جهانشناسی و معرفی حقیقت هستی 167- دنیی در شعر سنایی غزنوی 5هرکه جست از خدای خود دنییمرحبا لیک نبود…
انتشار: 2026/08/12 19:43 UTCدریافت: 2026/08/16 15:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 15:20 UTC
جهانشناسی و معرفی حقیقت هستی 167- دنیی در شعر سنایی غزنوی 5هرکه جست از خدای خود دنییمرحبا لیک نبودش عقبیهردو نبود به هم یکی بگذارزان سرای نفیس دست مدارهست بیقدر دنیی غدّارمر سگان راست این چنین مرداروانکه از کردگار عقبی خواستگر مر او را دهیم جمله رواستزانکه گشتای خوب کاران راستجمله عقبی حلال خواران راست(حدیقه-باب ششم-در طلب دنیا)چون عروسی است ظاهر دنییلیک باطن چو زالِ بیمعنیدین و دنیا به جمله مخرقه دانخویشتن را ز مکر او برهاندشمن تست دوست چون داریدیر و زودش به جای بگذاریکارِ دنیا ترا به نار دهدمِیْ نداده ترا خمار دهدهرکه را هست اندُه بیشیهمره اوست کفر و درویشیاز برون مرد مرد قوت نهددام در خانه عنکبوت نهدصوفیان در دمی دو عید کنندعنکبوتان مگس قدید کنندما که از دست روح قوت خوریمکی نمک سود عنکبوت خوریمآب شورست آز و تو سفریتشنگی بیش هرچه بیش خَوریتشنگی آبِ شور ننشاندمخور آن، کت ازو شکم راندآبِ شورست نعمتِ دنیاچون بُوَد آب شور و استسقارخ بدین آر و بس کن از دینارزانکه دینار هست فردا نارهرکه انبار نه چو مور بُوَدنه همانا ز عار عور بُوَدمور باشد مدام در تگ و پویبیم و رنج و الم ز دنیا جوی(باب ششم-در ذکر نفس کلی)آرامش و پرواز روح