
💞 ای ز نفس ما به ما اولی، #علی 💞 🔘 آرشیو مباحث، پُستهای ارزشی-مناسبتی...🔍 گپ؛📿 https://t.me/Alqadeer🔍 صفحه اینستاگرام؛📿 instagram.com/Alghadir_fa
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 43 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/15
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 47 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
⚠️ مسئله اصلی ایران؛ بقا یا بازدارندگی؟🛡 جنگ اخیر یک واقعیت مهم را آشکار کرد: ایران توانست در برابر فشار و حملات گسترده آمریکا و اسرائیل مقاومت کند و برخلاف محاسبات اولیه، ساختار سیاسی کشور فرو نپاشید و پروژه تسلیم یا تغییر نظام به نتیجه نرسید. اما این دستاورد نباید باعث شود ضعفهای امنیتی و آسیبپذیریهای کشور را نادیده بگیریم. مقاومت و بقا، نقطه پایان نیست؛ بلکه باید مقدمهای برای رسیدن به بازدارندگی پایدار باشد.🎯 بازدارندگی؛ حلقه مفقودهمسئله این نیست که ایران توان مقاومت ندارد؛ مسئله این است که چرا دشمن هنوز میتواند امنیت آسمان، زیرساختها و حتی تمامیت ارضی کشور را تهدید کند؟ وقتی تهدید به اشغال جزایر ایرانی مطرح میشود و همزمان از توافق و مذاکره سخن گفته میشود، باید پرسید آیا هنوز به نقطهای رسیدهایم که هزینه تجاوز برای دشمن آنقدر بالا باشد که اساساً به فکر تکرار آن نیفتد؟⚠️ نباید ناامنی را عادی کنیمتصاویر جنگندهها در آسمان، انفجارها در شهرها و حمله به زیرساختها نباید به یک اتفاق عادی تبدیل شود. امنیت مردم، یک مطالبه فرعی نیست که بعد از مذاکره درباره تحریم و پولهای آزادشده به آن فکر کنیم. امنیت، پیششرط توسعه، ثبات، عدالت و حتی آزادی است و بدون آن هیچکدام از این اهداف پایدار نخواهد بود.🧭 بقا کافی نیستاینکه جمهوری اسلامی در برابر فشارهای چند دهه گذشته باقی مانده و در جنگ اخیر نیز فرو نپاشیده، مهم و قابل توجه است؛ اما هدف یک کشور نباید صرفاً زنده ماندن باشد. ایران باید برای آینده خود برنامه داشته باشد؛ برای اقتصاد، زیرساخت، ائتلافها، کریدورها، قدرت منطقهای و جایگاهش در نظم آینده جهان. صرفِ بقا، اگر با افزایش قدرت همراه نباشد، میتواند به فرسایش تدریجی قدرت منجر شود.♟ دشمن به «بقای حداقلی» ایران هم رضایت نمیدهدنمیتوان فرض کرد اگر ایران صرفاً چند سال دیگر دوام بیاورد، تهدیدها خودبهخود از بین خواهند رفت. طرف مقابل نیز در حال طراحی آینده است. از فشار بر توان موشکی و هستهای گرفته تا تهدید جزایر و تلاش برای ایجاد ظرفیتهای اطلاعاتی در اطراف مرزهای ایران، نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد مسئله فقط جنگ امروز نیست؛ مسئله، شکل دادن به توان ایران در سالهای آینده است.🛰 جنگ فقط در آسمان ایران رخ نمیدهدگزارشهایی درباره استقرار نیروها و تجهیزات اطلاعاتی اسرائیل در جمهوری آذربایجان، عراق و دیگر نقاط منطقه، نشان میدهد که جغرافیای امنیتی ایران بسیار فراتر از مرزهای رسمی کشور است. اگر دشمن بتواند از فاصلهای نزدیک به مرزهای ایران برای جمعآوری اطلاعات، عملیات پهپادی و پشتیبانی نظامی استفاده کند، مسئله فقط یک حمله نظامی نیست؛ بلکه یک شبکه گسترده برای کاهش عمق راهبردی ایران شکل گرفته است.⚛️ پرونده هستهای؛ مسئلهای فراتر از یک مذاکرهتجربه جنگ نشان داد که توانمندیهای راهبردی ایران مستقیماً با مسئله امنیت ملی گره خوردهاند. آمریکا و اسرائیل در جنگ اخیر بخش مهمی از توان خود را برای هدف قرار دادن زیرساختهای موشکی و هستهای ایران به کار گرفتند؛ بنابراین نمیتوان پرونده هستهای را صرفاً یک موضوع فنی یا دیپلماتیک دانست. این پرونده بخشی از معادله قدرت و بازدارندگی ایران است.🤝 ائتلافها بخشی از قدرت ملیاندایران برای تأمین امنیت خود فقط به توان داخلی متکی نیست. روابط با روسیه و چین و جلوگیری از شکلگیری اجماع بینالمللی علیه ایران، بخشی از محاسبات امنیت ملی است. تجربه شورای امنیت نشان داده که همراهی یا مخالفت قدرتهای بزرگ میتواند در شدت گرفتن فشارهای بینالمللی علیه ایران نقش تعیینکننده داشته باشد.🚢 تنگه هرمز؛ یک اهرم راهبردیتنگه هرمز نیز صرفاً یک مسیر دریایی نیست؛ یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی ایران است. مسئله این است که هرگونه توافق درباره تنگه باید با نگاه به منافع بلندمدت کشور انجام شود، نه صرفاً برای عبور موقت از یک بحران. ایران باید مراقب باشد اهرمهای قدرت خود را پیش از آنکه در ازای امتیاز واقعی چیزی دریافت کند، از دست ندهد.📉 مذاکره باید نتیجه قدرت باشد، نه جایگزین آنمذاکره زمانی میتواند به تأمین منافع ملی منجر شود که طرف مقابل بداند گزینههای دیگری نیز روی میز ایران وجود دارد. اگر مذاکره در شرایطی انجام شود که طرف مقابل همچنان تهدید نظامی میکند، درباره تمامیت ارضی ایران سخن میگوید و همزمان خواستار محدود کردن توان دفاعی و هستهای کشور است، باید با دقت بیشتری نسبت به هزینه و فایده توافق نگاه کرد.🔴 مسئله، مخالفت با مذاکره نیستهیچ عقل سیاسی نمیگوید یک کشور برای همیشه مذاکره نکند. مسئله این است که مذاکره نباید به معنای پذیرفتن این پیشفرض باشد که ایران فقط دو انتخاب «جنگ یا تسلیم» دارد. ایران باید گزینههای بیشتری برای خود ایجاد کند؛ گزینههایی که از قدرت اقتصادی، نظامی، فناوری، ژئوپلیتیک و ائتلافهای راهبردی کشور سرچشمه میگیرند.🧱 ایران باید از مرحله «بقا» عبور کنداگر تجربه جنگ اخیر یک درس اساسی داشته باشد، این است که قدرت بدون بازدارندگی کافی، هزینهساز است و مقاومت بدون ساختن آینده، کافی نیست. ایران باید از مرحله صرفاً حفظ موجودیت عبور کند و به سمت ساختن قدرتی برود که دشمن نهتنها نتواند کشور را شکست دهد، بلکه اساساً محاسبه حمله به ایران را غیرعقلانی ببیند.⚠️ جمعبندیجنگ اخیر را نه باید با خوشبینی سادهانگارانه پیروزی کامل دانست و نه با روایت شکست تحلیل کرد. واقعیت این است که ایران توانست بماند، مقاومت کند و پروژه فروپاشی را ناکام بگذارد؛ اما همزمان نقاط ضعف و آسیبپذیریهای جدی نیز آشکار شد.🎯 هدف آینده نباید فقط «بقا» باشد؛ باید «بازدارندگی، امنیت پایدار و افزایش قدرت ملی» باشد. مذاکره هم اگر قرار است انجام شود، باید در خدمت همین هدف باشد؛ یعنی ایران ابزارهای قدرت خود را حفظ کند، ائتلافهایش را تقویت کند و از موضعی وارد مذاکره شود که طرف مقابل بداند فشار و تهدید، راهی برای تحمیل خواستههایش نخواهد بود.
