کاسمسا؛ میراثی از مهربانیبعضی واژهها فقط یک کلمه نیستند؛ تاریخ یک سرزمیناند. «کاسمسا» از همان واژ…
انتشار: 2026/07/14 16:47 UTC
کاسمسا؛ میراثی از مهربانیبعضی واژهها فقط یک کلمه نیستند؛ تاریخ یک سرزمیناند. «کاسمسا» از همان واژههاست؛ واژهای که با شنیدنش بوی نان تازه، آش داغ و عطر مهربانی مادران قدیمی درشهر وروستا میپیچد.کاسمسا یعنی سهم همسایه از سفره ما. یعنی اگر در خانهای غذایی پخته میشد، پیش از آنکه اهل خانه دور سفره بنشینند، مادری کاسهای را پر میکرد و به دست فرزندش میداد و میگفت: «این را برای همسایه ببر.»آن روزها مردم باور داشتند که برکت سفره در بخشیدن است. شاید سفرهها ساده بود، اما دلها بزرگ بود. هیچکس نمیپرسید همسایه چه دارد؛ همه میاندیشیدند که مبادا همسایه از غذای گرم بیبهره بماند.چه مادران بزرگواری که امروز تنها خاطرهای شیرین از آنان باقی مانده است؛ زنانی با دستهای پینهبسته و دلهایی به وسعت آسمان. آنان بیآنکه سخنی از محبت بگویند، محبت را زندگی میکردند. با همان کاسههای ساده، درس انسانیت، همدلی و همسایهداری را به فرزندانشان میآموختند.هنوز هم بسیاری از سالخوردگان، صدای مادر یا مادربزرگشان را به یاد دارند که میگفت: «اول کاسمسا را ببرید، بعد غذا را بکشید.» همین یک جمله، دنیایی از فرهنگ، ادب و نوعدوستی را در خود داشت.امروز خانهها نوسازتر شدهاند، اما گاهی فاصله دلها بیشتر از دیوارهاست. شاید وقت آن رسیده باشد که دوباره «کاسمسا» را زنده کنیم؛ نه فقط با کاسهای غذا، بلکه با مهربانی، احوالپرسی، دستگیری از همسایه و یادآوری اینکه انسان بودن، زیباترین میراث پدران و مادران ماست.کاسمسا فقط یک کاسه غذا نبود؛ کاسهای پر از عشق بود که از خانهای به خانه دیگر میرفت و دلها را به هم پیوند میداد. کاش این واژه زیبا، مانند بسیاری از رسمهای نیک نیاکانمان، هرگز از یاد نرود. «کاسمسا فقط یک کاسه غذا نبود؛ کاسهای پر از عشق بود که از خانهای به خانه دیگر میرفت و دلها را به هم پیوند میداد.»@asredelfan


