السلام علی الحسینوعلی علی بن الحسینو علی اولاد الحسینو علی اصحاب الحسینآفتاب ای آفتاب ای آفتابسر فر…
انتشار: 2026/07/14 10:15 UTCدریافت: 2026/08/15 01:38 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:38 UTC
السلام علی الحسینوعلی علی بن الحسینو علی اولاد الحسینو علی اصحاب الحسینآفتاب ای آفتاب ای آفتابسر فرو بر در افق دیگر متابای زمین ای آسمان نابود شوای چراغ آفرینش دود شودوش تا پایان عمر شب رسیدجان زینب بارها بر لب رسیدبود دیشب با دلی افروختهپاسدار خیمه های سوختهبارها روح از تنش پرواز کردصبح خود را بی حسین آغاز کرداین مال شب یازدهم و روز یازدهمه ها تا ماجرای کوفه بارها روح از تنش پرواز کردصبح خود را بی حسین آغاز کردخارها بود و گل یاسش نبودخیل دشمن بود و عباسش نبودآفتابش چاک چاک افتاده بودماه لیلا روی خاک افتاده بودخیمه بی عباس و دشمن در کمینیا علی تنهائی زینب ببینآل عصمت لرزه بر اندامشانمنتظر تا چون شود انجامشانناگهان برخواست از مقتل خروشداغداران را ندا آمد به گوشکی عزیزان اول رنج و بلاستکربلا آغاز راه کربلاستکوچ از بهر اسارت بی درنگپیش با زینب به استقبال سنگگام اول تا قدم برداشتندرو به سوی قتلگه بگذاشتنددیده بر آن جسم خونین دوختندسوختند و سوختند و سوختندهر دلی صد کربلا هنگامه داشتهر لبی نوعی زیارت نامه داشتچشم ها بر جسم ثارالله بودحنجر خونین زیارتگاه بودطایران سوخته، پر می زدندبوسه بر آن جسم بی سر می زدندزینب آمد سنگ ها را زد کنارباغ گل را کرد پیدا زیر خاردید زینب آن صحیفه دیدنی ستآیه هایش یک به یک بوسیدنی ستخواست بوسد، جای بوسیدن نداشتلعل لب بر حنجر خونین گذاشتمی خوام مجسم کنیوه چه زیبا بود در آن سرزمینبلبل و گل را وداع آخرینداره بوسه میزنه ندایی از رگهای بریده بلند شد. زبانحال برات میگمکی شکسته بال و پر بلبل بیاای ز دستت رفته باغ گل بیا(زینب) این قدر گیسو ز خون گلگون مکندختر زهرا دلم را خون مکن (یا زهرا)مریض دارا کجا دادن گریه می کنن.دردمندا کجا دارن اشک می ریزندختر زهرا دلم را خون مکن (یا زهرا)تو امیرالمؤمنین را دختریبلکه بر کل مصائب مادریتو که خود داغ پیمبر دیده ایبازوی مجروح مادر دیده ایصبر تو میراث صبر مادر استبلکه این میراث از پیغمبر استمظهر صبر الهی زینبمتو هنوز آغاز راهی زینبمخطبه هایت را در آن جوش و خروشمن سر نی می دهم در کوفه گوشتو چهل منزل کنی با من سفراز کنار قتلگه تا طشت زرچه کرد زینب.اومد کنار بدن بی سررو به قبله بر سر زانو نشست.جای شهدا خالی.یادشون کنیمرو به قبله بر سر زانو نشست.زیر آن قرآن خونین برد دستبا خدا گردید سرگرم سخنکای خداوند کریم ذوالمننمنتی بگذار بر آل رسولکن ز ما قربانی ما را قبوللب گشود و عقده ی دل باز کردبا حسینش راز دل آغاز کردکای زدور خورد سالی یاورم (حسین)یاد داری در کنار مادرمماه رخسارت ز من دل می ربودتا برد خوابم نگاهم بر تو بودیاد داری شامگاهی با حسنراه پیمودی د دوشادوش منغافل از خواهر نگردیدی دمیغیرت مندا کجا نشستنغافل از خواهر نگردیدی دمیتا نباشد گرد من نامحرمی(حالا نگاه کن)نیست عباس و علی اکبرت (یا زهرا)بین دشمن مانده تنها خواهرتلطف خود را باز یارم کن حسین محملا آماده ی حرکتنلطف خود را باز یارم کن حسین خیز از جا و سوارم کن حسین(حسین) من در این وادی چو پا بگذاشتمهیجده محرم به گردم داشتمای شتربانان مرا یاری کنیدناقه ها بر غربتم زاری کنیدشلاق ها بالا می رفت .تازیانه ها بالا می رفتداغ بینی، داغداران را مزنپیش چشم یار، یاران را مزن(ساربان) نیست از این کاروان دل خسته تربرا چی داری بچه ها رو تازیانه میزنینیست از این کاروان دل خسته ترساربانا لحظه ای آهسته تریه نگاهی کرد به بدن قطعه قطعه شده (حسین) تو بمان من سوی کوفه راهی امخاطرت آسوده ثاراللهی ام(حسین) من چو تو پرورده ی این مکتبمشیر دخت شیر حقم، زینبم(حسین) پیکر من خسته، جانم خسته نیستدست من بسته دهانم بسته نیستآماده ی بگمآنچه را اجرا کنم قانون توستآن که دستور از تو می گیرد منمسر به محمل بشکنم یا نشکنمامام زمان.در کنار یکی از یاران صدیقت داریم برا جد غریبت گریه می کنیم. برا عمه ات زینب داریم اشک می ریزیم.امشب نظری به این محفل کنبیت آخر و عرض دعای منوعده ی ما کوفه ای نور دو عین(حسین)