میخواستم دربارهات بنویسم و جایی پنهانت کنم؛ میان صفحهای تاخورده، میان کتابی که کسی سراغش نمیرود.…
انتشار: 2026/08/10 13:34 UTCدریافت: 2026/08/11 23:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 23:40 UTC
میخواستم دربارهات بنویسم و جایی پنهانت کنم؛ میان صفحهای تاخورده، میان کتابی که کسی سراغش نمیرود. ترسیدم از به زبان آوردنت، ترسیدم از دیدن خواستههایم. چقدر تنهایی، چقدر تنها تویی که لا به لای همه چیز ابدیت داری. این چشمها، این چشمهای به ظاهر غرق در خشم، تمام ستونهای دنیا را دیدند و تنها تو را خواستند. نمیخواستم با گفتن، کوچک شوی؛ کلمات در قامت تو نیستند و گفتن از تو شبیه به از نفس افتادن است.

