🐴 روایت چاربداران اشکورسالها پیش، وقتی هنوز جادهای ماشینرو در اشکور نبود، راهها را چاربداران می…
انتشار: 2026/08/19 17:56 UTCدریافت: 2026/08/20 19:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 19:55 UTC
🐴 روایت چاربداران اشکورسالها پیش، وقتی هنوز جادهای ماشینرو در اشکور نبود، راهها را چاربداران میشناختند؛ مردانی صبور، امانتدار و خستگیناپذیر که با اسب و. قاطرهایشان از روستاهای اشکور تا رحیمآباد و کلاچای سفر میکردند.🔔صدای زنگولهی قاطرها در دل کوه میپیچید و خانههای مردم، مأمن و پناه مسافران بود. درهایی که بیقفل بود و دلهایی که بیریا؛ بارها در ایوان میماند و هیچکس نگران چیزی نبود.هر قاطر حدود ۹۰ تا ۱۰۰ کیلو بار حمل میکرد؛ اما سنگینتر از بار، مسئولیت رساندن امانت مردم بود.چاربداری فقط شغل نبود؛عشق بود، امانت بود، رفاقت بود و بخشی از هویت اشکور❤️امروز شاید دیگر صدای زنگ قاطرها در درههای اشکور شنیده نشود؛ اما اگر گوش جان بسپاری، شاید هنوز در باد کوهها و جادههای اشکور، صدای نعل قاطری را بشنوی که به یاد آن مردان راستدل، راهی دوردست را میپیماید؛ با باری از عشق و امانت.یاد مردانی که از دل کوه میگذشتند تا نه فقط بار، که اعتماد مردم را به مقصد برسانند، گرامی باد. ❤️#اشکور_بهشت_ایران❤️ @Ashkevariha✅رسانه اشکوریها☝️




