وادی حیرتعشق تمرکز می آورد و هدایت گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کردگفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید(غ…
انتشار: 2026/07/13 19:16 UTCدریافت: 2026/08/08 00:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 00:02 UTC
وادی حیرتعشق تمرکز می آورد و هدایت گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کردگفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید(غزل ۲۳۱)-تقابل گمراهی و هدایت -کیمیاگری عشق در تبدیل گمراهی به هدایت-پیدا کردن راه سلوک ( هدیه الهی) عشق موهبتی است، نظیر پیدا شدن غرم(میش) در خان دوم " هفت خوان" شاهنامه یعنی گذر از بیابان.تامل در آیینه دل کنیصفایی به تدریج حاصل کنیمگر بویی از عشق مستت کندطلبکار عهد الستت کندبه پای طلب ره بدانجا بریوز آنجا به بال محبت پری(دیباچه بوستان) توضیحات وادی فقر فقر نخواستن است، اما پس از آن مرحله جدیدی شروع میشود که میتواند همان وادی فنا باشد:در اینجا پس از نخواستن یک خواسته شکل میگیرد، خواسته زمان حال.یعنی سالک وادی فقر و فنا، آنچه را خداوند تقدیر کرده و در لحظه خلق کرده است میخواهد.پس صحبت از یک خواستن هست، اما خواستنی در طول خواسته خداوند که تجلی خواست اوست.این خواستن میتواند مرحله بین وادی فقر و فنا باشد این من نه منم اگر منی هست توییور در برِ من پیرهنی هست توییدر راه غمت نه تن به من ماند و نه جان ور زانکه مرا جان و تنی هست تویی(علاء الدین سمنانی-تذکره العارفین) این من نه منم آنکه منم گویی کیستگویا نه منم در دهنم گویی کیستمن پیرهنی بیش نیم سر تا پایآن کس که منش پیرهنم گویی کیست(دیوان شمس-رباعی 215) آرامش و پرواز روح