رییس مؤسسه مطالعات امنیت ملی، رئیس پیشین اطلاعات نظامی (امان)، با ما هستید. دوست داشتم از شما بخواه…
انتشار: 2026/07/10 19:20 UTC
رییس مؤسسه مطالعات امنیت ملی، رئیس پیشین اطلاعات نظامی (امان)، با ما هستید. دوست داشتم از شما بخواهم اوضاع را برایمان مرتب و روشن کنید، اما این تقریباً غیرممکن است. پس بیایید از زاویه ارزیابیها نگاه کنیم.به نظر شما آیا واقعاً در آستانه یک شعلهور شدن گسترده هستیم، یا با نوعی «مذاکره زیر آتش» روبهرو هستیم؟ببینید، ما در یک پویاییِ تشدید تنش قرار داریم که ممکن است از کنترل خارج شود. به همین دلیل، هر آنچه پیشتر درباره آمادگی بالا گفته شد، همچنان باید حفظ شود؛ هم آمادگی عملیاتی و هم آمادگی دفاعی. اما برای اینکه بفهمیم در چه مرحلهای وارد این ماجرا خواهیم شد، باید لحظهای از زاویه ایران به موضوع نگاه کنیم. در واقع باید پرسید: منافع ایران چیست؟ایران میخواهد پیروزی خود را تثبیت کند.این موضوع برای رهبر عالی جدید بسیار مهم است؛ پیروزی نه فقط در سطح بینالمللی و منطقهای، بلکه در برابر مردم خود و مخالفان هرگونه مذاکره با آمریکاییها. او باید قدرت و قاطعیت را به نمایش بگذارد. بنابراین صرفاً شکست نخوردن کافی نیست.او به چیز دیگری نیاز دارد، و آن را در برابر دو طرفی که با آنها درگیر است دنبال میکند. دستاورد اضافی، یا همان «پیروزیِ بیشتر»، در برابر آمریکا یعنی کنترل تنگه هرمز و اعمال حاکمیت بر هرمز. در برابر اسقاطیل نیز یعنی وادار کردن به اجرای آتشبس و کاهش و محدود کردن آزادی عمل اسقاطیل در داخل لبنان.بنابراین بر اساس این دو منطق عمل میکند. او برای حفظ حاکمیت خود بر هرمز تلاش خواهد کرد، حتی اگر این کار آتشبس را به خطر بیندازد. و تا زمانی که آمریکا واکنش نشان دهد، او نیز علیه آمریکا واکنش نشان خواهد داد.از این رو، تا جایی که به هرمز مربوط میشود، احتمالاً درگیری به زیرساختهای آمریکایی محدود خواهد ماند. اما در برابر اسقاطیل، همه چیز به حزبالله بستگی دارد. اگر حزبالله وارد درگیری شود، اسقاطیل فوراً پاسخ خواهد داد، ایران نیز از آنجا واکنش نشان میدهد و ما وارد این چرخه خواهیم شد.پس باید از دریچه این دو منطق به موضوع نگاه کرد.اما خبر خوب برای ما این است که ایران تحت تحریم قرار دارد، وضعیت اقتصادیاش بد است و هر روز هم بدتر میشود، و ایران ضربه میخورد. ممکن است کسی بگوید: وضعیت عالی است.اما خبر بد، برنامه هستهای است. اگر یک چیز باشد که از آن درس گرفتهایم، همان مهمترین مسئله است؛ ایرانیها دائماً در برنامه هستهای پیشرفت میکنند.یعنی شما میگویید کسانی که در اسقاطیل معتقدند این وضعیت ایدهآل است، چون ایران مدام تضعیف میشود، با آمریکا درگیر است و فعلاً اسقاطیل بیرون از میدان مانده و توافق بد هم بهتر از این است، اشتباه میکنند؟بله، ظاهراً این وضعیت برای همه راحت به نظر میرسد، اما من پیشنهاد میکنم به زیرکی ایرانیها نگاه کنیم. مثل شعبدهبازی که توجه شما را به چیزی جلب میکند؛ «هرمز، هرمز، هرمز»، اما با دست دیگر چیزی را که واقعاً مهم است پنهان میکند؛ «هستهای، هستهای، هستهای». اگر از دوره بین جنگ دوازدهروزه و عملیات «غرش شیر» چیزی آموخته باشیم، این است که ایرانیها با تمام توان در حال پیشبرد برنامه هستهای خود هستند.گزارشهای علنی در رسانههای بینالمللی و اسقاطیلی از تحولات بسیار نگرانکنندهای در کوه مرگوش حکایت دارد، و درس اصلی ایران قطعاً در حوزه هستهای است و بدون تردید آنها چیزی را پنهان میکنند. بنابراین وضعیت ثابت نمانده است و من پیشنهاد میکنم نسبت به این پیشرفتها بسیار نگران باشیم، نه اینکه تصور کنیم اوضاع آرام است.اگر بخواهم جمعبندی کنم، در نهایت رسیدن به یک توافق بهتر از وضعیتی است که همه چیز باز و نامعلوم باشد و ندانیم آنجا چه میگذرد.و یک نکته هم درباره آمریکاییها بگویم. واقعاً آنها با هوشمندی حمله میکنند و اینکه اکنون زیرساختهای ملی را نیز هدف قرار دادهاند، درد بیشتری ایجاد میکند. مشکل حمله به زیرساختهای ملی این است که تأثیر اقتصادی آن بر ایران فقط در بلندمدت آشکار میشود.اما در کوتاهمدت، این یک درد تحقیرآمیز است. و اگر از غرور ایرانیها و رهبر جدید، چیزی یاد گرفته باشیم، این است که او در برابر چنین درد و فشاری عقبنشینی نخواهد کرد.

