
کانال «ایرانمهر» با نام پیشین «البرز پژوهی» از بهار ۱۴۰۴ در حوزه فرهنگ، تاریخ و هویت ملی ایران و ایرانیان فعالیت می کند.✍ ایرانمهر به هم پیوسته از «ایران» و «مهر»، از ریشه سانسکریت میترا. «پیوند دوستی پروردگار و روشنایی و فروغ» و نام فرشته روشنایی.
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 95 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/16
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 84 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
🎧 سخنان حسین عسکری درباره شادروان استاد علی اشرف والی ۴ دقیقهرادیو البرز، ۲۵ امرداد ۱۴۰۵ضبط شده در ۲۰ امرداد ۱۳۹۹ ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹بازتاب نوشته «پیر جمشید مهران طالقان»۲۵ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات🔹بازتاب نوشته «پیر جمشید مهران طالقان»۲۵ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹وقتی ایرانیان ملت بودند و دولت داشتند...✍ دکتر سید جواد طباطباییمنتشر شده در کتاب «ملّت، دولت و حکومت قانون»ایرانیان پیوسته دریافتی بنیادین از وحدتی فراگیر داشتهاند و این وحدت را به عنوان بخشی اساسی از کثرتها در همه شئون و اطوار قومی فهمیدهاند.ایرانیان یک زبان واحد را از میان زبانهایی که در دیگر بخشهای کشور به آن زبانها سخن گفته میشد، برگزیده و آن را زبان مشترک همه اقوام و زبان ملّی قرار دادهاند. بدیهی است که این تعبیر «برگزیده و...» از باب مسامحه است. کسی نمیتواند زبانی را برگزیند. به تعبیری بهتر شاید بتوان گفت که یک زبان، به طور طبیعی شالوده خود را به عنوان زبان ملی استوار میکند. غزنویان و سلجوقیان در خلا «فرهنگی» ناسازگار با سرزمینی که بر آن چیره شده بودند به فرمانروایی ایران رسیدند و اگر بتوان گفت، به طور طبیعی زبان فارسی و آداب ایرانی را پذیرفتند. تداوم طبیعی زبان فارسی تنها یکی از نمودهای وحدت فراگیر ایرانیان است، همان اقوام ایرانی و غیرایرانی که زبان واحد را به عنوان زبان مشترک و ملّی برگزیده بودند به دریافتی بنیادین از وحدت ملّی نیز رسیده بودند و بدینسان توانستند در عین کثرت قومی این کثرتها را به وحدتی قومی ارتقاء دهند. این وحدت در تاریخ ایران پیوسته مفهومی فراگیر و جاری در همه ساحتهای حیات ایرانیان بوده است.چنانکه در همه منابعی که از کهنترین روزگاران تاریخ فرهنگی ایرانیان به ما رسیده این مفهوم «وحدت در کثرت» وجود داشته است. جای شگفتی نیست که حتی در دوره اسلامی، یکی از مهمترین مفاهیمی که در ادب فارسی اعمّ از حماسی، تغزلی و عرفانی رواج داشته است «کسب جمعیّت از زلف پریشانی» بوده است. این دیالکتیک پریشانی و جمعیّت تنها از ویژگیهای ادب عرفان ایرانی نیست بلکه یکی از اساسیترین درونمایههای همه ادب ایران نیز هست.این دیالکتیک بازتاب روح وحدت ملّی ایرانی در سرزمینی است که چنانچه پیشتر بارها گفتهام «در معرض وزیدن باد بینیازی خداوند» قرار داشت اما اجازه نمیداد حتی آن باد، وحدت آن را بر هم بزند.هیچ کشوری جایگاه استراتژیک خود را انتخاب نمیکند، چنانچه ایران نیز انتخاب نکرده است. باری، تاریخ ایران تاریخِ خلاف آمد عادتهاست و همین امر موجب شده است در وضع و جایی که ایرانشهر قرار دارد، در جایگاهی خلاف آمد عادت و به نوعی «قافله سالار» باشد.🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
پاسخ به یک پرسش🔹 پیر جمشید مهران طالقاناز نام و نسب صاحب بقعه «پیر جمشید» روستای مهران از توابع شهرستان طالقان استان البرز، آگاهی دقیقی در دست نیست. برخی او را «عبدالجعفر» یا «میر جمشید» از نوادگان امام هفتم شیعیان می دانند که به جهت حفظ جان، نام ایرانی «جمشید» را برگزید. گروهی هم او را از عارفان و اقطاب آغاز روزگار صفویه می دانند. آرامگاه کنونی پیر جمشید، نوساز است اما کارشناسان میراث فرهنگی، بنای نخستین را شبیه معماری سده های ۹ و ۱۰ هجری قمری توصیف کرده اند. چند سال پیش، سنگ قبری متعلق به «قنبرعلی ولد میر جمشید» از آرامگاه مورد اشاره به دست آمد که در سال ۱۰۴۵ هجری قمری درگذشته است.بنده بر اساس شواهد موجود، بر این نظرم شخص به خاک سپرده شده در این بقعه، از پیران طالقانی یکی از حلقه های عرفانی روزگار صفویه است که مریدانش برای او آرامگاهی ویژه ساخته اند.با به قدرت رسیدن پادشاهان صفوی که خود را «مرشد کامل» و متعلق به «طریقت عرفانی صفویه» می دانستند، تصوف - که در آن روزگار معادل تشیع بود - به جهت طبع معناگرایانه طالقانی ها به سرعت در منطقه طالقان گسترش یافت. وجود پیشوند «تکیه» در نام برخی روستاها و کمیت قابل توجه عارفان و صوفیان و وجود متون متعدد دست نویس ادبیات عرفانی، خود دلیلی بر این نوع توجهات معنوی و عقیدتی در طالقان است. فراموش نکنیم هم ولایتی پیر جمشید یعنی استاد درویش عبدالمجید طالقانی (درگذشت ۱۱۸۵ق) که در هنر خوشنویسی به کمال رساننده شکسته نستعلیق است، مقارن با افول سلسله صفوی، وجه صوفیانه و عارفانه خویش را در شهر اصفهان آشکار کرد. «درویش» در نامش، موید این امر است.✍ حسین عسکری۲۴ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
پاسخ به یک پرسش🔹 پیر جمشید مهران طالقان✍ حسین عسکری۲۴ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپاراتپاسخ به یک پرسش🔹 پیر جمشید مهران طالقان✍ حسین عسکری۲۴ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🎧 رد پای کودتا در البرزگفت و گوی تلفنی حسین عسکریرادیو البرزبرنامه زنده صبح البرز۷ دقیقه۲۴ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
.🎧 پوشههای شنیداری نشستهای ایرانشناسی انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا)شهر کرجسال های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲ خورشیدینشست یکم: مفهوم ایرانشناسی نشست دوم: زبانشناسی و بزرگداشت یارشاطرنشست سوم: فرهنگ عامه و هویت ایرانی نشست چهارم: طبیعت ایران نشست پنجم: جشنهای ایرانی نشست ششم: انتقال فرهنگ از ایران باستان به جهان اسلام نشست هفتم: اسطورههای ایرانی نشست هشتم: شاهنامه و هویت ایرانی نشست نهم: باستانشناسی زاگرس: کرماشان و لرستان نشست دهم: حکمت و عرفان ایرانینشست یازدهم: ریشههای ادبیات معاصر در دوران قاجار نشست دوازدهم: ایلخانی و مغولنشست سیزدهم: حافظنشست چهاردهم: هخامنشیان نشست پانزدهم: جشن یلدا نشست شانزدهم: تاریخ خط در ایران نشست هفدهم: مستند فردوسی و مردم نشست هجدهم: مستند در پناه بلوطنشست نوزدهم: مستند روایتی از مشروطه نشست بیستم: مستند قلب من پر از عروسک است🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 امروز ۷۰ هزار ساله شدم...صبح امروز ۲۳ امرداد ۱۴۰۵ به دیدار «پناهگاه های صخره ای پارینه سنگی سرهه» در بخش چندار شهرستان ساوجبلاغ استان البرز رفتم؛ اثر نفیس ثبت شده در فهرست آثار ملی ایران. پیش از این، دو مقاله علمی - پژوهشی درباره این مجموعه مهم و قیمتی خوانده ام.که یزدان پاک از میان گروهبرانگیخت ما را ز البرز کوه(فردوسی)این محوطه ۷۰ هزار ساله متعلق به «پایان پارینه سنگی میانی» و «آغاز پارینه سنگی جدید» است. دوره پارینه سنگی با سه مقطع قدیم، میانی و جدید همزمان با ظهور انسان در عرصه گیتی از دو میلیون سال پیش شروع شده و تا حدود هجده هزار پیش تداوم داشته است.این محوطه را یک دانشجوی باستان شناسی در سال ۱۳۹۶ خورشیدی اتفاقی پیدا کرد. دست افزارهای سنگی به دست آمده از هشت غار آن نشان دهنده پیشینه ۷۰ هزار ساله حضور بسیط انسان در استان البرز است. حضور مدنی و فرهنگی انسان در البرز همچنان قدمت ۹ هزار ساله در محوطه باستانی ازبکی دارد.این مجموعه کهن در دره رود سنج، دلیلی روشن بر اهمیت دامنه جنوبی البرز به عنوان گذرگاهی برای حرکت انسان و جانوران است و می تواند به برخی پرسش های ورود انسان های نیمه هوشمند (نئاندرتال) و هوشمند (هوموساپینس) به درون فلات ایران و گذر از آن پاسخ دهد.همگی وظیفه داریم میراث فرهنگی غنی، زیبا و بی نظیر ایران جان را پاس بداریم. وطن فقط یک نام روی نقشه نیست؛ وطن یعنی ریشه کهن و مشترک همه ایرانیان.✍ حسین عسکریتصاویر این نوشته 🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 امروز ۷۰ هزار ساله شدم...✍ حسین عسکری🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات🔹 امروز ۷۰ هزار ساله شدم...✍ حسین عسکری🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
به زودی منتشر می شود🔹 ویراست جدید و چاپ دوم کتاب «فرهنگ جامع ضربالمثلها و زبانزدهای اشـتهاردی»اثر محمدحسین شاهبیگ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 بازخوانی عریضه ساوجبلاغی ها به مجلس درباره احمد آذریآقای دکتر مسعود جوزی (شاعر، پزشک و روزنامه نگار گیلانی) در ۲۱ امرداد ۱۴۰۵ سند منتشر شده در صفحه ۷۰۲ کتاب «تاریخ هشتگرد» را با سلیقه تمام، بازخوانی کرده اند.این سند، نامه اهالی ساوجبلاغ به مجلس شورای ملی در ۱۲ خرداد ۱۳۰۲ درباره عملکرد میرزا احمد آذری (درگذشت ۱۳۱۶ خورشیدی) حاکم گیلان مقارن با نهضت جنگل و بنیان گذار روستای قلعه آذری در شهرستان نظرآباد استان البرز است. دکتر جوزی به برخی یافته های متنی و تصویری بنده هم استناد کرده اند. البته تصویر سنگ مزار احمد آذری و پدرش را آقای سید علی شهیدی در اختیار بنده گذاشتند.حسین عسکری۲۲ امرداد ۱۴۰۵✍ متن مقاله دکتر جوزی🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات🔹 بازخوانی عریضه ساوجبلاغی ها به مجلس درباره احمد آذریآقای دکتر مسعود جوزی (شاعر، پزشک و روزنامه نگار گیلانی) در ۲۱ امرداد ۱۴۰۵ سند منتشر شده در صفحه ۷۰۲ کتاب «تاریخ هشتگرد» را با سلیقه تمام، بازخوانی کرده اند.این سند، نامه اهالی ساوجبلاغ به مجلس شورای ملی در ۱۲ خرداد ۱۳۰۲ درباره عملکرد میرزا احمد آذری (درگذشت ۱۳۱۶ خورشیدی) حاکم گیلان مقارن با نهضت جنگل و بنیان گذار روستای قلعه آذری در شهرستان نظرآباد استان البرز است. دکتر جوزی به برخی یافته های متنی و تصویری بنده هم استناد کرده اند. البته تصویر سنگ مزار احمد آذری و پدرش را آقای سید علی شهیدی در اختیار بنده گذاشتند.حسین عسکری۲۲ امرداد ۱۴۰۵✍ متن مقاله دکتر جوزی🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹چرا زبان مشترک؟! ✍ دکتر یدالله کریمی پوراستاد گروه آموزشی جغرافیای سیاسی دانشگاه خوارزمیدهه هفتاد بود؛ با دانشجویان برنامه کوهنوردی سه روزه ای به سوی قله باغروداغ تالش گذاشته بودیم. پس از گذر از جنگل و رسیدن به یال، هوا ناگهان دگرگون شد؛ باد و بوران و کولاک و سرمای تن سوز. همه ۲۶ عضو، کلبه بزرگ چوبی تابستانی پایین قله را جان پناه گرفتیم. بی درنگ هیمه ای و آتشی و بساط چای؛ دانشجویان گرم که شدند، آرام آرام گفتگو ها و بحث ها آغازید. در آن سال ها یک بحث داغ، مساله زبان ملی و زبان های قومی بود؛ در کلبه جان پناه ما دوباره و بلکه چندباره این بحث آغازید و اوج گرفت. در کنار اجاق کلبه در حال آماده سازی شام ابوالفضل بلند بلند می گفت: این فارس ها همه را زیر سلطه گرفته و زبان خود را به ما تحمیل کرده اند. گروهی مخالف و گروهی هم موافق این دیدگاه بودند. در میان دانشجویان ۲ تن کرد سورانی و اورامی و دیگران بلوچ، ترک، سمنانی، لک، لر بویراحمدی، مازنی، گیلک، عرب خوزستانی و یزدی بودند، خود را در حلقه دانشجویان جا دادم. بحث ها تند تند شده بود. دانشجویان را برای لحظه ای به آرامش فراخواندم و پیشنهادی دادم. از همگی خواستم، ۲۵ تن دیگر هر کدام تنها و تنها یک ساعت تا آماده شدن شام، فقط به زبان محلی خود گفتگو را ادامه دهیم.۱۰ دقیقه ای نگذشت که غوغایی از خنده و قهقهه از گروه برخاست. ترکی، اورامی، سورانی، گیلک و مازنی و لری و لکی و بلوچی و...، هر کدام با زبان و گویش خود سخن می راندند؛ من هم با زبان بهبهانی کوشش می کردم که بر پایه سیاق وعده داده شده، باور و سخنم را به دیگران منتقل کنم. ولی مگر می شد؟!بالاخره پس از ۱۰ دقیقه، همگی قول را شکستیم و دیدیم راهی برای تفهیم و تفهم با هم نمانده است، جز آن که زبان مشترکی را برای گفت و گو انتخاب کنیم. در آن جا بود که بخشی از ایران نامه خود را سرودم:اگر خوان گسترده آراستیزهر قوم ایران یکی خواستیبلوچ و لر و کرد و گیل و لکیعرب، ترک، آسوری و ارمنیتپور و گلش، تالش و مازنیچگونه بپرسند، احوال همدیگری؟!اگر پارسی گفت ایران نبودسه و هفت دولت و ز آن زاده بودبسی رنج برده است از سال سیکه تا نو کند بست همبستگینظر شما چیست؟ آیا در جمعی پر تنوع، بدون زبان مشترک، به موازات حفظ زبان مادری، راه دیگری وجود دارد؟۲۱ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹دورهمی فرهنگی دوستانهصبح سه شنبه ۲۰ امرداد ۱۴۰۵ توفیق دست داد در دورهمی دوستانه ای با حضور آقایان دکتر حسین محمدی، دکتر مهراب رجبی، محمدحسین شاه بیگ، اردشیر آل عوض و خسرو عباسی (میزبان)، گفت و گوی گرم و صمیمانه ای درباره ظرفیت ها و افق های تازه فرهنگ در استان البرز داشته باشیم. درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آردنهالِ دشمنی بَرکَن که رنج بیشمار آردحسین عسکری🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات🔹دورهمی فرهنگی دوستانهصبح سه شنبه ۲۰ امرداد ۱۴۰۵ توفیق دست داد در دورهمی دوستانه ای با حضور آقایان دکتر حسین محمدی، دکتر مهراب رجبی، محمدحسین شاه بیگ، اردشیر آل عوض و خسرو عباسی (میزبان)، گفت و گوی گرم و صمیمانه ای درباره ظرفیت ها و افق های تازه فرهنگ در استان البرز داشته باشیم. درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آردنهالِ دشمنی بَرکَن که رنج بیشمار آردحسین عسکری🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 هنوز هم سنتهای نبوی، وجدان ها را آگاه و بیدار میکندیادداشت منتشر شده از استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی در خبرگزاری مهر۲۰ امرداد ۱۴۰۵✍ فرازی از این یادداشت انسان عالم مدرن درونگریز و برونریزترین انسانِ دیگرِ روزگارانی است که از سر میگذرانیم. به نحو اغراقآمیز و افسارگسیخته و جنونگرفته، هم میسازد و میآفریند و هم ویران میکند و از میان برمیچیند. هم دستش بس گشوده و دراز در فراوردن است، هم دهان و اشتهایش بس و بسیار گشاد و سیریناپذیر در بلعیدن و خوردن و مصرف کردن است. در مزرعههای سبز رفاه میخرامد و میگردد و «پیش رو مُشک میبیزد و پشت سر پِشک میریزد». دوران چنانش گرفته است و چنان دورانگرفته است که گریزگاهی، گویی، دیگر برای فرار از هزارتوی عصر و عالمی که چونان «دیدالوس»، معمار همهفن و ماهر اسطورههای هلنی، ساخته است، نمییابد. فکر و فلسفه و ادبیات و اثر «تهوع» فراورده جان و وجدان خلاق و البته بیمار و پریشان اوست.«کُلُّ مَن عَلَیها فانّ» را کژ احساس کرده و کژ میفهمد. زندگی او، نحوه زیست او، به ظاهر با این گزاره و نظر و باور که ما فانیان، نامانا و ناباقی و زودگذر در جهان هستیم، همراه و همسو و هماهنگ است؛ لیکن در نظر و عمل، عصیانگرانه و ناهماهنگ و ناباورانه است. واقعیت مرگ را که پایان زندگی همه ما و فرجام درنگ کوتاه همه ما در جهان است، عبثناک و عبوسناک و عصیانگرانه و نیستانگارانه میپذیرد. میپذیرد و میفهمد آنچنان که در لحظهای مقدر زاده شده است و چشم در جهان گشوده است، لحظهای مقدر هم فرامیرسد و چشم از جهان فرومیبندد و میمیرد. لیکن در نظر و عمل، سلطه و سروری بر جهان و نمیرایی و مانایی در جهان نامانا و ناپایدار را میجوید و میخواهد و جنونگرفته و دهرزده و «دورانگرفته» ناکام و نامراد دنبال میکند...متن کامل یادداشت🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