⚠️ ظریف و روایت «تنهایی ایران»🧭 یکی از محورهای اصلی مقاله ظریف، این ادعاست که ایران در جنگ با آمریکا تنهاست و حتی روسیه و چین همکاری خاصی در حوزه نظامی با ایران ندارند. این ادعا با واقعیت روابط راهبردی ایران با روسیه و چین و ظرفیتهایی که این روابط در اختیار کشور قرار داده، قابل جمع نیست.🤝 روسیه و چین و حمایت از ایرانروسیه در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اطلاعاتی، نظامی و امنیتی از ایران حمایت کرده است. در شورای امنیت نیز روسیه با وتوی قطعنامهها و رایزنی با کشورهای عربی برای کاهش سطح قطعنامهها مانع شکلگیری فشار بیشتر علیه ایران شده و چین نیز در این روند با هماهنگی روسیه عمل کرده است. بنابراین طرح این ادعا که ایران در برابر آمریکا تنهاست، نادیده گرفتن نقش این دو کشور در موازنه فعلی است.🛰 حمایت اطلاعاتی و ماهوارهای روسیهدر حوزه اطلاعاتی، برای رصد موقعیت پایگاهها، تحرکات نظامی و اطلاعات مکانی، نیاز به ماهوارههای دقیق وجود دارد. روسیه علاوه بر در اختیار داشتن این ظرفیت، ماهوارههای ایران را نیز به فضا پرتاب کرده است. این همکاری، یک ظرفیت مهم اطلاعاتی و فضایی برای ایران محسوب میشود.🛡 توافق راهبردی و بند دفاع متقابلدر روند توافق راهبردی ایران و روسیه، موضوع بند دفاع متقابل مطرح بوده است. کنار گذاشتن چنین ظرفیتی، در شرایطی که ایران با فشار و تهدید خارجی مواجه است، میتواند از ظرفیت بازدارندگی روابط دو کشور بکاهد. در حالی که روسیه بهرغم فشارهای آمریکا، حمایت خود از ایران را کاهش نداده است.🚨 مکانیسم ماشه؛ هشداری که نادیده گرفته شددر جریان مذاکرات برجام، لاوروف درباره مکانیسم ماشه به طرف ایرانی هشدار داده بود و آن را تهدیدی برای امنیت ملی ایران میدانست. با وجود این هشدارها، این سازوکار پذیرفته شد و امروز یکی از ابزارهای فشار علیه ایران محسوب میشود. این تجربه نشان میدهد که پذیرش تعهدات خطرناک در برابر وعدههای سیاسی، میتواند در آینده هزینههای سنگینی ایجاد کند.🛢 تنگه هرمز؛ اهرم قدرت ایرانتنگه هرمز یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی ایران است و ظرفیتی معادل یک ابزار بازدارنده بزرگ در اختیار کشور قرار میدهد. تبدیل کردن بازگشایی تنگه به یک امتیاز قابل واگذاری، بدون دریافت امتیاز متقابل، به معنای کاهش ارزش یکی از مهمترین اهرمهای ایران است.📉 پیامهای سیاسی و قیمت نفتوقتی ترامپ از مذاکره و بازگشایی تنگه سخن میگوید و از داخل ایران نیز این پیام تأیید میشود که مذاکرات در جریان است، بازار به سمت کاهش تنش و کاهش قیمت نفت میرود. در نتیجه، بخشی از هزینهای که قرار است فشار بر آمریکا ایجاد کند، کاهش پیدا میکند و طرف مقابل فرصت بیشتری برای ادامه فشار و تجدید قوا پیدا میکند.🤝 میانجیگری عمان و پاکستاندر خصوص مذاکرات عمان و پاکستان نیز باید توجه داشت که این کشورها لزوماً میانجیهای بیطرفی نیستند. پاکستان با عربستان توافق دفاع متقابل دارد و عمان نیز روابط گستردهای با آمریکا دارد. بنابراین نباید صرف عنوان «میانجی» را به معنای بیطرفی و استقلال آنها از طرف مقابل دانست.♟ مسئله اصلی؛ حفظ ائتلافهاایران نباید با تضعیف روابط خود با روسیه و چین، زمینه ایجاد اجماع علیه ایران را فراهم کند. اگر روسیه و چین در کنار ایران باقی بمانند، امکان شکلگیری اجماع در شورای امنیت و صدور قطعنامههای شدید علیه ایران کاهش پیدا میکند. بنابراین روابط راهبردی با این دو کشور، بخشی از امنیت ملی ایران است.🌐 آمریکا، اسرائیل و محور غربینباید با تفکیک مصنوعی میان آمریکا، اسرائیل، بریتانیا، فرانسه و آلمان، نقش مستقیم آمریکا در فشار و تجاوز علیه ایران را نادیده گرفت. آمریکا صرفاً تحت تأثیر اسرائیل عمل نمیکند؛ بلکه خود آمریکا در کنار اسرائیل و کشورهای اروپایی در فشار علیه ایران نقش دارد. بنابراین سفیدشویی متجاوز و انداختن تمام مسئولیتها بر گردن اسرائیل، تصویر دقیقی از واقعیت ارائه نمیدهد.🛡 «نه به جنگ» به معنای تسلیم نیستایران آغازگر جنگ نبوده و دفاع از کشور جنگطلبی نیست. در شرایطی که کشور مورد تجاوز قرار گرفته، حفظ توان موشکی، پهپادی و دفاعی و افزایش هزینه تجاوز، بخشی از بازدارندگی است. اگر این توان دفاعی و مقاومت وجود نداشت، فشار و تجاوز علیه ایران میتوانست بسیار گستردهتر شود.⚠️ جمعبندیمشکل اصلی این رویکرد، صرفاً مذاکره با آمریکا نیست؛ مسئله این است که پیش از مذاکره، اهرمهای قدرت ایران تضعیف نشوند. تنگه هرمز، توان دفاعی، روابط راهبردی با روسیه و چین، ظرفیتهای اطلاعاتی و فضایی و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، ابزارهای چانهزنی کشور هستند. این ظرفیتها باید حفظ شوند تا مذاکره از موضع قدرت انجام شود، نه اینکه ایران ابتدا ابزارهای خود را واگذار کند و سپس برای گرفتن امتیاز پای میز مذاکره بنشیند.
