🔶️"نگاهی کوتاه به نظریه توسعه از منظر آزادی"نویسنده: آرزو مرادیدر دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم،…
انتشار: 2022/12/09 17:30 UTCدریافت: 2026/08/18 16:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 16:20 UTC
🔶️"نگاهی کوتاه به نظریه توسعه از منظر آزادی"نویسنده: آرزو مرادیدر دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم، ارتقای کیفیت زندگی و رفاه انسان و دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی از اهداف اصلی کشورهاست. در این راستا هر کشور به ویژه کشورهای جهان سوم به دنبال تدوین استراتژی و سیاست خاصی بوده اند. در این بین کشورهایی که در آنها نسبت مشارکت عمومی بیشتر بوده موفقیت های بیشتری نیز مشاهده شده است. در طی این تصمیم ها و راهبردهای مهم است،که راه را برای اعضای جامعه هموار کرده، تا افراد به عنوان اشخاص آگاه و مسئول عمل کنند.موضوعی که بیش از هر چیز ذهن ها را به خود مشغول کرده است، رابطه آزادی و توسعه وتاثیر متقابل بین این دو پدیده می باشد. از یک سو، توسعه اقتصادی منافع بیشتری را برای مردم به ارمغان می آورد یعنی:افراد جامعه از امکانات رفاهی، آموزشی، بهداشتی و غیره استفاده می کنند و باعث گسترش آگاهی در بین مردم می شود.در خوش بینانه ترین حالت توسعه اقتصادی شامل فرصت هایی تا حدی غیر تبعیض آمیز برای اکثریت افراد جامعه با طیف متنوع قومیت هاویژگی های مذهبی،برای بهره برداری از منابع اقتصادی برای تولید،مبادله و اهداف زیرساختی و تخصیص منابع بر اساس توانایی را فراهم می کند.فرصت های ذکر شده معمولا با افزایش تولید ناخالص داخلی و افزایش درآمد سرانه ایجاد می شود.و از سوی دیگر، آزادی با ایجاد بستری مناسب باعث افزایش مشارکت در فرآیند توسعه و گسترش عدالت اجتماعی پایدار و برابری فرصتها برای افراد و از همه مهم تر باعث افزایش رضایتمندی مردم می گردد.آزادی اقسام گونا گونی دارد ولی به طور عمده در 5 گروه می توان تقسیم بندی کرد که شامل:آزادی های سیاسی، فرصت های برابر اقتصادی و اجتماعی، شفافیت و حمایت تضمین شده سیستم.هر یک از انواع آزادی به عنوان نیروی محرکه برای تقویت دیگر آزادی ها عمل می کند و نا خودآگاه بستر لازم برای گسترش انواع دیگر آزادی ها را فراهم می کند. در شکل گیری آزادی ارزش ها نقش اساسی را ایفا می کنند، که خود این ارزش ها حاصل مراودات اجتماعی، بحث ها و گفت و گوها می باشد.مطالعات توسعه نشان می دهد که ترویج آزادی هم هدف و هم وسیله توسعه است. به عبارتی توسعه نیافتگی نوعی نا آزادی است، که انسان را از رسیدن به توانمندی های بالقوه ای که در وجودش هست باز می دارد.از طرفی عده ای باور دارند که گسترش انواع آزادی های باعث کاهش رشد اقتصادی خواهد شد. در مواجه با این نظریه دو نوع ترتیبات اجتماعی را می توان مورد بررسی قرار داد:"الف" طرح رشد مبنا و "ب" طرح حمایت مبنا. در طرح رشد مبنا توجه اساسی بر رشد اقتصادی می باشد به عبارتی این باور وجود دارد که در ابتدا به درجه ای رشد از اقتصاد باید رسید بعد بستر های لازم برای گسترش انواع دیگر آزادی ها را فراهم کرد.ب: طرح حمایت مبنا: این طرح منتظر رشد اقتصادی نمی ماند و به گسترش انواع دیگر آزادی ها، با اولویت قائل شدن برای خدمات اجتماعی، آموزش، امنیت، به بهبود کیفیت زندگی مردم توجه ویژه دارد.در این طرح با گسترش آزادی و مردم سالاری با تبادل و همکاری مردم باهم موجب کاهش هزینه های دولت شده و باعث افزایش اعتماد و انگیزه های اقتصادی می شود.البته تاثیر فرعی چنین سیاستی که استفاده از نیروهای کار برای خدمات اجتماعی است، به طور مستقیم باعث افزایش اشتغال خواهد بود. مانند چین، سریلانکا. بنابراین از این منظر، توسعه تنها زمانی حاصل می شود که عناصر ضروری ضد آزادی حذف شده باشند. (ژنگ و کارستن استال، 2011).مایکل تودارو از آزادی به عنوان خالق توسعه یاد کرده است، از طرفی آمارتیا سن نشان داد که برای دستیابی کشورها به توسعه، هر عاملی که انسان را از دستیابی به آزادی محدود کند باید حذف شوند. وی در مورد نقش آزادی می گوید: «مجموعه ای از نهادهای متنوع مانند:بازارها، مجلس قانونگذاری، احزاب سیاسی، سازمان های غیردولتی، و رسانه ها، ......و تاثیری که ازطریق روند طی شده به وسیله آنها بر تقویت و حفظ آزادی های فردی می گذارند، حائز اهمیت است.دستیابی به توسعه مستلزم درک یکپارچه و همه جانبه از نقش های مربوط به این نهادهای مختلف و تعامل آنها با سایر نهادها است که باعث شده جنبه های مختلف و ابعاد متفاوتی به خود بگیرند.کانون آذربایجان شناسی دانشگاه تبریز(آزربایجان تانیتیم اوجاغی) @ato_tabrizu