دکتر احسان الله شکراللهی رئیس اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران: 🔹 نذر کتاب؛ وقف دانایی برای گسترش عدالت فرهنگیدکتر احسانالله شکراللهی، رئیس اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، در گفتوگو با جامجم آنلاین با اشاره به جایگاه نذر کتاب در میان نذرهای فرهنگی اظهار کرد: «نذر کتاب میتواند یکی از ارزشمندترین شکلهای نذر فرهنگی باشد.» رئیس اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با تأکید بر اهمیت اهدای کتاب در مناطق کمبرخوردار گفت: «طبیعتاً نذر و وقف کتاب میتواند در گسترش عدالت فرهنگی بسیار مؤثر باشد چراکه در شرایط اقتصادی امروز، خرید کتاب ممکن است برای خانوادههای مناطق کمبرخوردار در اولویت نباشد.» متن کامل خبر🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
به مناسبت پنجاه و دومین سالگشت درگذشت محمدصادق فاتح یزدی نیکوکار، کارآفرین و نقش آفرین در توسعه کرج🔹بازخوانی یک کارنامه خدمت؛ نقش وقف و سرمایه گذاری مولد در توسعه زیرساختهای کرجسال روز درگذشت زنده یاد حاج محمدصادق فاتح یزدی، فرصتی برای تأمل در نقش کارآفرینیِ تولیدمحور و سنت حسنه وقف در شکلگیری زیرساختهای اجتماعی و رفاهی جامعه است. بررسی تاریخچه توسعه شهری در ایران معاصر نشان میدهد هرگاه سرمایهگذاری اقتصادی با نیت خدمت، اخلاقمداری و آیندهنگری همراه شده، آثاری ماندگار و برکاتی پایدار برای عموم مردم به همراه داشته است.در سنجش کارنامه خادمان جامعه و واقفان خیراندیش، منطقیترین و استوارترین ملاک، «ارزیابی برکات عینی، پایداری خدمات و میزان گرهگشایی از زندگی مردم» است. با این رویکرد، اقدامات زنده یاد فاتح در کرج را میتوان در چند عرصه اساسی دستهبندی کرد که آثار آن همچنان بهعنوان بخشی از سرمایه عمومی این کلانشهر در دسترس مردم قرار دارد:۱. ارجنهادن به نیروی کار و کرامت کارگریدر نگاه دینی و ملی، نیروی کار سرمایه اصلی تولید است. مرحوم فاتح با درک این اهمیت، الگویی از صنعتداری را ارائه کرد که محور آن «تأمین معیشت و کرامت کارگران» بود. احداث مجموعههای مسکونی برای کارگران، ایجاد امکانات رفاهی و درمانی و فراهم کردن امنیت شغلی در مجموعه کارخانجات جهان، اقدامی عملی در جهت حمایت از نیرو و محرومیتزدایی واقعی بود؛ الگویی که امروز نیز در ادبیات پشتیبانی از تولید ملی به آن نیاز داریم.۲. احیای سنت والای وقف و خدمات عامالمنفعه. یکی از برجستهترین ابعاد زندگی مرحوم فاتح، پیوند زدن فعالیتهای اقتصادی با سنت حسنه وقف و امور خیریه اسلامی بود. ساخت و وقف مساجد (از جمله مسجد جامع حضرت رسول اکرم)، درمانگاهها، مراکز آموزشی و مدارس، واگذاری زمین برای امور عمومی و احداث شبکههای آبرسانی، نه برای انتفاع شخصی، بلکه برای بهرهمندی عموم مردم و طبقات کمبرخوردار صورت گرفت. این حجم از موقوفات نشاندهنده باور عمیق او به «باقیاتالصالحات» و مسئولیتپذیری در برابر جامعه بود.۳. الگوی سرمایهگذاری مولد در برابر سوداگریدر شرایطی که بخش زیادی از سرمایهها به سمت امور غیرمولد یا سوداگرانه سوق مییافت، تمرکز بر «تولید داخلی، اشتغالزایی انبوه و استقلال اقتصادی» خطمشی اصلی او بود. ایجاد هزاران شغل مستقیم برای جویندگان کار در منطقه کرج، علاوه بر رونق اقتصادی، به تثبیت امنیت اجتماعی و معیشتی خانوادهها کمک شایانی کرد.۴. توسعه زیستمحیطی و حفظ سرمایههای طبیعینگاه جامع به توسعه، مستلزم حفظ سرمایههای زیستمحیطی است. احداث و نگهداری باغهای گسترده در منطقه جهانشهر کرج، بخشی از دوراندیشی او در حفظ ریههای تنفسی شهر بود که امروزه نیز شهروندان کرج از ثمرات زیستمحیطی آن بهرهمند هستند.سخن پایانیدر ترازو و ضابطه منصفانه نقد تاریخی، آنچه باقی میماند و قضاوت نهایی بر پایه آن شکل میگیرد، «میزان خدمت واقعی به مردم و آثار برجا مانده برای کشور» است. مساجد، مدارس، بیمارستانها، محلههای کارگری و هزاران فرصت شغلی ثبتشده در تاریخ کرج، حقایقی انکارناپذیر از کارنامه مردی است که سرمایه خود را در مسیر خدمت، وقف و آبادانی به کار گرفت.گرامی داشت یاد او، در واقع پاس داشت فرهنگ کارآفرینی مولد، ایثار مالی و سنت نبویِ وقف است؛ ارزشهایی که برای تحقق عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی کشور، همواره مورد نیاز جامعه ماست.روانش قرین رحمت بیکران الهی و یادش در تاریخ خدمت به مردم جاویدان باد.روابط عمومی بنیاد خیریه فاتح۲۰ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
به مناسبت پنجاه و دومین سالگشت درگذشت محمدصادق فاتح یزدی نیکوکار، کارآفرین و نقش آفرین در توسعه کرج🔹بازخوانی یک کارنامه خدمت؛ نقش وقف و سرمایه گذاری مولد در توسعه زیرساختهای کرج۲۰ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 همچنان بازتاب یادداشت «تفسیر قوم گرایانه از سند تغییر نام بخش های ینگی امام و قشلاق به کرج و آبیک» در صفحه اینستاگرام نویسنده۱۹ امرداد ۱۴۰۵پیش چشمت داشتی شیشهٔ کبودزان سبب عالم کبودت مینمود(مولانا)🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹«آهنگ وفا» در ساوجبلاغاستاد محمدرضا شجریان از برجسته ترین چهره های موسیقی ایرانی است. در روزهایی از سال ۱۳۷۷ که ساوجبلاغ به برکت بهار، رنگی تازه به خود گرفته بود؛ در سفر به یکی از روستاهای جنوب این شهرستان به نام حاجی آباد (حاجی شاه) تصمیم گرفت که همنشینی با گلها و درختان را در این دشت سبز تجربه کند. استاد شجریان پس از گذشت یک سال، در مهر ۱۳۷۸ غیر منتظره، پیشنهاد فرماندار وقت مبنی بر برگزاری کنسرت موسیقی به نفع دانش آموزان مستمند ساوجبلاغی را پذیرفت. در این کنسرت که پنج شب متوالی در شهر هشتگرد و با استقبال کم نظیر علاقه مندان برگزار شد؛ استاد برای نخستین بار با فرزندش «همایون» آواز خواند. در سال ۱۳۷۹ این کنسرت در کاستی به نام «آهنگ وفا» منتشر شد.استاد شجریان در شب آخر کنسرت، در گفت و گویی با یکی از خبرنگاران محلی گفت: «برگزاری این کنسرت از خاطرات به یاد ماندنی من است.»📖 کتاب شناسی ساوجبلاغ، نوشته حسین عسکری، نشر رهام اندیشه، ۱۳۸۳، ص ۲۴. 📷 استاد شجریان در باغ روستای حاجی آباد ساوجبلاغ، عکس از همایون شجریان، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۶منتشر شده در کانال تلگرامی ساوجبلاغ نیوز🔗 ایرانمهر @alborzology
🔹 همچنان بازتاب یادداشت «تفسیر قوم گرایانه از سند تغییر نام بخش های ینگی امام و قشلاق به کرج و آبیک» در صفحه اینستاگرام نویسنده۱۹ امرداد ۱۴۰۵از درون زنگ تعصب بزدایبر خرد راه تأمل بگشای(جامی)🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 تازه های ایران شناسی🔹 سلمان فارسی از ایران تا تشیعدکتر رسول جعفریانچاپ اول ۱۴۰۵، نشر دیرینهقطع وزیری، ۲۰۴ صفحه، جلد شومیزقیمت: ۶۵۰۰۰۰ تومان🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات🔹 تازه های ایران شناسی🔹 سلمان فارسی از ایران تا تشیعدکتر رسول جعفریانچاپ اول ۱۴۰۵، نشر دیرینهقطع وزیری، ۲۰۴ صفحه، جلد شومیزقیمت: ۶۵۰۰۰۰ تومان🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹وطن را نفروختند...✍ اکبر منتجبی *چپ نفهمید و هنوز هم نمیفهمد اما طبقه مذهبی با همه تضادها و ضعفها ماند، ایستاد، از وطن در مقابل جنگ مسلحانه داخلی و تجاوز خارجی دفاع کرد و نسلی از تکنوکراتها را به میدان فرستاد تا کشور را دوباره بسازند. آنها شاید همه چیز را درست انجام ندادند اما یک کار را کردند؛ وطن را نفروختند. و در تاریخ، گاهی همین یک کار، کافی است برای ماندن...۶ امرداد ۱۴۰۴* اکبر منتجبی (زاده ۲۸ فروردین ۱۳۴۹) سردبیر روزنامه سازندگی و مدیرکل دفتر توسعه آموزش رسانه است. او پیش از این سردبیر هفتهنامه صدا بود. در بیش از چهل روزنامه و مجله کار کرده است.🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 ناخشنودی برخی اصلاح طلبان البرز از رسیدن ایران گرایانیادداشت «ایران گرایان کی میرسند؟» را پیش از چاپ در ماهنامه فراز البرز (امرداد ۱۴۰۵)، به مدت یک ماه در ذهنم پرورش دادم و آن را پیش از انتشار برای چند تن از دوستان شفیق و اهل کتاب ارسال کردم و نقد آنان را مشتاقانه شنیدم.در آن یادداشت کوتاه، میخواهم بگویم: ۱. دیگر «دوگانه اصلاح طلب و اصول گرا» در تقسیم بندی نیروهای سیاسی و اجتماعی ایران امروز، کار نمی کند و فرسوده و ناکارآمد شده است. ۲. «جریان ایران گرایی» با هفت شاخصه «وحدت، حاکمیت، استقلال، فرهنگ و میراث، توسعه، منافع و مصالح ملی»، بدیلی مفید و کارآمد برای آن دو است.شگفتا که نخستین و شاید تنها واکنشهای منفی را از برخی چهرههای جریان اصلاح طلبی استان البرز دریافت کردم که با ادبیات «قوم گرایانه» ( = تقدم قومیت بر ملیت) در محافل خود و آیین روز خبرنگار ماهنامه فراز البرز، از این یادداشت ابراز ناراحتی کردند.انتقاد برخی اصلاح طلبان البرز از یادداشت ایران گرایان خیلی برایم عجیب است چون همیشه فکر میکردم «یگانگی و یکپارچگی سرزمین ایران» یا همان وحدت ملی و مقابله با جریانهای تجزیه طلب و پانهای رنگارنگ وارداتی، بایستی یکی از پایههای اصلی «گفتمان اصلاح طلبی در ایران» باشد.البته به خاطر دارم در سال ۱۴۰۱ خورشیدی مقالهای جنجالی با عنوان «ایرانیان و هراس از تجزیه طلبی» در روزنامه اصلاح طلب اعتماد منتشر شد. «عادی انگاری و تطهیر تجزیه طلبی»، دال مرکزی آن یادداشت عجیب بود. در همان سال، یکی از فعالان جریان به اصطلاح برانداز جمهوری اسلامی ایران در دفاع از مقاله روزنامه اعتماد، از تجزیه طلبی با عنوان «طلاق متمدنانه» نام برد. حسین مرعشی (دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی) هم مدتی بعد در پیوند با این مباحث نتیجه گرفت: «خطری به نام تجزیه ایران وجود ندارد.» محمد خاتمی هم چند سال پیش، از «فدرالیستی شدن ایران» دفاع کرد!با انتشار یادداشتم، برخی اصلاح طلبان گرد آمده در خانه احزاب البرز با اشارههای مبهم و پوشیده به ایده پانی «ملتها و زبانهای متکثر و رسمی در گستره سرزمینی ایران» مقابل یادداشتم صف کشیدند. آنان ایرادهای ناوارد و غیر روشمند و متعصبانه خود را شفاهی نگه داشتند و با پیشنهاد ماهنامه فراز البرز مبنی بر گفت و گوی کتبی در این باره موافقت نکردند.این «اعوجاجات جریان شناختی در استان البرز»، خود دلیلی محکم بر پایان دوگانه اصلاح طلبی و اصول گرایی و آغاز «ایران گرایی» در حوزه عمومی میهن عزیزمان ایران است.تک بیتی از شادروان استاد سید محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) را به این آقایان تقدیم می کنم:تُرکی ما بس عزیز است و زبان مادریلیک اگر «ایران» نگوید، لال بادا این زبان✍ حسین عسکری۱۸ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
