آوردهاند پیری بر مسند کاری نشسته بود و دیگر توان اداره آن را نداشت.خیرخواهی به او گفت:«گاهی بزرگت…
انتشار: 2026/08/10 12:24 UTCدریافت: 2026/08/11 06:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 06:22 UTC
آوردهاند پیری بر مسند کاری نشسته بود و دیگر توان اداره آن را نداشت.خیرخواهی به او گفت:«گاهی بزرگترین خدمت آن است که انسان، پیش از آنکه دیگران او را کنار بگذارند، خودش جای خود را به تواناتر از خویش بسپارد.»پیر لبخندی زد و گفت:«من از این صندلی خستهام، اما صندلی هنوز از من خسته نشده!»خیرخواه گفت:«مشکل همینجاست؛ ظاهراً اینجا صندلیها بیشتر از آدمها عمر میکنند!»و چنین شد که پیر ماند، صندلی ماند، اما توان اداره کردن، سالها پیش استعفا داده بود!@astaneharak


