🌒 #کتاب بورخس در کوی میکده پوتینهای زهوار در رفته عملیاتهای قبلی پای کادری ها بود. گفتند پوتین نر…
انتشار: 2026/08/04 12:58 UTCدریافت: 2026/08/15 03:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:52 UTC
🌒 #کتاب بورخس در کوی میکده پوتینهای زهوار در رفته عملیاتهای قبلی پای کادری ها بود. گفتند پوتین نرسیده. ما بسیجیها با کتانی سورمه ای چهار خط راه افتادیم. تخت نرمی داشت. جان میداد برای پیاده روی و کوهنوردی. بیستم تیرماه، به ستون یک از مارپیچ دره منتها به قَمیش، بالا خزیدیم. به پدافندی رسیدیم. بچههای گردان قمر بنی هاشم آباده، خط را تحویلمان دادند. گفتند:«پا تو دره نذارید که جهنمه.»هفت روز بعد، لابه لای انفجارها، خبر نصف و نیمه ای از قطع نامه به گوشمان خورد. گمان کردیم که جنگ تمام شده. دو سه نفر زارزار زدند زیر گریه. یکی وسط گریه هایش گفت یاد سید حمید. اسم سید حمید بقیه را گریه انداخت. سید حمید مثل ما نبود. زن و پسر دو ساله و کار و آرزوی شهادت را با هم داشت. معلم بیشتر بسیجیهای گردان بود. شب اول که پایمان را گذاشتیم توی دره، شهید شد.📝جناب #علیرضا_نعمت_الهی👉 @art_prism