✍ متن این یادداشتحسین عسکری۱۸ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 نشست پژوهشی شاعر مردمیادی از (نسیم شمال) اشرفالدين حسینی قزوینی روزنامهنگار، شاعر و طنزپرداز بزرگ عصر مشروطيتهمزمان با یکصد و بیستمین سالگرد صدور فرمان مشروطیتبا حضور:مهدی نورمحمدی (سخنران)دکتر مسعود آتشگران (دبیر نشست) یک شنبه ۱۸ امرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸ تا ۲۰سالن اجتماعات حمدالله مستوفی مدیریت اسناد و کتابخانه ملی استان قزوین 🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 بازتاب یادداشت «تفسیر قوم گرایانه از سند تغییر نام بخش های ینگی امام و قشلاق به کرج و آبیک» در صفحه اینستاگرام نویسنده۱۶ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 ثانیه هایی با دکتر مصدق در احمدآبادشبکه البرز در بخش خبری ساعت ۲۰ روز پنج شنبه ۱۵ امرداد ۱۴۰۵ ثانیه هایی از سخنان بنده درباره «نسبت تاریخی استان البرز با کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲» را پخش کرد. این سخنان مفصل، پارسال در قلعه احمدآباد (تبعیدگاه و آرامگاه دکتر محمد مصدق) ضبط شده بود. از شواهد حرفه ای بودن شبکه البرز این که نام بنده در این گزارش کوتاه «رجبی» قید شده است!حسین عسکری🎥 گزارش فاطمه ادهم (خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما) درباره اثری از کودتای ۲۸ امرداد در استان البرز🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 نانوایی در کرجسال ۱۳۴۳ خورشیدیاین عکس را میثم اعتمادی صدر در اختیار کانال تلگرامی ایران مهر قرار داده است.🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 ۱۶۰۷۲ روز در فراق برادرامروز دقیقاً ۱۶۰۷۲ روز یعنی ۴۴ سال می شود که برادر بزرگم محمدعلی در روز جمعه ۱۵ امرداد ۱۳۶۱ در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به شهادت رسیده است.شاید بپرسید چقدر دقیق روزشماری می کنم. آری، چون فِراق و سوگ برادر ۱۹ ساله، نه آن میکند که بتوان گفت؛ آن هم چنین برادر نازنین و مهربانی.دو ماه پیش از شهادت در جبهه جنوبی و عملیات رمضان، در پاسخ به چهار پرسش برگه گزینش اعزام به جبهه نوشته است:پرسش ۱۳) شما چه انتظاری از انفلاب [اسلامی] دارید؟پاسخ) انتظارم این است که من به انقلاب کمک کنم.پرسش ۲۲) آیا بهتر نیست روحانیت به جای دخالت در کارهای سیاسی به امور ارشادی بپردازد؟پاسخ) اگر فقط به خاطر خدا باشد بهتر است.پرسش ۲۴) نظر اسلام راجع به مهین پرستی چیست؟پاسخ) باید از خاکمان در برابر اجنبی نگهداری کرد. آقا محمدعلی در پرسش نوزدهم، نام شش شهید پیش از خودش را چنین برشمرده است: محمدرضا ترکیان، صفرعلی تک زارع، محمود روزبهانی، اسماعیل آزادفلاح، مصلح الدین محمدی و محمدعلی دانش.زبان خامه ندارد سر بیان فراقوگرنه شرح دهم با تو داستان فراقحسین عسکری۱۵ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology
🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹پافشاری بر دریافت غلط از یک سند تاریخیواکنش ادمین صفحه اینستاگرام «پایگاه خبری جارچی ارومیه» به یادداشت «تفسیر قوم گرایانه از سند تغییر نام بخش های ینگی امام و قشلاق به کرج و آبیک»۱۴ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات🔹پافشاری بر دریافت غلط از یک سند تاریخیواکنش ادمین صفحه اینستاگرام «پایگاه خبری جارچی ارومیه» به یادداشت «تفسیر قوم گرایانه از سند تغییر نام بخش های ینگی امام و قشلاق به کرج و آبیک»۱۴ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 تفسیر قوم گرایانه از سند تغییر نام بخش های ینگی امام و قشلاق به کرج و آبیکاخیراً صفحه اینستاگرام «پایگاه خبری جارچی ارومیه» با انتشار سندی متعلق به سال ۱۳۱۷ خورشیدی مدعی شده نام شهرهای «کرج» و «آبیک» قبلاً «ینگی امام» و «قشلاق» بوده و با نیت ترک ستیزانه تغییر پیدا کرده است!این پایگاه خبری با نادیده انگاشتن زمینه های جغرافیایی و تاریخی این سند، قصد آن دارد که با یک عکس و چند جمله و البته استفاده از مغالطه های رنگارنگ «توسل به احساسات»، «ابهام و کژتابی»، «دلیل نامربوط»، «مصادره به مطلوب»، «تعمیم شتاب زده»، «نکته انحرافی»، «ساده انگاری»، «دروغ»، «نقل قول ناقص»، «بیان عاطفی»، «توسل به جهل»، «علت جعلی» و «تفسیر به رأی» و برقراری رابطه این همانی بین حکومت های پهلوی و جمهوری اسلامی ایران در «تقدم ملیت بر قومیت»، ذهن بی خبر و احساساتی مخاطب خود را به چاله هرز و ضد ملی «پان ترکیسم» سوق دهد.و اما چند نکته تاریخی و جغرافیایی در فهم دقیق و درست این سند:۱. این سند، کشف تازه قوم گرایان نیست بلکه در صفحه ۷۰۵ کتاب «تاریخ هشتگرد» چاپ شده است.۲. همچنان در استان های البرز و قزوین دو نام ترکی «ینگی امام» و «قشلاق» به ترتیب با گستره جغرافیایی «محله ای در شهر هشتگرد (مرکز شهرستان ساوجبلاغ)» و «شهری در شهرستان آبیک» وجود دارد و تغییر نیافته است.۲. در روند تقسیمات کشوری، تغییر و تحول «نام دهستان ها و بخش ها» به جهت قبض و بسط گستره آنها، امری طبیعی است. بر همین مبنا، نام ترکی «بلوک ساوجبلاغ» به معنای «چشمه سرد» شامل روستاهای فراوان، در پاییز سال ۱۳۱۶ خورشیدی به جهت قدمت «روستای ینگی امام» و تمرکز امکاناتی همچون چاپارخانه، پست و تلگراف، بازارچه، پاسگاه، مدرسه و... در کاروانسرای تاریخی آن، «بخش ینگی امام» نامیده شد و در سال ۱۳۱۷ خورشیدی به جهت توسعه و شهرت «کرج»، با تصویب هیئت وزیران (به ریاست محمود جم از نوادگان شیخ محمود شبستری) به «بخش کرج» تغییر نام یافت. دقت کنید همین «بخش کرج» شامل گستره فعلی استان البرز و بخشی از استان تهران، در سال ۱۳۲۵ خورشیدی بار دیگر به نام «بخش ساوجبلاغ» برگردانده شد. همان گونه که می دانید «ساوجبلاغ» همچنان نام شهرستانی بزرگ و کهن در استان البرز است.۴. «قشلاق» هم اکنون شهری در شهرستان آبیک استان قزوین است. پیش از سال ۱۳۱۷ خورشیدی به جهت شهرت تاریخی و رونق «روستای قشلاق»، «بخش قشلاق» تاسیس شده بود که با توسعه و مرکزیت «آبیک» این نام به «بخش آبیک» تغییر یافت.با این اوصاف، تغییر نام بخش های ینگی امام و قشلاق به کرج و آبیک با در نظر گرفتن گسترش و آبادی شهرهای کرج و آبیک بوده نه توطئه ترک ستیزانه. از دیگر سو، هیچ موقع نام شهرهای کرج و آبیک، ینگی امام و قشلاق نبوده که تغییر کند.با خواندن عکس نوشته کوتاه جارچی ارومیه بار دیگر یقین پیدا کردم که «پان ترکیسم»، ترکیبی از بی خردی، تعصب و بی سوادی است. جریانی دهشتناک و ویرانگر که افسارش دست بدخواهان یکپارچگی و استقلال ایران است و قرار است همگام با پان های دیگر و کمک پیدا و پنهان دولت جعلی اسرائیل و برخی ناکشورهای منطقه، ایران را ویران و پاره پاره کنند. البته کور خوانده اند...ایران به آتش می کشد خاموشی تاریخ راهوشیار پایان می دهد مدهوشی تاریخ راایران به شوق زندگی در مرگ رویینتن شدهمرد و زنش تلفیقی از ابریشم و آهن شدهپاینده باد ایران و ایرانی✍ حسین عسکری۱۴ امرداد ۱۴۰۵(روز مشروطه و تبریز)📖 اسناد و تصاویر🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 تفسیر قوم گرایانه از سند تغییر نام بخش های ینگی امام و قشلاق به کرج و آبیک✍ حسین عسکری۱۴ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات🔹 تفسیر قوم گرایانه از سند تغییر نام بخش های ینگی امام و قشلاق به کرج و آبیک✍ حسین عسکری۱۴ امرداد ۱۴۰۵🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹تبریکانتخاب دقیق و هوشمندانه جناب آقای دکتر علیرضا شاه حسینی نویسنده، ناشر و پژوهشگر کوشا و دانای فرهنگ، تاریخ و جغرافیای استان سمنان جهت تصدی ریاست بنیاد ایران شناسی شعبه سمنان را صمیمانه تبریک عرض می کنم. نگارش ۱۴۱ کتاب و مقاله علمی و فرهنگی، مدیریت انتشارات حبله رود و برنامه سازی اثرگذار در صداوسیمای استان سمنان از فعالیت های ارزشمند ایشان است. پرداخت به فرهنگ، تاریخ و مشاهیر ایل بزرگ الیکایی در گستره جغرافیایی استان های سمنان، مازندران و البرز، از دیگر کوشش های ارزشمند آقای دکتر شاه حسینی به شمار می رود. برای ایشان آرزومند توفیق در این مسئولیت هستم.حسین عسکری۱۲ امرداد ۱۴۰۵✍ دغدغه فرهنگ و گویش الیکایی های البرزی🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🎥 زبان های قومی و محلی نباید دستمایه هویتسازی و ملتسازی شوددکتر سجاد آیدنلو نویسنده و ایران پژوه ما به زبان محلی و مادریمان افتخار میکنیم، چنانکه به زبان ملیمان فارسی. همۀ زبانهای محلی و مادری در پیوند با زبان ملی ارزشمند هستند. اما اگر زبان دستمایهی هویتسازی و ملتسازی بشود اشتباه است. یعنی کردیزبانان عزیز ایران، هویت و ملیت و فرهنگشان ایرانی است، اما اگر با استناد به زبان کردی بگویند «ملت کرد» این اشتباه است. کردیزبانهای عزیزِ ما ایرانی هستند؛ چهاینکه بهلحاظ هویتی هیچ تفاوتی میان کردیزبان و تبریزی و سنندجی و اصفهانی و شیرازی وجود ندارد. حالا اگر زبان ترکی هم دستمایه کسانی بشود و بگویند «ملت ترک» و درپی آن یک تبریزی را از یک اصفهانی و سنندجی و کرد و شیرازی جدا کنند اشتباه است. زیرا زبانهای مادری در قالب هویت و فرهنگ ایرانی مطرح میشوند؛ و این یک نکته علمی است. اگر کسی مخالف اینها است، این نظر شخصی اوست، اما ما نمیتوانیم نظر شخصی را به عنوان بیانیه و گزاره اعلام کنیم.🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🎥 زبان فارسی، رکن اصلی هویت ایرانی هویت ملّی بهسان ماده مبهمی است که وقتی زبان ملّی بر آن عارض شد، تشخص پیدا میکند. زبان فارسی صورت حقیقتبخش هویت ایرانی است؛ حاوی تمام فرهنگ ما و عامل وحدت ما است. شادروان دکتر اصغر دادبه (درگذشت ۶ فروردین ۱۴۰۵) استاد فلسفهٔ اسلامی و ادبیات عرفانی🔗 ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 گرگ ها در کمین ایرانحسین عسکری۷ دی ۱۴۰۳🔗 البرز پژوهی @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات🔹 گرگ ها در کمین ایرانحسین عسکری۷ دی ۱۴۰۳🔗 البرز پژوهی @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
بازنشر یک یادداشت 👇
.🔹آیا گرگ توتم مردم آذربایجان است؟ (نقد و بررسی تاریخی و متنشناختی یک ادعا)✍️ دکتر محمد جعفری (قنواتی) مقاله علمی - پژوهشیدوفصلنامه آینه میراث، سال بیستم، شماره پیاپی ۷۷، پاییز و زمستان ۱۴۰۱چکیده:سال های اخیر گاه در شماری از نشریات محلی آذربایجان، گرگ به عنوان توتم مردم آذربایجان مطرح شده است. عدهای نیز که خود را «هویتطلـب» مینامنـد این گزاره را با قلم یا رفتار خود تبلیغ میکنند.در این مقاله ابتدا ضمن تعریف توتم و شرح ویژگیهـای آن، تأکیـد شـده کـه مهمترین ویژگی توتم حمایت از کسانی است که آن را نیای مشترک خود میداننـد. سـپس بـا بررسـی گـرگ در فولکلـور آذربایجـان و نیـز بررسـی بازتـاب گـرگ در سرودههای شاعران ناحیـۀ آذربایجـان ماننـد قطـران، نظـامی، خاقـانی، صـائب و شهریار نشان دادهایم که گرگ در هر دو حوزۀ مذکور، موجـودی اهریمنـی اسـت و کارکردی به جز ایجاد شر ندارد؛ از این رو نمیتواند تـوتم مـردم آذربایجـان باشـد، هرچند ممکن است توتم تُرکانِ شرقی یا مغولان باشد.کلیدواژه ها: توتم، توتم باوری، گرگ، فولکلور آذربایجان.ایرانمهر @alborzology
🔹 گرگ «توتم و نماد آذربایجان» نیست!✍️ نیما عظیمی ناسیونالیسم تصنعی تُرک و پریشانیهای قومیقبیلهای آن از اواسط قرن ۱۹ شکلی سیاسی به خود گرفت. این جریان از همان آغاز، ماهیت قومیقبیلهای داشت نه ماهیت ملّی؛ بنابراین در تلاش بود که در عصر دولت - ملتها یک هویت و ملیّت برای خودش دست و پا کند. در نهایت این گداییهای ناسیونالیستی تبدیل به یک ایدئولوژی محض شد و جریان پان ترکیسم نیز زادهٔ همان است.پان ترکیسم از همان آغاز در تلاش بوده که بخش بزرگی از چیستی و هویت خود را در زدودن و نفیِ هویتِ ایرانی آذربایجانیها تعریف کند؛ هویت آذریها را با عنوان تُرک جعل کرده و مذبوحانه تلاش کرده است که آذربایجانِ تمامایرانی را در بخشی از جریان برساخته «ناسیونالیسم تُرک» یا «ملّت تُرک» زورچِپان کند!از جمله دستدرازیهای سیاسیِ جریان واگرای پان ترکیسم در این زمینه، دروغ بزرگ آنان در معرفی گرگ به عنوان توتم یا نماد آذربایجان است! پان ترکیسم با لباسِ فرهنگ و مظلومنماییهای فرهنگی پا به میدان سیاست و ایرانستیزی نهاده است.اما اینکه گرگ نماد یا توتم مردم آذربایجان است یا خیر؟! نیاز به یک پیشجمله کوتاه در مورد مفهوم «توتم» و «توتم باوری» دارد. توتم یعنی آن موجودی که یک گروه انسانی یا قبیله یا طایفهای آن را نیا یا جَدِ مقدّسِ خود میدانند. این توتم، اغلب یک «حیوان» است. از سالها پیش تا به امروز، عدهای از سر ناآگاهی و به سهو، عدهای نیز کاملا هدفمند و به عمد در تلاشند که گرگ را به عنوان توتم آذربایجان معرفی کنند! این درحالی است که حیوان گرگ کمترین پیوندی با فرهنگ آذربایجان ندارد. نسبت دادنِ توتم گرگ به فرهنگ و تاریخ آذربایجان، حرکتی کاملاً سیاسی و در راستای جُداسازی ایران و آذربایجان از همدیگر است. روشن است که برای اثبات هر ادعایی ضرورت دارد که با سند و مدرکِ علمیِ معتبر سخن گفته شود. بنابراین، در این بخش اشارهای خواهم داشت به نام استاد «محمد جعفری قنواتی» که به حق، یک دانشنامه زنده در این زمینه یعنی مفاهیم فولکلور میباشد. هماو که عضو شورای عالیِ علمیِ مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، عضو شورای علمی دانشنامهٔ فرهنگ مردم از سال ۱۳۸۸، ویراستار علمیِ دانشنامهٔ فرهنگ مردم از سال ۱۳۹۱، و صاحب آثار فراوان علمی و معتبر دیگر از جمله «درآمدی بر فولکلور ایران» است. براساسِ نظریهٔ تخصصیِ این دانشمند، «گرگ هرگز توتم و نمادِ آذربایجان نبود و نیست».برای مثال، بنابر گفته «محمد جعفری قنواتی» در مورد باورهای اهالی آذرشهر در آذربایجان شرقی: «چوپانان این شهر بر این باورند که اگر کسی ناخودآگاه کلمهٔ ترکیآذریِ "قورد" یعنی "گرگ" را به زبان آورد، سر و کله گرگ همانساعت همانجا پیدا میشود». هماو اشارهای دارد به بازی مشهور «گرگم و گلّه میبرم»، که بیانگر درندهخویی و دزد بودن گرگ است.برای دریافت این نظریه، رجوع کنید به: (آیا گرگ توتم مردم آذربایجان است؟ محمد جعفری قنواتی. آینه میراث موسسه پژوهشی میراث مکتوب دو فصلنامه علمی«مقاله علمی - پژوهشی»، سال ۲۰، شماره ۲، «پیاپی: ۷۱»، پاییز و زمستان ۱۴٠۱. سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران) البته این نگاهِ منفی و سرشار از نفرت نسبت به گرگ، مختص آذرشهر نبوده و در جایجایِ مناطق آذرینشین ازجمله زنجان و ارومیه و... نیز جاری است.یک مصداق بارز دیگر از «استاد شهریار تبریزی» میآورم. شهریار در همین راستا شعری به زبان ترکیِ آذری سروده که چند بیت از آن را به همراه ترجمه میآورم:«ایتیمیز قورد اولالی، بیزده قاییتدیق قویون اولدوقایت ایله قول - بویون اولدوقوقتی سگمان گرگ شد، ما بازگشتیم و همچون گوسفندان همراه صمیمی سگ شدیم.قوردوموز دیشلرینی هی قارا داشلاردا ایتیلتدیقویونون دا ایشی بیتدی!گرگ دندانهایش را با سنگ سیاه تیز کرد و کار گوسفند تمام شد!سون، سوخولدی سورویه، بیر سورونی سؤکدی - داغیتدیاکیلیب، ایت گئدیب ایتدیبالاخره گرگ به گلّه حمله برد و گلّه را پاره پاره کرد. سگ نیز گم و گور شد»...نکتهٔ قابل تأمل در مورد این سروده استاد شهریار و گرگ در این شعر اینجاست که، بدون شک استاد شهریار به اندازهای خردمند و آگاه و با دانش بود که اگر گرگ نماد یا توتم آذربایجان باشد، اصلاً چنین شعری را نمیسرود.به هر روی، یک سری گروههای هدفمند به تقابل با فرهنگ پاک و تمامایرانیِ آذربایجان برخاستهاند؛ که باید با روشنگری در برابر این جریانهای ایرانستیز ایستاد و پاسخشان را داد. به عنوان نگارندهٔ این سطور از شهر تبریز، با صدای بلند میگویم: هرگونه ادّعا در مورد پیوند آذربایجان با نماد گرگ یا کتاب دهدهقورد، ادعایی نادرست و البته هدفمند میباشد! ریشه این نفرتپراکنیها و تحرکاتِ ضد ایرانی، کاملا سیاسی است.📖 منتشر شده در روزنامه زنگان امروز، ۳٠ خرداد ۱۴٠۵.ایرانمهر @alborzology
