درود بر استادان گرامی.آرشیو ارزشمند کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (۱۳۴۴_۱۳۵۷):kanoonarchive.org/%D9%BE%D8%B3 از درگذشت آقای علیرضا افزودی (که بخش بزرگی از زندگی خودشون رو به گردآوری و حفظ آثار کانون اختصاص داده بودند) بیم این میرفت که محتوای اصلی به زودی از دسترس خارج بشه، با همت ستودنی، کار قشنگ و مسئولیتپذیری به موقع آقای مهران با شناسهی @mhrnb در شبکه اجتماعی اکس) نزدیک به ۴۰ گیگ از آرشیو کانون رو در این سایت میتونید به شکلی زیبا، کارامد و دستهبندی شده ببینید.پیشنهاد این کمترین، همرسان کردن بیدریغ لینک این سایت ارزشمند به ویژه برای کودکونوجواندارهاست.
با احترام شما را به حضور در برنامه همنشینی کتاب ویسلاوا شیمبورسکا دعوت میکنیم .نویسنده :دورتا سواپا ، تصویرگر: سبا سلیمانی نشستی برای خوانش، گفتوگو و معرفی ویسلاوا شیمبورسکا، شاعر برجسته لهستانی و برنده جایزه نوبل ادبیات به کودکان ایران در این برنامه هانیه مهر مطلق (مترجم آثارادبی از سفارت لهستان) زوزانا کلیمک ( ایران شناس از دانشگاه یاگلونی لهستان) و اولدوز ریحانی (مدیر انتشارات فیل) همراه با آذین عشقی (تسهیلگر کتاب کودک) حضور خواهند داشت.زمان: پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۷ عصرمکان: رشت، گلسار، خیابان ۱۲۲، کوچه پاییز، پلاک ۳۴، کاکنجیحضور شما به همراه فرزندانتان موجب دلگرمی و غنای این نشست خواهد بود.@angahmag
🔰بخش اول گفتوگو با کیوان یداللهی، نویسنده کتاب «سرود سیاوش»؛شجریان را از دل ۱۵ هزار جلد مطبوعات دوباره کشف کردم🔸نویسنده «سرود سیاوش» گفت: چیزی که برای خود من از کنار هم قرار گرفتن این اسناد بسیار جذاب بود، این بود که به نظر میرسد ایشان بر اساس اسناد مطبوعاتی، خیلی زود به شهرت رسیده است، بهخصوص در فضای موسیقی کلاسیک ایرانی.🔸به نظر میرسد مجموع اسناد و فیشهایی که در این پژوهش گردآوری شده، نشان میدهد روند شکلگیری شخصیت هنری ایشان از زمانی که با نام «سیاوش بیدکانی» فعالیت میکرد تا زمانی که به «محمدرضا شجریان» تبدیل میشود، یک فرایند کاملاً پیوسته، تدریجی و مبتنی بر کار مداوم بوده است. اصلاً اینگونه نبوده که در یک روند اتفاقی و ظرف چند ماه یا یکی دو سال به این جایگاه رفیع برسد.🔸همه ما میدانیم که موسیقی کلاسیک ایرانی در دهه ۵۰، همانطور که شما هم فرمودید، بخش کوچکی از فضای موسیقی آن سالها را تشکیل میداد. اوج شکوفایی این موسیقی را باید در دهه ۴۰ و حتی اواخر دهه ۳۰ دانست؛ دورهای که استاد پیرنیا بر برنامهها نظارت داشت. در دهه ۵۰، موسیقی کلاسیک ایرانی تنها بخشی از فضای موسیقی کشور در کنار گونههای دیگر موسیقی بود. اما شجریان در همین حوزه تخصصی خود، به نظر میرسد به جایگاه سرآمدی رسیده است.🔸واقعیت این است که فضای حاکمیت در دهه ۵۰، به هر حال فضای نسبتاً بازی بود و گونههای مختلف هنری امکان حضور و فعالیت داشتند؛ ازجمله هنر معاصر و موسیقی کلاسیک ایرانی.🔸موسیقیای که شجریان ارائه میکرد، بخشی از موسیقی سنتی ایران بود که سابقهای طولانی داشت و در «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی» دوباره احیا و تقویت شد.🔸ما میدانیم جشن هنر شیراز یکی از مهمترین فستیوالهای جهانی آن دوران بود و بازتاب بسیار گستردهای در روزنامهها و مطبوعات داشت. در ایام برگزاری این جشن، حجم اخبار و گزارشها آنقدر زیاد است که به نظر من هنوز هم جای پژوهشهای فراوان درباره آن وجود دارد.ibna.ir/x6HJw@ibna_official