⚖️ کنوانسیون دریای خزر؛ حفظ اهرمهای حقوقی و ژئوپلیتیکی ایران🧭 مسئله دریای خزر را نباید به ادعای «سهم ۵۰ درصدی ایران که به ۱۱ درصد فروخته شده» تقلیل داد. برای این ادعا سند حقوقی روشنی وجود ندارد؛ اما رد این ادعا به معنای بیاهمیت بودن نگرانیهای جدی درباره کنوانسیون ۲۰۱۸ نیست. مسئله اصلی، آینده حقوقی بستر و زیربستر خزر، تعیین مرزهای آبی و حفظ قدرت چانهزنی ایران است.📐 کنوانسیون، درصد مشخصی برای سهم هیچیک از کشورهای ساحلی تعیین نکرده و تعیین حدود بستر و زیربستر را به توافقهای میان کشورهای ساحلی واگذار کرده است. در حالی که ایران هنوز در بخشهایی از خزر، بهویژه در تعیین حدود با آذربایجان و ترکمنستان، به توافق نهایی نرسیده است. بنابراین این پرسش اساسی مطرح است که آیا تصویب کنوانسیون پیش از تعیین دقیق مرزها، میتواند قدرت حقوقی و چانهزنی ایران را در مذاکرات آینده کاهش دهد؟🗺 پس از فروپاشی شوروی، روسیه، قزاقستان و آذربایجان توافقهایی درباره بخشهایی از بستر و زیربستر خزر منعقد کردند؛ ایران طرف این توافقها نبوده است. بنابراین باید پیش از تصویب کنوانسیون، آثار حقوقی این توافقها بر حقوق و سهم آینده ایران بهطور شفاف مشخص شود.⚠️ نگرانی اصلی فقط نفت و گاز نیست؛ مسئله امنیت و ژئوپلیتیک شمال کشور نیز مطرح است. خطوط لوله، کابلها و زیرساختهای دریایی میتوانند در آینده بر موازنه اقتصادی و امنیتی منطقه اثر بگذارند. از همین رو، هرگونه تغییر در رژیم حقوقی بستر خزر باید با حساسیت بسیار بالا بررسی شود.⛽️ یکی از ابعاد مهم پرونده، رقابت بر سر مسیرهای انرژی میان آسیای مرکزی و اروپاست. انتقال نفت و گاز ترکمنستان و قزاقستان از مسیر خزر، آذربایجان و ترکیه به اروپا میتواند مسیرهای انرژی جدیدی ایجاد کند و جایگاه ایران را در معادلات انرژی منطقه تحت تأثیر قرار دهد.♟ این مسئله از زاویه دیگری نیز اهمیت دارد: مسیرهای ترانسخزر میتوانند در رقابت انرژی روسیه و اروپا نقشآفرین باشند. هرچه انرژی آسیای مرکزی با مسیرهایی خارج از شبکه تحت نفوذ روسیه به اروپا منتقل شود، بخشی از اهرم انرژی مسکو در برابر اروپا کاهش مییابد. بنابراین پرونده خزر صرفاً یک اختلاف حقوقی میان پنج کشور ساحلی نیست؛ بخشی از رقابت بزرگتر بر سر انرژی، کریدورها و نظم ژئوپلیتیکی منطقه است.🔐 از سوی دیگر، کنوانسیون یک امتیاز امنیتی مهم نیز دارد و حضور نیروهای مسلح کشورهای غیرساحلی در دریای خزر را ممنوع میکند. این موضوع برای ایران اهمیت راهبردی دارد و نباید نادیده گرفته شود. اما در کنار آن باید دقیقاً بررسی کرد که مقررات مربوط به بستر، خطوط لوله، کابلها و تأسیسات دریایی چه محدودیتها و چه فرصتهایی برای ایران ایجاد میکند.🛡 بنابراین نه ادعای «فروش خزر» قابل دفاع است و نه میتوان تمام نگرانیهای مطرحشده درباره کنوانسیون را بیاساس دانست. مسئله واقعی، حفظ اهرمهای حقوقی، امنیتی و ژئوپلیتیکی ایران پیش از ورود به یک تعهد بینالمللی است.⚖️ راهکار منطقی، تصویب شتابزده نیست. ابتدا باید تعیین حدود مرزی ایران با کشورهای مقابل، بهویژه آذربایجان و ترکمنستان، با جدیت دنبال شود؛ آثار حقوقی توافقهای قبلی سایر کشورها روشن شود و سپس با مشخص بودن حقوق و مرزهای ایران، درباره تصویب کنوانسیون تصمیمگیری شود.🔹 در نهایت، خزر فقط یک پهنه آبی نیست؛ منبع انرژی، مسیر تجارت، عرصه رقابت روسیه و اروپا و یکی از مهمترین میدانهای ژئوپلیتیکی پیرامون ایران است. در چنین پروندهای، حفظ اهرمهای چانهزنی و جلوگیری از ایجاد تعهدات حقوقی مبهم، باید مقدم بر هرگونه تصمیم شتابزده باشد.
⚖️ تنگه هرمز؛ تبدیل قدرت میدانی به قدرت ملی🧭 مسئله اصلی در ماجرای تنگه هرمز، صرفاً باز یا بسته بودن یک آبراه یا دریافت عوارض نیست؛ مسئله این است که ایران چگونه میتواند از ظرفیت ژئوپلیتیکی هرمز به یک اهرم واقعی سیاسی و اقتصادی تبدیل کند؛ اهرمی برای افزایش هزینه فشار بر ایران و تأمین منافع ملی.🚢 در عین حال، نباید هزینههای محاصره دریایی را نادیده گرفت. انتقال تجارت از دریا به مسیرهای زمینی شاید در کوتاهمدت بخشی از نیازها را جبران کند، اما افزایش هزینه واردات و صادرات در بلندمدت فشار قابلتوجهی بر اقتصاد کشور وارد خواهد کرد.🤝 از این منظر، مذاکره نباید به هدفی مستقل تبدیل شود. مذاکره زمانی معنا دارد که پشتوانه آن قدرت و ظرفیت چانهزنی باشد؛ نه اینکه ایران پیش از نشستن پشت میز، مهمترین ابزارهای فشار خود را واگذار کند. اگر طرف مقابل احساس کند فشار اقتصادی میتواند ایران را به امتیازدهی وادار کند، انگیزه او برای ادامه فشار بیشتر خواهد شد.♟ در برابر آمریکا نیز هدف باید تغییر محاسبات طرف مقابل باشد؛ یعنی ادامه فشار و تقابل برای واشنگتن هزینهبرتر از تغییر رویکردش شود. تنگه هرمز در چنین شرایطی صرفاً یک موقعیت جغرافیایی نیست، بلکه بخشی از قدرت چانهزنی ایران است.💼 اما قدرت خارجی بدون اصلاحات داخلی پایدار نمیماند. بخشی از مشکلات کشور ارتباط مستقیمی با آمریکا ندارد و ناشی از ضعف مدیریت، بروکراسی، فساد و ناکارآمدیهای داخلی است. بنابراین تقویت قدرت ملی فقط با ابزارهای نظامی و ژئوپلیتیکی ممکن نیست و اقتصاد داخلی نیز باید توان تحمل فشار را پیدا کند.🔹 در نهایت، هنر سیاستگذاری این است که دستاورد میدان به دستاورد پایدار تبدیل شود؛ نه اینکه قدرت میدانی در اثر ضعف اقتصادی از بین برود و نه اینکه برای گشایش کوتاهمدت، اهرمهای راهبردی کشور واگذار شود. هرمز زمانی واقعاً برگ برنده ایران است که بتوان از آن برای افزایش قدرت چانهزنی، کاهش وابستگی و تأمین منافع مردم استفاده کرد.
