صدای شکستنِ بغضت در نماز بر پیکر حاجقاسم میپیچد تو گوشم: «و الحقنا بِهم و ارزُقنا الشَهادة فیسَ…
انتشار: 2026/07/05 08:53 UTC
صدای شکستنِ بغضت در نماز بر پیکر حاجقاسم میپیچد تو گوشم: «و الحقنا بِهم و ارزُقنا الشَهادة فیسَبیلک یامولای…»ما همه در آن لحظهٔ تَرک برداشتن بغضِ شریفت شکستیم، صدای شکستنمان تا هفت آسمان رفت. آسمان همه شاهد بود که گفتیم خدایا! کاش بمیریم اما دیگر بغضِ تو را نبینیم. کاش میمُردیم اما صدای تو نمیلرزید. شب و روز دعای قنوتمان این بود که کاش به اندازهٔ لحظهای زودتر از رفتنِ تو، رفته بودیم. اما زورِ همان دعای تو از همهٔ قنوتهای ما بیشتر بود آقا. نورِ تابیده بر صورتت کار خودش را کرد. سجدههایِ عزیزت کار خودش را کرد. کاش دعای دیگری بلد بودیم…اللهم انّا لانَعلممنه الاخیراً…خدایا! او تمامِ خوبیها بود، او خودِ خیر بود. او خیرِ کثیری بود که به ما عطا کرده بودی. ما از او جز خوبی نیاموختیم. خدایا! ما بلد نبودیم؛ اما دوستش داشتیم. خدایا، مراقبش باش.من امروز، از قیامت میآیم…

