در هبوط به دنیا از آشیان برداربه بال شوق، غباری ز آستان بردارکشیده مِست زجاجی به شیشهها طرحیبیا و…
انتشار: 2026/07/22 18:44 UTCدریافت: 2026/08/01 00:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:01 UTC
در هبوط به دنیا از آشیان برداربه بال شوق، غباری ز آستان بردارکشیده مِست زجاجی به شیشهها طرحیبیا و پرده ز اسرارِ این نهان برداردوباره پنجره از عطرِ صبح لبریز استغبارِ کهنه ز آیینهٔ جهان بردارغبارِ کهنه نشسته به رویِ آینه هابیا و دستِ ارادت از این نشان بردارهزار برگِ طلا ریخت زیرِ پایِ درختبیا و روسریِ از گیسوی خزان بردارگرفته بغضِ غلیظی گلویِ باران راسحابِ صاعقهآمیز از آسمان بردارنشانه رفته غرورت دلِ ضعیف مراشکار مصلحتی کن، زه از کمان بردار#امیرپرهام_عبدی@Amirparham_a


