.در باب «بیسواد» خواندنِ پادشاهیخواهان و حامیان شاهزاده رضا پهلویعلیرضا کیانیتابستان ۲۵۸۵ شاهنش…
انتشار: 2026/08/21 09:29 UTCدریافت: 2026/08/22 02:21 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 02:21 UTC
.در باب «بیسواد» خواندنِ پادشاهیخواهان و حامیان شاهزاده رضا پهلویعلیرضا کیانیتابستان ۲۵۸۵ شاهنشاهی ——من از دستاندرکاران نشریهی «فریدون» هستم؛ نشریهای که خود را «تحلیلی ـ فکری» مینامد و از همین رو، کیفیت نوشتهها و گفتگوها و نیز نوع مواضع سیاسی و فکری نویسندگان و گفتگوشوندگان برای آن اهمیتی محوری دارد. ضمن اینکه از همان آغاز کار، خط قرمزهای خود را روشن و بیابهام تعیین کردیم: باور به تمامیت ارضی و یکپارچگی ملی ایران، باور به ضرورت برانداختن این رژیم و رد هرگونه مماشات با رژیم اسلامی، پرهیز از پهلویستیزی و نیز برخورداری از سلامت سیاسی و اخلاقی. ما ارگان شاهزاده رضا پهلوی نیستیم و ایشان اساسا وقت آن را ندارند که بر کار ما نظارت داشته باشند اما به روشنی و با افتخار در صف شاهزاده رضا پهلوی هستیم و ایشان نیز آن اندازه ما را قابل دانستهاند که دو بار - یک بار نوشتاری و یک بار ویدئویی - با ما گفتگو داشته باشند.طی ۴ سال فعالیت «فریدون»، دستکم با ۱۲۰ تن (و احتمالا بیشتر از آن) همکاری داشتهایم؛ در قالب دریافت مقالات بلند و متوسط، میزگردها و گفتگوهای تفصیلی نوشتاری و نیز انجام گفتگوهای ویدئویی برای کانال یوتیوب «فریدون». در میان آنان، هم پادشاهیخواهان حضور داشتهاند و هم جمهوریخواهانی که از شاهزاده رضا پهلوی حمایت میکنند و در عین حال هیچ باوری به مماشات با رژیم اسلامی ندارند. البته بایستی این را هم متذکر شوم که از میان این تعداد از افراد که طی این ۴ سال با «فریدون» گفتگو کرده یا برای آن نوشتهاند، ۵ تن بعدها مواضع خود را تغییر دادهاند و مشخصا از ایدهی برانداختن رژیم و یا از اصل پرهیز از پهلویستیزی فاصله گرفتهاند. به هرحال از میان این جمع بزرگ، نزدیک به ۵۰ تن - و اگر اشتباه نکنم مشخصا ۴۷ تن - یا دارای مدرک دکتری هستند یا دانشجوی دورهی دکتری هستند؛ دانشآموخته یا دانشجوی شماری از بهترین دانشگاههای ایران و جهان، که بخش عمدهی آنها دانشگاههای غربی هستند. بسیاری دیگر نیز دارای مدرک کارشناسی ارشد هستند.بماند که در میان شخصیتهایی هم که «فریدون» با آنان همکاری داشته و دارای مدرک دکتری یا دانشجوی این دوره نیستند چهرههایی چون «بهنام طالبلو» حضور دارند؛ کسانی که کیفیت کار و توانایی پژوهشیشان بهمراتب بسیار بیشتر از بسیاری از دکترهای دانشگاهی است و هزار البته که درد بهنام و امثال بهنام نصیب آن پروفسورهایی که اعتبار دانشگاهی خود را خرج مالهکشی برای رژیم کودککش اسلامی میکنند.بداهت محض است و نیازی به یادآوری این نکته نیست که مدرک دکتری نه معیار شرافت سیاسی است و نه تضمینی برای شناخت سیاسی. به یاد دارم با یک دانشجوی ایرانی دورهی دکتری در دانشگاه هاروارد گفتگو میکردم و این بندهی خدازدهی خداوند، وقتی سخن از «محمد خاتمی» به میان آمد، از شدت علاقه به آن آخوند فریبکار بغض کرد! اساسا چه ارزشی دارد ناکسی عنوان «پروفسور» داشته باشد و در یکی از بهترین دانشگاههای آمریکا چون «کلمبیا» تدریس کند، اما نامش «حمید دباشی» باشد؟ یک بیشرافت و کثافت محض که در مالهکشی برای رژیم کودککش اسلامی چنان پیش رفته است که جوانان جاویدنام دیماه ۱۴۰۴ را «عوامل موساد» میخواند.به هرحال! غرض اینکه وقتی تنها در محدودهی همکاران یک نشریهی فکری - تحلیلی که خط قرمزهای سفت و سخت نیز دارد، نزدیک به ۵۰ دانشآموخته یا دانشجوی دکتری در کنار دهها دانشآموختهی دیگر دانشگاهی حضور دارند، چطور میتوان پادشاهیخواهان و حامیان شاهزاده رضا پهلوی را «بیسواد» خواند و به آنان توصیه کرد «کتاب» بخوانند؟!دگرباره تاکید میکنم که برای سنجش اعتبار یک جریان سیاسی، نباید دستگاه سنجش ارزش مدرک دانشگاهی راه انداخت. اما وقتی کسانی یا ناکسانی میکوشند یک جریان فکری - سیاسی که اتفاقا در فضای ایران، محبوبترین نیز است را با برچسب «بیسوادی» از میدان بیرون برانند، یادآوری این دست واقعیات ضروری میشود. بله! شما پهلویستیزان و مالهکشان رژیم اسلامی در رسانههای جریان اصلیِ غربی دست بالا را دارید اما و هزار اما: عقاب شکاری نترسد ز بومدو مرد خراسان، دو صد مرد روم@fereydoun_magazine