انتشار آمارهای اخیر جابویژن مبنی بر اینکه ۵۸٪ از کارجویانِ فاقد شغل، پساندازی کمتر از یک ماه حقوق…
انتشار: 2026/08/05 15:23 UTCدریافت: 2026/08/16 09:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 09:50 UTC
انتشار آمارهای اخیر جابویژن مبنی بر اینکه ۵۸٪ از کارجویانِ فاقد شغل، پساندازی کمتر از یک ماه حقوق دارند، زنگ خطری جدی را به صدا درآورده است. این شاخص را نباید صرفاً یک آمار اقتصادی خنثی تلقی کرد بلکه نمایانگر ورود ساختار اجتماعی و اقتصادی به منطقهی بحرانیِ معاش بر لبهی پرتگاه است. تلاقی رکود تحمیلشده ناشی از سایهی جنگ، کاهش شدید سرمایه در گردش شرکتها و راهبرد بقای سازمانها بر محور تعدیل و انقباض، چرخهای معیوب را پدید آورده که فهم پیامدهای آن نیازمند تحلیلی میانرشتهای در بستر اقتصاد سیاسی و جامعهشناسی است.از منظر اقتصادی، وضعیت کنونی مصداق بارز انقباض ساختاری بازار است. در شرایطی که ریسکهای سیستماتیک ناشی از نااطمینانیهای سیاسی و جنگ، نرخ بازگشت سرمایه را به شدت کاهش داده است، بنگاههای اقتصادی برای جلوگیری از ورشکستگی به ناچار دست به تعدیل گسترده میزنند. این امر به شکلگیری پدیدهای به نام بیکاری ساختاری مزمن منجر میشود که در آن، نیروی کار اخراجشده به دلیل رکود عمیق حاکم بر بازارها، توان بازگشت به چرخه مولد را ندارد. وقتی همزمان با صفر شدن درآمد، هیچ پساندازی نیز وجود نداشته باشد، تقاضای کل در اقتصاد به شدت سقوط میکند، بازار مصرف کوچکتر میشود و شرکتهای بیشتری به سمت ورشکستگی سوق داده میشوند. این همان مارپیچ مرگباری است که اقتصاددانان از آن به عنوان رکود تورمیِ فرساینده یاد میکنند.در سطح جامعهشناسی، این پدیده ابعادی به مراتب پرهزینهتر و خطرناکتر پیدا میکند. از دیدگاه نظریهپردازان بحرانهای اجتماعی، هنگامی که طبقهی متوسط و بدنهی وسیعی از نیروی کار به زیر خط فلاکت رانده میشوند، هنجارگریزی اجتماعی رشد چشمگیری مییابد. محرومیت نسبی و مطلقِ همزمان، احساس بیهودگی، ناامیدی عمیق نسبت به آینده و از دست رفتن سرمایههای اجتماعی را به دنبال دارد. در جامعهای که بخش بزرگی از جوانان و سرپرستان خانوار آن فاقد حداقلهای امنیتی برای زیست بیولوژیک خود هستند، همبستگی اجتماعی رنگ میبازد. این وضعیت زمینهساز فروپاشی نهاد خانواده، افزایش آسیبهای روانی، جرمزایی ناشی از ضرورتهای بقا و در نهایت فرسایش شدید تابآوری عمومی میشود.بنابراین، وقتی از بمب ساعتی سخن میگوییم، منظور گذار از بحران معیشتی به بحران ژرفِ امنیت انسانی و اجتماعی است. شرایطی که در آن، گسیختگی پیوندهای اقتصادی مستقیماً به بحرانهای ساختاری در سطح کلان جامعه پیوند میخورد.اما این را هم بدانید که تمامی خزعبلاتی که بالا گفتم سر سوزنی ارزش ندارد چون هیچ دردی از جامعه حل نمیکند، چون در سطح فردی راهحلی ارائه نمیکند، چون در بین مسئولین گوشی برای شنیدن نیست انگیزهای هم برای برطرف کردن نیست. فقط مینویسم که نوشته باشم.سامان فائق@SamanFaeghAcademy



