هدف وسیله را توجیه میکندیک چیزی در مورد شهریار هست که آن را واقعاً کتابی علمی میکند. ماکیاولی در…
انتشار: 2026/07/24 05:09 UTCویرایش: 2026/08/01 00:01 UTCدریافت: 2026/08/15 04:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:59 UTC
هدف وسیله را توجیه میکندیک چیزی در مورد شهریار هست که آن را واقعاً کتابی علمی میکند. ماکیاولی در این کتابش برای هر رهنمودی که به شهریار لورنتسو میدهد دو تا اتفاق تاریخی هم مثال میآورد: یک مثال از تاریخ گذشته و یکی دیگر از تاریخ عصر خود لورنتسو و ماکیاولی. در واقع این مثالها نقش اول را در این کتاب بازی میکنند. بهطوری که میتوان گفت در واقع بر اساس اتفاقات این مثالهاست که او رهنمودها یا نظریاتش را بنا میکند. بنابراین نه خیالپردازی در کارش هست، نه آرزوها و آرمانهایش را در قالب نظریههای شیک، و دزانفاکته، به خورد لورنتسو میدهد. حتی اخلاق را که از قدیمالایام رسم بود پایهٔ سیاست باشد بالکل کنار میگذارد. آن کسی که گفته است هدف وسیله را توجیه میکند همین ماکیاولی است نه مارکس. منتها مارکسیستها هم به آن عمل کردهاند. هرچند باید منصف باشیم. فقط هم مارکسیستها نبودهاند که «هدف»شان تمام «وسایلشان» را توجیه کرده است! مگر اهداف رژیمهای اومانیستی، و مخصوصاً حکومتهای مذهبی، کم وسایلشان را توجیه کرده است؟! جالب است که از همان زمانها که علم سیاست پایهگذاری شد اصلاً قرار بر این بوده است سیاست شاخهای از اخلاق باشد! اما این شاخه خیلی کم از تنهاش تغذیه میکند، یا فرمان میبرد. در هر حال، ماکیاولی بدون هیچ احساس شرم و خجالتی، و در کمال صداقت، به شهریار لورنتسو توصیه میکند شهریار باید هم شیر باشد هم روباه! در واقع میگوید شهریار باید مثل شیر درنده و بیرحم باشد. یعنی تمام دشمنانش را در کمال قساوت بدرد و نابود کند. همچنین مثل روباه حیلهگر باشد. هر دروغی را مصلحت دید بگوید، هر کس را که صلاح دید فریب دهد، و غیره. و مثالهای بسیاری را هم از شرح حال حاکمان میآورد که در هر کدام از آنها که حاکم اخلاق را کنار گذاشته است به دشمنانش غلبه یافته است، و در هر کدامشان که خواسته است اخلاقی عمل کند شکست خورده است.یکی از توصیههای اساسی یا ساختاریاش هم در این کتاب این است که میگوید حاکم باید به ترس رعیت بیشتر از عشق او اهمیت دهد. منظورش ترس رعیت از حاکم و عشق آنها به اوست. میگوید ترس هیجان مهمتری از عشق است. این را هم راست میگوید! مردم خیلی راحت معشوقههایشان را عوض میکنند. اما خیلی به سختی میتوانند بر ترسهایشان غلبه کنند. اصلاً در مجموعهٔ هیجانهایی که در طی تکامل برایمان ایجاد شدهاند، ترس مقام بسیار مهمتری از عشق دارد. این را در یک جستار جداگانه بیشتر توضیح خواهم داد. عباس پژمان@apjmn