نگاهی به کتاب «ایران از نگاه پروفسور ایلبر اورتایلی» اندیشمند ترکیه ای - ۲🔹 امروز در ایران تُرکها زندگی میکنند اما این ملیگرایی تُرک نبوده و ایرانی است✍️ نیما عظیمیکتاب «ایران از نگاه پروفسور ایلبر اورتایلی» ترجمه یادداشتهای پروفسور ایلبر اورتایلی که در هر مجلسی از ارادت و علقه بیپایان خود نسبت به ایران دم زده است، با محوریت سفرهای وی به شهرهای تهران، اصفهان، یزد، اردبیل، تبریز و... است. این یادداشتها به صورت پراکنده در ستون پروفسور اورتایلی در روزنامههای ملیّت و حریّت و همچنین آخرین سفرنامه وی، سیاحتنامه دنیای قدیم انتشار یافته است. (برگرفته از پیشگفتار کتاب)همچنین در پیشگفتارِ کتابِ «ایران از نگاه پروفسور ایلبر اورتایلی» آمده است: «کتاب حاضر ادای دینی به استاد اورتایلی که درک تاریخ ترکیه را منوط به دانستن تاریخ ایران دانسته و آرامش را در لابلای آثار تاریخی اصفهان که بخشی از دنیای قدیم محبوب اوست جسته، میباشد». در همین راستا «روزنامهٔ زنگانامروز» نیز قصد آن دارد که به مرور و به فراخور، در شناساندنِ هرچه بیشتر این اثر مهم گام برداشته و با بازگوییِ بخشهای گوناگون این کتاب، مخاطب را هرچه بیشتر با این موضوع مهم آشنا کند که «یک پروفسور و مورّخِ بادانش و بدون غرضِ ترکیهای» به این حقیقت انکار نشدنی که «درکِ تاریخ ترکیه را منوط به دانستن تاریخ ایران است» مُهر تاییدی زده است که جوهرِ این مُهر، سرچشمهای جُز حقایق مسلم و مستندات آشکارِ تاریخی و علمی نیست.▪️بخش دو: ایلبر اورتایلی/جشنواره کتاب، قهوه، شکلات استانبول«همانطور که میدانید ما پس از ایران مسلمان شدیم یعنی حدود قرن نهم میلادی و در قرن دهم نخستین حکومتمان بنیان نهاده شد. ما مسلمانی را از ایران فرا گرفتهایم و این را میتوان در اصطلاحات دینی از قبیل روزهای که میگیریم، نمازی که میخوانیم، وضویی که میگیریم (آبدست) ببینیم. اینها کلمههای فارسی هستند. پیغمبر واژهای فارسی است.در این میان شعر ما از فارسی بسیار تاثیر گرفته است اگرچه تُرکی زبان غنی است اما کیفیت موسیقیایی و آهنگ خود در ادبیات را کاملاً از فارسی گرفته است.ادبیات ایران بر ادبیات ترکیه تاثیرات مختلفی بر جای گذاشته است. برای مثال شاعران ما از برخی شاعران ایرانی الگو گرفته و آنها را تقلید کردند؛ مثلاً فغانی در قرن شانزدهم میلادی که متاثر از فردوسی است و برخی چیزها را از او گرفته است.از سوی دیگر، قدرتمندترین جنبههای شعر ایران نیز به ما رسیده است. در ادبیات ترک شاعران بزرگی وجود دارند که در ادبیات فارسی نیز شاعران مطرحی به شمار میروند.امروزه در ایران تصوف مقبولیت چندانی ندارد، اما عرفان و فرهنگ صوفی ما ریشه در ایران دارد. از همه مهمتر ایران نقش بسیار مهمی در نظام و تشکیلات دولتی ما ایفا کرده است یعنی بدون دانستن شیوه دولتی ایران و نحوه اداره آن، درک تاریخ تُرکان ممکن نیست.امروز در ایران ترکها زندگی میکنند اما این ملیگرایی تُرک نبوده و ایرانی است. ایران وطن آنهاست و برای ما نیز این کشور بخش بسیار مهمی از تمدنمان است ما بدون درکِ ایران نمیتوانیم خود را شناخته و به آن واقف شویم».📖 منتشر شده در روزنامه زنگان امروز، سهشنبه ۳٠ تیر ۱۴٠۵.✍ بخش اولایرانمهر @alborzology
نگاهی به کتاب «ایران از نگاه پروفسور ایلبر اورتایلی» اندیشمند ترکیه ای - ۱ 🔹 ستون اصلی هماهنگی ملت ایران، فرهنگ پارس و زبان فارسی است✍️ نیما عظیمیکتاب «ایران از نگاه پروفسور ایلبر اورتایلی» ترجمه یادداشتهای پروفسور ایلبر اورتایلی که در هر مجلسی از ارادت و علقه بیپایان خود نسبت به ایران دم زده است، با محوریت سفرهای وی به شهرهای تهران، اصفهان، یزد، اردبیل، تبریز و...است. این یادداشتها به صورت پراکنده در ستون پروفسور اورتایلی در روزنامههای ملیّت و حریّت و همچنین آخرین سفرنامه وی، سیاحتنامه دنیای قدیم انتشار یافته است. (برگرفته از پیشگفتار کتاب)همچنین در پیشگفتارِ کتابِ «ایران از نگاه پروفسور ایلبر اورتایلی» آمده است: «کتاب حاضر ادای دینی به استاد اورتایلی که درک تاریخ ترکیه را منوط به دانستن تاریخ ایران دانسته و آرامش را در لابلای آثار تاریخی اصفهان که بخشی از دنیای قدیم محبوب اوست جسته، میباشد». در همین راستا «روزنامهٔ زنگانامروز» نیز قصد آن دارد که به مرور و به فراخور، در شناساندنِ هرچه بیشتر این اثر مهم گام برداشته و با بازگوییِ بخشهای گوناگون این کتاب، مخاطب را هرچه بیشتر با این موضوع مهم آشنا کند که «یک پروفسور و مورّخِ بادانش و بدون غرضِ ترکیهای» به این حقیقت انکار نشدنی که «درکِ تاریخ ترکیه را منوط به دانستن تاریخ ایران است» مُهر تاییدی زده است که جوهرِ این مُهر، سرچشمهای جُز حقایق مسلم و مستندات آشکارِ تاریخی و علمی نیست. در برگهای آغازین کتاب و بخش بیوگرافی آمده است: «پروفسور "ایلبر اورتایلی" تاریخ نگار برجسته و شهیر ترکیه و مولف دهها کتاب تاریخی است. اورتایلی فارغ التحصیل رشتههای علوم سیاسی و تاریخ از دانشگاه آنکارا است. اورتایلی در دانشکدههای تاریخ وین، پاریس، مسکو، قاهره، رم، مونیخ، برلین، پرینستون، آکسفورد و کمبریج به عنوان استاد مهمان و در دانشگاههای ترکیه به عنوان استاد تمام تدریس کرده است. وی مدت ۷ سال ریاست موزه توپکاپی در استانبول را بر عهده داشته و در همین سمت نیز بازنشسته شد. این استاد شناخته شده در عرصه تاریخ، همچین عضویت هیئت مدیره کمیته بین المللی مطالعات عثمانی و «عضویت انجمن ایرانشناسی اروپا» را در کارنامه خود ثبت کرده است. اورتایلی به بیش از ۱۰ زبان زنده دنیا از جمله فارسی تسلط دارد.▪️بخش یک: فرهنگ، ایران را یکپارچه کرده است« در رستوران عالی قاپو نشسته و به نوای موسیقی سنتی ایران گوش فرا دادهایم. ابتدا گروهی آذری، نغمهسرایی کرده و ترانه ترکی " سن قلبیمین مهتابیسین گونشی سین/ سن روحومون وازگچیلمز بیر ایشی سین" را برای ما زمزمه میکنند. سپس گروه موسیقی فارسیزبان به روی صحنه رفته و پس از اجرای برخی قطعات سنتی، جای خود را به گروه موسیقی فولکلور بلوچیها میدهند. این تلون و تنوع رنگها تنها منحصر به این رستوران نیست؛ تهران اینگونه زندگی میکند. ایران یک امپراتوری است و هر یک از عناصر سازنده آن نه تنها در پی از بین بردن زبان و فرهنگ دیگری نبوده، بلکه به دنبال هماهنگی و مسالمت با آن است. شاعران آذربایجانی نماینده شایسته اشعار با وزن عروضی سنتی شعر ترک هستند. بلوچیان نیز همینطور. روشنفکران کردزبان نیز از تواناییهای زبان خود بهره برده و به آن واقفند. "اما ستون اصلی این هماهنگی، فرهنگ پارس و زبان فارسی است" همه در پی یادگیری این زبان و از بر کردن اشعار فارسی که شیفته آن هستند، میباشند. عناصر قومی ایران به دنبال پشت سر گذاشتن یکدیگر نیستند. در میان شهر کویری یزد و اصفهان شهر اردکان محل تولد خاتمی رئیس جمهور اسبق ایران رخ مینماید. این شهر به واسطه آخوندها و ملاهایش شهرت یافته است. در اطراف اردکان محلّههای زرتشتیان مانند "چک چک"، "پیرسبز"، "پیر بانو پارس" و ... به چشم میخورد؛ برخی مدعی آن بودند که عمر این محلات به پایان خواهد رسید، اما باید بگویم خیر! زندگی در اینجا ادامه دارد. نوادگان هخامنشیان برای فرهنگ آبا و اجدادی خود احترام قائل هستند و در کنار آن رهروان سایر مذاهب و ادیان منتصبان دیگر قومیتها نیز قرابت عرفانی با دین زرتشت و پیروان آن دارند.حفاریهای اخیر حقایق شگفت آوری از تاریخ بسیار بیشتر ایران را نمایان میسازد. قطعات کشف شده در این حفاریهای باستانی گواه پیوندهای مستحکم میان ایران با آناطولی شرقی و ماوراء النهر است.چقدر شایان تقدیر است که حفاریهای تپه حسنلو در آذربایجان غربی که متعلق به هزار سال پیش از میلاد است، توسط هیئتهای آذربایجانی صورت گرفته و دستمایهٔ نظرات قومی مضحک نمیشود. در این حفاریها بود که روشن شد ایرانیان از تکنیک میناکاری به عنوان یکی از قدیمیترین تکنیکها بر روی کاشی بسیار بیشتر از آنچه میدانیم، یعنی در این دوره بهره میجستهاند».📖 منتشر شده در روزنامه زنگان امروز، دوشنبه ۲۹ تیر ۱۴٠۵.✍ بخش دومایرانمهر @alborzology
🔹بازتاب گفت و گوی حسین عسکری با روزنامه سپهر ایرانیان درباره زبان فارسیزبان فارسی، زبان ملی نیست...علی نصیری - معلم۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ایرانمهر @alborzology
🔹 منتشر شده در ماهنامه فراز البرز، دوره دوم، شماره ۱۴، امرداد ۱۴۰۵، صفحه ۸دانلود ماهنامهایرانمهر @alborzology
🔹 ایران ای سرای امیدآنان که ایران را میشناسند هیچگاه از او امید برنخواهند گرفت. مگر امید چیزی جز رشتهای نامرئی است که به گردنِ ما بسته شده و در کورهراهِ زندگی به جلومان میکشد؟ و اگر ما به دنبالِ آن میرویم برای آن است که در هر لحظه و در هر قدم چشمداشتِ وضعِ بهتری داریم.✍ شادروان دکتر محمدعلی اسلامی ندوشنموسیقی پیوست: ایران ای سرای امید با صدای شادروان استاد محمدرضا شجریانایرانمهر @alborzology
🔹 توضیح درباره لغو آیین رونمایی از مجموعه آثار شاملو در کرجخبرگزاری ایسنا۱۰ امرداد ۱۴۰۵قرار بود، هشتم مرداد ۱۴۰۵ آیین رونمایی از مجموعه ۱۷ جلدی «فریادهای عاصی آذرخش: منتشر نشدههای احمد شاملو» در کرج برگزار و سپس دهم مرداد هم برنامهای در تهران برگزار شود؛ اما ناشر کتاب اعلام کرد که اجازه برگزاری مراسم داده نشده است.حالا اما روابطعمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بیانیهای اعلام کرده است: «پیرو اخبار منتشر شده در فضای مجازی مبنی بر لغو مراسم رونمایی از مجموعه کتاب «فریادهای عاصی آذرخش» (آثار منتشر نشده احمد شاملو) در کتابفروشی چشمه البرز در کرج، این معاونت ضمن ابراز تأسف از ناراحتی پیشآمده برای اهالی فرهنگ و هنر، توضیحاتی را جهت تنویر افکار عمومی ارائه میکند:مجموعه کتابهای یادشده که قرار بود در این مراسم رونمایی شود، از سوی دفتر نشر و کتابخوانی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، فرآیند قانونی بررسی را طی کرده و مجوز نشر دریافت کرده است؛ لذا در خصوص محتوای این آثار هیچگونه محدودیت یا مشکلی وجود نداشته است.با این حال، پیرامون برگزاری مراسم رونمایی مذکور، بررسیهای بهعملآمده حاکی از آن است که مسئولان برگزاری مراسم در کتابفروشی یادشده، ضوابط برگزاری این رویداد را از طریق اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان البرز انجام نداده بودند. طبیعتاً بر اساس قوانین جاری، برگزاری هرگونه مراسم فرهنگی و هنری در چنین سطحی، مستلزم طی کردن مراحل قانونی لازم از مراجع ذیصلاح است.پس از لغو این مراسم توسط نهادهای نظارتی، همکاران ما در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان البرز تلاشهای بسیاری برای رایزنی و فراهم آوردن شرایط جهت برگزاری آن انجام دادند؛ اما بهدلیل عدم وجود درخواست اولیه و طی نشدن مراحل قانونی پیش از موعد مقرر، امکان فراهمسازی شرایط برگزاری میسر نشد.معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکید میکند که در شرایط ویژه کشور و در حالی که در جبهههای مختلف با دشمنان قسمخورده ایران عزیز در نبرد هستیم، برقراری امنیت و آرامش روحی اهالی فرهنگ، اولویت اصلی ماست؛ از این رو، از تمامی ناشران، کتابفروشان و نهادهای فرهنگی درخواست میشود پیش از اطلاعرسانی برای چنین رویدادهایی، ضوابط قانونی را طی کنند تا شاهد برگزاری شایسته رویدادهای فرهنگی باشیم.لغو ناخواسته چنین مراسمی، بدون شک خاطر علاقهمندان به فرهنگ و کتاب را مکدر میسازد؛ موضوعی که کاملا برخلاف اخلاق و رویه وزیر محترم فرهنگ، معاونت امور فرهنگی و سیاستهای کلان حوزه نشر و فرهنگ کشور است. این معاونت همواره حامی برگزاری رویدادهای فرهنگی در چارچوب قانون بوده و از فعالیتهای قانونی کتابفروشان و ناشران استقبال میکند.»ایرانمهر @alborzology
🔹 توضیح درباره لغو آیین رونمایی از مجموعه آثار شاملو در کرجخبرگزاری ایسنا۱۰ امرداد ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology
