سه نظریه قدرت در جامعهشناسیعلی طایفیبوردیو معتقد بود قدرت فقط با زور اعمال نمیشود، بلکه از طریق ق…
انتشار: 2026/08/19 05:15 UTCدریافت: 2026/08/21 18:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 18:45 UTC
سه نظریه قدرت در جامعهشناسیعلی طایفیبوردیو معتقد بود قدرت فقط با زور اعمال نمیشود، بلکه از طریق قدرت نمادین مردم را وادار میکند نابرابریها را طبیعی و مشروع بدانند. به همین دلیل، افراد اغلب بدون آگاهی، همان ساختارهای سلطه را بازتولید میکنند.گرامشی مفهوم هژمونی را مطرح کرد؛ یعنی سلطهای که با رضایت مردم شکل میگیرد، نه صرفاً با اجبار. زمانی که ارزشهای طبقه حاکم به «عقل سلیم» جامعه تبدیل شود، قدرت پایدار میماند.فوکو قدرت را در گفتمان میدید؛ مجموعهای از قواعد که تعیین میکند چه چیزی قابل بیان، چه کسی معتبر و چه چیزی حقیقت است. از نظر او، قدرت فقط سرکوب نمیکند، بلکه دانش، هویت و واقعیت اجتماعی را نیز تولید میکند.سنجشگری مسایل اجتماعی ایرانtelegram.me/alitayefi1
پستهای تلگرام — علی طایفی (سنجشگری مسايل اجتماعی ايران)
نظریههای عمده سیاسیاز بین نظریههای عمده سیاسی میتوان به برخی از مهمترین آنها در تصویر پیوست اشاره کرد.سنجشگری مسایل اجتماعی ایرانtelegram.me/alitayefi1
حکومت مجرم، جامعه جرمزاعلی طایفیسالهای پس از انقلاب همواره شاهد دو نرخ حداکثری در زمینه امور جنایی و قضایی بودهایم. نخست رتبه اول حکومت ایران در اعدامهای گسترده اجتماعی و سیاسی. سوس نرخ بالای زندانیان در کشور که از ارقام بیش از نیم میلیون تا دویست هزار نفر در نوسان بوده است. اگرچه افزایش اعدامهای در اساس برای کاهش جرایم بوده است ولی ناکارآمدی حکومت دینی در مدیریت امور اقتصادی و اجتماعی در کشور سبب شده است که جرایم اجتماعی نیز همچنان از نرخ بالایی برخوردار است. طبق بررسیهای اجتماعی در برخی کشورهای با نرخ اندک جرایم اجتماعی، هرچه نظام سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در یک کشور از سلامت و امنیت بیشتز برخوردار باشد، نرخ جرایم و زندانیان در آن کشور نیز کاهش مییابد. این گزاره در ساختار سیاسی ایران کاملا معکوس عمل کرده و میکند . از این منظر باید گفت جامعه جرمزا، محصول حکومت مجرم است.سنجشگری مسایل اجتماعی ایرانtelegram.me/alitayefi1
ما همه در سلولهای انفرادی هستیمعلی طایفینظام قدرت برای توجیه حیاتی و ماهیتی وجود سیستم سرکوب، زندان، شکنجه، اعدام، پلیس، نیروی انتظامی، مربیان مدنی و تربیت انسان تابع نیازمند وجود افراد نابهنجار و به تعبیر همان سیستم مجرم است. بدون وجود مجرم، نظام قضایی و سیاسی و حتی قانونگذاری مستندی برای بقا نخواهد یافت. از اینرو در نظام آموزشی و تربیتی حاکم بر جوامع معاصر، همه افراد انسانی در ساختاری متصلب اسیر هستند. نظامهای ارزشی هنجارمند بازتولید شده در جامعه چنان تعبیه شده است که فرد در سلولهای زندان باید و نبایدهایی در حبس ابد هست که موافق بقای نظام حاکم باشد. زیر نام امنیت، نظم عمومی، انسجام اجتماعی، یکایک ما روزانه چونان زندانبانی با اعمال شاقه محکوم به حیاتی هستیم که برای حیات صاحبان قدرت در ساختاری ناسالم است. سخنان فوکو در این میان راهگشاست.سنجشگری مسایل اجتماعی ایرانtelegram.me/alitayefi1
مانیفست جامعهشناسیعلی طایفیجامعهشناسی را اگرچه به دهها گونه متفاوت تعریف، تقبیح و تمجید کردهاند ولی میتوان یک تعبیر انقلابی از آن نیز بدست داد. تعبیر علم انقلابی به زبان کوهن (Cohn) از این رشته از دانش انسان، معطوف به شناختی است که تغییر در ذات آن است. به بیان دیگر جامعهشناسی، فقط دانش شناخت نظری و تفسیر و تبیین روابط و قانونمندی پدیدهها نیست. بلکه دانش تغییر اجتماعی، تبیین تحولات قانونمندیها، نقد نظامهای مسلط موجود و چالشگری ساختار قدرت است.رسالت جامعه شناسی، پرسشگری از نهادهای قدرت و افشای نابرابری، ستم اجتماعی و جنسیتی، تضادها و سلطه طبقاتی است. مهمترین نقش و کارکرد جامعهشناسی تحولخواه، برملاسازی قانونمندیهای پنهان در ساختار اجتماعی است، ساختاری که تعیینکننده مسائلی است که حیات امن انسان، آزادی او و برابری حقوق اجتماعی اش را تهدید میکند. اصل مقاله به فارسی در اینجا و مقاله به انگلیسی در اینجا سنجشگری مسایل اجتماعی ایرانtelegram.me/alitayefi1
