پسری قبل از ازدواج باباش بهش یک نامه داد و گفت شب عروسی اینو به خانومت بده و خود هیچوقت اینو نخون!…
انتشار: 2026/07/01 20:03 UTC
پسری قبل از ازدواج باباش بهش یک نامه داد و گفت شب عروسی اینو به خانومت بده و خود هیچوقت اینو نخون! بابای اون پسر مُرد؛ پسر از یک دختر ثروتمند خواستگاری کرد و شب عروسی طبق وصیت پدر عمل نامه رو به دختر داد و وقتی که دختر اونو خوند یک کشیده به پسره زد و گفت الان منو طلاق بده!از یک دختره فقیر خواستگاری کرد و نامه به دختر داد اونم کشیده زد و طلاق خواست!از فامیل خواستگاری کرد و قبل وارد اتاق شدن نامه رو داد و گفت بگو آیا وصیت بابامو قبول کردی؟ درحالی که چشمان دختر پر اشک شد یک کشیده زد و گفت طلاق!پسر حالش گرفته بود و به قصد سفر سوار هواپیما شد، نزدیک پسر یک دختر نشست در حالی که فکرش رو نامه باباش بود به دختر گفت این ورق وصیت بابام هست، میشه اونو برام بخونی؟ چون گفته من هیچوقت نخونمش، دختر خوند و شروع به گریه کرد و گفت اگه من جای تو بودم خودمو از اینجا مینداختم پایین! پسر هم تصمیم میگیره که خودشو بندازه! وقتی که خودشو پرت کرد به فکرش رسید الان من خودمو کشتم پس حداقل نامه رو میخوندم اما وقتی خودشو پرت کرد نامه هم گم شد و معلوم نیس الان کجاست، از یابنده خواهشمندیم بگه که توی نامه چی نوشته!#داستان✊ @arom_bezan_rosh1 🍿