✅ «دو هفتهی آینده حساس است!» نگرانیام از شرایط داخل کشور، بیش از اتفاقات تحمیلی از بیرونِ خاک ایران است؛ یکی از اقداماتی که میتواند آرامش فعلی داخل ایران را درهم بریزد، بیتدبیری در افزایش قیمت حاملهای انرژی است! طرح دولت برای افزایش نرخ بنزین، تا چند روز گذشته، متفاوت از طرح اعلامی امروز و مبلغ ۸۷٬۲۰۰ تومانی در کرمان بود؛ که البته همین طرح هم متوقف شد و دولت اصطلاحاً «عقب نشست». معذوریتهای جنگی و اقتصادی کشور را درک میکنم، اما چرا دولت دقیقاً اعلام نمیکند برنامهاش درباره بنزین و گازوئیل چیست؟! امیدوارم از «آبان ۹۸» درس عبرت گرفته باشیم!
↘️ گزارشها حاکی از آن است که اسرائیل با ارسال گندم و سوخت و کنترل بخشی از بازار جنوب سوریه، در پی وابستهکردن اقتصاد این مناطق است؛ همزمان ادعاهایی درباره محدودیت دسترسی به آب، قاچاق سوخت و مواد غذایی و حتی استفاده مخفیانه از گلایفوسات برای آسیبزدن به زمینهای کشاورزی سوریه مطرح شده است؛ روندی که در صورت تأیید، میتواند نمونهای از پیامدهای نرمالیزاسیون و تضعیف حاکمیت مرکزی سوریه باشد.
📌 ظاهراً دو هفته پس از ۷ اکتبر آقای محسن رضایی در جلسهای با حضور آقای رئیسی نسبت به گسترش جنگ هشدار میدهد و از برنامه گسترده جنگی اسرائیل و آمریکا سخن میگوید. ⚠️ طبق شنیدهها، در تاریخ ۱۰ آبان ۱۴۰۲ یعنی ۲۵ روز پس از آغاز جنگ و بعد از ورود تانکهای اسرائیل…🔹 راه پيروزى در اين جنگ، فقط جنگيدن يا فقط تفاهم كردن نيست. راه پيروزى «مديريت فرايند نه جنگ نه صلح، تا نقطه پيروزى» است. اين موضوع چند پله از سطح درك مجادلات معمول سياست داخلى ايران بالاتر است، چون در سياست داخلى ايران، جنگيدن و صلح كردن يك موضوع هويتى است.🔸 وقتى حقيقت نه جنگ نه صلح را به شما تحميل مىكند، شما هم نياز داريد فشار را روى بازار نگه داريد و طرف مقابل عملاً بهدليل محدوديتهاى ميدان، زير حد جنگ تمامعيار عمل مىكند، دادن يا تأييد علنى پالس مذاكره با آمريكا حماقت محض است. از قضا بايد موضع معكوس بگيريد.
📌 ظاهراً دو هفته پس از ۷ اکتبر آقای محسن رضایی در جلسهای با حضور آقای رئیسی نسبت به گسترش جنگ هشدار میدهد و از برنامه گسترده جنگی اسرائیل و آمریکا سخن میگوید.⚠️ طبق شنیدهها، در تاریخ ۱۰ آبان ۱۴۰۲ یعنی ۲۵ روز پس از آغاز جنگ و بعد از ورود تانکهای اسرائیل به غزه، آقای رضایی نامهای به آقای رئیسی مینویسد و هشدار میدهد که جنگی که در غزه آغاز شده به لبنان و سوریه و سایر نقاط منطقه گسترش پیدا میکند و در نهایت منجر به تقابل ایران و اسرائیل میشود.🎯 در تصمیمگیری استراتژیک، دو مسئله از اهمیت بالایی برخوردار است:۱. جمعآوری اطلاعات و ارزیابی و تحلیل دقیق آنها۲. تصمیمگیری بهنگام و منعطف
📚 در زمان ائمه، اینطور نبود که هر کسی روایتی از امام میشنید، خودش بتواند تشخیص بدهد که این سخن، حکم واقعی امام است یا از روی تقیه بیان شده است. شرایط آن زمان، بهخاطر فشار حکومتها و مسئله تقیه، بسیار پیچیده بود.🔹 برای همین، بعضی از اصحاب نزدیک و آگاه ائمه این مسائل را بهتر میشناختند و حتی بین خودشان رمز و اصطلاحاتی داشتند؛ مثلاً میگفتند: «أَعْطَاکَ مِنْ جِرَابِ النُّورَة»؛ یعنی امام در اینجا از روی تقیه سخن گفته و نباید این سخن را بهعنوان حکم واقعی امام تلقی کرد.🧠 بنابراین، همین سابقه تاریخی نشان میدهد که همه افراد در فهم دین و تشخیص مراد واقعی از روایات در یک سطح نبودند. کسی که تخصص لازم را نداشت، به افراد آگاهتر و متخصص مراجعه میکرد.⚖️ امروز هم مسئله تقلید از همین جهت قابل فهم است: کسی که مجتهد نیست، قرار نیست خودش از میان دهها روایت، بررسی سند، تعارض روایات، تقیه، عام و خاص و... حکم شرعی را استخراج کند؛ بلکه به متخصص این کار، یعنی فقیه، مراجعه میکند.
🛡️ پیمان مکه؛ یک ناتوی اسلامی یا یک لایه امنیتی جدید؟🌐 پیمان دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان را فعلاً نباید «ناتوی اسلامی» دانست، اما نمیشود آن را هم صرفاً یک توافق سیاسی و تشریفاتی تلقی کرد.🔹 منطق اصلی پیمان، کاهش وابستگی امنیتی به آمریکا و ایجاد یک لایه دفاعی مکمل است؛ عربستان سرمایه و زیرساخت دارد، ترکیه فناوری و صنایع دفاعی، و پاکستان نیروی نظامی و جایگاه یک قدرت هستهای.⚠️ با این حال، نقطه ضعف بزرگ پیمان این است که تهدیدهای سه کشور یکسان نیست. پاکستان بیشتر درگیر هند و افغانستان است، ترکیه با مسائل سوریه، اسرائیل و کردها مواجه است و عربستان دغدغههایی مانند یمن، حملات موشکی و پهپادی و امنیت خلیج فارس دارد.📜 بنابراین جملهی «حمله به یکی، حمله به همه» بهتنهایی به معنای ورود خودکار سه کشور به جنگ نیست. هنوز مشخص نیست دقیقاً چه حملهای مشمول پیمان میشود و هر عضو در چنین شرایطی چه تعهد عملی خواهد داشت.☢️ از طرف دیگر، حضور پاکستان بهعنوان یک قدرت هستهای میتواند سایهای از بازدارندگی ایجاد کند؛ هرچند فعلاً هیچ مدرک معتبری از وجود یک «چتر هستهای رسمی» برای عربستان و ترکیه وجود ندارد.🔎 برای ایران هم نباید از همان ابتدا این پیمان را یک ائتلاف یکپارچه ضدایرانی تصور کرد؛ اما تحول مهمی است که باید با دقت زیر نظر گرفته شود، بهخصوص در موضوع یمن، امنیت دریایی و تحولات خلیج فارس.🔻 در نهایت، ارزش واقعی پیمان نه در بیانیهها، بلکه در اولین بحران مشخص خواهد شد: اگر یکی از اعضا واقعاً مورد حمله قرار بگیرد، آیا دو عضو دیگر حاضرند هزینه واقعی دفاع از او را بپردازند یا نه؟
🚨 تاکنون هیچ نشانهای از عقبنشینی آمریکا از سیاستهای خود در قبال ایران دیده نمیشود؛ از جمله تلاش برای تغییر حکومت، دستیابی به منابع نفتی ایران و حتی تغییر مرزهای کشور.⏳ توقف یا کاهش موقت فشارها را نیز نمیتوان لزوماً به معنای تغییر این رویکرد دانست؛ بلکه میتوان آن را فرصتی برای بازسازی توان، تجدید قوا، آمادهسازی اقدامات بعدی و تلاش برای شکلدهی به ناآرامیهای جدید دانست.📌 یک نمونه روشن، اظهارات تد کروز، سناتور نزدیک به ترامپ، است که پیشنهاد مسلح کردن معترضان ایرانی به جای اعزام نیروهای آمریکایی را مطرح کرده است:«هدف باید فروپاشی رژیم ایران باشد. چیزی که از همان ابتدای این جنگ خواستهام، این است که ما معترضان ایرانی را مسلح کنیم. رئیسجمهور ترامپ قرار نیست نیروهای آمریکایی را به جنگ زمینی بفرستد. ما نباید سربازان آمریکایی را در ایران در معرض خطر قرار دهیم...اگر ما معترضان را مسلح کنیم، ایرانیها میتوانند خودشان سرنوشت آیندهشان را تعیین کنند؛ بهجای اینکه سربازان آمریکایی را در معرض خطر قرار دهیم.»⚠️ این اظهارات نشان میدهد که دستکم در میان برخی چهرههای سیاسی نزدیک به دولت آمریکا، ایده استفاده از مخالفان داخلی برای پیشبرد اهداف واشنگتن همچنان مطرح است.
