در مملکت ما چه درست و چه غلط ، بهترین شیوه ، شیوه ی جذب بودجه توسط نماینده و فرماندار و سایر مسئولین برای توسعه ی شهرستان هست.هر کسی در حد توان خود می کوشد که بودجه و اعتبارات بیشتری جذب کند تا در انتهای دوران مسئولیت ، رزومه ی سنگین تری نسبت به بقیه داشته باشد.حال که اینطور هست صحبت من و شما از سیستمی که شما فرمودید شاید محلی از اعراب نداشته باشد ، هر چند حرفتان صددرصد قبول دارم و درست میفرمایید.نماینده و فرمانداری در پایان دوره ی فعالیتش موفق بحساب خواهد آمد که بتواند بیشتر جذب سرمایه گذاری در شهرستان داشته باشد.بتواند بیشتر اعتبار جذب کند.بعنوان مثال خواف با جذب بابک زنجانی تحولی عظیم در خواف بوجود خواهد آورد ، یا قاین همینطور.بیشتر از این مصدع نمیشوم اما عرض کنم من با فرمایشات شما موافقم ، اما شیوه ی مملکت داری در ایران با خیلی جاها متفاوت است.✍سید عمادحسینی سنو
خانواده محترم عربصاحبی ٫ گنابادی نژاد ٫جفایی٫سقایی با کمال تاسف و تاثر، درگذشت مرحومه خانم عربصاحبی را به شما و خانواده محترم تسلیت میگوییم. امیدداریم که خداوند رحمت و مغفرت بیکرانش را شامل حال ایشان کند و برای شما صبر جمیل و اجر جزیل آرزومندیم═══════❁💠❁═══════کانـال دَهـه ۶۰ گنابــاد✳️@daheye60gonabad
✍✍منوچهر سلطانیسینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمیچشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمیزیرکی را گفتم: «این احوال بین»، خندید و گفت:«صعبروزی، بوالعجبکاری، پریشانعالمی»سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگلشاه ترکان فارغ است از حال ما، کو رستمی؟در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاستریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمیاهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیسترهروی باید جهانسوزی نه خامی بیغمیآدمی در عالم خاکی نمیآید به دستعالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمیخیز تا خاطر بدان تُرک سمرقندی دهیمکز نسیمش بوی جوی مولیان آید همیگریهٔ حافظ چه سنجد پیش استغنای عشقکاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی هو الصابرخبر بس دردناک و سنگین حادثه مرگبار جاده ای همه را در بهتی جانفرسا فروبرده است.درگذشت بانوان همشهری در این حادثه غم انگیز به ویژه یار و همراه محفلمان روانشاد بانوی گرامی و فرهیخته شیما بانو عرب صاحبی را به همد گنابادیها و خانواده های داغدار و یاران محفل تسلیت عرض می کنم. روانش و روانشان شاد, 😢🖤
سخنان عجیب و غریب نماینده دولت.ایا واقعی است ؟؟؟؟به نظر واقعی نمی یاد،هیچ عقل سلیمی تصور چنین نطقی نمی کند،بیشتر شبیه طنز است تا واقعیت.
