جهانشناسی و معرفی حقیقت هستی 166- دنیی در شعر سنایی غزنوی 4دل بود همچو شمس انجم سوزکه تواند نمود چ…
انتشار: 2026/08/12 19:43 UTCدریافت: 2026/08/16 15:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 15:20 UTC
جهانشناسی و معرفی حقیقت هستی 166- دنیی در شعر سنایی غزنوی 4دل بود همچو شمس انجم سوزکه تواند نمود چهره به روزدل که بر نفس مهتری یابدبر همه سروران سری یابدنه چنان دل که از پی دنیی*بفروشد به اندکی عقبیاصل حرص و نیاز دل نبودمایهٔ دل ز آبِ گِل نبود(باب پنجم-فضیلت علم)گر کند کوسه سوی گور بسیچجده جز نو خطش نگوید هیچدنیی از روی زشت و چشم نه نیکهمچو بینیّ زنگی آمد لیک*کرده خود را به سحر حورافشچابک و نغز و ترّ و تازه و خوشوز درون سوی عاقلان جاویدروی دارد سیاه و موی سپیدچون جهان* در جهان نامردانپای بر جای باش و سرگردانعشق او بر تو زان اثر کردهستکان سیاهه سپیدتر کردهستجام زرّین و دست پر زنگارواندر آن جام زهر جان اوبارتو مشو غرّه بر جمال جهان*زانکه نزدیک عاقل و ناداندر غرورش توانگر و درویشراست همچون خیال گنج اندیشزیر برتر ز موش در خانهتو چو گربهاش همی زنی شانهاندرین مغکده چو ابله و مستپای بازی گرفتهای بر دستواندر او چار پشت و هفت بلندبا تو همشیرهاند و خویشاوندپس چو آدم تو بر تن و دل و جانآیهٔ حُرّمت عَلَیکُم خوانچون جهان مادر* و تو فرزندیگر نهای گبر عقد چون بندیهمچو گبران تو از برای جهانخوانده او را دو دیده و دل و جان(باب ششم)*تمثیلات زیبا برای دنیا، دنیا چون بینی زنگی است که خود را چون حورالعین آراسته است-جهان چون مادر است نمیتوان با او عقد بست.آرامش و پرواز روح