🚨⚠️ ربایش و شهادت مظلومانه مداح اهلبیت، #حمیدرضا_رجبزاده، پس از دو هفته اسارت و شکنجههای قرونوسطایی، صرفاً یک جنایت مجرمانه نیست؛ بلکه نشانهای هشدارآمیز از بازتولید تروریسم و تهدیدی علیه امنیت ملی است.💀 مثلهکردن پیکر و بیرونآوردن قلب، بازتولیدی آشکار از «دکترین وحشت» و الگوی رفتاری فرقه ضاله #داعش است؛ اقدامی با پیامی حسابشده برای ارعاب جامعه و در واکنش به شکست آمریکا و اسرائیل در جنگ علیه ایران.🛡️ تغییر الگوی عملیات، از ترورهای کور و بمبگذاری به «ربایش، شکنجه و اعدام صحرایی به سبک داعش»، میتواند از ظهور هستههای عملیاتی جدید حکایت داشته باشد؛ هستههایی که شناسایی و خنثیسازی آنها، احتمالاً نیازمند بازتعریف جدی در الگوهای رصد اطلاعاتی و اقدامات ضدتروریستی است.
🔫 مسئله اصلی فقط باز یا بسته بودن تنگه هرمز نیست؛ مسئله، حفظ قدرت و بازدارندگی ایران در این منطقه است. اگر تنگه هرمز به یک مسیر صرفاً عبوری تبدیل شود که ایران در آن حاکمیت و اهرم واقعی نداشته باشد، عملاً مهمترین ظرفیت ژئوپلیتیکی کشور را واگذار کردهایم. آمریکا میتواند با پذیرش ظاهری حاکمیت ایران، در عمل فقط یک شرط بگذارد: رفتوآمد کشتیها نباید مختل شود؛ در این صورت اسم و عنوان برای ما میماند و اهرم فشار برای طرف مقابل. از طرف دیگر، نباید فراموش کرد که جنگ نه به نفع ایران است و نه ذاتاً مطلوب؛ اما صلح بدون بازدارندگی، صرفاً تعویق جنگ است. تجربه حملات مکرر نشان میدهد صرفِ توانایی یکبار بستن تنگه، بازدارندگی پایدار ایجاد نمیکند؛ طرف مقابل باید بداند تکرار حمله، هزینهای واقعی و سنگین دارد. به همین دلیل، مسئله فقط نظامی نیست؛ ظرفیت اقتصادی تنگه هرمز نیز بخشی از قدرت ملی ایران است. همانطور که کانال سوئز برای مصر درآمد و اهرم سیاسی ایجاد میکند، هرمز هم میتواند برای ایران ظرفیت اقتصادی و راهبردی ایجاد کند؛ هرچند مقایسه مستقیم این دو بدون توجه به تفاوتهای جغرافیایی و حقوقی درست نیست. نکته مهم دیگر، بازی انتخاباتی ترامپ و سیاست داخلی آمریکا است؛ اگر فشار نظامی و اقتصادی علیه ایران در نهایت با باز شدن تنگه و بازگشت سریع جریان انرژی همراه شود، پیام آن برای واشنگتن این خواهد بود که هزینه حمله قابل تحمل بوده است. بنابراین نباید اجازه داد تنگه هرمز صرفاً به ابزاری برای حل موقت مشکلات انتخاباتی آمریکا تبدیل شود. در عین حال، نگاه سادهانگارانه به «دموکرات و جمهوریخواه» هم خطاست؛ در مسائل راهبردی، بخشهای مختلف دو حزب میتوانند بر سر منافع آمریکا با یکدیگر همجهت شوند. ایران باید روی منافع و توان داخلی خودش حساب کند، نه تغییر حزب حاکم در واشنگتن. حتی توافق و تفاهم روی کاغذ نیز زمانی ارزشمند است که ضمانت اجرای واقعی داشته باشد؛ تجربه برجام و افزایش تحریمها پس از آن نشان داد متن توافق بهتنهایی تضمینکننده منفعت پایدار ایران نیست. در نهایت، راهبرد عقلانی نه جنگطلبی است و نه تسلیم؛ ایجاد بازدارندگی معتبر، حفظ اهرمهای ژئوپلیتیکی، کاهش آسیبپذیری زیرساختها و تحمیل هزینه قابلمحاسبه به هرگونه تجاوز است. اگر چنین بازدارندگیای شکل بگیرد، احتمال جنگ کمتر میشود؛ اما اگر طرف مقابل مطمئن شود حمله میکند، هزینه محدودی میپردازد و چند ماه بعد همهچیز به حالت عادی برمیگردد، طبیعی است که دوباره همان مسیر را امتحان کند.
🔴دوبله به فارسی این طرح که مسیر ورودی تنگهی هرمز در آبهای ایران و مسیر خروجی از آبهای عمان بگذرد یعنی نظارت ایران بر گذرِ نفتکشهای خالی است و تسلط آمریکا بر عبورِ نفتکشهای لبالب از نفت! #فرانچسکو✅ نظارت ایران بر مسیر ورودی هرمز کمترین ارزش نظامی و بازدارندگی که ندارد، بماند، طبعا از نفتکش خالی هم نمیشود عوارض گرفت. واگذاری مسیر خروجی هرمز در ظاهر به عمان و در واقع آمریکا، یعنی حتی نفتکشهای ایرانی هم باید از سنتکام نوبت و اجازه خروج بگیرند. این خفّت را نپذیرید! #فرانچسکو
❖ آیا گفتن «لبیک» فقط مخصوص خدا و اهلبیت علیهمالسلام است؟❖ آیا میتوان شعار «لبیک» را برای غیرِ معصوم نیز به کار برد؟❖ آیا «خونخواهی» و «انتقام» تنها به معصومان اختصاص دارد؟🎥 در چهار کلیپ پیشِ رو، شبهات مطرحشده از سوی کارشناس شبکه امام حسین علیهالسلام درباره شعارهای «لبیک یا خامنهای» و «خونخواهی آن رهبر شهید در کربلا»، با استناد به آیات، روایات و شواهد تاریخی، بهصورت مستند و مستدل بررسی و پاسخ داده شده است.❖ آیا گفتن «لبیک» فقط مخصوص خدا و اهلبیت علیهمالسلام است؟❖ آیا میتوان شعار «لبیک» را برای غیرِ معصوم نیز به کار برد؟❖ آیا «خونخواهی» و «انتقام» تنها به معصومان اختصاص دارد؟🎥 در چهار کلیپ پیشِ رو، شبهات مطرحشده از سوی کارشناس شبکه امام حسین علیهالسلام درباره شعارهای «لبیک یا خامنهای» و «خونخواهی آن رهبر شهید در کربلا»، با استناد به آیات، روایات و شواهد تاریخی، بهصورت مستند و مستدل بررسی و پاسخ داده شده است.