🔹 ایرانِ تمدنی، تقدم امر ملی و تأخر قومیت✍️ علی سعیدیاننژادنویسنده و پژوهشگرایران یک کشورملت تمدنی، قدیم و تاریخی است. ایران به عنوان یک پدیدار تمدنی علاوه بر اینکه یک واحد جغرافیایی است، به مثابه یک صورتبندی متداوم تاریخی ملی فهم می شود. تاریخ ایران همواره تاریخ ملی بوده است و پیش از جعل واژۀ ملی، ایرانیان دارای زیست جمعی ملی بوده اند. امر ملی در تاریخ ایران به عنوان تمدن ایرانی و حافظۀ جمعی ایران و نه صرفا آنچه دولت ملت ها در دورۀ مدرن نامیده می شود، تحقق یافته است. از جامعۀ ایران اوستایی و تصویر ایران ویج در متون کهن تا ایرانشهر به عنوان نام تاریخی ایران در دوران زمام داری ساسانیان تا ایران پس از اسلام، با تداوم یک روح تاریخی مواجه هستیم که در آن، زبان، فرهنگ، امر سیاسی و نظم اجتماعی در یک کلیت درهم تنیده شکل گرفته اند. در افق تمدن ایرانی مفهوم «ملت» نه یک جعل و اختراع مدرن، متأخر و وارداتی، بلکه صورتبندی مفهومی یک واقعیت پیشینی و همواره موجود است. از بطن تمدن تاریخی ایران، مسئله نسبت «ملت» و قومیت در ایران شکلی یکسره متفاوت نسبت به دیگر کشورها دارد. آنچه امروز در علوم اجتماعی قومیت نامیده می شود، در تجربۀ تاریخی ایران نه واحدهای مستقل و متقدم نسبت به ایران و امر ملی، بلکه نواحی فرهنگی تمدن ایران هستند که در بطن کلیت ایران معنا یافتهاند و هیچکدام به تنهایی واجد معنایی نیستند. به بیانی دقیق تر؛ در ایران به عنوان یک کشور تمدنی، امر ملی مقدم است و مسئله قومیت فرعی بر این امر ملی است. این تقدم و تأخر اما نه صرفا از حیث ارزش گذاری، بلکه، از جنبۀ تاریخ وجودی است.ایران در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود در برخی دوره های طولانی تاریخ به رغم نداشتن دولتی ملی اما با اتکاء به ملت تمدنی و بلندمدت خود و فهم از خویشتن خویش و ملت بودگی ایرانیان توانسته است خود را تداوم ببخشد. اما کشورهایی همانند ترکیه، عراق، و سوریه برخلاف ایران، از بطن فرآیندهای فروپاشی خلافت عثمانی، ترسیم مرزهای استعماری و شکل گیری دولت های مدرنی که یکسره از تاریخ آنها گسسته بود، پدید آمدند. برخی از دیگر کشورها نیز متعاقب فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تبدیل به واحدهای مستقل سیاسی شدند. در این کشورها که بعضا زبانشان نیز زبان ایران ملی و فرهنگی بوده است، ابتدا دولت به عنوان یک ساختار حقوقی و سیاسی شکل گرفت و سپس آن دولت ها تلاش کردند تا ملت به مثابه یک هویت یکپارچه را تشکیل دهند؛ چرا که هیچ دولتی بدون وجود مردم نخواهد توانست حکمرانی کند. در نتیجه در این کشورهای نوتاسیس، گروه های قومی و زبانی پیش از تثبیت امر ملی، به صورت تاریخی و اجتماعی وجود و حضور داشتهاند و این تقدم تاریخی قومی مسئلۀ اقلیت و اکثریت را به یک مسئلۀ ساختاری بدل کرده است. در ایران اما وضعیت یکسره معکوس است. در ایران به عنوان یک کشور ملت قدیم، امر ایرانیت پیشاپیش به عنوان یک افق تاریخی شکل گرفته است و در درون آن، تنوع های زبانی، دینی و فرهنگی به مثابه نواحی درونی تثبیت شده است. همۀ اقوام ایرانی و گروه های زبانی، نه به عنوان واحدهای متقدم بر ایران، بلکه به عنوان اجزای درونی تاریخ تمدنی ایران فهم می شوند. اقوام ایرانی نه بیرون از ایران، بلکه درون ایران و در فرایند تاریخی آن شکل گرفته اند. در ایران و زبان سیاست ایرانی، اقلیت و اکثریت به معنای رایج قابل انطباق نیست. به طور مثال؛ کردها در ترکیه، عراق و یا سوریه با دولتی متاخر که پدیدآورنده ملت بوده است مواجهاند که در آن، امر ملی هنوز به طور کامل با تنوع های تاریخی سازگار نشده است. اما کردهای ایرانی نه به عنوان «دیگری بیرونی» بلکه، بخشی از تکوین تاریخی ایران هستند. ایران نه مجموعه ای از اقوام بلکه یک کلیت تاریخی است که اقوام به عنوان لایه های درونی آن به عنوان یک ملت تمدنی ظهور کرده اند. نمونه های تاریخی این واقعیت را تصدیق و تائید می کنند: سلجوقیان، غزنویان و حتی ایلخانان مغول، به وقت استقرار در ایران، درون منطق ایرانیت قرار گرفتند و با فرهنگ، زبان و ساختار سیاسی ایرانی به ادارۀ جامعه پرداختند. استمرار زبان فارسی در سیاست نامه خواجه نظام الملک طوسی وزیر سلجوقیان، در تاریخ نویسی بیهقی و، اشعار حافظ، سعدی، رودکی، جامی، فردوسی و... و در روزگار معاصر شهریار نه محصول بخشنامه و امر دولت های مستقر بلکه حامل حافظۀ تاریخی ایران و عامل اصلی پیوستگی ایران تمدنی بوده است.در نتیجه می توان گفت؛ ایران به عنوان یک تمدن، کانون مرکزی است که نه تنها وحدت سیاسی، بلکه امکان فهم تنوع های درونی خود را فراهم می نماید. مسئلۀ ایران نه حذف و یا یکسان سازی تفاوت های لایه های درونی، بلکه فهم کلیت ایران از منظر ایران تمدنی و ایران به مثابه ایران است.📖 منتشر شده در ماهنامه وطنیولی (راه وطن)، شماره ۷۳، تیر ۱۴٠۵، ص ۸ایرانمهر @alborzology
🔹 آل احمد و قزوینیکا✍ دکتر یدالله کریمی پوراستاد گروه آموزشی جغرافیای سیاسی دانشگاه خوارزمیسید جلال الدین سادات آل احمد، مشهور به آل احمد یا جلال، فقط ۴۶ سال زیست (۱۱ آذر ۱۳۰۲ - ۱۸ شهریور ۱۳۴۸). به گمانم او جزو پنج نویسنده ایرانی با بیشترین تاثیرگذاری طی ۷۰ سال اخیر بوده است. از خانواده ای روحانی؛ فرزند روحانی بزرگ طالقان، سید احمد حسینی طالقانی و همسر نویسنده و رمان نویس زبانزد سیمین دانشور.آل احمد افزون بر قلم و پژوهش های ناب و دست اول و روح بزرگ و متعالی، مدتی نیز فعال سیاسی بود. به حزب توده و زحمتکشان پیوست و مدافع سرسخت مصدق و سپس مدت ها از فعالیت سیاسی دست کشید و به سفر به اقصی نقاط ایران و جهان، از جمله اسراییل پرداخت. سفری که سخت مورد انتقاد آیت الله سید علی خامنه ای قرار گرفت. قصدم در اینجا چگونگی مرگش است و لاغیر.برادرش شمس آل احمد پس از انقلاب اسلامی سخت معتقد بود که ساواک قاتل جلال است. وی در کتاب "از چشم برادر" مفصل این ادعا را تکرار کرده است. ولی تلاش شمس برای شهید جلوه دادن جلال مفید بی فایده بود. خوب است در این باره به نوشته دکتر کاظم ودیعی استاد برجسته جغرافیای انسانی و روستایی در کتاب ملت و حاکمیت، خاطرات کاظم ودیعی، که در سال ۱۳۹۷ توسط انتشارات سازمان اسناد ملی ایران منتشر شده نگاهی بیندازیم:«روزی من در روستاهای اردبیل بودم و برای کار مطالعات تقسیمات کشوری به سمت تالش میآمدم. رسیدم به جایی، دیدم کسی صدایم میزند؛ یکدفعه دیدم که اِ، فلان مدیرکل وزارت کشاورزی است و آن یکی هم معاون آنجاست. دکتر احمدعلی احمدی گفت «کاظم، اینجا چه کار میکنی؟ بیا پیش ما». گفتم کجا؟ گفت «خانه جلال؛ همین جاهاست، در تالش». آلاحمد رفته بود در تالش، در منطقهای که مگس غوغا میکرد، تکهای زمین خریده و خانهای ساخته بود. کارش هم این بود که روزی یک بطری، یکونیم بطری ودکا میخورد. آن روز، بعد از اینکه ناهار خوردیم، در پلاژ، بنده با کت و شلوار و آلاحمد با مایو، قدم زدیم. گفت: «امروز یک خبر خوش به من رسیده». گفتم چه؟ گفت «دو تا ناشر تقاضای تجدید چاپ کتابم را کردهاند». گفتم حالا چرا اینقدر خوشحالی؟ گفت «سر این خانه شانزده هزار تومان بدهکارم».شب که شد همراه با خانم مهری آهی، استاد زبان روسی در دانشگاه، با لندرور من به تهران برگشتیم. به خانه که رسیدم، دو ساعت بعد [رضا] براهنی به من زنگ زد، گفت «آلاحمد فوت کرد». تلفن کردم به خانمش، سیمین دانشور. نمیتوانست حرف بزند. گفتم جریان چیست؟ گفت «کاظم، قضیه این است که از دریا که آمد، مشروب زیاد خورد. وقتی شما رفتید، گرفت خوابید. مهمانها که رفتند، رفتم پیشش، دیدم دهنش کج است. جلال عادت داشت به من نیشتک [حرکت لب و دهان به طور مسخره] میانداخت، شوخی میکرد. فکر کردم باز دارد شوخی میکند؛ همهاش گفتم جلال ادا در نیاور. بعد یکدفعه دیدم نه، اصلا مرده، سکته کرده».این طوری مُرد و خانم سیمین دانشور این بزرگواری را داشت که بارها اعلام کرد ابداً دست کسی در کار نبوده؛ آخر شایع کرده بودند که ساواک او را کشته».بهترین شاهد مدعا نوشته سیمین دانشور همسر و نزدیکترین فرد به آل احمد در کتاب غروب جلال است. سیمین به روشنی عنوان می کند که همسرش قربانی نوشابه شد. وی علت مرگ جلال را زیاده روی در نوشیدن قزوینیکا (ودکای ساخت ایران) می داند و علت پزشکی مرگ را هم آمبولی ریه در اثر افراط در مصرف مشروبات الکلی و سیگار اشنو نقل کرده و شایعات مربوط به دست داشتن ساواک در قتل جلال را رد می کند (قاتل جلال آل احمد چه بود؛ سیمین دانشور؛ ۲۰۱۴).۱۰ امرداد ۱۴۰۵- برداشت از کانال تلگرامی دکتر کریمی پور؛ عنوان نوشته از "عَرَق قزوین" به "آل احمد و قزوینیکا" تغییر یافته است.✍️ کانال ایران مهر آمادگی دارد دیدگاه های مخاطبان گرامی درباره این نوشته را بازتاب دهد..ایرانمهر @alborzology
🔹 آل احمد و قزوینیکا✍ دکتر یدالله کریمی پوراستاد گروه آموزشی جغرافیای سیاسی دانشگاه خوارزمی۱۰ امرداد ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology
❌ کشتار جمعی درختان در استان البرز (کرج، کلاک و چهارباغ)روش قتل: خشکاندن، بریدن و...در ماه امرداد ۱۴۰۵[امرداد یعنی جاودانگی و بی مرگی]▪️آیا کسی پاسخ گوی این کشتار جمعی درختان در استان البرز است؟ برداشت از کانال های تلگرامی موج نو و خبر گوهردشتایرانمهر @alborzology❌ کشتار جمعی درختان در استان البرز (کرج، کلاک و چهارباغ)روش قتل: خشکاندن، بریدن و...در ماه امرداد ۱۴۰۵[امرداد یعنی جاودانگی و بی مرگی]▪️آیا کسی پاسخ گوی این کشتار جمعی درختان در استان البرز است؟ برداشت از کانال های تلگرامی موج نو و خبر گوهردشتایرانمهر @alborzology
🔹 بازنشر یادداشت دکتر سعید معدنی در کانال تلگرامی پر مخاطب سخنرانی ها۱۰ امرداد ۱۴۰۵ منتشر شده در کانال تلگرامی ایرانمهر 👇t.me/sokhanranihaa/58042%D8%A7%DB%8C%D8%B… @alborzology
🔹 «ایرانگرایان» کِی می رسند؟✍ حسین عسکریشعری از «نسیم شمال» شاعر و روزنامه نگار مشروطه خواه بر جای مانده که مقارن با جنگ جهانی اول سروده شده و دو ربط البرزی دارد؛ یکی سراینده شعر که در واقع «شمس الدین محسن برغانی» نوه فقیه شهید و شناخته شده روزگار قاجار یعنی آیت الله شیخ محمدتقی برغانی است و به دلایل خانوادگی به اشرف الدین گیلانی و نسیم شمال مشهور شده. دیگری اشاره نسیم به «کرج» (مرکز استان البرز) و «ینگی امام» (کاروان سرای تاریخی در شهر هشتگرد) است:پس به همراه رفیقان عظام رفتم اندر کرج و ینگی امامرفقا نقشه کشیدند تمامعارفی خواند همین شعر مدامخاک ايران شده ويران ز سه فيلروسوفيل، انگلوفيل، آلمان فيلاین شعر در قالب تَرجیعبَند (بند گردان) سروده شده و بیت تکراری اش همین است:خاک ايران شده ويران ز سه فيلروسوفيل، انگلوفيل، آلمان فيلدر این یادداشت به جای توضیح ربط های البرزی این شعر سیاسی، می خواهم ذهن مشغولی ام و نکته ای درباره تغییر بنیادین جریان شناسی فرهنگی - سیاسی ایران امروز عرض کنم.همان گونه که اشاره شد، این شعر در سال های جنگ جهانی اول (۹۷ - ۱۲۹۳ خورشیدی) سروده شده؛ جنگی ویرانگر که بی طرفی ایران از سوی بیگانگان به هیچ گرفته شد و شوربختانه وطن عزیزمان اشغال، ویران و قحطی زده شد.نسیم وقتی ترجیع بندش را سرود که نخبگان سیاسی و دولتمردان در ایران آن روزگار، بعضی «روس پرست»، برخی «انگلیس پرست» و جمعیتی «آلمانیست» بودند. واژه «فیل» در ادبیات سیاسی و مطبوعاتی اواخر قاجاریه و اوایل پهلوی به معنای «دوستدار» است.در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در سپهر سیاسی ایران دو جریان چپ (اصلاح طلب) و راست (اصول گرا) پدید آمد. با همین دوگانه عجیب و غریب بود که سیاسیون درون نظام، سال ها در انتخابات های مختلف با هم رقابت کردند و برای تصاحب و حفظ قدرت، حزب و جریان و جبهه ساخته و منحل کردند.با وجود شعار «نه شرقی نه غربی» بر پیشانی ساختمان قدیمی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، این دو جناح به مرور، «شرق گرا» و «غرب گرا» یعنی فیلی شدند و متاسفانه ایران و دغدغه هایش را به نسبت های متفاوت، فراموش کردند! در هیاهوی رقابت های شکننده و بیهوده این دو جناح، آشکار شد «ایران مظلوم و کهن» همچنان بی متولی است.از افکار سنجی های انجام شده معتبر می توان دریافت، سالیانی است ایرانیان دیگر به این دوگانه فرسوده و ناکارآمد باور و اشتیاق ندارند.در این میان اما «ایران گرایان» نه غرب گرایند نه شرق گرا بلکه «مدافع حکومت ملی» هستند که بر هفت رکن استوار است:۱. «وحدت ملی» به معنای یگانگی سرزمین ایران که تجزیه ناپذیر و مغایر با فدرالیسم و پان های رنگارنگ وارداتی است؛۲. «حاکمیت ملی» به معنای چیرگی همه ملت بر سرنوشت خودشان از طریق مردم سالاری و جمهوریت؛۳. «استقلال ملی» به معنای انکار هرگونه دخالت خارجی در امور داخلی ایران؛۴. «فرهنگ و میراث ملی» با دو رکن تشیع (اسلام ایرانی) و زبان فارسی؛۵. «توسعه ملی» به معنای رشد و رفاه مادی ایران و ایرانیان؛۶. «منافع ملی» به معنای در نظر گرفتن منافع همه ملت ایران در فرآیند حکمرانی؛۷. «مصالح ملی» یعنی تدبیر در هر شرایطی که موجودیت ایران را تضمین کند.منتظر می مانیم تا «ایرانگرایان» از راه برسند. گرچه در دو جناح فرسوده چپ و راست موجود هم می توان مدیران و نخبگانی پیدا کرد که منافع ملی ایران عزیز برایشان مهم و قابل اعتنا است.«ایرانگرایی»، جریان حزبی و انتخاباتی، سلطنت طلبی و باستان گرایی پهلوی، استعمارستیزی مصدقی، جریان ملی - مذهبی، اصلاح طلبی (چپ اسلامی)، امت گرایی صرف، جهان وطنی چپ گرایانه، آریاگرایی و نژادپرستی نیست.«ایرانگرایی»، جنبشی فرهنگی، مصلحانه، استقلال گرا، مشروطه خواه، مدافع آزادی و مردم سالارانه است و تنوع فرهنگی و مذهبی ایرانیان را زیر چتر فرهنگ و میراث ملی، انکار نمی کند و در پی حذف و نابودی آنها نیست.امیدواریم پس از دو جنگ تحمیلی اخیر، «ایران گرایان جوان» از راه برسند و زمام امور را در مدیریت کشور به دست گیرند و با تلاش فوری و فراگیر خود و البته با همکاری و پشتیبانی ملت عزیز ایران، عقب ماندگی های وطنمان از کاروان توسعه، آبادی، رفاه و عدالت را جبران کنند.برخی مفاهیم و ایده های مورد استفاده در این یادداشت را مدیون جرعه نوشی نزد جناب استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی و مطالعه مقاله ای در شماره ۱۷ «مجله آگاهی نو» هستم.📖 منتشر شده در ماهنامه فراز البرز، دوره دوم، شماره ۱۴، امرداد ۱۴۰۵، صفحه ۸دانلود ماهنامهایرانمهر @alborzology