غم زمانه را پایانی نیست و تقدیر را تدبیری سانحه دلخراش ما وقع دل هر شنونده ای را می شکند و دیدگانش را اشک آلود خداوند صبر جمیل به بازماندگان متوفیان این سانحه و اهالی شریف نوغاب عنایت فرمایدزفراغ این عزیزان نَبُود که کس ننالد زدرون و داغ دلها که کسی خبر نداردچه مصیبت بزرگی همگی زشهرنوغابدل دوست و دشمنان راهمگی بدرد آرَدتو نظر به خانه ها کن که چراغ خانه خاموشچو عزیز خانمانش به کنار او نباشدبگذار تا بگرید به فراغ رفتگانشزچنین غم بزرگی زدو دیده خون بباردچو شراره های آتش به قلوب خانوادهبه خدا که صبر نیکو به عزایشان بباید✍✍اینجانب سید محمد حسین پیش بین مراتب تأثر و تألم خود را ابراز و به خانواده شریف این عزیزان عرض تسلیت دارم
انا لله و انا الیه راجعونحادثه تلخ و جانگداز واژگونی مینیبوس حامل همشهریان عزیزمان از دیار متدین نوقاب در محور کوهسرخ به کاشمر، که منجر به جان باختن و مجروح شدن جمعی از بانوان گردید، موجب اندوه عمیق و تأسف فراوان گردید.این ماتم جانسوز را به خانوادههای داغدار، مردم شریف گناباد بهویژه اهالی محترم و صبور نوقاب تسلیت و تعزیت عرض نموده و از درگاه خداوند متعال برای درگذشتگان این سانحه، غفران و رحمت واسعه الهی و برای بازماندگان، صبر جمیل و اجر جزیل مسئلت دارم. همچنین برای مجروحان و مصدومان این حادثه، شفای عاجل و تندرستی کامل از درگاه احدیت خواستارم.خادمین سقاخانه حضرت ابوالفضل ع شهرستان گناباد
🔴حادثه خونین در جاده کاشمر به کوهسرخ/ آتش نشانی کاشمر تعداد جانباختگان را ۶ نفر اعلام کرد🔸فرقانی، رییس اداره آتش نشانی کاشمر در خصوص حادثه خونین امروز مسافرین گنابادی در محور کاشمر به کوهسرخ گفت:🔹 عصر امروز در جاده کاشمر به کوهسرخ، یک مینیبوس حامل مسافران به درون درهای عمیق سقوط کرد.🔹این حادثه منجر به جان باختن ۶ نفر و مصدومیت ۲۳ تن دیگر شده است.🔹مینیبوس در کیلومتر ۱۸، با تپهای خاکی برخورد و به درون دره سقوط کرد.🔹در این حادثه، تعداد زیادی از سرنشینان مینیبوس در داخل خودرو محبوس شدند.🔹 تمامی سرنشینان این خودرو از زنان شهرستان گناباد بودند که در حال تردد در این مسیر بودند.🆔@namehgonabadدر روبیکا هم با ما همراه باشید 👇🌐 rubika.ir/namehgonabad1%F0%9F%94%B4%D8%AD… خونین در جاده کاشمر به کوهسرخ/ آتش نشانی کاشمر تعداد جانباختگان را ۶ نفر اعلام کرد🔸فرقانی، رییس اداره آتش نشانی کاشمر در خصوص حادثه خونین امروز مسافرین گنابادی در محور کاشمر به کوهسرخ گفت:🔹 عصر امروز در جاده کاشمر به کوهسرخ، یک مینیبوس حامل مسافران به درون درهای عمیق سقوط کرد.🔹این حادثه منجر به جان باختن ۶ نفر و مصدومیت ۲۳ تن دیگر شده است.🔹مینیبوس در کیلومتر ۱۸، با تپهای خاکی برخورد و به درون دره سقوط کرد.🔹در این حادثه، تعداد زیادی از سرنشینان مینیبوس در داخل خودرو محبوس شدند.🔹 تمامی سرنشینان این خودرو از زنان شهرستان گناباد بودند که در حال تردد در این مسیر بودند.🆔@namehgonabadدر روبیکا هم با ما همراه باشید 👇🌐 rubika.ir/namehgonabad1
