گرچه باران شست بارِ غصّه را از دوشِ منهمچنان سنگین غمی بر دلِ مدهوشِ که بود؟نقشِ نامی مانده بر دیوا…
انتشار: 2026/08/08 20:05 UTCدریافت: 2026/08/11 05:48 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 05:48 UTC
گرچه باران شست بارِ غصّه را از دوشِ منهمچنان سنگین غمی بر دلِ مدهوشِ که بود؟نقشِ نامی مانده بر دیوارِ تاریکِ هبوطاین خطِ پر پیچ و خم، امضایِ مخدوشِ که بود؟شمع هم آهسته در سوگِ سیاهی آب شدراستی این شعلهیِ روشن، قباپوشِ که بود؟در سکوتِ سردِ شب سازی نوایِ غم نواختنغمهیِ جانسوزِ این سازِ بلاکوشِ که بود؟از هجومِ بادِ وحشی، باغبان در خود شکسترازِ این پژمردگی در غنچهیِ نوشِ که بود؟قفلِ لبها را گشودم تا بگویم رازِ دلمهرِ خاموشی ولیکن سهمِ آغوشِ که بود؟عاقبت بارِ سفر بستیم و دل غافل که بازقصهیِ آوارگی آویزه بر گوشِ که بود؟#امیرپرهام_عبدی@Amirparham_a