✍ متن یادداشتایرانمهر @alborzology
ادامه 👇هر آینه و هر چند هر سرزمینی که ارزش هایش، مواریثش و مردمانش با ارزش ها و مواریث میهن من، زادگاه من خویشاوندتراست با آن جا و آن سرزمین احساس خویشاوندی و موآنست زنده تر و گرم تر می کنم که بسیار طبیعی هم است. میهن من همیشه میهن من است. همان گونه که پدر و مادر من، خواهر و برادر من، همیشه مادر و پدر و خواهر و برادر من هستند. نه تنها مانع بر سر راه زندگی من نمی شوند که راه را هموارتر نیز می کنند؛ من با دیگری مناسبت و معاشرت گرم تر و صمیمانه تر و همدلانه تر، داشته باشم و دیگری را صمیمانه تر بپذیرم و بشناسم و بفهمم. میهن دوستی نفی دیگری نیست. اتفاقاً دست دوستی گشودن به سوی و به روی دیگری است. آن که تعلق خاطر به خانه خود ندارد؛ همسایه اش را هم نمی تواند دوست داشته باشد. ایده و اندیشه و آرمان جهان وطنی با سرشت انسانی و انسان بودن و نحوه حضور انسانی ما در جهان سازگار نیست. فریب ناک و خطرناک و خطرخیز هم است. غم انگیز است ایده چپانه ای که سرش به سنگ و صخره تاریخ خورده است و متلاشی شده است اینک با رنگ و لعاب غلیظ دینی و بزک کاری شده از برخی بلندگوهای نماز جمعه شنیده می شود. چنین است خطر تاریخ ناشناسی!چنین است وقتی نمی دانی در کجای تاریخ ایستاده ای و در چگونه جامعه و جهانی زندگی می کنی و بر کدام سنّت و میراثی تکیه زده ای و نمی دانی ایرانی بودن محمل چه معنایی است. نمی دانی چقدر ژرف و ریشه ای و سرچشمه اسلام و قرآن هم بر رنگارنگی سرشتین جامعه و جهان بشری ما مُهر تأیید نهاده است هم بر مهلت شیطان، انگشت تأکید نهاده است که به شر و انواع شرور و رفتارهای شیطانی بیدار و حساس و هشیار بمانیم. بیدار و حساس و هشیار بمانیم که در دام شر و شیطنت گرفتار نشویم. رنگارنگی همان قدر که در سرشت انسان بودن ما است، ذاتی فرهنگ و زندگی انسانی ما نیز هست و است. میهن دوستی سُرُم نیست که به تن و جان و وجدان ما تزریقش کرده باشند. چنان که مهر و محبت مادران و مادرانه به فرزندان تزریقی نیست. طبیعی است. در طبیعت مادر، در سرشت مادرانه او پیشاپیش هست. در محیط ها، فضاها، سرزمین ها، زمان هایی که انسان ها زاده شده اند؛ به طور طبیعی دوستشان داشته اند. فرزند زمانه ای و سرزمینی بوده اند که در آن زاده شده و زیسته و زندگی کرده و بزرگ شده و بالیده اند.میهن من، عالمی از ارزش ها و باورهای من است خاطرات ازلی من است، سنّت و میراث مدنی و معنوی من است، سرگذشت و تقدیر تاریخ و فرهنگ و میراث مشترک من با هم میهنان من است. سرگذشت مشترکی که زیر آسمان آن و در ارض تاریخ آن، قدم و قلم و رقم و ورق خورده است. حُسن خطام سخن آن که:از آن به دیرِ مغانم عزیز میدارندکه آتشی که نمیرد، همیشه در دلِ ماست۱۴۰۵/۴/۱۹ هجری خورشیدی📖 منتشر شده در ماهنامه فراز البرز، دوره دوم، شماره ۱۴، امرداد ۱۴۰۵، صفحه ۳دانلود ماهنامهایرانمهر @alborzology
🔹 میهن من، همیشه میهن من است پاسخ استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی به یک پرسش دانشجویی درباره سخن امام جمعه کرج درباره جهان وطنی✍ پرسشسلام و عرض ادب خدمت جناب استاد آقای دکتر حکمت اله ملاصالحیخدمتتان عرض کنم امروز و هفت سال پیش آقای سید محمدمهدی حسینی همدانی در یکی از سخنرانی هایش و خطبه نماز جمعه کرج، این گونه از «جهان وطنی» سخن گفته اند:- «ما مسلمانیم و اسلام جهان وطن است...» ۱۳ مرداد ۱۳۹۸.- «اساساً اسلام، جهان وطن است و هر جا یک مسلمان باشد آنجا وطن مسلمانان است...» ۱۹ تیر ۱۴۰۵.ممنون می شوم در نقد این دیدگاه و تعیین نسبت درست ما با «جهان وطنی» و «ملیّت ایرانی» ابراز نظر فرمایید.از دانشجویان شما.✍ پاسخ دکتر حکمت اله ملاصالحی استاد دانشگاه تهران و عضو هیأت امنای بنیاد ایران شناسیبسم الله الرحمن الرحیم«يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَ جَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ: ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و ملت ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بی تردید گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. یقیناً خدا دانا و آگاه است» (حجرات / ۱۳).رنگارنگی انسان بودن ما، جامعه و جهان بشری ما، نحوه بودن و باشیدن و حضور رنگارنگ انسان در جهان، لقلقله زبان نیست. امری و اصلی ریشه ای و سرچشمه ای و بنیادین است. سرشت انسانی و انسان بودن ما را آشکار می کند. قرآن ما را فراخوانده است؛ در رنگارنگی در نسبت با دیگری، یکدیگر را بشناسیم. یکدیگر را تعارف و تعریف کنیم. حذف و انکار نکنیم. مهلتی را که خداوند به شیطان و شر داده است بپذیریم. «قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ: گفت: پروردگارا، پس مرا تا روزى كه برانگيخته خواهند شد مهلت ده. فرمود: تو از مهلتيافتگانى، تا روز [و] وقت معلوم» (حجر / ۳۶ - ۳۸). بپذیریم که بیدار بمانیم و بدانیم انسان بودن چه مسئولیت خطیر و سنگین و سهمگینی است. یک جامعه و جهانی که همه به یک نحوه می خورند و می پوشند و می اندیشند؛ جامعه و جهان سرد و منجمد و دلگیر و ملال آور و بی روح و بی رمق است. با سرشت انسان بودن ما با نحوه بودن و حضور رنگارنگ ما در جهان آن گونه که قرآن شریف هم می فرمایند سازگار نیست. همسو نیست. سر سازگاری ندارد. دیدید و دیدیم؛ سرِ چنین فکر و ایده و ایدئولوژی و آرمان جامعه و جهان و مدینه جاهله مارکسیستی - کمونیستیِ «جهان وطنیِ» (Cosmopolitaism) جهان وطن پرستانِ ناسازگار با سرشت انسانی ما با ماهیت رنگارنگ و رنگارنگی فرهنگ و تاریخ و جامعه و جهان بشری ما چگونه به سنگ و صخره تاریخ خورد و متلاشی شد. دیدید و دیدیم؛ داعشی های بازسازی شده نظام های سلطه عالم مدرن قاره غربی با کژفهمی و سوءاستفاده از مفهوم «امت» و «امت واحده» چه خون ها که نریختند و چه جنایت ها که سنگدلانه مرتکب نشدند و چه ستم ها که به مسلمانان و مردمان منطقه ما وارد نیاوردند و همچنان وارد نمی آورند و همچنان زخم نمی زنند و آسیب نمی رسانند!میهن داری و میهن دوستی ساخته و پرداخته ذهن و فکر این نابغه فکری و ذوق و ذائقه هنریِ این هنرمند و دانش و دانایی آن دانشمند، نیست. هریک از ما بومی و رومی، شرقی و غربی، انسان این یا آن سرزمین این یا آن قاره سیاره زمین، فارغ از خواست یا اراده و عزم و اختیار خود در جایی و در مکانی و در سرزمینی و در زمانی خاص، زاده شده ایم و فرزند مادر و پدر یا والدین خود هستیم. به عزم و اراده و اختیار خود نیز انتخابشان نکرده ایم. آنجا و آن سرزمین همان قدر که به طور طبیعی و به اقتضای طبیعت زادگاه و خانه و میهن من است که والدین من مادر و پدر من هستند؛ مادر و پدر دیگری نیستند. همان قدر که در دامن گرم محبت و مراقبت مادرانه و پدرانه آن ها بزرگ شده ام و نمی توانیم انکارشان کنم. وطن من هم، چنین است. زادگاه من است. خانه من است زیر سقف ارزش های آن در حریم و فضای خاطرات آن، تجربه های تلخ و شیرین و نوشناک و نیشناک آن، غم ها و شادی های زیسته آن در یک نسبت و رابطه طبیعی با دیگر هم میهنانم بزرگ شده ام. بالیده ام. زندگی کرده ام. به دیگر سخن میهن من، سرزمین ارزش های مشترک من با دیگری است. زادگاه و زیست جهان سنّت های من، مواریث فرهنگی مدنی و معنوی من است؛ خانه من است. سرزمین بیگانه نیست. نمی توانم انکارش کنم. نادیده از کنارش بگذرم و بگریزم. به ماه و مریخ هم که بروم با من هست. به آن تعلق خاطر دارم. طومار زندگیم و خاطراتم و سرگذشتم در آن قدم و قلم و رقم و ورق خورده است.ادامه 👇
🔹 میهن من، همیشه میهن من است پاسخ استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی به یک پرسش دانشجویی درباره سخن امام جمعه کرج درباره جهان وطنیایرانمهر @alborzology
🔹 هم دین را به باد دادند هم ایران را✍ دکتر سعید معدنیجامعه شناس البرزی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزدر زمان شاپور دوم پادشاه ساسانی، امپراطوری رقیب - رومیها - دین مسیحیت را رسمی اعلام کردند. از سوی دیگر حکومت نسبتاً قدرتمند همسایه به نام سلسله کوشانیان در افغانستان کنونی آیین بودایی را به عنوان دین رسمی این سرزمین معرفی کردند. ایران ساسانی در میان فشار این دو جهت کمک و پشتیبانی کامل از سوی موبدان زرتشتی، آیین زرتشت را رسمی و حکومتی اعلام کرد. کوشانیها بعدها توسط دولتهای همسایه مورد هجوم قرار گرفتند و از بین رفتند. اما قصه روم مسیحیت که پس از اضمحلال یونان باستان به تدریج ایجاد شده بود فرق می کرد. رسمیت یافتن دین مسیح به این امپراطوری قوت و قدرت داد و در عین حال روحانیان هم قدرتمند شدند که بعدها فاجعه قرون وسطای سیاه مغربزمین را رقم زدند. در همین ابتدا اذعان کنم که موضوعی را که طرح می کنم گسترده، بحث برانگیز و مناقشه آمیز است. چون ساسانیان حدود ۴۳۰ سال حکومت کردند و در هر فرازی از تاریخشان مسائل پیچیده خود را داشتند که در یک یادداشت نمیتوان به همهی ابعاد آن پرداخت و همه مشکلاتی را که باعث نابودی یک حکومت بزرگ چندصد ساله شد را تجزیه و تحلیل کرد. با این وجود تلاش میکنم در این یادداشت به این نکته به شکل محدود بپردازم که چگونه رسمی کردن دین زردشتی در ایران باعث نابودی دین و ایران شد؟ ایران یک کشور دینساز و دینپرور است و در همیشه تاریخ روحانیان در کنار پادشاهان بودند، و آنان بودند که الهی بودن سلطان و لباس فرّه ایزدی بر تن پادشاه را تایید و تقویت میکردند. حمایت روحانیان از حکومتها موجب قوام و مشروعیتشان میشد و متقابلاً حاکمان نیز از دین حمایت میکردند. این حمایت متقابل دین و حکومت از سپیده دم تاریخ تا امروز وجود دارد. تفاوت عمده ساسانیان نسبت به سایر حکومتهای قبل از اسلام این بود که حکومت، آیین زردشت را دین رسمی اعلام کرد و با اعلام این رسمیت کمکم گور دین زرتشت کنده شد و با هجوم اعراب مسلمان و سقوط حکومت این آیین نیز کاملا ضعیف شد و پیروان آن به اقلیت تبدیل شدند.یکی دیگر از مشکلات حکومت ساسانی گسترش فساد تدریجی در سطوح مختلف این حکومت بود. در اواخر حکومت ساسانیان اکثریت مردم فقیر و بیچیز بودند و اقلیت حکومتگر در رفاه و فساد غرق بودند. در اواخر آن قدر پایههای نظام متزلزل شده بود که به تلنگری برای فرو ریختن نیاز داشت که هجوم اعراب مسلمان عامل این تلنگر بود.دلایل زیادی برای سقوط ساسانیان ذکر کرده اند سقوطی که هم ایران را نابود کرد و هم دین زرتشت را. در اینجا به برخی از آنها به اختصار اشاره می شود: ۱. مشارکت و حضور در درگیریها و جنگهای پیدرپی که اکثراً بیهوده بوده و میتوانست رخ ندهد. ۲. سر کوب هر نوع حرکات اصلاح طلبانه و زمینه سازی برای بروز قیامهای مسلحانه. وقتی به سعایت موبد زرتشتی کارتیر، مانی پیامبر (اصلاح طلب) دستگیر، زندانی، شکنجه و کشته شد، در پی آن قیام های مسلحانه مثل قیام مزدک شکل گرفت.۳. وضع مالیات های سنگین به اشکال و سطوح مختلف که نفس مردم را بریده بود و اکثریت مردم از فقر و نداری مینالیدند.۴. وجود اختلاف طبقاتی شدید. خاندانهای مشهور حاکم از همه نعمات برخوردار بودند، در مقابل اکثریت مردم بیچیز و تنگدست بودند. ۵. چشم بستن و بی تفاوتی حاکمیت نسبت به نارضایتی روزافزون آحاد جامعه.۶. شورشها، درگیریها و قیام ها در جای جای ایران به ویژه بلاد مرزی، در سال های آخر حکومت. ۷. درگیری و تضاد بین موبدان و مغان و دخالت گسترده آنها در تصمیمات حکومت. اینها و سایر مسائل باعث شد که در سه سال آخر حکومت، ده - دوازده نفری به پادشاهی رسیدند که دو تن از آنها زن بودند. وقتی یزدگرد آخرین پادشاه از پایتخت گریخت تا نیرو و ابزار جنگ تدارک ببیند و توسط آسیابانی در مرو کشته شد و ایرانیترین حکومت دوره باستان سقوط کرد؛ نه از ایران چیزی ماند و نه از دین زردشت. در دویست سال حکومت اعراب تا ظهور طاهریان، ایران زیر سم اسبان و ایرانی زیر شمشیر تیز اعراب، تحقیر و خوار شدند. تا آنکه از خاکستر این سرزمین، بعد دوقرن ققنوس حکومت های ایرانی مثل طاهریان و صفاریان و سامانیان ظهور کردند و کشور ایرانی - اسلامی (بعدها شیعه) به وجود آمد.در طی این قرون پیروان وفادار آیین زردشت - در مقام اقلیت - مزهی رنجها، تحقیرها و تبعیضهای فراوانی را چشیدند و تحمل کردند. دینی که زمانی قدرتمند بود و دین حکومتی شد و در سایه شاهان ساسانی با اقتدار کامل گسترش یافته بود، اما در اواخر حکومت ساسانی بخش زیادی از مردم فقط به ظاهر و به زبان، مومن بودند ولی در باطن دل در گرو آن نداشتند.📖 منتشر شده در ماهنامه فراز البرز، دوره دوم، شماره ۱۴، امرداد ۱۴۰۵، صفحه ۲ایرانمهر @alborzology
🔹 هم دین را به باد دادند هم ایران را✍ دکتر سعید معدنیجامعه شناس البرزی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزایرانمهر @alborzology
