علت ش این بود که این دوستان باید زودتر برمیگشتند تا کارهای موکب رو انجام بدن، خریدهای اقلام رو صو…
انتشار: 2026/07/21 20:34 UTC
علت ش این بود که این دوستان باید زودتر برمیگشتند تا کارهای موکب رو انجام بدن، خریدهای اقلام رو صورت بدن، وسایل مورد نیاز موکب رو خرید کنند و زودتر بار بزنند تا برگردن؛ این عزیزان باید ۳۰ م برمیگشتند. الان ۲۴ م تیرماه بود.همه این عوامل دست به دست هم دادند که اینها شبانه روز کار کنند.کارها داشت انجام میشد؛ و رسیدیم به شب آخر و ما قصد داشتیم برگردیم.از روز قبل به "حاج فارس" گفته بودم ولی خب طبیعتا ایشان کار داشتند ؛ روزش زنگ زدم که "حاج فارس" ما احتمالا امشب راهی بشیم و البته بچه ها یک هفته دیگه برمیگردن.خیلی دوست داشتم برای آخرین بار "حاج فارس" رو ببینم ؛ و خیلی ازش تشکر کنم. و بهش بگم که اگر "سید رضا و شما" نبودی ؛ نه این کار خوب صورت میگرفت و نه این موکب که مخاطبین ما بهشون کمک کردند، اگر از اون پول های جمع شده، هزینه این موارد رو میدادن پولی نمیموند که زائرین اربعین رو پذیرایی کنند.روز آخر "حاج فارس" تماس گرفت و چقدر ناراحت شد که نمیتونه برسه که با ما خداحافظی کنه ولی گفت براتون یه جای خوبی دعا کردم ؛ راست میگفت "حاج فارس" فیلم ش رو فرستاد. تو فیلم داخل حرمین شریفین کاظمین داشت برای ما دعا میکرد و میگفت زود برمیگردم.[وقت خداحافظی رسید]موکبی که من در سفرهای کربلام اولین بار بود واردش شده بودم ؛ برام حس عجیبی داشت.و موکبی که دیگه در شان زائر امام حسین (ع) بود.موکبی که دیگه زائر میتونست روی تمیزی ش حساب باز کنه.موکبی که باید از خودش هم خداحافظی میکردم ؛ یک تیکه از این مسیر بهشت.صاحب عربی محل موکب برای خداحافظی از ما اومد ؛ بهش گفتم حلال کن، خوبی بدی اگر از ما دیدین و اینکه این عزیزان بعد ۱ هفته برخواهند گشت ولی احتمالا من اربعین نمیام.گفتش که شخص شما بنده رو حلال کن ممکنه از زبان م حرفی در رفته باشه ولی من تو رو حلال نمیکنم؟گفتم من رو؟گفت بلهگفتم چرا؟گفت وقتی حلال میکنم که اربعین بیاییخنديدم (ولی واقعیتش اینکه واقعا بخاطر کارهای زیادم، خیلی سخته برام که دوباره در اربعین برگردم)موقع برگشت و در مسیر از مدیر موکب ایرانی پرسیدم که چقدر از پول های مخاطبین هزینه کردیم ؛ حساب کتاب کردیم ؛ تقریبا ۳۲۰ میلیون از پول مخاطب خرج شده بود و خوشحال بودم که دقیقا در محلی که نیت کرده بودیم خرج شده بود و من ۱۲ روز فقط برای اینکه خودم حضور داشته باشم به محل این خرج کردن پول مخاطب، اینجا بودم.رسیده بودیم به دشت الکوت عراق ؛ خورشیدی به ساعت ۶ صبح طوری مینواخت که انگار وسط ظهر در منطقه خودمون بود.یک لحظه به فکر رفتم ؛ ۱۲ روز قبل، من کجا بودم، یک شماره از "سید رضا"، یک خواسته ازش، یک تیم ۱۳ نفره، "حاج فارس" ، موکب ، سرویس های بهداشتی و حمام ها و .... اصلا چی شد که یهو این مدلی همه چیز یهو ردیف شد؟ چطور شد همه اومدن پای کار؟ بار دوم بود که امام حسین(ع) بهم نشان داده بود که من حل خواهم کرد، تو فکرهای خودم غرق بود.راننده گفت ؛ رسیدیم مهران.من برگشتم ولی چیزی که مشهود هست ؛ اربعین به مشایه نخواهم رفت ولی خب خرید های موکب برای زائرین، مهماننوازی موکب، سرویس بهداشتی های تمیز، حمام های خوب، آشپز ایرانی، غذاهای خوب، آب سرد، محیط صمیمی و ... منتظر شما مخاطبین عزیز هست.حتما به موکب سر بزنید ؛ ۲۵۰ متر مونده به عمود اول از سمت نجف هست ؛ موکب سیدالشهدا. خادمین عزیز ؛ منتظر مهمان نوازی از شما هستند.🔶🔹 آماج🔶🔹مقاومت نیوز@Amaj24@moghavematnews_ir




