جهانشناسی و معرفی حقیقت هستی 140- کار ایام و گردون در ضایع نکردن عمل- در شعر نظامیایام سفله و جدا…
انتشار: 2026/06/19 17:42 UTC
جهانشناسی و معرفی حقیقت هستی 140- کار ایام و گردون در ضایع نکردن عمل- در شعر نظامیایام سفله و جدا کردن جسم و جاندر اندیش ای حکیم از کار ایامکه پاداش عمل باشد سرانجامنماند ضایع ار نیک است اگر دونکمربسته بدین کار است گردونچو خسرو بر فسوس مرگ فرهادبه شیرین آن چنان تلخی فرستاد(خسرو و شیرین-بخش 62)که جز شیرین که در خاک درشت استکسی از بهر کس خود را نکشته استمنه دل بر جهان کاین سردْ ناکسوفا داری نخواهد کرد با کسچه بخشد مرد را این سفله ایام؟که یک یک باز نستاند سرانجام؟به صد نوبت دهد جانی به آغازبه یک نوبت ستاند عاقبت بازچو بر پایی طلسمی پیچ پیچیچو افتادی شکستی هیچ هیچیدرین چنبر که محکم شهربندیستنشان ده گردنی کهاو بیکمندیست!نه با چنبر توان پرواز کردننه بتوان بند چنبر باز کردندرین چنبر، گشایش چون نماییم؟چو نگشادهست کس، ما چون گشاییم؟همان به کاندرین خاک خطرناکز جور خاک بنشینیم بر خاکبگرییم از برای خویش یکبارکه بر ما کم کسی گرید چو ما زارشنیدهستم که افلاطون شب و روزبه گریه داشتی چشم جهانسوزبپرسیدند ازو کاین گریه از چیست؟بگفتا چشمِ کس بیهوده نگریستاز آن گریم که جسم و جانِ دمسازبه هم خو کردهاند از دیرگه بازجدا خواهند گشت از آشناییهمیگریم بدان روز جدایی(خسرو و شیرین-بخش113)آرامش و پرواز روح