حالا که آسمانِ جنوب از بمب و موشک سرخ شده از کنجِ عافیتتان بیرون خزیدهاید و با پوزخند طعنه میزن…
انتشار: 2026/07/16 06:53 UTC
حالا که آسمانِ جنوب از بمب و موشک سرخ شده از کنجِ عافیتتان بیرون خزیدهاید و با پوزخند طعنه میزنید که «بسمالله حزباللهیها! بروید جنوب بجنگید»؟ شما برای ما رجزِ میدان میخوانید؟آن روزی که همین جوانهای سینهزن، کیلومترها دورتر از مرز رفتند تا خنجرِ کثیفِ داعش به گلویِ ناموسِ این وطن نرسد، شما در کافههای امنتان قهوه هم زدید و با وقاحت طعنه زدید که اینها «مدافعانِ اسد» هستند! آن روزی که همین بچهها در هشت سال نبردِ نابرابر، گوشت و استخوانشان را سدِ راهِ تانکهای صدام کردند تا وجبی از این خاک کم نشود، شماها کجا بودید؟ که امروز با افتخار مینویسید اگر دستمان برسد تابلوی اتوبانِ «همت» را پایین میکشیم و نامِ «لیندزی گراهام» را روی آن میخ میکنیم!همین چند وقتِ پیش، وقتی تروریستهای وطنی در همین خیابانها عربده میکشیدند و امنیتِ مردم را سر میبریدند، چه کسی سینهاش را سپر کرد؟ وقتی تنِ غرقِ خونِ روحالله عجمیان مظلومانه روی آسفالت کشیده میشد و بدنِ لهشدهی «آرمان علیوردی» زیرِ لگدهای کینهی تروریستها قطعهقطعه میشد، شما بودید که سوت و کف میزدید و برای قاتلها هشتگ میزدید!حالا ما را به میدان حواله میدهید؟ دهانتان را ببندید! شما به همان نامهنگاریهایِ فدایتشوم برای اربابانتان برسید! این ژستها به شما تروریستها نیامده!

