روایتی دیگر از جشن تیرگاندربارهی داستان پرتاب تیر آرش، روایتی به نثر فارسی زردشتی در روایات فا…
انتشار: 2026/07/06 04:53 UTC
روایتی دیگر از جشن تیرگاندربارهی داستان پرتاب تیر آرش، روایتی به نثر فارسی زردشتی در روایات فارسی هرمزدیار فرامرز (persian Rivayats: 343)(Modi,1921: 13-18) بیان شده که با حذف تفاوتهای جزیی، همان روایت (دستنویس پهلوی م. او 29) است و متن ویراسته آن در زیر می آید:«قصه روز تیرِ تیر ماه نوشته است: آورده اند که چون ناپاک افراسیاب تور در مُلک ایران زمین پادشاهی بکرد، آن گاه تا هفت سالگی باران نبارید.افراسیاب تور از دانایان و منجمان پرسید که: «باران چون نمی بارد؟»زو تهماسپ جواب داد: «تو بیقول شدی که فریدون ترکستان به شما بخشش کرد و داده بود و ایران به ما بخش کرده و داده بود؛ از آن قول تو برگشتی و پیمان برطرف ساختی، بدان سبب از گناه تو باران نمی بارد.»افراسیاب پرسید که: «این معلوم چون باشد؟»زو تهماسپ گفت که: «من تیر را از این جا پرتاب می کنم، بدان جای که تیر من افتد، سرحد تو آن جا باشد.»افراسیاب پذیرفت و قول بکرد که هر جای که تیر تو افتد، سر حد من آن جا قبول می کنم و من از ایران بیرون می شوم؛ چون این قول کرده شد روز تیرِ ماه تیر بود که زو تهماسپ نام خداوند بر زبان آورده، تیر را از ملک ایران پرتاب کرد و به حکم اورمزدخدا آن تیر اندر ملک ترکستان رسید که آن تیر در ملک ترکستان مقام گرفت.در دل افراسیاب گواه افتاد که باران نمی آید از بی قول من. پس افراسیاب از آن جا برخاست و از ایران با لشکر خود روان شد و در ملک توران قرار گرفت. این خبر به روز گواد (= باد) آمد و در روز گواد باران بی حد و شمار باریده.پس در ملک ایرانزمین روزِ تیرِ ماه تیر را جشن کردن قبول میداشتند و تا هنوز دستوران ایران زمین به روز تیر ماه تیر نیرنگ (= آفرین، نیایش) نوشته به دست بهدینان میبندند و به روز گواد آن نیرنگ را از دست واکراده به روز گواد در دریا می اندازند؛ ازیرا که خوش خبر به روز گواد آمده بود از رسیدن افراسیاب به ترکستان. بدان سبب آن نیرنگ را از دست واکرده به دریا می اندازند که جمله بلا در دریا رود.»اکبری مفاخر، آرش (۱۳۹۰). «آرش و جشن تیرگان». فردوسی پژوهی، دفتر دوم، (مجموعه مقالات گردآورده یاسر موحدی فر). چاپ اول. تهران: خانه کتاب. ص ۱۷-۲۸.🔘ڪانالــ اهــوراt.me/+Pi9uDFFpzOvhisAJ


