رهبر واقعی و ملی!در سال ۱۹۴۰ بعد از شکست و تسلیم حکومت ویشی فرانسه و اشغال توسط نازیها، دوگل اندکی…
انتشار: 2026/06/30 11:28 UTC
رهبر واقعی و ملی!در سال ۱۹۴۰ بعد از شکست و تسلیم حکومت ویشی فرانسه و اشغال توسط نازیها، دوگل اندکی بعد به لندن رفت!او از همون روز اول بر عدم مشروعیت حکومت ویشی تاکید داشت. در سخنرانی معروف خودش (فراخوان ۱۸ ژوئن که بعدها به نماد آغاز مقاومت تبدیل شد) گفت فرانسه شکست نخورده و جنگ هنوز ادامه داره!دوگل بین سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۴ خارج از فرانسه به مبارزه پرداخت. در طی این ۴ سال از لندن فعالیت سیاسی و رسانهای کرد و سعی کرد نیروهای مخالف رو سازماندهی کنه.در این سالها با ساختن ائتلاف گسترده تلاش کرد جریانهای مختلف مقاومت (نظامی، سیاسی، جمهوریخواه، ملیگرا و…) رو زیر یه چتر جمع کنه.اما محور اصلی این ائتلاف و اساسا ایده و گفتمانِ دوگل تاکید بر تداوم دولت و ملت فرانسه بود. او بارها تاکید میکرد که ممکنه حکومت فرانسه سقوط کنه، اما ملت و دولت تاریخی فرانسه ادامه داره!اصلیترین ویژگی دوگل همین ملیگرایی فرانسوی، ساختن روایت ملی، تاکید بر غرور ملی، وحدت و عبور از تحقیر ناشی از اشغال بود.او همچنین روی استقلال ملی حتی بعد از آزادسازی فرانسه هم تاکید داشت، چون نمیخواست کشورش زیر نفوذِ متفقین، مخصوصا امریکا و بریتانیا قرار بگیره. با بازگشت به فرانسه در ۱۹۴۴ وارد فرایند بازسازی نهادها و ساختارهای سیاسی فرانسه شد. تمرکزش هم روی ساخت دولت قوی اما قانونمند بود. اما متفقین چه نگاهی به او داشتن؟اکثرا محتاط و بدبین بودن!چرچیل با این که بهش پناه داده بود اما همیشه میگفت دوگل آدم سرسختیه چون میدونست که دوگل ملیگراست و هیچوقت نمیذاره فرانسه تبدیل به ابزار دست لندن یا متفقین بشه.از طرف دیگه فرانکلین روزولت در ۱۹۴۰ بعد از تسلیم فرانسه همچنان با همون حکومت ویشی در ارتباط بود. حتی سال ۱۹۴۴ که دوگل به پاریس رسید همچنان جناحهای سیاسی فعال در امریکا دنبال صحبت با حکومت ویشی و حتی سایر فرماندههای نظامی به جز دوگل بودن، اما در حقیقت روی زمین این دوگل بود که رهبر واقعی و مردمی فرانسه بود.اما نازیها چه پروپاگاندایی علیه او انجام میدادن؟در طول این ۴ سال چند کلیدواژه و خط فکری یکسان رو به گونههای مختلف علیه دوگل در رسانهها میگفتن. کسانی که اشغالگرِ کشور و عامل نازیها بودن -یعنی غیرملیترین جریانها- یکهو در بزنگاهی که احساس خطر میکردن تبدیل به ملیگرا میشدن و دوگل رو فردی غیرملی، عامل خارجی و ... معرفی میکردن. (آشناست براتون؟)۱. دوگل عامل بریتانیاست!چون تو لندن بود همیشه میگفتن دوگل عامل بریتانیاست و مقاومت یه پروژه خارجیه. در صورتی که بالاتر گفتم دوگل بسیار ملیگرا بود و با متفقین بسیار وارد درگیری سیاسی هم میشد.۲. تاکید بر تسلیم شدن به جای مقاومتحکومت ویشی بسیار پروپاگاندا میکرد که ما باید تسلیم شیم، اگه بجنگیم فقط کشته میدیم باید به همین وضعیت عادت کنیم! (آشناست براتون نه؟)اما دوگل تاکید داشت شاید کوتاه مدت تسلیم از خون ریزی جلوگیری کنه ولی در بلند مدت دیگه چیزی به اسم فرانسه باقی نمیمونه!۳. دوگل کشور رو به جنگ داخلی میکشونه!(آشناست بازم براتون؟)همین پروپاگاندای جنگ داخلی، تجزیه و ...!۴. فرانسهی جدید باید از ارزشهای قدیم فاصله بگیره!حکومت ویشی بارها تبلیغ میکرد که وقتشه بیخیال تاریخ و گذشتهی فرانسه بشیم و با این تسلیم شدن فرانسهای جدید و ارزشهایی جدید بنا کنیم!(بازم آشناست براتون؟ همونهایی که ضد ملیگرایی ایرانیان و اسطورههاشون یا مارکسه یا ائمه شیعه، ولی زمانی که احساس خطر میکنن همینها میان از ملیگرایی دَم میزنن)---هدفم مقایسه یا ارزشگذاری نیست، بلکه نشون دادن برخی ویژگیهای یک رهبر تاریخیست؛ حالا امروز زمانی که قرعه به نام ما خورده، در این مسیر مبارزه برخی از اون ویژگیها رو -با درک و شرایط متفاوت زمانهی خودمون- در رهبر انقلاب شیر و خورشید مشاهده میکنیم: رد مشروعیت ج.ا (مشروعیتزدایی از رژیمِ اشغالگرِ کشور)، تاکید بر وحدت ملی و هویت ملی، رهبری خارج از ساختار قدرت حاکم و کشور، ائتلافسازی و تاکید بر همکاری ملی، نقش کلیدی در گذار و بازسازی نهادها و ساختارها + پروپاگانداها و تبلیغاتی که علیهاو ساخته میشود!