بادِ سرگردان به دوشش میکشد تابوتِ ما ما سکوتِ مرگبارِ قلههای بیکسیم#امیرپرهام_عبدی @Amirparham_a
انتشار: 2026/07/08 14:46 UTC
بادِ سرگردان به دوشش میکشد تابوتِ ما ما سکوتِ مرگبارِ قلههای بیکسیم#امیرپرهام_عبدی @Amirparham_a
پستهای تلگرام — Amirparham.a
باید که نماز حاجتم را سوی قبلهی تو بخوانم؟#امیرپرهام_عبدی#ذکر_امشب@amirparham_a
بلدم باش و ببین، بلدم دور تو پروانه شوم.#ذکر_امروز#امیرپرهام_عبدی@amirparham_a
خیال تو چای سرد شدهو این واژههای لعنتی که حسرت جای خالیت را پررنگ و پر رنگتر میکنند#امیرپرهام_عبدی@amirparham_a
بلدم باش و ببین، بلدم دور تو پروانه شوم.#بداهه#ذکر_امروز#امیرپرهام_عبدی
سرابِ وعدههایت عاقبت از عقل دورم ساختشرابِ ناامیدی بندِ غم در جانِ جامم کردکبوتر بودم و شوقِ پریدن در سرم میزدولیکن گردشِ دوران اسیرِ قفلِ دامم کردبه دل گفتم که راهِ عاقلان را پیشِ رو گیردخیالِ پختگی با عشق، اما باز خامم کردسکوتِ ممتدم در دادگاهِ دل گواهی دادکه بغضِ بیامانِ گریه لکنت در کلامم کردهما بختِ خوشی بودم که در اوجِ سرافرازیسقوط از مِهرِ او آوارهی هر کوی و بامم کردمن آن صیدم که صیادم به تیرِ طعنهها فرسودهجومِ عشقِ ناگاهت ولی یکباره تمامم کردمن آن صیدم که صیادم به تیرِ طعنهها فرسودچنان بیگانه شد با من که حتی ردِّ سلامم کردبه جز حسرت نبودم سهمی از دنیایِ زیبایتغمِ هجرانِ تو حتی تنفس را حرامم کرد#امیرپرهام_عبدی@amirparham_a
امشب منم و حسرت و این چشمِ گذاییای کاش که از سمتِ سحرگاه درآییای رونقِ جانم، دگر از غصه لبالبتا چند در این خانهیِ تاریک، کجایی؟فنجانِ به لب و این شبِ تاریکی ظلمتسهمم شده بعد از تو همین رنجِ جداییآتش زده اندوهِ غمت بر تنِ این باغای کاش بیایی و دلم را برباییفریادِ من از بهتِ سکوتت به هوا رفتتا کی به اسارت بکشانی، بنمایی؟من غرقِ خیالِ توام و مرغِ دلِ منپر زد که از این بند کُند حسِّ رهاییبشکن دلِ خود را و ز کویم تو گذر کنبیزارم از این غصه و این جور و جفاییدر دایرهیِ حسرتِ چشمِ تو اسیرمبشکن قفسِ این دل و آور تو صفاییتاریخ، جهانسوز و پر از جنگ و تفنگ استچشمت شده در کشورِ دل، شاهِ خدایی#امیرپرهام_عبدی@amirparham_a