✍امیر رضا سالاری 💢در نقد نگاه مدیریتی، نه اشخاص یادداشت جناب آقای سیدعماد حسینی سنو، دغدغهای قابل تأمل را درباره توسعه گناباد مطرح کرده است؛ دغدغهای که بسیاری از دلسوزان شهرستان نیز با آن همدل هستند. اما به نظر میرسد برای رسیدن به راهحل، باید نگاه مدیریتی…واقعیت این است که نماینده محترم مردم گناباد و بجستان در مجلس شورای اسلامی در سالهای اخیر در حوزههای مختلف، از پیگیری پروژههای عمرانی و زیرساختی تا مسائل بهداشت، درمان و سایر مطالبات شهرستان، اقدامات ارزشمندی داشتهاند که منصفانه نیست نادیده گرفته شوند. بنابراین اگر نقدی وجود دارد، بهتر است متوجه شیوه مدیریت و بهرهگیری از ظرفیتهای شهرستان باشد، نه متوجه افراد.توسعه امروز تنها با جذب اعتبارات یا اجرای پروژههای عمرانی محقق نمیشود. توسعه، پیش از هر چیز، نیازمند شناسایی و بهکارگیری سرمایه انسانی است. شهرستانی موفق خواهد بود که میان مدیران، دانشگاهیان، نخبگان، فعالان اقتصادی و جوانان متخصص پیوندی مؤثر برقرار کند و از شبکه ارتباطات آنان برای جذب فرصتهای علمی، اقتصادی و بینالمللی بهره ببرد.به عنوان نمونه، اینجانب بهعنوان دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران و رئیس میز اروپا در مرکز دیپلماسی جوانان، همواره این آمادگی را داشتهام که هر ظرفیت و ارتباطی که در حوزه دیپلماسی عمومی، ارتباطات بینالمللی و تعامل با نهادهای علمی و اقتصادی میتواند به توسعه گناباد کمک کند، بدون هیچ چشمداشتی در اختیار شهرستان قرار دهم. از این به بعد نیز این آمادگی را دارم که در صورت خواست و اراده مسئولان مختلف شهرستان، تمام ظرفیتهای ارتباطی خود در تهران، اعم از ارتباط با نمایندگان مجلس، وزرا و معاونین آنها و همچنین نهادهای بینالمللی را برای توسعه شهرستانهای گناباد و بجستان به کار بگیرم. همچنین تجربیات بینالمللی اینجانب از جمله شرکت در اجلاس جوانان بریکس و حضور در همایش ملی ایران و سازمان همکاری اقتصادی (اکو) میتواند در جهت تقویت دیپلماسی توسعهای شهرستان مورد استفاده قرار گیرد. این موضوع را نه از باب بیان یک موقعیت شخصی، بلکه بهعنوان نمونهای از ظرفیتهایی عرض میکنم که در میان بسیاری از فرزندان گناباد وجود دارد، اما متأسفانه کمتر مورد شناسایی و استفاده مسئولان قرار میگیرد.گناباد سرمایههای انسانی فراوانی در داخل و خارج از شهرستان دارد؛ از استادان دانشگاه و پژوهشگران گرفته تا مدیران، کارآفرینان و جوانان فعال در عرصههای ملی و بینالمللی. اگر این ظرفیتها در کنار توان مدیران اجرایی قرار گیرند، مسیر توسعه شهرستان با سرعت بیشتری طی خواهد شد.امروز بیش از هر زمان دیگری، گناباد به یک نگاه مدیریتی نو نیاز دارد؛ نگاهی که توسعه را صرفاً در پروژههای عمرانی خلاصه نکند، بلکه سرمایه انسانی را مهمترین موتور پیشرفت بداند. هر اندازه از ظرفیت نخبگان و نیروهای جوان متخصص شهرستان بیشتر استفاده شود، فرصتهای بیشتری برای جذب سرمایه، توسعه روابط اقتصادی، گسترش همکاریهای علمی و ارتقای جایگاه گناباد فراهم خواهد شد.امیدوارم همه مسئولان، فارغ از هر سلیقه سیاسی، از همه ظرفیتهای شهرستان استفاده کنند؛ زیرا توسعه گناباد، پروژه یک فرد یا یک جریان نیست؛ بلکه مسئولیتی مشترک برای همه دلسوزان این دیار است.✍🏻امیررضا سالاری فرزند گناباد