🔴دوبله به فارسی این طرح که مسیر ورودی تنگهی هرمز در آبهای ایران و مسیر خروجی از آبهای عمان بگذرد یعنی نظارت ایران بر گذرِ نفتکشهای خالی است و تسلط آمریکا بر عبورِ نفتکشهای لبالب از نفت! #فرانچسکو
🗳️ شکست ترامپ یا جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای، لزوماً خطر جنگ و تهدیدهای امنیتی و اقتصادی آمریکا علیه ایران را از میان نمیبرد؛ اما پیروزی ترامپ میتواند دست او را برای ادامه تقابل پرتنش با ایران بازتر کند.🎯 وظیفه ملی، دینی و تاریخی مردم و حاکمیت ایران آن است که تجاوز به ایران را به نمادی از شکست ترامپ و نتانیاهو تبدیل کنند و عواقب حمله به ایران را در حافظه تاریخی جهان ثبت نمایند. اثرگذاری بر فضای انتخابات آمریکا نیز میتواند بخشی از این راهبرد باشد.⚔️ اتفاقات بسیاری ممکن است در دو سال آینده رخ دهد، اما به نظر نمیرسد ترامپ و اطرافیانش بهسادگی حاضر به پایان دادن این منازعه باشند. ازاینرو، عاقلانه آن است که پرونده ایران در یک طراحی دوساله، به باتلاقی برای ترامپ تبدیل شود؛ بهگونهای که حتی نامزدهای جمهوریخواه نیز مسئولیت آن را متوجه او بدانند.🧩 به باور من، این تقابل دوساله میتواند مراحل و ابعاد گوناگونی داشته باشد و طبیعتاً به تجهیزات، ابزارها و اهرمهای متنوعی نیاز دارد. بهرهگیری از ظرفیتهایی که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته یا از آنها غفلت شده، در این مسیر ضروری است.💰 در تمام مراحل این طراحی دوساله، باید به بهبود وضعیت اقتصادی اقشار کمبرخوردار و خانوادههای نیروهای مسلح نیز توجه ویژه داشت و این موضوع را همزمان با برنامهریزیهای نظامی، امنیتی و صنعتی مدنظر قرار داد.🧹 همچنین، پاکسازی ساختارهای سیاسی، امنیتی، رسانهای و دانشگاهی از عناصر و شبکههایی که با حمایت یا ارتباطات خارجی در ایجاد ناامنی روانی و آشوب نقشآفرینی میکنند، باید در این برنامه مورد توجه قرار گیرد.
چهل روزشاعر: امید روزبه• @Chavoshify
⚡️ نگرانیها درباره کنوانسیون دریای کاسپین🌊 تصویب کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین میتواند پیامدهای مهمی برای منافع ایران در حوزه حاکمیت دریایی، انرژی و ترانزیت داشته باشد.⚖️ این کنوانسیون همه مرزهای دریایی را بهطور کامل مشخص نکرده و تعیین خطوط بستر و زیربستر را به توافقهای بعدی میان کشورهای ساحلی واگذار کرده است؛ موضوعی که میتواند زمینه اختلافات آینده درباره سهم ایران را افزایش دهد.🛢️ همچنین پذیرش احداث خطوط لوله و کابلهای زیردریایی، امکان اجرای پروژههای انتقال انرژی بدون نقش محوری ایران را فراهم میکند و میتواند جایگاه کشور را در کریدورهای انرژی و ترانزیتی منطقه کاهش دهد.📉 از دیگر نگرانیها، از دست رفتن فرصتهای اقتصادی ایران در حوزه سوآپ نفت و گاز، کاهش نقش ایران در مسیرهای اتصال منطقهای و تغییر موازنه ژئوپلیتیکی دریای کاسپین به زیان منافع کشور است.🔍 به همین دلیل، بررسی دقیق مفاد این کنوانسیون و پیامدهای بلندمدت آن برای منافع ملی ایران ضروری است.
🚨 اسرائیل در ۴۵ کیلومتری سواحل کاسپین!🌊 مطابق کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین، کشتی کشورهای خارجی و فراساحلی میتوانند در ۴۵ کیلومتری سواحل ایران حضور نظامی داشته باشند.⚠️ پیوستن ایران به این کنوانسیون، یک چالش امنیتی بزرگ برای کشور ایجاد میکند. در شرایط جنگی، احتمالاً حقوق بینالملل هم کنار رفته و کشتیهای دشمن میتوانند از دریای کاسپین به ما حمله کنند.
💥 کنترل تنگه هرمز یعنی اعمال کنترل بر هر دو مسیر رفتوبرگشت؛ مشابه همان مدلی که آقای غریبآبادی در برنامه «به وقت ایران» توضیح دادند. کنترل صرفاً بر مسیر رفت یا فقط مسیر برگشت، تفاوت چندانی با عدم کنترل ندارد. ضمن اینکه بازگشایی تنگه نیز نمیتواند پیش از خروج داراییهای نظامی آمریکا از منطقه انجام شود.
📌 شریعتی کدام پروژه را بر هم میزند؟▪️ این کینه، شتری است...🔥 شریعتی بار دیگر، آن هم در میانه جنگ با آمریکا و اسرائیل، به موضوع روز تبدیل شد. اینبار حملات موسی غنینژاد به او، دوباره نام شریعتی را بر سر زبانها انداخت؛ تا جایی که او را «شیاد» خواند.🎯 غنینژاد و همفکرانش اساساً دل خوشی از شریعتی ندارند؛ نه به این دلیل که او برای بیان برخی از حرفهایش شخصیتی خیالی به نام «شاندل» ساخته بود، بلکه چون شریعتی رشته شبهروشنفکران کممایه و غربباور را پنبه کرد. او درست زمانی که مبلغان آمریکازده در کشور دکان باز کرده بودند تا سرخوردههای مارکسیسم را جذب کنند، بساطشان را به هم ریخت و با طرح مسئله امپریالیسم، هر دو سوی پروژه غرب، یعنی چپ و راست، را به نقد کشید.📝 شریعتی ادبیاتی پدید آورد که هنوز هم برای فهم ماهیت سلطهجویانه و خشونتبار غرب، بهویژه آمریکا، کارآمد است.✊ شریعتی، جلال و معدودی دیگر از اهل فکر و فرهنگ، پروژه غربباوران برای اضمحلال و تسلیم ایران را بر هم زدند و کینهای ماندگار را از سوی جریانهای وابسته به آمریکا برای خود خریدند.⚠️ حمله به شریعتی، در واقع بهانهای است برای زنده نگه داشتن این ایده که «همهچیز در غرب و با غرب است» و نیز ادامه کینهورزی با اندیشه ضدامپریالیستی.🏛️ غنینژاد و همفکرانش نیز سالها از ارکان اتاق فکر بخشی از نظام حکمرانی کشور بودهاند.
