«گل گلدون من ، ماه ایوون من»و بلافاصله، استثنائیترین تعبیر خود را در این ترانه به کار میبرد: «از…
انتشار: 2025/04/30 19:59 UTCدریافت: 2026/08/19 09:41 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 09:41 UTC
«گل گلدون من ، ماه ایوون من»و بلافاصله، استثنائیترین تعبیر خود را در این ترانه به کار میبرد: «از تو تنها شدم، چو ماهی از آب» مقصود شاعر از بیان این واژهها، این است که تنها ماندن در فراق او به مانند دور شدن ماهی از آب است که حیاتش تحت تأثیر این دوری در خطر قرار میگیرد. قسمت اوج (ورس چهارم) اوج غمزدگی در لابلای واژهها فریاد میشود؛ خورشید هم در آسمان آبی دلش میگیرد. حتی در لحظهای که زندگی به ظاهر رویایی است(دره مهتابی میشه) گل مهتاب(نمادی از آرزو) از برکههای خواب(استعارهای از دنیای رویاها) فراتر نمیرود. به عبارتی دیگر، آرزوها و رویاها از سطح خیال فراتر نمیروند و هیچگاه به واقعیت تبدیل نمیشوند.در قسمت فرود(ورس پنجم) به تأثیر اعجازگونهی معشوق اشاره دارد که با کوچکترین حرکتی میتواند ستارههای خاموش را زنده کند و گیاهان مرده را احیاء کند:(تو که دست تکون میدی به ستاره جون میدیمیشکفه گل از گلِ باغ)در بیت دوم همین ورس، چشمان معشوق را بهمانند ستاره میبیند بهنحوی که وقتی چشمهایش بسته میشوند، دو ستاره از ستارگان این جهان کم میشوند و در سوک این خاموشی، گلهای شقایق که نماد زخم عشقاند، میسوزند و خاکستر میشوند.(وقتی چشمات هم میاد دو ستاره کم میاد میسوزه شقایق از داغ)🔹نقد ترانه: به رغم شهرتی که این ترانه دارد، از ادبیات برجستهای برخوردار نیست و نقدهای زیر بر این شعر وارد است: ۱- به نظر میرسد فرهاد شیبانی در تلهی اوزان متغیر و عجیب این ترانه، گیر کرده و هدف اصلی خود را صرفاً رعایت وزن ترانه در نظر گرفته و برای انتقال بهینهی سوژهی اصلی اثر، هزینهی ذهنی زیادی را به لحاظ ادبی صرف نکرده است. به عنوان نمونه در برخی از عبارات، منظور شاعر، دقیقاً مشخص نیست و نیاز به توضیح و تفسیر دارد. مثلاً در :«من شدم رودخونه دلم یه مرداب» «دو ستاره کم میآد»«چو ماهی از آب»«از برکه های خواب بالا نمیره»البته فرهاد شیبانی در ترانههای معروفی نقش ایفا کرده که این نقایص در آن ترانهها ملموس نیست. آثاری همچون: نازی نازکن (با صدای ابی)تنگنا(باصدای فریدون فروغی)باد و بیشه(با صدای ابی)گریه(با صدای گیتی پاشایی)من همینم(با صدای مرجان) سیب (باصدای سیمین غانم)که البته خودمانیبودن کلام واستفاده از اِلِمانهای بسیار ساده در تمام این آثار، یک وجه ثابت است. مشخصهای که در ژانر شعر کودکان نیز، به عنوان یک اصل ثابت، متداول است.۲- تضاد تصویری و معنایی در «گوشهی آسمون پرِ رنگین کمونمن مثِ تاریکی تو مثلِ مهتاب»که در مصراع اول از روشنایی روز، تصویر میسازد و در مصراع دوم از تاریکی شب. این تضاد سبب میشود تا مصراع دوم در ادامهی مصراع اول، معنا نشود.۳- اصطلاح «گل هر آرزو» که مشخص نیست منظور شاعر از به کار بردن این عبارت چیست. زیر همهی آرزوها ممکن است جزء آرزوهای خوب نباشند و درنظرگرفتن یک گل برای همهی آرزوها، نامأنوس مینماید. اگر به جای آن، واژهی «باغچهی آرزو» به کار میرفت، مصداق و مفهوم ملموستری حادث میگردید.@archivetaraneh

