شکسته شدن بیعت رومیان با موریس امپراتور روم و فرستادن چوبه دار عیسی از اورشلیم به نزد خسرو پرویز#مس…
انتشار: 2026/08/13 16:09 UTCدریافت: 2026/08/18 14:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 14:40 UTC
شکسته شدن بیعت رومیان با موریس امپراتور روم و فرستادن چوبه دار عیسی از اورشلیم به نزد خسرو پرویز#مسیحیت_در_ایران #کتاب_مرجع #ساسانی#ایرانشناسی خسرو شنید که رومیان بیعتشان را با موریق شکسته و او را کشته اند، بسیار برانگیخته شد و آن را زشت دانست و در خشمی گران فرو رفت. وی به پسر موریق که به سایه او گریخته بود، پناه داد، و تاج بر سرش نهاد و او را پادشاه رومیان بشناخت (۱) و آنگاه او را با سپاهی گران به سالاری سه تن از سرداران خود، باز فرستاد.(۲) از این سرداران یکی به نام رمیوزان (۳) بود که خسرو او را به شام روانه کرد که آنجا را بگشود (۴) و تا سرزمین فلسطین برفت.(۵) او به شهر اورشلیم در آمد(۶) و اسقف آنجا و کشیشانی که در آن شهر بودند و دیگر مسیحیان را بگرفت و آنان را در مورد چوب دار عیسی که در جعبه ای زرین نهاده و در باغی به زیر خاک کرده بودند و روی آن سبزی کاشته بودند، سخت بازخواست کرد تا اینکه آنان نهانگاه آن را بدو نمودند. وی آن جای را بکاوید و دار را به دست خود بیرون آورد و پیش خسرو فرستاد و این در بیست و چهار مین سال پادشاهی او بود.(۷)(ص ۱۹۱ _ ۱۹۲)تعلیقات:۱) شایعه بوده است، نک. نولدکه، همانجا و بازورث - طبری، ص ۳۱۷، ی ۷۴۳.۲) خسرو مدتها پیش منتظر بود فرصتی یابد و به امپراتوری روم تازد. واقعه موریس و پناه بردن شاهزاده خیالی(؟)، این فرصت را بدو داد. ۳) این نام تحریفی است از لقب رَزمیوُزن «جنگجو» ( واژه «رزم یوز» را در فردوسی داریم)، که به ریختهای گوناگون آمده است: به ارمنی رُميزُن (Romizon) و ایرَزمَن (Erazman)، به سریانی رومیزان (Rõmīzān) و حتی روزی بهان (رُزیِ بَهن!)؛ سبئوس در یک جا به درستی خُرِئم رزمیزن دارد( ترجمه، ص ۶۸)، و تئوفانس (ص ۲۰۲) خُریانیس رَسميوزن، و تومانس ارتسرونی خرییم رزمَيوزن (Xorem Razmayuzan) = فرخان رزمیوزن آورده اند. موسی دسخرونی (دوم، بند ۱۰= ترجمه، ص ۷۷) می گوید: وقتی خسرو پیروزیهای درخشان این سردار را، که به غرب فرستاده بود، دید «او را که نام حقیقی اش خرئم [Xoream = فرخان] بود هر از گاهی به نامی ستایش آمیز لقب داد: گاهی او را رزمیوزن (رزم جو) می خواند و گاهی شهروَرَز (Sahrvaraz) (شهروراز [یعنی، ورازِ ایرانشهر]) می نامید». این گواهی بود که بالاخره کلید مشکلات عدیده مربوط به این نام و ارتباطش با دو سردار دیگر را به دست داد و معلوم شد که فرخان، هم رَزمیوزن لقب داشته است و هم [ایران-] شهروراز، نک. نولدکه، ترجمه تاریخ بی نام گوئیدی، ص ۲۴، ی ۴( و نولدکه - طبری، ص ۲۹۰، ی ۳)؛ یوستی، نامنامه ایرانی، ص ۶۰ گرگوار، «قهرمانان گمنام شرکان و رومیزان»، با هوشیاری تمام متوجه شد که داستان بسیار دلکش و بلند شرکان و رومیزان در هزار و یک شب از قصه های رایج درباره این سردار درست شده بوده است و با داستانهای سرداران دیگر خسرو در آمیخته است. یکی دیگر از سرداران بزرگ خسرو را «شهر پلنگان»، یعنی «پلنگ ایرانشهر»، لقب بود (سبئوس، ترجمه، ص ۶۶)، که به ارمنی شهر پلنکن (šahrplankan) و به یونانی سَرَبلنگاس (Sarablangās)(تئوفانس، ترجمه، ص ۴۴۱ و بعد) نوشته اند، نک. نولدکه - طبری، ص ۲۹۲، ی.۴) منابع مربوط به جنگهای خسرو را راولینسن و نولدکه و اشتاین و هوارد - جانستن و دیگران به دقت بر رسیده اند، و مجموعه ای از آنها در ترجمه انگلیسی با تفسیر و ارجاع به تحقیقات جدید را در گریت رکس - لیو، ص ۲۳۷-۱۸۲ می یابید. این اثر اخیر کار ارجاع تفصیلی به مراجع را در اینجا رفع می کند. سوریه در ۶۰۶ م فتح شد: تئوفانس، ترجمه، ص ۹۹ و ۲۹۳ و ۲۹۵. درباره این لشکر کشی نک. پایین تر، ی ۱۰۳۰.۵) انطاکیه خود تسلیم شد (سبئوس، ترجمه ۶۲). دمشق در ۶۱۳م گشوده شد..۶) این واقعه در تابستان ۶۱۴م اتفاق افتاد، و در مورد آن چند روایت عمده در دست داریم، که یکی را - که به عربی است - پیترز در مجموعه انتشارات دانشگاه سن ژوزف بیروت، ج ۹، ۱۹۲۳ چاپ کرده است. منابع دیگر عبارت اند از: تاریخ پاسکال (ترجمه، ص ۱۵۶)؛ نیکوفوروس (فصل ۱۲)؛ تئوفانس (با تاریخی که یک سال عقب است) و سبئوس، فصل ۴. بهترین روایت از آنِ یک شاهد عینی به نام آنتیوخوس استراتگیوس است که به نام فتح اورشلیم به دست ایرانیان با ترجمه فرانسوی و تفسیر تاریخی توسط گاریته به سال ۱۹۶۰ چاپ شده است، و در آن می گوید که ایرانیان اسرا را واداشتند صلیب منسوب به عیسی را له و پایمال کنند. این روایت از شاهد عینی مخالف فرستادن صلیب به ایران و بازگشتن آن در ۶۲۹ م است. اگرچه هم ایرانیان آن زمان و هم مسیحیان نفع خود را در آن می دیده اندکه بگویند صلیب حقیقی باز گردانده شد.۷) مقصود از اسقف، بطریق زکریاست.(ص ۶۱۷ _ ۶۱۸)📚بن مایه: شهبازی، علیرضا شاپور. تاریخ ساسانیان (ترجمه بخش ساسانیان از کتاب تاریخ طبری و مقایسه آن با تاریخ بلعمی). ترجمه و تحقیق و تعلیقات علیرضا شاپور شهبازی. مرکز نشر دانشگاهی . سال ۱۳۸۹@atorabanorg

