دیگرسازی با هویتهای سلبیعلی طایفیمدت اخیر شاهد پدیدهای هستیم که هرچند خیلی سیاستِ نخنمانمودهای…
انتشار: 2026/08/13 05:51 UTCدریافت: 2026/08/15 03:23 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:23 UTC
دیگرسازی با هویتهای سلبیعلی طایفیمدت اخیر شاهد پدیدهای هستیم که هرچند خیلی سیاستِ نخنمانمودهای است ولی بین دولتهای اقتدارگرا برای دیگریسازی یا Othering، همچنان از خود جانسختی نشان میدهد.حتی جریانی از جریانِ نوگرا، دموکرات و بخشی از نیروهای چپ از این تکنیک استفاده میکنند؛ به این شکل که با هویتیابیهای سلبی، به جای اینکه به اثبات خودشان بپردازند، از یک طرف به جای اینکه به دشمن اصلی در ساختار قدرت بپردازند، میبینید با حذف گروههای رقیب به دنبال تعریف خودشان هستند.در این «دیگریسازی» (که شاید مثلاً تاریخچه طولانی هم دارد و از هگل گرفته تا اندیشههای خیلی ایده آلیستی تا حتی ادوارد سعید که معتقد بود حتی غرب با تحقیر شرق به دنبال هویتیابی است)، به نظر میآید که هویتیابیهای سلبی جایگزین هویتیابیهای ایجابی شده است.بخشی از جریانها به نظر میرسد به دلیلی که فاقد آلترناتیوهای تعریفِ و تعین هویت «خود» هستند، بیشتر با «دیگری» به تعریف خود میپردازند. این به این معنا است که همان روشی که جمهوری اسلامی استفاده میکند، بعنوان یک میراث از خودش جابهجا گذاشته است.هم جریان سلطنتطلب هم برخی افراد و جریانهای سیاسی و حتی رسانهها به جای اینکه به اثبات مفروضات خودشان، سناریوهای توسعه در کشور، آلترناتیوسازی و سازماندهی و ساماندهی نظام فکری و نظام سیاسی خودشان بپردازند، بیشتر به دنبال زدن یکدیگر یا رقیب هستند.به معنای دیگر به جای اینکه تمام نیرویشان صرف سرکوب مردم شود، بخش بزرگی از نیروها صرف تخریب یکدیگر برای احراز هویت خود میشود. این امر درواقع جایگزین صرف بخش بزرگی از نیرو و قوا برای سازماندهی و ساماندهی مبارزه علیه نظام سیاسی حاکم شده است.متاسفانه کمتر میتوان مشاهده میشود که جریانهای روشنفکر، دموکرات و چپ که باید بیشترین نوکِ تیزِ حمله خودشان را به سمت جمهوری اسلامی نشان بگیرند؛ عمدتاً دارند به دیگریزدایی از رقیب در قالب ستیز با سلطنت و هواداران آن میپردازند. به نظر من این یک بیراهه است و یک میراث شومی است که از جمهوری اسلامی و نظام اقتدارگرا برای مردم و جبهه بزرگ اپوزیسیون باقی مانده است.سنجشگری مسایل اجتماعی ایرانtelegram.me/alitayefi1
