رضا براهنى – تمرکز نشئهتن/ آدمی حافظه است و بوسه گل استفریاد ناصری واقعیت این است که به این باور رس…
انتشار: 2026/06/24 14:25 UTC
رضا براهنى – تمرکز نشئهتن/ آدمی حافظه است و بوسه گل استفریاد ناصری واقعیت این است که به این باور رسیدهام که نه کلمه دیگر و فعلاً میتواند کاری بکند برای جماعت ما. نه این جامعه دیگر آن جامعهای است که از آن کلمهای برآید. فعلاً و حالا تا اطلاع ثانوی کلمه مرده است. چرا مینویسم پس؟ چون وقتی سالهای سال کهانت معبدی را بکنی و نور چشم بگذاری و ریش سفید بگردانی وقتی هم که خدایت کشته میشود و نمیتوانی خدایی تازه بسازی، معبد را که رها نمیکنی، میکنی؟ سلام تمام اهرمنان بر آنها که کلمه را کشتند. سلام تمام تاریکیها و ظلمتها و جهلها هر صبح و شام بر آنان که کلمه را کشتند.کلمهی سفینهی خدایان جهان دیگر بود که آنها را به میهمانی آدمیان میآورد و میبرد. اکنون هم آدمی برای دوستان آسمانیاش دلتنگ است، هم دوستان آسمانی و آن جهانیاش برای او سخت دلتنگند و حالا کلمه تنها میتواند ثبت کند که ما چنین روزگاری نیز داشتهایم. میل به ثبت، بر خلاف آن سخن بیراه که میگوید میل به جاودانگی است، بیشتر میل به حکایت است. میل به رد و نشان گذاشتن که ما تا اینجا آمدیم، باقی بقای شما. نقشی بر غاری، خطی بر سینهی سنگی، پوست و طوماری، نسخههای کهن همه نشانند. گاهی آدمی در راه میمیرد و استخوانهاش نشان راه میشوند.اما ایدهی عجیبی در فرهنگ دینی ما هست ـ میدانم دینی که مینویسم روتُرش میکند ـ که دیوانه کننده است. قبل از اینکه آن را بگویم در ادامهی همان کتیبهها و طومارها باید بگویم که آدمی کتابخانه را ساخت. گنجینهها را ساخت که پشت باشند و پشتوانه تا همین موزههای امروز که دیگر معلوم نیست چیست؟ حالا آن ایده، آن ایده تن/ آدمی را آگاهی میکند. حافظه میکند. قابل خواندن نه در معنای قدیمش دقیقاً در معنای جدید سابیریاش. وقتی میگوییم این سیستم این فلش/ کارت حافظه را نمیخواند. تن/ آدمی خوانده خواهد شد در سیستمی. دستها، پاها، چشمها، لبها... ذرهذرهی پوست ما خوانده خواهد شد. خواندنی است. اینجاست که تن/ آدمی خود بدل به یک آرشیو میشود.ما زدودنی نیستیم. هیچچیز زدودنی نیست. شما همین میکروکایمریسم ـ تبادل سلولی بین مادر و جنین را ببین ـ سلوها گاهی تا آخر عمر در بدن میمانند. هرچند از کل سلولها گاهی حدود یکدرصدش محصول این تبادل سلولی پیچیدهاند اما همین یک درصد انگار میتواند مثل حلقهی زنجیری ما را به اول تاریخ وصل کند. دیوانهوارتر از همه اینکه در یکی از صفحات مشاورهی حقوقی پرسشی خواندم که خیلی عجیب بود: آدمها دنبال DNA بوسه میگردند. و پاسخ این بود که عمر دی ان ای بوسه کوتاه است. من با خودم گفتم: بوسه گل است.
