توهم جنگ بجای انقلاب ۱ علی طایفیتجربه استفاده سیاسی حکومتها از جنگ و هراس و تهدید به وقوع جنگ برای…
انتشار: 2026/07/16 05:15 UTCدریافت: 2026/08/08 00:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 00:17 UTC
توهم جنگ بجای انقلاب ۱ علی طایفیتجربه استفاده سیاسی حکومتها از جنگ و هراس و تهدید به وقوع جنگ برای کاهش فشار داخلی، منحرف کردن افکار عمومی یا تقویت انسجام ملی، پدیدهای است که مسبوق به سابقه است. در علوم سیاسی این ایده را بعنوان نظریه جنگ انحرافی تعریف میکنند و نمونه کلاسیک آن نیز ترفندی است که در حکومت نظامی آرژانتین رخ داد. حکومت نظامی آرژانتین با بحران اقتصادی، اعتراضات و کاهش مشروعیت شدید سیاسی روبهرو بود. در سال ۸۲ برای فروکاستن حجم اعتراضات درون مرزی و انحراف افکار عمومی به تهدید حمله دشمن خارجی، مبتنی بر ایده دشمنتراشی، اشغال جزایر فالکلند صورت گرفت تا باعث افزایش موجی از ملیگرایی و کاهش حجم اعتراضات شود که البته در کوتاهمدت، چنین نیز شد.اما شکست سریع آرژانتین در برابر بریتانیا، نه تنها انقلاب و طغیان مردم را متوقف نکرد، بلکه به سقوط حکومت نظامی وقت انجامید. نمونه اخیر از زمره مواردی است که نشان میدهد سرانجام جنگ افروزی سبب سقوط نظام حاکم جنگافروز خواهد گردید. در این میان شواهدی نیز وجود دارد که وقوع جنگ، سببساز توفیق حاکمیت سیاسی در تثبیت نظام سیاسی حتی در کوتاهمدت گردیده است.چه بسا جنگ تحمیلی حاکمیت دینی ایران به مردم با کشور همسایه، عراق در طول هشت سال خانمان برانداز از این نمونههایی است که زمینه سرکوب و قتلعام شدید مخالفان سیاسی را فراهم آورده و جمهوری اسلامی کنونی را تثبیت کرد. تصفیه نظام سیاسی از مخالفان، اعدام و کشتار جمعی مخالفان، تبعید و مهاجرت اجباری بخش بزرگی از هوادارن احزاب و سازمانهای سیاسی به خارج از کشور و سرکوب، بازداشت، شکنجه و اعدام معترضان در طی جنگ هشت ساله از دستاوردهای پیروزمندانه حاکمیت ولایی بود. تجربه موفق جنگافروزی حکومت ولایی در دهه شصت اگرچه چندین سال به دوام این نظام سیاسی منجر شد ولی با بروز مسایل مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در جامعه، که محصول ناکارآمدی و فساد مدیریت عالی حاکمیت دینی بود، حتی با تهدید و هراساندن مردم و نهادهای مدنی از سوریهای شدن، جنگ و تهدید دشمنان خارجی مفروض، نتوانست در خاموش ساختن شعلههای جنبشهای اجتماعی موفق شود.بخش نخودمغز و نظامیگرای نظام سیاسی که به قدرت اسلحه بجای اندیشه و قلم متکی است همچنان با همان ایده آتشافروزی در جنگ انحرافی در پی بقای سیاسی خود است. در طی چندین دهه فساد و تباهی و از بین بردن زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی و حتی محیط زیست درکشور از یکسو و تغییرات اندیشگی و نسلی مردم پس از قریب پنج دهه از انقلاب ۵۷ از سوی دیگر، ایدههای نخنمای جنگافروزی دیگر پاسخگوی نیازهای ساختاری نظام سیاسی نبوده و نیست.ادامه داردسنجشگری مسایل اجتماعی ایرانtelegram.me/alitayefi1