🔹ماهنامه فراز البرزدوره دوم، شماره ۱۴، امرداد ۱۴۰۵، ۸ صفحهایرانمهر @alborzology
🔹ماهنامه فراز البرزدوره دوم، شماره ۱۴، امرداد ۱۴۰۵، ۸ صفحهدانلودایرانمهر @alborzology
🔹۸ امرداد روز بزرگداشت شیخ شهاب الدین سهروردی (شیخ اشراق) و روز زنجان است. این روز را به البرزیان به ویژه هم استانی های زنجانی، شادباش عرض می کنیم.ایرانمهر @alborzology
🔹 از پاریس تا کرج: داستان یک کتاب و یک امضا ✍ مجید صمیمی نژادکتابدار ارشد کتابخانه مرکزی دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهرانمجله بخارا، سال سی و یکم، شماره ۱۷۵، امرداد و شهریور ۱۴۰۵، صص ۴۲۴ - ۴۳۱ایرانمهر @alborzology
🔹 به زودی منتشر می شودایرانمهر @alborzology
🔹تذکار امر فراموش شده: کنکاشی درباره زندگی در معنا و معنا در زندگی✍ دکتر حکمت اله ملاصالحیروزنامه اعتماد، سال بیست و چهارم، شماره ۶۳۸۱، چهارشنبه ۷ امرداد ۱۴۰۵، صفحه ۱۰📖 دانلود مقالهایرانمهر @alborzology
🎧 ایران چگونه ایران مانده است؟ پوشه شنیداری دکتر حکمت اله ملاصالحی (استاد دانشگاه تهران) در آیین بزرگداشت شیخ شهاب الدین سهروردی۱۵ دقیقه۷ امرداد ۱۴۰۵انجمن آثار و مفاخر فرهنگی▪️گزیده گفتار:شیخ شهابالدین سهروردی از بزرگترین حلقههای اتصال ایران باستان و ایران اسلامی است. آثار او گواه پیوند ژرف میان حکمت ایرانی، سنت نبوی و معارف قرآنی است و نشان میدهد ایران پس از اسلام دچار گسست نشد، بلکه با تکیه بر حکمت، فلسفه، عرفان و معنویت، هویت تاریخی و تمدنی خود را در افقی تازه استمرار بخشید.ایرانمهر @alborzology
❌ چه کسی راست می گوید؟▪️️شهاب اسفندیاری (رئیس دانشگاه صدا و سیما): اعتماد قریب ۹۰ میلیون ایرانی به صداوسیما بیشتر از اعتماد به دولت است.▪️مرکز افکارسنجی ایسپا در سال ۱۴۰۳ خورشیدی: ۱۲.۵ درصد از پاسخ گویان اخبار را از صداوسیما دنبال میکنند و ۱۱.۵ درصد نیز فیلم و سریال های این رسانه را تماشا می کنند. نظرسنجی: شما چه می کنید؟👍 می شنوم و می بینم👎 نمی شنوم و نمی بینمایرانمهر @alborzology
🔹 خوشنویسی و رکن سوم اخلاقاخلاق نیازمند ۱. دانش؛ ۲. مهارت؛ ۳. قلبی رقیق، لطیف و معطوف به دیگری است. به نظر من هنر خوشنویسی در سنت ما نقش مهمی در رکن سوم اخلاق ایفا می کند.فرازی از سخنان استاد رستم فلاح (دکترای فلسفه، مدرس و پژوهشگر اخلاق حرفه ای) در آیین رونمایی از کتاب حمیدرضا نادری (مدیر انجمن خوشنویسان شهرستان ساوجبلاغ)، فرهنگسرای امام علی شهر هشتگرد، ۲۸ تیر ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology
انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در فضای مجازی برگزار می کند؛🔹 آیین بزرگداشت شیخ شهابالدین سهروردی چهارشنبه ۷ امرداد ۱۴۰۵؛ ساعت ۱۵سخنرانان: - حکمتالله ملاصالحی استاد دانشگاه تهران- انشاءالله رحمتی استاد دانشگاه آزاد اسلامی- قاسم پورحسن استاد دانشگاه علامه طباطبایی(ره)- حسن سیدعرب عضو هیئت علمی دانشنامه جهان اسلام- سیماسادات نوربخش مدرس و پژوهشگر فلسفه اسلامی- محمود شالوییپخش از صفحات رسمی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در پیوند های زیر:🆔 ble.ir/anjomanasarmafakher%F0%9F%86%94 www.aparat.com/mafakherefarhangi🆔 t.me/anjomanasarmafakher%D8%A7%DB%8C%D8%B… @alborzology
🔹 اطلاعیه سخنرانی استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی در آیین نکوداشت استاد دکتر جلال الدین رفیع فر مردم شناس نامیچهارشنبه ۷ امرداد ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology
🔹 پرسش تمایز نماز جمعه و خطبه های آیت الله طالقانی با نماز جمعه و خطبه های روزگار ما در چیست؟۵ امرداد ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology
🔹 کرج شهر اهورایی البرزکرج ای شهر پیدا و نهان هاکرج ای جایگاه کاروان هاتویی جولانگه مردان عالمشاه عباسی تو ورد زبان هانوشتند کاتبان عاشق توبه نامت شعرها و داستان هابسی در بینشان البرزدان استکه مهرابش بود سلطان آن ها بدو گفتم که نامش می نویسمفراری شد ز هر نام و نشان هاحسین عسکری دیگر عزیزیکه مشهور است در ثبت مکان هاکرج شهر اهورایی البرزکه معراجش بود در آسمان ها به مصباحش گذر کن تا ببینی نشان رادمردی در جوان هافروزنده و پیغامی نسب هاکه رفتند بلبلان از آشیان هابه زیر آتش دشمن سه تا دوستبسی کردیم جنگ با آن فلان هادهی بوده الان مشهور گشتهچو استانی شده در بیکران هاپل پیر قدیمی اول شهرپل دختر زمان ساربان هاکرج دارد ستونی در دل خودکه چسبیده به طاق آسمان هاکرج را کاخ های بی شماریست سلیمانیه اش فوق مکان هاکرج شهر هنرمندان عالمآقامیری بود مرد کیان هاکه گنجینه در عالم ثبت گشتهشده نامش به جمع پهلوان هاترا پیری بود در این رسانهمنوچهر عبادی رازدان هاستاره در صبح و روزش سیاستخبر می ساخت جوجه از کران هاامام زاده به البرزش زیاد استولی طاهر جلای روح و جان ها هزاران عالم و استاد اخلاقشفیع صدری ولی سالار جان هاکرج را جاده ای پر پیچ و تاپی استکه باشد جاده چالوسش گران هابه دل دارد یخ و غار مرادیکه رازی خفته از آن باستان هابه باغش کافه ای پیر و قدیمیکه جا دارد در او کافه جهان هادو باغ روبرو در سینه همیکی فاتح یکی معشوق جان هاکرج را در جهان جایی نباشدکه باشد نام او در کهکشان هاهمه شهرهای او مشهور هستندجهان شهرش مثال شهر خان ها کرج دارد به دل دریای پنهانبه سدش قایق است و بادبان هاکرج دارد به سر کوهی فراوان به آتشگاه مانده وا دهان هاکرج دارد به دل باغ قشنگیچه سرسبز است باغ میزبان هابهاران در کرج مبهوت گشتهتو باشی خیره در فصل خزان هاخدا رحمت کند نیکان عالمکه باشد فاتحش ورد زبان هایکی از پهلوانان قدیمیکه حیف است نام او ناید به سینیبه باغ فاتحش تندیس آن استجوادی پهلوان و مهربان استبه شهر طالقانش آبشاریستکه نامش کرکبود از آن زمان هابه گیلیردش بود مردی خدایینبیند مثل او دیگر جهان هاساوجبلاغ البرز جای ترکانکه باشد در وجودش قهرمان ها نظرآباد در خود داشت مردیکه ملی کرد نفت از دست زان هابرغان کهن دارد درختی که شاید دیده او اشکانیان هابه سمت ماهدشتش گر روی تودلت گردد بسان باغبان هابه البرزش اگر رفتی نظر کن عقاب تیزبین چون دیدبان هایکی شهر قدیمی سمت غرب استکه اشتهارد بردند نام از آن هابود غار نمک در این ولایتکه باشد قدمتش قد جهان هاورودی کرج در هفت جوبشبود ارکی به دور از آن زمان هاکه رفتن اندرون ممکن نباشدز بس که حلقه بستند پاسبان هابه بیلقانش سفر کن تا ببینیپلی دارد مثال داستان هابه مانند صراط مستقیم استنبیند مثل او خاورمیان هاکرج دارد هزاران شاعر عشقچو ناظر نیست در این گل ستان هاتو هم هستی کنون ایران کوچککه شد هفتاد دو فرهنگ ز آن هاز دل مهری بر این البرز دارندکه هستند جملگی ایرانیان هاتو هم نافذ یکی از این جماعتکه گشته نام تو در میزبان ها✍ علی مصطفی حفاری قاضی جهانی (نافذ تبریزی)۲۰ مهر ۱۴۰۴روز فرهنگی کرج🎧 این شعر با صدای شاعرایرانمهر @alborzology
🔹 کرج شهر اهورایی البرز✍ علی مصطفی حفاری قاضی جهانی (نافذ تبریزی)۶ دقیقه۲۰ مهر ۱۴۰۴خوانده شده در آیین روز فرهنکی کرج📖 متن این شعرایرانمهر @alborzology
🔹 رسیدن هلاکو خان مغول به میموندژ الموت به روایت شهنامۀ چنگیزیچو آمد سوی طالقان شهریارگرفتند منصوریه در حصارپس آنگاه با لشکر جنگجویبه پرخاش میموندز آورد رویچو جوشندهبحر و خروشندهرودبه پیرامن قلعه آمد فرودبه کوهی درآمد که در برتریهمی کرد با بامِ دز همسریهمی هر دم از دز برآمد خروشکه شاها به بیهوده چندین مکوشتو را گرچه نیروی هر کار هستولیکن نیابی بر این قلعه دستکه دارد بلندای گردانسپهرفروزنده خورشاه ازو همچو مهرحصار فلک را به زور و به زرچگونه توان کرد زیر و زبر؟به گرز و سنان، طاقِ چرخِ رواننشاید شکستن، مرنجان روانورا استواری روییندز استسپهر از خرابی آن عاجز استز بالا بدو ره نیابد بلاکه در شیبِ او حکم راند قضابه چشمِ خیال و به پایِ گمانندید و نپیمود کس آن مکانچو این قلعه را ساختن خواستندبسی مرد داننده برخاستندبه گیتی بجُستند کوهی چنینکه هست آسمان پیشِ او چون زمینبر آن سر نهادند بنیادِ اوتو گویی قضا بود استادِ اومهندس همی برد یکچند رنجبرآمد بر این سالها چار پنجز معجونِ هرمان گِلش ساختندز صاروج و سنگش بپرداختندچو این قصر جنّتصفت شد تمامخردمند میموندزش کرد نامبود خوردنیها در این گونهگونگذشته از اندازۀ چند و چونبریدند جویی به فرسنگهابکندند از راه او سنگهاروان گشت آبی در او چون گلابگلابی که تلخی ندارد چو آبهزاران در او شیرِ شمشیرزنکه خوانند مردانِ کین را به زنبلندیش ازین سان که پرّانعقابندیدهست بامِ رواقش به خواببه گنج و سپاه ای شهِ کامیابچگونه توان کرد آن را خراب؟منبع: شهنامۀ چنگیزی، شمسالدّین کاشانی، تصحیح و تحقیق دکتر وحید قنبری ننیز، تهران، انتشارات بنیاد دکتر محمود افشار، ۱۳۹۹، ص ۳۱۷ - ۳۱۸.🎥 روایت حسین عسکری از زندگی و زمانه عبدالملک فشندی (دهخدا) سردار و تاریخ نگار البرزی دولت اسماعیلیان الموتایرانمهر @alborzology
بازنشر به مناسبت ثبت مجموعه دژهای تاریخی الموت در فهرست میراث فرهنگی🎥 روایت حسین عسکری از زندگی و زمانه عبدالملک فشندی (دهخدا) سردار و تاریخ نگار البرزی دولت اسماعیلیان الموتبر فراز دژ حسن صباح روستای گازرخانبخش رودبار الموتاستان قزوینتهیه ویدئو: علی عسکریجمعه ۹ تیر ۱۴۰۲ایرانمهر @alborzology
🔹 گل گشتی در هفت چشمه دربند ولیان ساوجبلاغبه زودی درباره دلالت های سیاسی و اجتماعی جاده ولیان - طالقان خواهم نوشت.حسین عسکری۲ امرداد ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology🔹 گل گشتی در هفت چشمه دربند ولیان ساوجبلاغبه زودی درباره دلالت های سیاسی و اجتماعی جاده ولیان - طالقان خواهم نوشت.حسین عسکری۲ امرداد ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology
«نور، حقیقتی است که خود آشکار است و دیگران را آشکار میسازد.» شیخ شهابالدین سهروردیشیخ شهابالدین سهروردی، بنیانگذار حکمت اشراق، از برجستهترین فیلسوفان تاریخ ایران است؛ اندیشمندی که با تلفیق برهان، شهود و میراث حکمی ایران، افقی نو در فلسفه اسلامی گشود و آثارش تا امروز الهامبخش پژوهشهای فلسفی است.کانون جهان ایرانی دانشگاه تهران به مناسبت روز بزرگداشت شیخ اشراق برگزار میکند:🔹 سلسلهنشستهای بزرگداشت شیخ شهابالدین سهروردی۶ و ۷ مرداد ۱۴۰۵برخط (آنلاین)این نشستها با حضور جمعی از استادان و پژوهشگران فلسفه و اندیشه ایرانی از جمله استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی برگزار خواهد شد. شرکت در نشستها برای همگان آزاد و رایگان، اما نیازمند نامنویسی است.برای ثبتنام، به شناسه زیر پیام دهید👇@jahaneiraniutایرانمهر @alborzology
❌ سونامی خاموش تجرد قطعی در ایران/ کابوس سالمندان تنها در غبار بحرانهای اقتصادی!آمارهای جدید منتشرشده در سال ۱۴۰۵ نشان میدهد تجرد قطعی در ایران به یکی از مهمترین چالشهای جمعیتی کشور تبدیل شده است. بر اساس این گزارشها، بیش از ۱۷ میلیون نفر در سن ازدواج مجرد هستند که حدود ۱۲.۸ میلیون نفر از آنها زیر ۴۵ سال سن دارند. همچنین نرخ تجرد قطعی، یعنی افرادی که بدون تجربه ازدواج به ۵۰ سالگی رسیدهاند، در میان زنان به ۱۴ درصد و در میان مردان به ۴.۵ درصد رسیده که نسبت به دهه ۱۳۶۰ حدود هفت برابر افزایش یافته است.کارشناسان مهمترین عوامل این روند را مشکلات اقتصادی، کاهش قدرت خرید، افزایش هزینههای مسکن، ناامنی شغلی و دشواری دسترسی به تسهیلات ازدواج میدانند. بررسیها نشان میدهد هزینه آغاز یک زندگی مشترک به بیش از ۴۰۰ میلیون تومان رسیده، در حالی که درآمد بسیاری از جوانان پاسخگوی این هزینهها نیست.به همین دلیل، نرخ ازدواج در سالهای اخیر روندی نزولی داشته و فقر به یکی از عوامل اصلی طلاقهای سالهای نخست زندگی مشترک تبدیل شده است.ادامه در وب سایت روزنامه هممیهنایرانمهر @alborzology
