برزخ میانِ رفتن و ماندنتنها سزای سادگیها بودمن در نگاهت غرق میگشتموقتی دلت مغرورِ دریا بوداز من چ…
انتشار: 2026/08/16 11:02 UTCدریافت: 2026/08/21 03:21 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 03:21 UTC
برزخ میانِ رفتن و ماندنتنها سزای سادگیها بودمن در نگاهت غرق میگشتموقتی دلت مغرورِ دریا بوداز من چه بر جا مانده بعد از تو؟یک سایهی بیروح و بیتصویردر انجمادِ آخرین لبخنددر بندِ یک پندارِ بیتعبیرای سهمِ من از بیسرانجامی!با من بگو از حسِ پنهانتدیگر چه میخواهی تو از جانم که پر شکستم در زمستانت؟ایمانِ من با حرمتِ دستتگم شد میانِ بهتِ این تکرارمن بیتو لبریزم از این اندوهتو با خودت مغرور و بیتکرارباید به این تنهایی عادت کردوقتی که از تو سهمم انکارهاین قصهی تلخِ من و عشقتشاید شروعِ آخرین باره #امیرپرهام_عبدی#ترانه.@Amirparhamo

