آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو…تو کجایی پدرم…؟!آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو…بسکه دلتنگ تو ام…
انتشار: 2026/08/14 18:57 UTCدریافت: 2026/08/14 20:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 20:46 UTC
آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو…تو کجایی پدرم…؟!آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو…بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا…آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو…جانِ من حرف بزن!امر بفرما پدرم.آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو…کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییستآنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو…پدر ای یاد تو آرامش من…!امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!جانِ من زود بیابغلم کن پدرم…!آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو…به خدا دلتنگم!رو به رویم بِنِشینی کافیستهمه دنیا به کنار…گرچه از دور ولی، من تو را میبوسمآنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو. ..یادت گرامی ، روحت شاد@appandane