🔹برون رفت از بن بست مدیریت شهری؛ با انتخاب "نخبگان شورایی" و "شورای نخبگانی"✍ مرتضی دهقان آزادتحلیلگر رسانه واکاوی علل بروز بحران های چند ضلعی در مدیریت های شهری کلانشهرها از بی توجهی شش دوره ای کلان تصمیم گیران سیاست سالار کشور در به کارگماری نخبگان "تخصص مدار" بر اریکهٔ مدیریت شهری حکایت دارد و این در حالیست که کلانشهر کرج، به موازات این قاعدهٔ غلط، با تاثیرپذیری ناگزیر از سلطهٔ سویه دار احزاب سیاسی و سیطرهٔ جبری جریان های جناحی، سالهاست که نادیده انگاری شئون شایسته گزینی و پشت پا زدن به قواعد انتخابات و انتصابات مردمسالار دچار خروج از مدار مدیریت"دانش محور" با کنار گذاری مدیران"نخبه مدار" شده که نتیجهٔ آن جز فرصت گدازی و سرمایه سوزی های سریالی پیامد دیگری نداشته و با تداوم این روبکرد، مدام درگیر چالش های بی پایان بوده و با حجم انبوهی از ناکارآمدی، ثابت کرده کلید واژهٔ "بحران"؛ لزوماً به معنی کمبود منابع مالی یا زیرساختی نیست؛ بلکه آنچه حوزهٔ حکمرانی شهری را ناکارآ ساخته، ظهور شکاف های عمیق بین تصمیم گیری های سیاسی، سنتی و فاصله از پارادایم های پراگماتیسم عملگرا و تفکرات تکنوکراتیک منطبق با سازوکارهای فنی، مهندسی بوده است.امری که در آستانهٔ هفتمین دورهٔ انتخابات شوراها حکایت از آن دارد که تسریع در تغییر الگوواره های منسوخ مدیریت شهری، نه تنها یک شعار تریبونی؛ تبلیغاتی نیست، بلکه ضرورت بلا انکاریست که بر شتابدهی در بروزرسانی و بازنگری در بازچینی هرم هندسهٔ حکمرانی شهری تاکید دارد و تیم تصمیم سازان را ملزم می سازد تا به فوریت، فلش سیاست های شکست خورده و تئوری های تاریخ مصرف گذشتهٔ این حوزه را از سوی "مدیریت سیاسی صرف" به سمت "مدیریت تخصصی اثر گذار" برگردانند و با بازگشت به مدار مدیریت مبتنی بر مبانی "علمی" به ایدهٔ "نخبگان شورایی" و "شورای نخبگانی" تحقق "عملی" ببخشند.چرا که طبق ساختار فعلی شورای شهر، وجود کمیسیون های تخصصی سالهاست که با چالش فقدان اشراف و عدم تسلط غالب اعضاء بر جزئیات فنی طرح و لوایح و انطباق آن با ترازوی علمی مواجه است و همین ضعف، منجر به اتخاذ تصمیمات و اقدامات خسارت باری شده که اثرات وضعی آن در بلند مدت، باعث بروز بحران و تحمیل هزینههای مادی، معنوی طاقت شکنی بر دوش شهر و بدنهٔ شهرداری و بخش های بودجه گذاری شده.، ایرادی که مسئولان تصمیم گیر را وامی دارد که قطار "انتخابات شورا" و "انتصابات شهرداری" را که فرآیند آن، طبق عادات پیشین، در پشت درهای بسته و پستوهای پنهانکاری سیاسیون، دچار انحراف معیاری مبنایی شده، به ریل قانون و قاعده مندی بازگردانند.بی گمان، با تحقق این امر، تعاریف اصیل انتخاب و انتصاب؛ با بازیابی مفهومی، به تنظیمات کارخانه باز می گردند و مقدمات ورود "نخبگان" و "متخصصان"حوزه های مختلف را به "صحن تصمیم و نظارت شورا" و "صحنهٔ اقدام و عمل شهرداری" فراهم می سازند. لذا با تحقق این ایده و پیوست متخصصان به پهنهٔ کمیسیونهای فنی، تخصصی پارلمان محلی، هر گونه شکاف عمیق بین عرصهٔ تصمیم و اجرا به خوبی پر می شود و با "تسهیلگری علمی"حلقهٔ مفقوده ای بنام کمیسیون ها را به اصلی ترین کانونهای "تولید تصمیمات" تبدیل می نماید.خلاصه که، شورای هفتم مکلف است با توجه به تحولات سیاسی، اجتماعی جامعه در دوران جنگ و پساجنگ، توجهی تام بر روی مطالبات آحاد مردم و جلب و جذب رضایتمندی نسل نوجوان و جوان منتقد و معتقد به تحول داشته باشد و با فاصله گیری از الگوهای سیاسی، سنتی امتحان پس دادهٔ مشروط و مردود شده! یقین بداند ملاک و معیار این دوره از انتخابات، مثل گذشته، صرفا بر اساس پیوندهای اجتماعی، فرهنگی، یا بستگی های قومی، قبیله ای و وابستگی های سیاسی، جناحی و اتکا به آرای چند درصدی شهروندان شکل نخواهد گرفت. لذا باید افق شعائر و برنامه های خود را با عقربهٔ تحولات تازهٔ جامعه و مقبولیت و مشروعیت مردمسالار تنظیم نماید. البته،وقوع این شرایط شهروندان کرج را هم مکلف می سازد تا با هر نگاه و سلیقه و قومیتی، چنانچه در پی خروج "ایران کوچک" از بحران ها و بنبست های مدیریتی و کاهش فساد ساختاری و ارتقاء کیفی سطح زیستی و رفاه و نشاط اجتماعی هستند، باید با مشارکتی معنادار در برپایی "نهضت نخبگانی" هوش و هویت خود را در علاقه مندی به آینده و آبادی شهر نمایش داده و با رهاسازی حکمرانی شهری از سیطرهٔ مدیریت سیاست زدگان "پخمه" و مدیران "رابطه محور"، میدان را به متخصصان "نخبه" و کاربلدان "ضابطه محور" واگذار کنند تا به روایت سهراب سپهری اثبات نمایند که باید: "جای مردان سیاست بنشانیم درختتا هوا تازه شود!"اول امرداد ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology
🔹برون رفت از بن بست مدیریت شهری؛ با انتخاب "نخبگان شورایی" و "شورای نخبگانی"✍ مرتضی دهقان آزادتحلیلگر رسانه اول امرداد ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology
ایرانمهر @alborzology
🔹 پیش نوشتار استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی بر کتاب «دعاهای قرآن با کلمه ربنا» اثر حمیدرضا نادری به نام یگانه هستی بخشزادِ قدم و قلم و رقم و سنت و هنر و آثار بی بدیل هنرمندان خوش ذوق و استادان خوش نویس و خوش نگار ِروزگار زرین تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلامی - ایرانی ما در عهد دولت کتاب و کلام مقدس قرآن، میراث معنوی گرانقدر و مانا و گنجینه پایان ناپذیر جامعه و جهان بشری است. مجموعه آثارِ بی بدیل خوش نوشته و نگارستان پیشارو، که به قلم و رقم استاد خوش ذوق و خوش نویس توانای ما حمیدرضا نادری پدید آمده است؛ اثری بی بدیل است. گزیدن و زیستن و نگارش خوش دعاهای قدسی و ملکوتی و وحیانی کلام قرآنی «زیبایی» و «والایی» و «تروح» نگارستان آثار بی بدیل پیشارو را صد چندان کرده است. مجموعه بی بدیل و نگارستان آثار قلم و رقم خوش نگار استاد هنر و سنت و میراث و میراثبان و مشعدار هنرخوش نویسی ما جناب آقای حمیدرضا نادری و دیگر آثار بی نظیر و مانای قلم توانای استادان هنرمند و خوش ذوق و خوش نویس مُلک و ملت ما یک به یکشان گواه بر جایگاه ویژه و ممتاز و محوری و قدسی هنر خوش نویسی در عهد کتاب و کلام قرآن و روزگار زرین تاریخ، فرهنگ و تمدن غنی اسلامی است. ایران، جامعه و جهانی ایرانی در یک هزاره و نیم ِعهد زرین دولت اسلام و قرآن، بی هیچ اغراق و مداهنه محوری و مهم و موثرترین کانون درخشش و شکوفان شدن و بالیدن و بر دادن و بار ریختنِ هنر خوش نویسی و برآمدن و درآمدن و درخشیدن استادان خوش قدم و خوش قلم و خوش رقم و خوش نویس بزرگ بوده است. اینک و اکنون نیز چنین است. اینک و اکنون نیز ایران مهم و محوری و موثر و ماناترین کانون هنرخوش نویسی و برآمدن هنرمندان و استادان بزرگ خوش نویس و آثاربی بدیل و مانا در سپهر هنر خوش نویسی است. استاد حمیدرضا نادری و دیگر استادان هم کسوت ایشان و آثار مانایشان گواه بر درستی و راستی مدعای این قلم است. نگارستان آثارخوش قلم و رقم پیشارو که به سبک خوش نستعلیق، قلم و رقم زده شده و خوش و هنرمندانه نوشته شده و پدید آمده است در میان سبک ها و سیاق های دیگر هنر و سنت و میراث خوش نویسی ما از همه جامع تر و متعادل تر و متوازن تر است. تلاقی و همبودی مقوله «زیبایی» و «والایی» از ویژگی های ممتاز سبک فاخر و دشوار نستعلیق و سیاق نستعلیق نویسی است. نگارستان آثار هنرمند خوش قلم و رقم و خوش نویس ما آقای حمیدرضا نادری مصداق سخن ما و گواه بر راستی مدعای ما است. مصداق هنری که هم هنر هم آیین ذکر و مراقبه است. در روزگار عُسرت و غربت و جولان غربِ تاریخ و جولانگاه غرب تازی، همچنان در بستر موج و طوفان، وفادار و امانتدار سنت و میراث هنری مقدس ماندن و مشعل دار و امیدوار بر آمدن و بر صحنه آمدن و افتتاح فردای تاریخی معنوی تر و انسانی متعالی تر و جامعه و جهانی اخلاقی تر و همدلانه تر بودن، هم هنرمندانه هم فضیلت مندانه هم فرهمندانه هم نیک بختانه است. تنها نادرگان شایسته چنین مقام و جایگاه رفیعی هستند نه هرکسان. به سخن نغز و مغز اقبال لاهوری بزرگ:زندگی در صدف خویش گهر ساختن استدر دل شعله فرو رفتن و نگداختن است۱۴۰۵/۳/۲۹ هجری خورشیدیایرانمهر @alborzology
🔹 پیش نوشتار استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی بر کتاب «دعاهای قرآن با کلمه ربنا» اثر حمیدرضا نادری۲۹ خرداد ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology
🔹 کرج شهر بی پناهبه خاطر دارم در سال های جنگ تحمیلی هشت ساله ایران و عراق، راه اندازی پناهگاه های بزرگ و کوچک، در اولویت دولت و همچنین مردم بود. پخش صدای دلهره آور آژیر قرمز و سفید از رادیو و تلویزیون، قطعی برق و افت و خیز ترسناک و دویدن با قدم های نامنظم و درهم پیچیده در تاریکی به طرف پناهگاه های عمومی و خانگی (زیر زمین)، هنوز در ذهن و گوش من و هم نسلانم باقی مانده است.جنگ تمام شدو پناهگاه بسته شدتو و کودکی ام رادر آنجا جا گذاشتم...از خبر منتشر شده در روزنامه کیهان (۲ خرداد ۱۳۶۴) درمی یابیم در شهرستان کرج سازمانی بوده به نام «پناهگاه ها» که در میادین و مدارس و مساجد و... پناهگاه های بزرگ و کوچک می ساخت. سرپرست آن سازمان مردمی - دولتی، علی اکبر ذکایی پور بود و تا تابستان ۱۳۶۴ خورشیدی، ۳۴ پناهگاه با پول مردم ساخته بود و ایجاد ۱۵۰ پناهگاه دیگر در دستور کارش بود.در نوجوانی برخی پناهگاه های شهر کرج و حومه را دیده بودم. «پناهگاه میدان شهدای کرج» تا همین سال ۱۳۹۳ خورشیدی برجا بود و در آن سال به «مركز عرضه پوشش اسلامی (حجاب)» تبدیل شد. پس از صلح ایران و عراق، پناهگاه ها از بین رفتند یا تغییر کاربری دادند. انحلال «سازمان پناهگاه های شهرستان کرج» در حالی رخ داد که سایه بدخواهان این آب و خاک و تهدیداتشان همچنان برجا بود.پس از گذشت ۳۷ سال از جنگ تحمیلی هشت ساله، شوربختانه جنگ تحمیلی دوم سپس سوم رخ داد و در زیر بمباران و موشک باران شهرها، هیچ جانپناهی نبود که مدافع تن و روان شهروندان کرجی باشد.شنیده ام در همین کشور جعلی اسراییل، ساخت مسکن بدون تعبیه پناهگاه توسط شهرداری و وزارت مسکن و شهرسازی پذیرفته نیست. در آنجا خانه ای بدون پناهگاه و امکانات وجود ندارد و این علاوه بر پناهگاه های عمومی است.بپذیریم که با بی تدبیری مدیریت شهری، سازمان های عریض و طویل و رنگارنگ پدافند غیر عامل و پیشگیری و مدیریت بحران و... شهرهایمان را بی پناه و بی دفاع کرده ایم. چقدر زمان می برد ترس ها، زخم ها و آسیب های روحی و جسمی شهروندان بی پناه و بی پناهگاه به ویژه کودکان و زنان و بزرگسالان ترمیم شود؟جنگ را دیدم!دیدم که انسانیت در خون خود غلت میخوردآنگاه که بیوقفه از آسمانِ منطقجغدِ مُرده میبارید...هیچ بهانه و دلیلی، این کم کاری و غفلت خسارت بار دولت های بین دو جنگ تحمیلی (۱۳۶۷ - ۱۴۰۴ش) را توجیه نمی کند. امان از بروکراسی فربه، ناکارآمد، خسته، خودشیفته و خودبسنده حاکم بر کشور عزیزمان که دیگر هیچ خاصیت مثبتی ندارد و «وبال توسعه ایران» است.✍ حسین عسکری۳۱ تیر ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology
🔹 کرج شهر بی پناهحسین عسکری۳۱ تیر ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology🔹 کرج شهر بی پناهحسین عسکری۳۱ تیر ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology
ایرانمهر @alborzology
🔹اشک های حسرت باستان شناس توانا و میراثی مرد بنامبازنشر یادداشتی از استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی به مناسبت درگذشت اسماعیل یغمایی باستان شناس پیشکسوت در ۲۸ تیر ۱۴۰۵🔹اشک های حسرت باستان شناس توانا و میراثی مرد بنامبازنشر یادداشتی از استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی به مناسبت درگذشت اسماعیل یغمایی باستان شناس پیشکسوت در ۲۸ تیر ۱۴۰۵
🔹 پیشینگی و دیرینگی ایران، ریشینگی و دیرپایی هویت ایرانیمقاله «پیشینگی و دیرینگی ایران، ریشینگی و دیرپایی هویت ایرانی» نوشته استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی برای ارایه در سی امین همایش بزرگداشت ملاصدرا با عنوان «هویت ایرانی؛ سابقه تاریخی و عقلانی و آفرینش تمدن» پذیرفته شد.۲۸ تیر ۱۴۰۵@andishehekmat
ایرانمهر @alborzology
🔹 گردهمایی و وبینار با موضوع مقاومت اسلامی در شعر پارسی به همت دانشکده بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج برگزار می شود.سه شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ساعت ۹ صبحدانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، ساختمان ولایت، سالن شهید مفتحایرانمهر @alborzology
🔹 آیین رونمایی از کتاب «دعاهای قرآن با کلمه ربنا» اثر حمیدرضا نادری فرهنگسرای امام علی علیه السلام شهر هشتگرد۲۸ تیر ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology🔹 آیین رونمایی از کتاب «دعاهای قرآن با کلمه ربنا» اثر حمیدرضا نادری فرهنگسرای امام علی علیه السلام شهر هشتگرد۲۸ تیر ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology
🔹 وطن من....۲۹ تیر ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology
🔹 هدیه کتاب «دعاهای قرآن با کلمه ربنا» به شهید حسین قربانیدر آیین رونمایی از کتاب «دعاهای قرآن با کلمه ربنا»، استاد حمیدرضا نادری (صاحب اثر)، نسخه ای از این کتاب را تقدیم شهید حسین قربانی کرد. این آیین فرهنگی با حضور و سخنرانی استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی و جمع کثیری از کنشگران فرهنگی و هنری در ۲۸ تیر ۱۴۰۵ در فرهنگسرای امام علی علیه السلام شهر هشتگرد برگزار شد.انجمن خوشنویسان شهرستان ساوجبلاغ، موسسه شمیم جوان البرز، موسسه رخسار قرآن و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان ساوجبلاغ برگزارکنندگان آن بودند. حسین قربانی شامگاه شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۴ در شهر هشتگرد استان البرز به هنگام دفاع از حریم مقدس ایران عزیز به دست دشمن صهیونی به شهادت رسید.ایرانمهر @alborzology🔹 هدیه کتاب «دعاهای قرآن با کلمه ربنا» به شهید حسین قربانیدر آیین رونمایی از کتاب «دعاهای قرآن با کلمه ربنا»، استاد حمیدرضا نادری (صاحب اثر)، نسخه ای از این کتاب را تقدیم شهید حسین قربانی کرد. این آیین فرهنگی با حضور و سخنرانی استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی و جمع کثیری از کنشگران فرهنگی و هنری در ۲۸ تیر ۱۴۰۵ در فرهنگسرای امام علی علیه السلام شهر هشتگرد برگزار شد.انجمن خوشنویسان شهرستان ساوجبلاغ، موسسه شمیم جوان البرز، موسسه رخسار قرآن و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان ساوجبلاغ برگزارکنندگان آن بودند. حسین قربانی شامگاه شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۴ در شهر هشتگرد استان البرز به هنگام دفاع از حریم مقدس ایران عزیز به دست دشمن صهیونی به شهادت رسید.ایرانمهر @alborzology
🔹 تازه ترین توییت دکتر علی اکبر صالحی رییس بنیاد ایران شناسیملت ایران از سنتی برخوردار بوده که سیاست و دیپلماسی خردمندانه، ایران را برای قرنهای متمادی به امپراتوری بزرگ پارس بدل ساخته است.جمهوری اسلامی ایران استمرار همان تمدن کهن است و امروز نیز صدای خود را برای صلح، رفاه و پیشرفت مردم منطقه و همچنین برای کل جامعه بینالمللی بلند میکند.۲۷ تیر ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology