پنجرههای خانهام دست به گریبانِ دیوارندهر شب فرو ریخته هایم رااز پلهها جارو کردمتا کلاغها نفهمن…
انتشار: 2026/07/16 17:09 UTCدریافت: 2026/08/08 03:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 03:20 UTC
پنجرههای خانهام دست به گریبانِ دیوارندهر شب فرو ریخته هایم رااز پلهها جارو کردمتا کلاغها نفهمند درنبود کسی ویرانگی ام را آجر از آجرِ تنم برداشتهو به لجبازیِ خاک سپردم،با خوابِ زنانیکه در بالشهای خالیشانه به گیسویِ باد داشتندکلیدش رادر لجاجتِ رودخانه انداختمآنگاه زنی شدمبا دستهای خالیزنی از سالهای دورزنی کهآرامآرامخودش رادار زدصبح که شدهیچ دری نشکستفقطریشه در تاریکیجای خودش را پیدا کرده بود#ثریا_حاجی_زاده