مطالعه تطبیقی دو جنبش زن زندگی آزادی و خیزش۱۴۰۴علی طایفیبیش از یک دهه است که جنبشهای اجتماعی بصورت سریالی و بعنوان مهمترین کانون تحول در تغییرات سیاسی ایران بوقوع میپیوندد. در متن و بطن این جنبش، ساختار قدرت همواره مورد چالش اساسی بوده و همواره نیز به اشکال مختلف سرکوب شده است. فوران جنبشهای مدنی در جامعه استبدادزده ایران نشان از بلوغ اجتماعی و سیاسی مردم معترضی است که علیه نظام قدرت در قالب ولایی مافیایی ایستادگی میکنند. مطالعه جنبشها از یکسو و تاکید بر تحلیل جنبش اخیر اجتماعی در ۱۴۰۴ که هنوز نیز بارقههای خونین آن در آتشبس مشهود است، نگاهی است که برخلاف همیشه با رویکردی سیاسی به جامعه، از متن جامعه به نهاد سیاست افکنده میشود. بدون مطالعه تاریخ تبار یک جنبش نمیتوان به هویت آن و سپس فرافکنی روندهای محتمل آن در آینده قابل پیشبینی دست یافت. اصل مقاله را در اینجا بخوانیدسنجشگری مسایل اجتماعی ایرانtelegram.me/alitayefi1
بحران معانی ۳علی طایفیاگر از بحث آنومی شروع کنیم میبینیم که رشته درازی است که در آن بحران مفاهیم رخ داد و دوران گذار تحولات سیاسی در کشور که هنوز درونش هستیم و بعد وقوع جنگ که یک پارامتر جدیدی است و یک پارامتر دیگر که مهاجرت ایرانیان است.پیش از این گفتم که بخش بزرگی از مهاجرت ایرانیان خارج از کشور که پس از انقلاب رخ داد، قریب ۱۰ درصد جمعیت ما را تشکیل میدهند و این جمعیت در قریب بیش از ۷۰ کشور دنیا پراکنده شدند. کندن از ریشهها، کندن از خاک و سرزمین و پشت سر گذاشتن یک فرهنگ و بخصوص جغرافیا و عدم امکان بازگشت به میهن، نشانههایی از این است که اساساً بحرانها فقط به حوزههای روانتنی یا روانشناختی یا حوزههای اجتماعی یا اقتصادی منجر نمیشود؛ بلکه سببساز بحران در معانی و منتالیته یا افکار ما هم میشود.دو قطبیهایی از این دست که دوست کیست، دشمن چه کسی است؟ ارزشهای دفاع از جنگ و صلح کجاست؟ مرزهای مشخص آنها، ما و دیگری که همواره بدان پرداختیم، امروز میبینید که حتی بین دو تا دوست، اعضای یک خانواده هم تناقض و مناقشات زیاد شده و عدم دوستی رخ میدهد.فاصله بین وطنپرست و وطنفروش، آزادی و اسارت، ارتجاع و پیشرفت، مجموعهای از اینها به نظر من بخش عمدهاش برمیگردد به بویژه بین مهاجران ایرانی خارج از کشور که اساساً از خاک و سرزمین خودشان دور شدند و اینبار برای رهایی کشورشان حتی لزوماً خاک یا سرزمین خود را به طور عینی در ذهنشان نمیگنجانند. به همین خاطر است که می بینیم که بسیاری احیاناً دنبال پرچم اسرائیل هستند، از این و آن دو جنایتکار بزرگ جنگی مثل ترامپ و نتانیاهو در آمریکا و اسرائیل حمایت میکنند تا احیاناً بیایند و کشور رو مورد حمله قرار بدهند. دلیلش نیز این هست که آنان میخواهند در واقع حکومت سیاسی رو تغییر بدهند ولی با پارادایمها و یا دیدگاهها و الگوهای نظری این کار رو انجام میدهند که بخش بزرگی از آن با آنچه که در جامعه ایران و ایرانیان مقیم در سرزمین ایران وجود دارد، در تضاد بوده و لزوماً همسو نیست.به همین خاطر در فضاهای مجازی میبینیم که به شدت درگیریهایی از این دست رخ میدهد. به اعتقاد من مهمترین تناقضات اصلی و بحرانهای امروز برمیگردد به بحرانهای موجود در پیرامون ما و سپس بحرانهای ذهنی که سبب این شده که ما هنوز نتوانستیم این پکیج رو خوب ببندیم و طبیعتاً تبعات انسانی و اجتماعی خیلی گزاف و هنگفتی در پی دارد.سنجشگری مسایل اجتماعی ایرانtelegram.me/alitayefi1




