بر خودت لعنت، که منِ شیطان هم این یک چشمهاش را نخوانده بودم!عربی را در بیابان شهوتِ سوزان غالب آمد…
انتشار: 2026/08/19 13:45 UTCدریافت: 2026/08/19 17:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 17:50 UTC
بر خودت لعنت، که منِ شیطان هم این یک چشمهاش را نخوانده بودم!عربی را در بیابان شهوتِ سوزان غالب آمد. شتری را به کارخواست گرفت؛ هر چه کرد بنشیند ننشست، و چنان ایستاده نیز بلندیِ او مانع بود. پس ترازویی که در بار داشت بر پشت شتر نهاده در آن بایستاد، پائی در این کفه و پائی در کفهی دیگر...چون آن جوشِ شهوتش بنشست بر تدبیر خویش حیرت کرد و گفت: ـ ای لعنتِ خدای بر ابلیس باد!ابلیس که آن ماجرا به تمامی دیده بود رنجیده خاطر گفت: ـ راستی را هزاران بار لعنت خدای بر تو باد، که مرا با آن گونه حیلت که در انبان دارم هرگز بر این تدبیر که تو در کار اسافل خود کردی توانائی نبود!کتاب کوچه#قصه_داشت. @Aghaliiyat | اَقَــلیَّــــــت



