."تا به کی از سخن عشق گریزان باشم؟از تو ننویسم و هربار پشیمان باشم؟.پاک کردی عرق شرم ز پیشانی مست…
انتشار: 2018/07/09 05:18 UTCدریافت: 2026/08/18 16:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 16:07 UTC
."تا به کی از سخن عشق گریزان باشم؟از تو ننویسم و هربار پشیمان باشم؟.پاک کردی عرق شرم ز پیشانی مستپس روا نیست من اینگونه پریشان باشم.کیمیا خاک کف پای غلامان شماستکیمیایی بده تا جابر حیّان باشم.نمی از چشمه ی توحید مفضّل کافی ستتا به چشمان تو یک عمر مسلمان باشم.غم حدیثی ست که در چشم تو جریان داردباید از حادثه ی چشم تو گریان باشم.مثل این بیت برایت حرمی می سازمتا در آیینه ی ایوان تو حیران باشم.حرف آیینه و ایوان شد و دلتنگ شدمکاش می شد حرم شاه خراسان باشم."صبح صادق ندمد، تا شب یلدا نرود"کاش در صبح ظهور آینه گردان باشم".شاعر: سید جواد میرصفی@Asil_Saffron