✅ احتمال حمله گسترده آمریکا و اسرائیل افزایش یافته است. چه دشمن به پایگاههای موشکی حمله کند (که در این مرحله احتمال آن بیشتر است)، چه به مرکز صالحین (کوهکلنگ)، یا تأسیسات انرژی و پلها، پاسخ ایران باید بهصورت پلکانی و متناسب، متوجه چاههای نفت و تأسیسات…🎁 اگر ایران اتمی نشود، برای پایان دائمی جنگ متأسفانه هزینههای سنگینی باید پرداخت شود. منطقه نیز هزینههای زیادی خواهد داد؛ زیرساختها، تأسیسات انرژی و چاههای نفت بسیاری ممکن است آسیب ببینند. ایران، کل منطقه، اقتصاد جهانی ـ بهویژه آسیا ـ و حتی اقتصاد آمریکا، تاوان سنگینی برای اتمی نشدن ایران خواهند پرداخت.
✅ احتمال حمله گسترده آمریکا و اسرائیل افزایش یافته است. چه دشمن به پایگاههای موشکی حمله کند (که در این مرحله احتمال آن بیشتر است)، چه به مرکز صالحین (کوهکلنگ)، یا تأسیسات انرژی و پلها، پاسخ ایران باید بهصورت پلکانی و متناسب، متوجه چاههای نفت و تأسیسات انرژی منطقه و اسرائیل باشد؛ در این صورت، روند تشدید تنش متوقف خواهد شد.
🏴 این نظر و تحلیل آقای خراتیان به نظر صحیح میآید؛ پاسخ به حمله اوکراین به کشتی روسی در دریای خزر، با حمله به کشتی آمریکایی (با پرچم جزایر مارشال) حامل LNG در بندر مصری در دریای مدیترانه داده شد. این واکنش، بسیار دقیق و حسابشده بود؛ بهگونهای که ناامنسازی کریدور شمالی با هدف قرار دادن کریدور IMEC پاسخ داده شد.
🌍 تحولات اخیر در اردن، یمن، عراق و مدیترانه شرقی، نشاندهنده اراده ایران، اضلاع مقاومت و متحدان فرامنطقهای آنها برای خروج از وضعیت انفعال و تغییر روند جنگ است.🚁 عملیات بیسابقه پهپادی و هدف قرار گرفتن کشتی FSRU آمریکایی در مجاورت بندر دمیاط مصر و نزدیکی کانال سوئز، سیگنال مهمی درباره پیامدهای محاصره دریایی ایران ارسال میکند. به بیان دیگر، تصعید افقی اخیر در دریای خزر از سوی اوکراین (با حمایت ناتو)، در چارچوب تقابل حوزه یوروآتلانتیک با ایران قابل تفسیر بود؛ بنابراین، پاسخ به آن نیز میتوانست در همین حوزه و معطوف به منافع کشورهای این حوزه جغرافیایی باشد.🌊 ناامن شدن مدیترانه شرقی نیز گامی مهم در جهت افزایش فشار بر کریدور IMEC و پاسخی به حملات اخیر علیه چابهار، آققلا و کاسپین است؛ حملاتی که جایگاه ایران را در کریدورهای شرقی ـ غربی و شمالی ـ جنوبی هدف قرار دادهاند. اگر این اقدامات با عملیات مکمل همراه شود و دامنه آن به اقیانوس هند نیز گسترش یابد، میتوان گفت معادلهای جدید در پاسخ به محاصره دریایی از یک سو و تلاش برای تضعیف جایگاه ژئواکونومیک ایران از سوی دیگر در حال شکلگیری است.⚖️ همانگونه که در اواسط آوریل اشاره شد، راهبرد اصلی ایالات متحده و اسرائیل، ایجاد شکاف در جامعه ایران از طریق فشار همزمان نظامی و اقتصادیِ فرساینده و بهرهبرداری از این شکافها برای تحمیل خواستههای حداکثری خود است. ایران باید، در گام نخست، اقدامات اخیر خود را با تکرارهای محاسبهشده و هوشمندانه به یک معادله پایدار تبدیل کند؛ سپس با یارگیری از قدرتهای بزرگ، این معادلات را به امتیازات سیاسی و اقتصادی تبدیل کرده و تا حد امکان هزینههای ناشی از شکافهای داخلی را مدیریت کند.🧭 در نهایت، همانگونه که پیشتر و پس از طوفانالاقصی نیز اشاره شد، سرنوشت این جنگ بلندمدت در آبراههای بینالمللی رقم خواهد خورد؛ البته مشروط بر آنکه ایران در مسیر تثبیت دستاوردهای نظامی خود در قالب نظمی جدید و بر پایه یک «هلسینکی خاورمیانهای» حرکت کند.
🧑⚖️ دادستان و قاضی میتوانند حتی پس از طلوع آفتاب هم حکم اعدام را اجرا کنند. اگر اجرای حکم با طناب ممکن نباشد، روش دیگری میتواند جایگزین شود؛ چراکه هم فقه و هم حقوق برای آن چارچوبهایی دارند. در قصاص، حیات و بازدارندگی وجود دارد و عقبنشینی حکومت در جایی که حکم قانونی صادر و مراحل آن طی شده، ممکن است بهعنوان نشانه ضعف تلقی شود و تبدیل به رویهای نادرست شود. درست یا غلط، وقتی کار به این مرحله رسید، باید تکلیف آن روشن شود؛ مگر میشود شترسواری دولا دولا؟ چنین تصمیمهایی شهامت میخواهد؛ همانطور که در گذشته برخی مسئولان این قاطعیت را نشان دادند.
در حالی که نگران مذاکراتِ تنگه هرمز هستیم،دولت پزشکیان لایحه «کنوانسیون رژیم حقوقی #دریای_کاسپین» را تصویب کرده، آن هم وسط جنگ با آمریکا!این لایحه، پازل مسیر ترامپ یا کریدور زنگزور را تکمیل میکند.بدیم بره از خلیج فارس تا دریای کاسپین!نفوذ را دریابید.
⚔️ جبهه جدید علیه زیرساختهای ایران🚢 گشوده شدن جبههای جدید علیه زیرساختهای ایران از سوی اوکراین نیز قابل تأمل است. اوکراین که در جنگ با روسیه بخش مهمی از زیرساختهای خود را از دست داده، اکنون ظاهراً در حال ایفای نقشی تازه برای افزایش فشار بر ایران است؛ حمله به یک کشتی تجاری ایرانی در دریای کاسپین و اعلام رسمی آن، این احتمال را تقویت کرده است.🎯 هدف از این جبههگشایی میتواند آن باشد که آمریکا و رژیم صهیونیستی با استفاده از یک طرف ثالث، برخی اقدامات علیه زیرساختهای ایران را دنبال کنند.🔥 ایران در برابر آمریکا و اسرائیل، معادله «زیرساخت در برابر زیرساخت» را برقرار کرده است؛ آنها میدانند هرگونه تعرض به زیرساختهای ایران، میتواند زیرساختهای نفتی منطقه را در معرض تهدید قرار داده و با تشدید بحران انرژی، هزینههای سنگینی برای آنان ایجاد کند.🧩 اما در قبال اوکراین چنین معادلهای وجود ندارد. کشوری که بخش زیادی از زیرساختهایش آسیب دیده، ممکن است در برابر دریافت تسلیحات و حمایتهای نظامی، به ابزاری برای افزایش فشار علیه ایران تبدیل شود.⚖️ در چنین شرایطی، پاسخ به اقدامات احتمالی اوکراین باید با دقت و محاسبه انجام شود؛ پاسخی که هم بازدارندگی لازم را ایجاد کند و هم طرفهای اصلیِ پشت این اقدامات را به اهداف مورد نظرشان نرساند.📝 جمعبندی: در جنگهای جدید، میدان نبرد تنها به خطوط مقدم محدود نیست؛ زیرساخت، انرژی، اقتصاد و جنگ روانی نیز بخشی از معادله قدرت هستند و هر تصمیمی باید با نگاه راهبردی اتخاذ شود.
