کارل جنکینسون بازیکن سابق آرسنال، با انتشار این ویدئو از دنیای فوتبال خداحافظی کرد.با تشکر از همه ک…
انتشار: 2026/08/17 19:57 UTCدریافت: 2026/08/18 07:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 07:00 UTC
کارل جنکینسون بازیکن سابق آرسنال، با انتشار این ویدئو از دنیای فوتبال خداحافظی کرد.با تشکر از همه کسانی که در مسیر من نقش داشتند، از دوران کودکیام در چارلتون گرفته تا آخرین باری که در بروملی فوتبال بازی کردم. از سن ۸ سالگی فوتبال تمام زندگی من بوده است؛ چیزهای زیادی به من داده و من هم چیزهای زیادی به آن بازگرداندهام. در واقع، من تمام وجودم را پای آن گذاشتم.به همین دلیل است که میتوانم با نگاه به دوران حرفهایام، این متن را بدون هیچ حسرتی بنویسم. آیا آرزو دارم بعضی چیزها بهتر پیش میرفت؟ بدون شک. خیلی چیزها. من یک بار از فاصله ۳۰ یاردی گل به خودی زدم. قطعاً بدم نمیآمد که آن صحنه را از تاریخ پاک کنم. اما آیا این لحظات بد یا دشوار هرگز به خاطر کمکاری یا کمبود تلاش بود؟ خیر. همانطور که گفتم، من هر روز تمام وجودم را وقف فوتبال کردم.و گمان میکنم این متن را به این دلیل مینویسم چون میبینم این مفاهیم این روزها تا حدی کمرنگ شده است. نمیدانم آیا شبکههای اجتماعی تصویر خاصی از ظاهر و زندگی یک فوتبالیست میسازند یا نه، اما میخواهم شفاف بگویم: پشت صحنه، این بازیکنان بزرگ طوری تمرین میکنند که انگار زندگیشان به آن بستگی دارد. الکسیس سانچز، فوقالعاده بود! او در هر جلسه تمرینی طوری تمرین میکرد که انگار آخرین جلسه تمرین زندگیاش است. آنهایی که اینطور نیستند، در نهایت از گردونه خارج میشوند؛ حتی زمانی که واقعاً، واقعاً بازیکنان خوبی باشند. من این اتفاق را برای بازیکنان جوان و استعدادهای حرفهای زیادی دیدهام که تلاش میکردند در این ورزش نامی برای خود دست و پا کنند.هر روز تمام تلاش خود را به کار بگیرید، به مربیان خود گوش دهید و از بازیکنانی که قبلاً به جایی رسیدهاند که شما میخواهید برسید، یاد بگیرید. چون اگر موفق نشوید و دلیلش این باشد که مغرور شدید و خودتان را گم کردید، این موضوع بعدها در زندگی بار سنگینی روی دوشتان خواهد بود.من در طول دوران حرفهایام خیلی از کمبود اعتمادبهنفس رنج بردم؛ موضوعی که برایم عجیب بود چون پدرم همیشه تا حد ممکن به خودش اعتماد داشت. افراد زیادی را دیدم تا بلکه بتوانم چیزی را در درونم آزاد کنم و آن باور درونی را بیابم. آرسن ونگر به من میگفت: «زنجیرها را از پایات باز کن». و من در دلم میگفتم: «دارم سعیام را میکنم رئیس». اما مطمئنم همان عدم امنیت خاطر بود که به من انگیزهای داد تا بیشتر از هر کس دیگری بدوم و سختتر تمرین کنم. در نهایت، همین ویژگی به من اجازه داد در بالاترین سطح بازی کنم، چون از نظر بدنی مثل یک ماشین بودم و به این موضوع بسیار افتخار میکردم. آیا این ویژگی برای من یک موهبت بود یا یک نفرین؟ فکر میکنم ترکیبی از هر دو. اما شما فقط میتوانید با کارتهایی که به شما داده شده بازی کنید و سعی کنید بهترین بهره را از آنها ببرید.همه اینها را مینویسم به این امید که شاید برخی بازیکنان جوان آن را بخوانند. شما جوانها این روزها اعتمادبهنفس بسیار بالایی دارید! کاش میتوانستم کمی از آن را بدزدم و با خودم به گذشته ببرم؛ اما اعتمادبهنفس بدون تلاش، پشتکار و داشتن آن شعله درونی برای پیشرفت روزانه، شما را به جایی نخواهد رساند. بازیکنان جوان کمتری را میبینم که تمرینات اضافی انجام دهند، روی مهارتهایشان کار کنند یا بعد از تمرین دویدنهای اضافه داشته باشند. به من اعتماد کنید، اگر این بخش را نادیده بگیرید آینده حرفهای نخواهید داشت.سعی کنید «نقطه تعادل طلایی» را پیدا کنید. به همین دلیل است که عاشق بازیکنانی مثل بوکایو ساکا هستم. او آن پرستیژ و اعتمادبهنفس را دارد، اما کافی است به مصاحبههای بعد از بازیاش گوش کنید تا ببیند هرگز تواضع و فروتنی خود را از دست نداده است. نقطه تعادل را پیدا کنید.امیدوارم مطالب بالا برای کسی ارزشمند باشد. نمیخواستم یک پست کلیشهای و معمولیِ خداحافظی با مضمون «ممنون بابت همه چیز» بنویسم، چون به نظرم فرصتسوزی میآمد. اگرچه البته از دوستان، خانواده، مربیان، مدیران و البته هوادارانی که در این مسیر همراه من بودند بسیار سپاسگزارم. مشتاقم ببینم زندگی در ادامه چه چیزی برایم در نظر گرفته است.ارادت،جنکو🌐 www.Arsenal.ir🆔 @Arsenalir