⚠️ تحلیل | معادلات جنگ و فشار بر زیرساختها ⚠️💥 آمریکا دیشب بمبارانی انجام نداد.📈 با عبور قیمت نفت از ۱۰۰ دلار، ورود یمن به جنگ و تهدید تأسیسات نفتی عربستان، بحران اقتصادی در حال شعلهور شدن است.🛢️ به نظر میرسد آمریکا بهدنبال معادلهای است که قیمت نفت را به محدوده ۶۰ دلار بازگرداند؛ به این معنا که تا رسیدن قیمت نفت به حدود ۱۰۰ دلار (آستانه ورود به بحران)، فشار و حملات را ادامه دهد و سپس با طرح آتشبس، از جمله با دربرگرفتن یمن، هم قیمت نفت را کاهش دهد و هم زمینه تنشهای سیاسی داخلی در ایران را افزایش دهد تا شرایط برای مرحله بعدی فشار و تضعیف توان دفاعی فراهم شود.🤝 طبق برخی گزارشها، آمریکا پیشنهاد آتشبسی را مطرح کرده که یمن نیز بخشی از آن باشد.
✅ چرا در امارات، قطر و برخی کشورهای مشابه، با وجود قرار داشتن در متن بحران، هیچ تجمع یا واکنش جدی مردمی دیده نشد؟ چون این کشورها بیش از آنکه «ملت» داشته باشند، صرفاً مجموعهای از ساکناناند. ملت با تاریخ، خاطره و هویت مشترک شکل میگیرد؛ اما این کشورکها نه روایت تاریخی عمیقی دارند و نه خاطرهای جمعی که مردم را در بزنگاهها کنار هم قرار دهد. به همین دلیل هم در بحرانهای بزرگ، واکنشهای اجتماعی و مردمی چندانی از آنها دیده نمیشود.
⚡ ظهر چهارشنبه به وقت تهران، قیمت نفت برنت از بشکهای ۹۴ دلار عبور کرد. اگر میخواهید به ترامپ فشار وارد شود و وادار به امتیازدهی شود، سخنی از مذاکره به میان نیاورید و به بازار علامت ندهید؛ اما اگر میخواهید به دشمن کمک کنید، مصاحبه کنید، توییت بزنید و پیامهایی منتشر کنید که به نفع او تمام شود.
🕊️ من هوادار اعلام آتشبس در بهار بودم، چون معتقد بودم برنده نهایی جنگ زیرساختی در منطقه، رژیم خواهد بود و دقیقاً قرار بود این مرحله را خود رژیم آغاز کند. بدیهی بود که برای رژیم اهمیتی نداشت چه بر سر آمریکا بیاید. اما اکنون که آمریکا رأساً تصمیم گرفته وارد جنگ زیرساختی شود، شرایط با روزهای نخست آتشبس تفاوت کرده است.📉 ذخایر آمریکا کمتر شده، جدول آزادسازی ذخایر آژانس بینالمللی انرژی رو به پایان است، احتمال بازگشت چین به بازار در فصل چهارم سال افزایش یافته، فصل اورهال اجباری پالایشگاههای آمریکا نزدیکتر شده و انتخابات میاندورهای نیز نزدیک است؛ ضمن اینکه آن زمان خبری از توقف تولید فرآوردههای روسیه نبود. آمریکا در مرحله فعلی جنگ، آشکارا شکست خورده است.⚖️ آمریکا نیاز به تشدید تنش دارد، اما در عین حال با محدودیتهای جدی در این مسیر مواجه است. در چنین وضعیتی، تنها راه عبور از جنگ زیرساختی، برجسته کردن هزینهها و محدودیتهای تصعید است. برای حفظ زیرساختهایی که دههها و نسلها برای ساخت آن تلاش شده، راهی جز اعلام صریح معادله «اصابت به تولید نفت در برابر اصابت به زیرساخت» به ذهنم نمیرسد.📢 این اعلام، از نظر عقلانی، باید سریع، روشن و بدون تردید باشد؛ بهگونهای که پیام آن این باشد: «هر دردی که در شهرهای ایران احساس شود، عیناً در بازارهای نیویورک نیز احساس خواهد شد.»🌍 اگر ایران نتواند از چالش ذهنی جنگ زیرساختی عبور کند، چه یک کشتی در تنگه هرمز هدف قرار بگیرد و چه نگیرد، آمریکا به زیرساختهای ایران حمله خواهد کرد. اما اگر ایران بتواند با چنین معادلهای یا چیزی شبیه آن از این چالش عبور کند، سرنوشت خود را رقم خواهد زد.
🔴ایران دو «اهرم راهبردی» در اختیار دارد: تنگه هرمز و زیرساختهای نفتی منطقه. این ظرفیتها اکنون در دسترس هستند و میتوان از آنها برای عبور از شرایط دشوار استفاده کرد.✅ هدف قرار دادن صرفِ پایگاههای نظامی، اثر تعیینکنندهای ندارد؛ چراکه لزوماً تغییر محسوسی در بازار نفت ایجاد نمیکند.
🌟 اگر جنوب بیفته دست راکفلرها، سهم بومیها آخرش میشه بلالفروشی کنار جاده. حاج محسن! اعراب هم باید یه «آخ» بگن و هزینه بدن؛ نمیشه جنوب ایران زیر ضرب باشه و اون طرف آب در آرامش. تا کی قراره به مردم نگیم امارات هم تو این بازی نقش داره؟ از دهه شصت تا امروز با…🌟 به نظر میرسد در حال تکرار یک خطای راهبردی هستیم. جنگ صرفاً به موشک و پهپاد محدود نمیشود؛ انرژی، نفت و زیرساختهای حیاتی نیز بخشی از میدان نبرد هستند. وقتی بازار نفت را برای آمریکا آرام میکنیم، عملاً فضای مانور بیشتری برای ادامه فشار و سیاستهای تهاجمی فراهم میشود.🚨 از سوی دیگر، هدف قرار دادن زیرساختهایی مانند نیروگاهها و آبشیرینکنهای کشورهای عربی، لزوماً به معنای وارد کردن هزینه مستقیم به آمریکا نیست؛ بلکه در بسیاری موارد میتواند به سود پیمانکاران و مجموعههای اقتصادی وابسته به آن تمام شود. مسئله اصلی این است که دقیق تشخیص دهیم در کجا در حال تحمیل هزینه به طرف مقابل هستیم و در کجا، ناخواسته، مسیر منافع او را هموار میکنیم.